اول آذر يك
روز فراموش
نشدني است .
درست مانند 16 آذر
و 18 تير . اين سه
روز براي
هميشه در
تاريخ ثبت مي
شود . سه روزي
كه دست
سركوبگر
ارتجاع ،
فرياد نه و
اعتراض را در
گلوي مبارزان
عدالت طلب و
آزادي خواه
خفه كرد .
اول آذر ،
سالگرد
قتلهاي
زنجيره اي نام
گرفته شده . اول
آذر 1377 هجري
شمسي در تهران
، ((
پروانه
اسكندري )) و
(( داريوش
فروهر )) با
ضربات چاقوي
باند سعيد
امامي به قتل
رسيدند . گرچه
پديده اي به
اسم قتلهاي زنجيره
اي به همين دو
نفر و به همين
سال محدود نمي
شود . ريشه
اصلي آن از
دهه 60 و با
تصفيه
مخالفين نظام
جمهوري
اسلامي آغاز
شد و ظاهراً
در اول آذر 1377
پايان پذيرفت
.
با گذشتن 5
سال از افشا
شدن نام آمرين
اين قتلها ،
كاملاً بر همه
روشن شد كه
مسئولين
حكومت اعم از
محافظه كار و
اصلاح طلب مايلند
كه پرونده
قتلهاي
زنجيره اي
مانند پرونده
هاي ديگري چون
30 خرداد 60 ،
شهريور
1367 ، انقلاب
فرهنگي و
اخراج
دانشجويان و
استادان در
ارديبهشت 59 ،
رستوران
ميكونوس
آلمان ،
پرونده رفيق
دوست ،
كرباسچي ،
شهرام جزايري ،
آقازاده
المكاسب و
دهها نمونه
اينچنيني ،
شامل مرور
زمان شود و از
خاطر مردم
برود . البته
تا حدودي هم
در اين كار
موفق بودند .
چرا كه پس از 5
سال اكنون
ديگر بسياري
از مردم به
كلي اين
پرونده را
فراموش كردند
.
در سالهاي
77 و 78 و حتي 79 هنوز
در بين مردم
در اين مورد
بحث مي شد .
تقريباً همه پيگير
اين پرونده
بودند .
با گذشت 5
سال
دستاوردهاي
اين پرونده چه
بود ؟ سعيد
امامي معاون
وزير اطلاعات
در دوره فلاحيان
و مشاور وزارت
اطلاعات در
دوره دري نجف
آبادي كه كليد
اصلي اين
پرونده بود ،
ظاهراً با
داروي نظافت
در زندان اوين
خودكشي كرد يا
او را خودكشي
دادند . (( ناصر
زرافشان ))
وكيل شجاع
پرونده قتلهاي
زنجيره اي به
دليل افشاگري
و پي گيري اين
پرونده به
زندان افتاد .
پرونده از
حالت يك قتل و
ترور سياسي به
يك جنايت
كيفري و عادي
درآمد و
شاكيان خصوصي
پرونده ،
پرستو فروهر و
خانواده او از
مجازات
عاملين اين
قتلها چشم
پوشي كردند .
فقط براي
اينكه آمرين و
دستور
دهندگان را به
دام اندازند و
آنها را افشا
كنند .
اول آذر 1377
روز قتل
داريوش فروهر
و همسر او
پروانه
اسكندري است .
اما ليست بلند
بالايي از كساني
كه طي اين 25 سال
چه به شكل
ترور سياسي و
چه به شكل
مجازات اعدام
و قتل عام ،
كشته شدند ،
وجود دارد .
كافيست به اين
ليست مراجعه
كنيد ( در سايت
هاي حقوق بشر
فارسي ) تا
دريابيد كه قتل
و كشتار و
زندان به امري
روزمره تبديل
شده است .
در واقع
مسئولان
حكومتي از هر
دو طيف محافظه
كار و اصلاح
طلب از لوث
شدن و عادي
شدن اين مسئله
كمال بهره را
مي برند . وقتي
ميزان حساسيت
مردم در اين
موارد پايين
مي آيد . ميزان
برخورد و
سركوب نيز
بالا مي رود .
اكنون هر
روز در رسانه
هاي داخلي و
خارجي خبر دستگيري
، زندان ،
بازداشت ،
احكام كميته
هاي انظباطي
دانشگاهها و …
را مي شنويم .
ولي گويا براي
مردم ديگر
فرقي نمي كند
و اگر يك روز
خبر بازداشت و
زنداني شدن كسي
را نشنوند ،
حتي تعجب هم
مي كنند .
خطر در
كمين است .
اكنون درست
مثل سال 67 است .
نبايد
بگذاريم با غير
حساس شدن و بي
تفاوتي مردم و
رفع فشارهاي بين
المللي بر
ايران واقعه
تابستان 67
تكرار شود .
سال 67 جنگ
پايان پذيرفت
و ايران قطع
نامه شوراي
امنيت سازمان
ملل را پذيرفت
. پس از آن فارق
از هرگونه
فشارهاي بين
المللي تصفيه
مخالفان شروع
شد . اكنون سال 82
ايران پروتكل
الحاقي آژانس
بين المللي
انرژي اتمي را
پذيرفته .
آمبئي ليگابو
نماينده
كميسيون حقوق
بشر سازمان
ملل نيز قانون
اساسي و
قوانين عادي
جمهوري
اسلامي را در
تضاد با منشور
حقوق بشر
سازمان ملل
ندانسته .
جمهوري اسلامي
در قضيه اعضاي
القاعده و صلح
خاورميانه نيز
كاملاً در صدد
همكاري با
نهادهاي بين
المللي و
اروپا و
آمريكاست .
بنابراين
كليه فشارهاي
خارجي از
ايران
برداشته
خواهد شد . اگر
چشمها را روي
هم بگذاريم .
به زودي واقعه
تابستان 67
تكرار خواهد
شد . بايد به
دانشجويان ، دانش
آموزان ،
معلمان ،
استادان ،
كارگران ، كارمندان
، جوانان
بيكار و
بازنشسته ها و
… گفت : كه
اين پرونده
پرونده شماست
. اين پرونده فرياد
انتقام شماست
. اين پرونده
فرياد آزادي خواهي
و عدالت طلبي
شماست . اول
آذر ، 16 آذر و 18
تير به همه
مردم تعلق
دارد . داريوش
فروهر و
پروانه
اسكندري
متعلق به
فرزندان و خانواده
خود نيست .
متعلق به
طرفداران او
در حزب ملت هم
نيست . برخي
عقايد داريوش
فروهر و پروانه
اسكندري
كاملاً پيشرو
و مدرن بود و
برخي از عقايد
آنها نيز
كاملاً
ارتجاعي و
سنتي . ولي
داريوش فروهر
و پروانه
اسكندري يك
عقيده نيستند
كه از آنها
دفاع كنيم .
آنها سمبل
فرياد اعتراض
و(( نه )) سركوب
شدگان و به
حاشيه رانده
شدگان و تحقير
شدگان و
محرومان
جامعه هستند .
اگر امروز در
برابر كشته
شدن مبارزين ،
به زندان رفتن
جوانان و
دانشجويان ،
اعتراضات
كارگران و
معلمان بي
تفاوت باشيم ،
فردا ديگر حتي
كوچكترين حق
خود را نيز نمي
توانيم
مطالبه كنيم .
رمز پيروزي ما
اتحاد و
همبستگي و
اعتراض است .
بايد به
مسالمت جوياني
چون پرستو
فروهر دختر
داريوش فروهر
و ديگراني كه
با او هم
عقيده اند گفت
كه اكنون پس
از گذشت 5 سال
به ما و شما
ثابت شده كه
با پيگيري
قانوني اين
پرونده به هيچ
نتيجه اي
نخواهيم رسيد
. آمرين و
دستور
دهندگان
قتلهاي
زنجيره اي با
پي گيري
قانوني
دستگير و
مجازات
نخواهند شد .
قتلهاي
زنجيره اي
براي تثبيت
موقعيت اربابان
و صاحبان قدرت
انجام شد . اين
امر كاملاً
طبيعي است و
آنها براي
اهداف و ارزشهاي
خود مرتكب
چنين كاري
شدند و كاملاً
هم حق داشتند .
ولي اگر
ديروز هنگامه
قدرت نمايي
آنها بود و امروز
پاسخ ما را با
زندان مي دهند
، فردا نوبت ماست
. فردا هنگامه
فرياد انتقام
است . اگر آنها
حق داشتند و
حق دارند كه
در جهت اهداف
و آرمانها و
ارزشهاي سنتي و
ارتجاعي خود ،
مخالفاشان را
از صحنه
روزگار حذف
كنند ، ما نيز
حق داريم كه
در جهت اهداف
و آرمانها و
ارزشهاي مدرن
خودمان
انتقام سركوبها
و تحقيرها و
محروميت ها و
فقرها و
رنجهايمان را
از آنها
بگيريم . اول
آذر روز فرياد
انتقام است .
بايد به
صاحبان قدرت
فشار بياوريم
تا آمران و
دستور
دهندگان
قتلهاي زنجيره
اي را تحويل
ملت دهند .
بايد به
صاحبان قدرت
گفت ديروز و
امروز شما براي
ما تعيين
تكليف مي
كرديد و معيار
حق و باطل بوديد
ولي فردا اين
ماييم كه مي
گوييم حق چيست
. اين ماييم كه
براي شما
تعيين تكليف
خواهيم كرد .
اول آذر را به
خاطر بسپاريد
. اين روز ، روز
فرياد خشم و
خروش و انتقام
دانشجويان ،
كارگران ،
معلمان ، دانش
آموزان و
كارمندان و بي
كاران است .
به ياد تمامي
جان باختگان
قتلهاي
زنجيره اي از
جمله فروهر و
اسكندري و
پوينده و
مختاري و به
اميد آزادي
ناصر زرافشان
وكيل پرونده
قتلهاي
زنجيره اي ،
و به ياد زهرا
كاظمي
خبرنگار شجاع
ايراني ،
آخرين جان
باخته قتلهاي
زنجيره اي در
سال 82
و
پاس داشت و
گرامي داشت
مبارزات
دانشجويان آزادي
خواه و عدالت
طلب دانشگاه
فردوسي مشهد :
مجيد
مقدري اميري ،
محمد مهدي
بخارايي ،
امير پاكزاد ،
محمد لطيف نيا
،
رضا قاسمي و
احسان رئيسي
و
با تشكر به
خاطر مقاومت و
مبارزات : حسن
خواجويي ،
مصطفي نخعي ،
آرمين رضايتي ،
مصطفي بذري ،
غزاله حسيني و
افتخار
برزگريان .
اتحاديه
دانشجويان
مبارز در مشهد
– 30 آبان 1382