|
از ويژه نامه خبرى هفته نامه آزادى زن www.azadizan.com
مصاحبه آزادى زن با ٢ تن از زنان در جريان تظاهرات امشب شيراز!
مهرنوش موسوى: سلام، ميخواهم مصاحبه اى داشته باشيم براى آزادى زن، خودت را معرفى کن.
جميله و شراره: من جميله هستم و الأن از بزرگراه چمران مى آيم. من شراره هستم، دانشجو هستم و ما يک جمعيت زيادى هستيم که با ١٠ تا ماشين الأن چند شب هست ميزنيم بيرون و ميريم تظاهرات.
مهرنوش موسوى: من ميخواهم از نقش و جايگاه زنان و خواستهايشان در اين اعتراضات بگويى، ميگويند زنان در شيراز رهبرى اعتراضات را به عهده گرفتند؟
جميله و شراره: کاملأ اين حرف صحت دارد. خانم موسوى، زنان خيلى جرئت و شهامت از خود نشان ميدهند. اول کار اينطورى بود که لباس شخصيها حمله به زنان کمتر ميکردند. ما حتى ميرفتيم و سپر ميشديم و جلو کتک خوردن مردها مى ايستاديم. تعداد زنان و دختران جوان خيلى زياد هست. از هيچى نميترسيم. چى داريم از دست بدهيم. من خودم ٣ تا بچه را بزرگ کردم. ٣ ماه زندان عادل آباد بودم. خيلى ستم کشيدم. زنان ايران بدبختن، بالاى سياهى رنگى نيست. فعاليت ما قبل از اين تظاهراتها هم وسيع بود. در محافل خودمان مطالعه ميکرديم. همديگر را ميديديم.
روز اول که بزرگراه چمران شلوغ شد، سوار ماشينم شدم و روسرى را برداشتم. رانندگى ميکردم و مردم مرا نگاه ميکردند.
مهرنوش موسوى: عکس العمل مردم چه بود؟
شراره: مردم وقتى ما حجابها را بر ميداريم سوت ميزنند، دست ميزنند و ما را تشويق ميکنند.جميله: خوب هستند کسانى که هنوز منتظر امام زمان هستند. ولى من خودم مخالف اسلام هستم. با کلش مخالفم. ببينيد همين الأن که من سرپرست ٣ تا بچه هستم زير يک ماشين برم ديه من نصف هست. من همه جا عليه اسلام حرف ميزنم، نميترسم، امام زمانشان را مسخره ميکنم.شراره: الأن بزرگراه چمران غوغا بود، اومديم خونه ولى ميرويم. بسيجى ها و لباس شخصى ها ماشينهاى مردم را اسپرى ميزنند که شناسايى بشن. ما روى شماره هاى ماشين گل زديم که شناسايى نشيم. ديشب بدجورى بچه ها را ميزدند.من خودم و دوستاى ديگم به خاطر همين حجاب لعنتى ميريم تظاهرات. هممون از حجاب متنفريم. ديگه حوصله پوشيدن مانتو و روسرى و شلوار کلفت را توى اين گرما نداريم. ما جزو اولين کسايى بوديم که حجاب را برداشتيم، مردم خيلى استقبال ميکردند. دست ميزدند. ما را تشويق ميکردند.جميله: اين اولين بار نيست. ما روز ٨ مارس، روز جهانى زن، در خيابان سينما سعدى، پاساژ ابوذر ٣٠٠ نفر زن جمع شديم و يکهو ٥٠ نفرمون با هم حجابها را برداشتيم و آتش زديم. من از شما ميخواهم که صداى ما را برسانيد. دوباره رژيمى سر کار نيايد که حق زنان را بخورد.مهرنوش موسوى: ما يک مرکز خبر اضطرارى و شبانه روزى از طرف سازمان آزادى زن درست کرده ايم. من از شما ميخواهم که هر وقتى خواستيد به اين شماره زنگ بزنيد. ما خودمان با شما تماس ميگيريم که خرج تلفن زياد نشود. اين شماره را روى يک کاغذ بنويسيد و دست به دست به همه مردم بدهيد. يادتان نرود، مرکز خبر آزادى زن
٠٠٤٩١٧٥٧٤٠٢٥٨٢
ضمنأ شعارهاى آزادى و برابرى اين است شعار مردم، حجاب اجبارى ممنوع بايد گردد و ... فراموشتان نشود.
شراره: نه نوشتيم، به بچه ها ميگيم. تا بعد!
|