|
رهنمايى کى توانى ؟ اى که ره را خود ندانى
زمانيکه گستاخى و مغلطه کارى تقسيم ميکردند، کورش مدرسى در صف اول بوده . از يکطرف درخواست رفيق عزيز و بزرگترين مارکسيست معاصر را قبل از مرگش ناديده ميگيرد و از طرف ديگر در مقام قهرمانى ظاهر ميشود که براى انتشار و اشاعه آثار مارکسيستى به چهار گوشه جهان با سد ضد کمونيستهايى که ما باشيم هم درافتاده !!!
اگر اين گستاخى و مغلطه گويى نيست پس چيست ؟
کوروش چندين صفحه سياه کرده و با ژست هميشه طلبکار ظاهر شده تا بدهکار بى پرنسيپى اش نشود، غافل از اينکه اين پشتک و واروزدنها نجاتش نميدهد. بخصوص اينکه ايرج فرزاد که براى اولبن بار اعلام کرد که " مغز را داده اند براى فکر کردن " حتماّ درک ميکند که انتشار آثار منتشر نشده رفيق منصور حکمت با اديتورى او فاقد اعتبار سياسى است و کمونيستها به تجديد چاپ ، بازتکثير و اشاعه آثار منصور حکمت که با اديت آذر ماجدى که منصور حکمت اين امر مهم را به او سپرده همت خواهند گماشت .
درايت ، تيزهوشى و آينده نگرى رفيق منصور حکمت بر کسى پوشيده نيست و بدون شک سپردن اين امر مهم به آذر ماجدى حکمتى براى جنبش کمونيسم کارگرى داشته است . کورش اما مغلطه کرده و از استقبال رفيق منصور حکمت از پخش واشاعه آثارش در چهار گوشه جهان صحبت کرده و پى در پى کشورهاى مختلف را نام ميبرد تا در اين صفحه سياه کردنها اين نکته را
سياه کند که تا زمانيکه رفيق منصور حکمت زنده بود خود اديتور آثارش بود و اکنون سپرده شدن اديتورى آثار منتشر نشده اش از طرف کوروش مدرسى کسى که معتقد است : " حتى اگر کمونيستها قدرت بلامنازع باشند نبايد سوسياليسم را اعلام کنند، چون ضرب اول توده پشت سرشان رم ميکنند" به ايرج فرزاد حتما حکمت سياسى براى منشعبين از راست حزب کمونيست کارگرى دارد که در آينده اى نه چندان دور بر ملا خواهد شد.
محمد کريمى
21-05-2005
mail to :rowzane@yahoo.com
|