آقای خاتمی حکومت  منحط فقاهتی شمايان محکوم به سرنگونی و وزارت جرم وجنايت اطلاعاتتان محکوم به از هم پاشيدگی است.

 

 

Nawid _Akhgar@hotmail.com

 

مردم شريف و آزاده ايران!

نيروهای سياسی و هنرمندان متعهد و مردمی!

 

 

پس از افشاگريهای مقاومت مردمی در مورد سايتهای هسته ای رژيم در چند ماه گذشته و طناب دار سلاحهای کشتار جمعی که گردن رژيم منحوس جمهوری فقاهتی را در سطح بين المللی تنگ تر و تنگ تر ميکند.  آخوند خامنه ای را بر آن داشته که با توسل به موشک های دور برد امنيت کشور های منطقه و اسرائيل را به خطر بياندازد و با ادعای اينکه از اين پس نظام پليد فقاهتی ميتواند مستقيما اسرائيل را هدف قرار دهد، ايران و مردم مظلوم آن را در خطر درگيری خارجی برای سرپوش گذاشتن بر تضاد های داخلی قرار داده است.

 

وزارت خبيث و جرم و جنايت آخوند رذالت پيشه يونسی با همدستی چهره کريه وزارت خارجه آخوند بی عمامه خرازی در خارج کشور هر روزه دست به توطئه های رذيلانه تری ميزنند.

 

در ماههای گذشته پس از تحليل های سياسی من در مطبوعات فارسی زبان و افشای مقاصد شوم رژيم در استفاده از سلاحهای کشتار جمعی.

رژيم موج حمله جديدی را بر عليه من آغاز کرد که تا به امروز با صدور 23 اطلاعيه به زبانهای عربی ، انگليسی و فارسی عمق سوزش و گزيدگی خويش را از اين افشاگری ها به نمايش گذاشته است.

 

ديروز تاريخ 29 جولای سال 2003  وزارت اطلاعات و خارجه رژيم به آخرين ترفند های خود با هدف انشقاق نيروهای سياسی دست زدند.

 

وزارت اطلاعات و خارجه رژيم به سه زبان اطلاعيه ای با امضای من صادر کردند که سايتهای  اين وزارت خانه ها سريعا اقدام به نشر آن نمودند. در آن اطلاعيه آمده است که" من ديگر از حمايت خود از مجاهدين و شورای ملی مقاومت دست شسته ام و به سنگری ديگری که همانا حزب کمونيست کارگری است روی آورده ام."

اين اطلاعيه که آدرس ای ميل مرا نيز برای ظاهر سازی درج کرده

حاکی از بيشعوری و بيسوادی پاسداران جهل و جنون اين وزارت خانه هاست.

مردم شريف ايران! نيروهای مبارز!

گاف بزرگ وزارت اطلاعات  را در نوشتن نام کوچک من

مشاهده فرمائيد.

 

Nwavied_Akhgar@hotmail.com

 

اينکه سازمانهای سياسی سرنگونی طلب هميشه مورد حمايت من بوده اند شکی نيست و در آينده هم اين چنين خواهد بود. اما اين شغالان و پاسداران اين وزارت خانه ها آيا با خود نمی انديشند که خوب:

من از حمايت از مجاهدين و شورا به گفته شما از پشت کوه آمده ها دست شستم آيا حزب کمونيست کارگری که پايش در اين وسط کشيده شده  از خود نمی پرسد که نويد اخگر اگر مايل است به حزب بپيوندد چرا با ما تماس نگرفته و اين موضوع را مطرح نکرده و آيا مگر ميشود بدون پيش زمينه به حزبی پيوست؟ تازه مگر من با مجاهدين کار تشکيلاتی ميکرده ام که حالا از آنها جدا شده و چون ظرف تشکيلاتی نداشته ام به حزب کمونيست کارگری پيوسته ام؟

 

آخوند مجنون يونسی خبيث! اين توطئه ات گاف های گنده ای داشت و نگرفت ولی مطمئن باش تا لحظه ای که رمق در اين پيکر باقی است نيروهای سياسی مبارز و مخصوصا مجاهدين و شورا در قلب من جای دارند و پشت آنان در سخت ترين شرايط حتی اگر تمام ستارگان آسمان سنگهای شهاب شوند و بر سرم ببارند استواری کوه را در حمايت از اين عزيزان به تمسخر خواهم گرفت.

با ياد عزيز قلبی مسعود که ميگفت : آخوند رذل پست فطرت        " بجنگ تا بجنگيم "

 

سايت مهديس در همکاری مستقيم با وزارت خانه ها پرده ها را کنار ميزند.

 

در چند سال گذشته سايت مهديس قدم به قدم پرده ها را کنار ميزد و نيروهای سياسی از مجاهدين و شورا و سازمان چريکها فدائی با ظاهر شدن چهره حقيقی اين سايت از ارسال مقالات برای وی خود داری ميکردند و اين مسئله يعنی قطع فرستادن مقالات از طرف من و رفقای هوادار ادبيات و هنر مردمی  در سال گذشته 2002 ميلادی برای اين سايت پايان گرفت. و حتی دوماين خريداری شده از اين سايت به مبلغ 2700 کرون که به گفته خودشان 700 کرون آن وجه سرويس دهی و رفع اشکالات فنی بود نيز پس داده شد. و هيچ مبلغی نيز به ما مسترد نشد و دنبال آن هم به لحاظ امنيتی نرفتيم.

 چون ما هيچگاه حتی يکبار هم تماس حضوری با اينان نداشته ايم کتبا در سال گذشته از اين سايت خواستيم که کليه مطالب من را از روی سايتشان حذف کنند و در آينده نيز حق لينک کردن و درج مطالب من و ما را ندارند. ولی آنها گفتند که به لحاظ تکنيکی امکان برداشت مطالب گذشته را ندارند. از آن تاريخ تا به امروز حتی يک خط هم برای اين سايت ارسال نگرديده است.

 

اين سايت در نامه ای بسيار مشکوک و پر از دروغ عنوان کرده ما مرتب برای آنها مقاله فرستاديم و لينک گذاشته که بيائيد مقالات اخگر را ببينيد و وقتی شما بر روی لينک کليک ميکنيد به آخرين مقاله من دست پيدا ميکنيد که تاريخش مال سال گذشته است.

 

سايت مهديس گفته است که ما يعنی هواداران ادبيات وهنر مردمی که از اين سايت بنام خودشان دوماين خريده بودند 700 کرون هم به آنها کمک مالی کرديم که آنها قبول نکردند.

 

اگر اين دروغهای شاخدار درست باشد پس چرا اين کمک مالی را پس از اينکه هواداران ادبيات و هنر مردمی دوماين ( فضای اينترنتی) را پس دادند مسترد نفرموديد ؟ وقتی در نامه ای رفقا نوشتند که دوماين پس فرستاده شده مبلغ را مسترد فرمائيد سريعا قبضی فرستادند که 2 ساعت کمک فنی سايت به هواداران ادبيات و هنر مردمی بوده و قيمتش 730 کرون ميشود که لطف کرده بودند حتما 30 کرون را هم بخشيده بودند. 2000 کرون پرداختی قيمت خريد دوماين نيز بعلت اينکه پولی در باز گرداندن دوماين به ما تعلق نمی گرفت ماست مالی شد.

جالب اينجاست که مسئله دوماين و اينکه از طرف ما در سالهای گذشته قبل از شناسائی کامل اين سايت در جهت گيريهای سياسيش مقاله فرستاده ميشده چه ربطی به مسعود رجوی دارد که عزيز قلبی من هست و يا نيست.

در نامه اين سايت آمده است که :

" شما از يکطرف از مجاهدين دم ميزنيد از طرف ديگر از ماکه به فرمايش ايشان مامور وزارت اطلاعات فلان و فلانيم اکونت اينترنتی ( فضای اينترنتی) به مبلغ 2000 کرون ميخريد( سايت هوادارن ادبيات مردمی) از يکطرف عزيز قلبی مسعود جان ميشويد از طرفی به سايت ما 700 کرون کمک مالی ميکنيد( که البته ما آنرا قبول نکرديم و خدا را از اين بابت شکر گزاريم چرا که در غير اينصورت حتما اعلاميه صادر ميفرموديد که لابد وزارت اطلاعات از جيب شما 700 کرون بسرقت برده و به سايت مهديس داده است.

از طرفی به ما وصله نا همگون ميچسبانيد و از طرفی بطور مرتب خبر ارسال ميکنيد."

 

دروغگوئی و بيشرمی آخوند يونسی مگر اندازه دارد، ای نفرت بررژيمی باد که دست پروردگانش آخوند يونسی ها و خرازی ها و دم و دنبالچه های پاسدار و بسيجی آن پراکنده در اقصا نقاط دنيا، در رذالت و بيشرمی هيچ از امام راحلشان کم ندارند.

 

 فردی بنام کامران بهروزی ( نام مستعار) در راستای خط پياده شده در ماه گذشته بر روی شخص من بيانيه ای صادر کرده بود با سئوالات بيشمار و سعی کرده بود مصاحبه های من با کانال های مطبوعاتی فارسی زبان را به زير علامت سئوال برده و در جهت از هم پاشيدگی نيروها عمل کند.

در جواب به اين مقاله مطلبی نگاشتم با نام "آيا تاکيد بر تاريخ آريائی ميترائی برای ايران از يک تفکرناسيونال فاشيستی سر چشمه ميگيرد؟"

 

اين مطلب ديشب آماده شده بود و قرار بود بر روی سايتها گذاشته شود.

برای ارسال مطلب به سايتها سعی ميشود برای جلو گيری از تداخل سايتها بصورت فردی برای هر سايت مطلب فرستاده شود.

ديشب دو شب متوالی بود که نخوابيده بودم و حالم بسيار ناخوش بود.

يکی از دوستان که صبح به ملاقاتم آمده بود و کودکانش نيز اينجا در خواب بودند از رختخوابش به نزد من آمد و مرا مجبور ميکرد که بروم و بخوابم .

به وی گفتم ابتدا مطلب را برای سايتها ارسال ميکنم و سپس خواهم خوابيد. او ديد که من دارم تکی تکی برای سايتها مطلب را ميفرستم بمن گفت چرا يکباره همه را نمی فرستی گفتم بلد نيست.

 

او سريعا مطلب را آماده کرد و با يک کليک برای چندين سايت فرستاد به اين توجه نکرد که نام سايت مهديس هم جزو ليست طولانی ارسال قرار داشته و او نمی دانست که ما اساسا با اين سايت کار نمی کنيم.

چند لحظه بعد ديدم پيامی از سايت مهديس دريافت کرديم که مطلب شما اتوماتيک دريافت شد.

سريعا به سايت مهديس جواب داديم که مقاله اشتباها برای شما که نامتان جزو ليست بود ارسال شده از درج آن خود داری فرمائيد.

 

سايت مهديس جواب داد که آنرا درج خواهيم کرد. و سريعا در کنار اين مقاله اطلاعيه وزارت اطلاعات را نيز که گفته بود من ديگر با مجاهدين کار نمی کنم و به حزب کمونيست کارگری پيوستم بالای صفحه ونه در در جائی که معمولا مقالات ارسالی را چاپ ميکند اطلاعيه وزارت اطلاعات را آنهم با امضای من  نصب کرد.

 

در عرض 5 دقيقه مجبور شدم که اطلاعيه جديدی بنويسم بنام اطلاعيه بر عليه اطلاعيه وزارت اطلاعات و اين عمل شنيع را تکذيب کنم ، از سايت مهديس هم خواستم که بدين علت که اين اطلاعيه وزارت اطلاعات با امضای من در سايت شما نصب شده و اين اطلاعيه از طرف من به سايت شما ارسال نگرديد و در روی ديگر سايتهای رژيم هم به زبان عربی و انگليسی آمده  آن را از روی سايت بردارد.

سايت مهديس سريعا اطلاعيه ای بر روی سايت نصب کرد و مرا متهم به دروغگوئی نمود و لينک مقاله ای را که با نام تاکيد بر تاريخ آريائی ميترائی به سهو برايش فرستاده شده بود بر روی سايت گذاشت و گفت خودشان فرستادند ولی لينکی برای اطلاعيه وزارت اطلاعات که از ديگر سايتهای رژيم گرفته بود موجود نبود و مشخص نمی شد که اطلاعيه وزارت اطلاعات را چه کسی برای وی فرستاده است .

 وی با نشان دادن آدرس ليستی که ما مقاله خودمان را اشتباها ارسال کرده بوديم با حقه و نيرنگ خواست بمردم قالب کند که نامه از طرف من آمده ولی بر خلاف معمول آنرا در محل مقالات درج نکرده بود و در جائی اختصاصی و در بالای صفحه گذاشته بود.

 

البته من تصور ميکنم توطئه های نا تمام وزارت اطلاعات هيچگاه برای من يک چهره نداشته و به صور مختلف خود نمائی ميکنند.

 

نيروهای سياسی سازمانهای مترقی و شخصيتهای سياسی که هنوز برای اين سايت مطلب ارسال ميکنيد!

 

اين برخورد اگر نشانه بارزی نباشد برای آنچه که يک مبارز انقلابی و يا مردمی با يد از اين سايت بداند ، پس مصداق چه خواهد بود؟ آيا هنوز بايد پرده های بيشتری بالا روند تا شناخت حاصل شود؟

 

و آيا درست است در چنين شرايطی نادرويش نيروی سياسی در حمايت از يک مبارز فرهنگی پاسيو برخورد کند؟ و يا اجازه حتاکی به وی را بدهند؟

من قضاوت را به مردم ايران و نيروهای سياسی و مردمی کشورم که عاشق تک تکشان هستم ميگذارم و ميروم که بعد از چند روز ساعتی بيارامم تا در خيزشی مجدد دمار از روزگار جانيان حاکم بر مملکتم در آورم و در آوريم

 

نويد اخگر

30 جولای سال 2003 ميلادی