بياد فاديمه شاهيندال و ديگر قربانيان قتلهاى ناموسى
گزارشى کوتاه از يک کنفرانس
سهيلا شريفى
لندن ٢١ ژانويه ٢٠٠٣
از پنجره هواپيما چيزى غير از تاريکى شب نمى ديدم اما کماکان صورتم را به شيشه
چسپانده بودم و اوج گرفتن هواپيما را احساس ميکردم. گاهى وقتها هواپيما از ميان
لايه هاى فشرده و پنبه اى ابرها رد ميشد و من دلم ميخواست ميتوانستم دستم را از
پنجره بيرون ببرم و نرمى آنها را احساس کنم. داشتم به اتفاقات چند روز گذشته و
کنفرانسى که در آن شرکت کرده بودم فکر ميکردم و همين مرا به خاطرات سالها پيش و
بياد مريم، دوست هم مدرسه ايم انداخته بود. در چند روزى که در کنفرانس "بياد فاديمه
شاهيندال" شرکت داشتم مرتبا تصوير مريم را در کنار عکس فاديمه و پلا دو تا از
قربانيان قتلهاى ناموسى در سوئد، ميديدم. مريم زيبا و جوان بود و آرزو داشت خلبان
شود و پرواز کند. ميگفت اگر خلبان شود به دورترين جاهاى دنيا سفر خواهد کرد و ديگر
مجبور نخواهد بود به امر و نهى هاى پدر و برادرش گوش کند. مريم را در حالى که ١٧
سال بيشتر نداشت کشتند. جرمش اين بود که نميتوانست در چهارچوب قوانين و فرهنگ
مردسالار و متعصبى که او را زندانى ميکرد و شادابى و جوانى را به او ممنوع ميکرد
دوام بياورد و با مردى که دوست داشت از خانه فرار کرده بود. از برکت وجود جمهورى
اسلامى، پدر مريم حتى يک بازجوئى ساده هم پس نداد و مريم بيصدا به تعداد بيشمار
دختران جوانى پيوست که هرسال در سراسر دنيا قربانى قتلهاى ناموسى ميشوند.
از سوئد بر ميگشتم. رفته بودم در يک کنفرانس سه روزه که بمناسبت سالگرد قتل فاديمه شاهيندال، دختر جوانى که سال گذشته توسط پدرش بقتل رسيد، شرکت کنم. اين کنفرانس توسط سازمان "پلا و فاديمه را هرگز فراموش نکن"، "کانون دفاع از حقوق زنان در زنان کردستان" و "انجمن فرهنگى کردهاى مقيم استکهلم" سازمان داده شده بود و در سه روز به زبانهاى سوئدى، انگليسى و کردى مسئله قتلهاى ناموسى، خشونت عليه زنان، نسبيت فرهنگى، اسلام، سکولاريسم و پناهندگى زنان را مورد بحث و تبادل نظر قرار داد. روز اول جمعه، ١٧ ژانويه (که متاسفانه من نتوانستم در آن شرکت کنم) بزبان سوئدى و با شرکت چند صد نفر سوئدى و ايرانى مقيم سوئد برگزار شده بود. تم آن روز نسبيت فرهنگى و جهانشمولى حقوق زنان بود. در ميان سخنرانان چند نفر از اعضاى پارلمان، دست اندرکاران اداره مهاجرت و اعضاى احزاب سياسى سوئد شرکت داشتند. مدياى سوئد که خبر برگزارى اين کنفرانس را از يک هفته قبل با علاقه پيگيرى کرده و آنرا منعکس کرده بود، در جلسه هم حضور چشمگيرى داشت. کسانى که در اين روز کنفرانس شرکت کرده بودند مخصوصا تحت تاثير سخنرانى سارا محمد، مسئول سازمان "پلا و فاديمه را هرگز فراموش نکن" قرار گرفته بودند که از اوضاع زنان تحت قوانين محدود کننده و ضد زن اسلامى صحبت کرده بود. سارا محمد، هلاله طاهرى، خليل کيوان و پروين کابلى در سخنرانيها و صحبتهاى خود در پانل بر تعطيل کردن مدارس اسلامى و ممنوعيت حجاب کودکان تاکيد گذاشته بودند.
روز شنبه کنفرانس بيشتر حالت بين المللى داشت و سخنرانان ترکيب جالبى از کشورهاى فلسطين، اسرائيل، بنگلادش، ايران، عراق و سوئد بودند. در اين روز اسلام، سکولارسيم و حقوق زنان و خواست برسميت شناختن حق پناهندگى براى زنان از زواياى مختلف مورد بررسى قرار گرفت. تسليمه نسرين نويسنده بنگلادشى که بخاطر نوشتن کتابى در مورد وضعيت زنان در اسلام، مورد خشم اسلامى هاى بنگلادش قرار گرفته و حکم فتواى او را صادر کرده اند و اکنون سالهاست در سوئد مخفيانه زندگى ميکند، در سخنان خود تصويرى بسيار زنده و زمينى از وضعيت زنان در کشورهاى اسلام زده ارائه داد. او که در واقع داستان زندگى خود را مرور ميکرد به شنوندگان گفت که من از اسلام فقط نابرابرى و ضديت با زن ديده ام و به اميد يافتن شرايط بهتر به مذاهب ديگر هم سر زده ام و به اين نتيجه رسيده ام که زن از ديدگاه همه مذاهب، فرودست، جنس دوم و نابرابر است و هيچکدام او را بعنوان انسان آزاد و برابر برسميت نميشناسند.
آذر ماجدى سردبير نشريه مدوسا، فعال جنبش زنان، بنيانگذار سازمان آزادى زن و عضو رهبرى حزب کمونيست کارگرى ايران به نقش اسلام سياسى در سرکوب و به شکست کشاندن جنبش زنان اشاره کرده و کشورهاى غربى را بخاطر مماشات با اسلاميستها و کوتاه آمدن از جنايات آنها تحت نام نسبيت فرهنگى مورد نقد قرار داد. او گفت نسبيت فرهنگى اسم مستعارى است که برروى راسيسم گذاشته اند که تحت آن بتوانند جداسازيها و تبعيض قانونى عليه شهروندان خود را توجيه کنند.
آيدا توما سليمان، فعال فلسطينى جنبش زنان، ميگفت اگر قرار باشددر کشور من به ياد هر دختر جوانى که قربانى جنايات ناموسى ميشود، مراسم يادبود بگيريم بايد هر سال صدها مراسم برپا کنيم. وى معتقد بود که دولت بايد راههائى پيدا کند که در امورات خانواده ها دخالت کند و از وقوع چنين جناياتى جلوگيرى نمايد.
يوران گريدر، سوسياليست سوئدى، سردبير نشريه دالا دمکراتيک و نويسنده کتابهائى مانند "بازگشت طبقه کارگر" و "دنيا بعد از کمونيسم"، از دختران و زنانى صحبت کرد که در چنگال مذهب، فرهنگ و سنتهاى ارتجاعى رها شده اند و دولت چشم خود را بر بى حقوقى آنها بسته است.
در بخش مباحث آخر جلسه، سخنرانان و کسانى از اداره مهاجرت سوئد و سازمانهاى سوئدى ديگر در يک پانل به بحث و گفت گو در باره اسلام سياسى، نسبيت فرهنگى، قتلهاى ناموسى و سياستهاى دولت سوئد و شرايط زنان ودختران مقيم اين کشور که در خانواده هاى اسلامى بدنيا آمده اند پرداختند. سياستهاى تبعيض آميز دولت سوئد در برخورد به زنانى که از جوامع اسلام زده گريخته اند و دخترانى که در خانواده هاى اسلامى بدنيا آمده اند، اختصاص دادن بودجه هاى کلان به مدارس و آموزش مذهبى، تقويت و پر و پا دادن به مساجد و باز گذاشتن دست امامان مسلمان در شستشوى افکار جوانان و از طرف ديگر راسيسم دولتى همگى بعنوان دلايل ايزوله شدن مهاجرين و پناهندگان در کشور سوئد مطرح شده و نمايندگان اداره مهاجرت و دولت سوئد که در اين پانل شرکت کرده بودند، بشدت از جانب ديگر پانليستها و شرکت کنندگان مورد بازخواست قرار گرفتند. آنها در حالى که سعى ميکردند از سياستهاى دولت در سطح کلى دفاع کنند، از اينکه نارسائيهاى زيادى وجود داشته و حتما بايد قدمهائى در جهت حمايت بيشتر از دخترانى مانند فاديمه برداشته شود صحبت کردند.
روز سوم کنفرانس بزبان کردى و در مورد "فرهنگ، سياست و يا سياست فرهنگى" بود. آذر مدرسى عضو رهبرى حزب کمونيست کارگرى ايران، که يکى از سخنرانان اين روز کنفرانس بود، از وجود دو فرهنگ در جوامع اسلام زده صحبت کرد. فرهنگ حاکم که در کشورى مانند ايران فرهنگ جمهورى اسلامى، ضد زن، ارتجاعى و تبعيض آميز است و فرهنگ قشر وسيعى از مردم اين کشور که مدرن، انسانى و سکولار است. آذر مدرسى از تاثيرات بر سرکار آمدن جمهورى اسلامى در گسترش فرهنگ ارتجاعى و اسلامى در منطقه صحبت کرد و گفت قبل از سر کار آمدن جمهورى اسلامى هم زنان تحت ستم و فرودست بودند و قتلهاى ناموسى هم اتفاق مى افتاد، اما سنگسار در ملا عام و برقرارى کامل آپارتايد جنسى، کشتن زنان در استديوى فوتبال، اسيد پاشيدن به صورت زنان بدحجاب، بورقه، حجاب اجبارى و گردن زدن زنان تن فروش در ايران و کشورهاى منطقه پديده هائى هستند که با بقدرت جمهورى اسلامى شاهد آنها هستيم.
شيرکو بيکس شاعر کرد، شعرى به ياد فاديمه شاهيندال و در مورد کراهت قتل ناموسى و کشتن دخترى جوان و بيگناه سروده بود که در جمع خواند. هلاله طاهرى، مسئول کانون زنان کردستان و يکى از برگزار کنندگان کنفرانس فيلمى از وضعيت زنان در کردستان عراق تهيه کرده بود که در ابتداى اين جلسه بنمايش گذاشته شد. اين فيلم و سخنان تعدادى از سخنرانان از جمله هلاله طاهرى، سارا محمد، و نازنين صالح از رهبران جنبش زنان در کردستان عراق، بحثهائى را در مورد ناسيوناليسم و فرهنگ ملى و نقش آنها در بى حقوقى زنان دامن زد.
همچنين تاترى در مورد مشکلات نسل دوم پناهجويان در سوئد و موانع انتگره شدن آنها در روز اول اين کنفرانس پخش شد که مورد استقبال وسيع قرار گرفت. در يک کنفرانس مطبوعاتى که به همين مناسبت در جوار کنفرانس تشکيل شده بود نيز به مسئله قتلهاى ناموسى و وظايف دولت در جلوگيرى از اتفاق افتادن آنها پرداخته شد.
بنا به ارزيابى سارا محمد، هلاله طاهرى و اسد نودينيان که برگزار کنندگان اين کنفرانس سه روزه بودند، قدمهاى مهمى در افشا کردن چهره کريه مردسالارى، فرهنگ ارتجاعى و تئورى نسبيت فرهنگى برداشته شده است. آنها معتقدند که اين کنفرانس و تبليغات حول آن تاثير زيادى در آگاه کردن جامعه سوئد به وضعيت جوانان و دخترانى که بنا به اتفاق و برخلاف اراده خود در ميان جوامع اسلام زده بدنيا آمده اند، داشته است. خانمى که خبر برگزارى اين کنفرانس را در روزنامه مترو خوانده بود، ميگفت اطلاعى از اينکه در خود سوئد در چنين بعد وسيعى اين نابرابرى وجود دارد نداشته است و از برگزار کنندگان کنفرانس تشکر ميکرد. نمايندگان دولت سوئد نيز معتقد بودند کنفرانس قدم بزرگى براى روشن کردن حقايق بوده و آنها را در تصميم گيريهاى آينده کمک خواهد کرد. در اين کنفرانس هر کس از زاويه اى قتلهاى ناموسى را مورد بحث و بررسى قرار داد. فمينيستها از مردسالارى و قدرت طلبى مردان صحبت کردند، ناسيوناليستها از ستم ملى و سرکوب سنتهاى ديرين ملت سخن گفتند، دانشگاهيان و آکادميستها براى ريشه يابى قتلهاى ناموسى نتايج بررسيها و تحقيقات خود را با جمع در ميان گذاشتند. کمونيستها و فعالين حزب کمونيست کارگرى اما، چهره روشن و پرقدرت جلسات اين سه روز کنفرانس بودند. آنها بدون ذره اى تخفيف، از حقوق انسانى و برابرى کامل بين انسانها دفاع کردند. نقطه حرکت کسانى مانند آذر ماجدى، مريم نمازى، اعظم کم گويان، آذر مدرسى، هلاله رافع، ناسک احمد، هلاله طاهرى و سارا محمد، انسان و حق انسان براى يک زندگى آزاد بود. آنها اسلام سياسى، مردسالارى و نسبيت فرهنگى را افشا و نقد کردند و در مقابل آن برابرى بى قيد و شرط انسانها، حق انسان براى انتخاب فرهنگ مورد علاقه خود را خواستار شدند. سخنرانان اين جريان از جهانشمولى حق زن و اينکه صرف بدنيا آمدن در يک گوشه از خاک زمين نبايد بيهچ عنوان انسان را از حقوق انسانى اش، محروم کند، حرف زدند. اين گفته آذر مدرسى بنظر من صداى رساى کنفرانس بود که نق زدنهاى پست مدرنيستى، آکادميستى و ناسيوناليستى ديگران را تحت الشعاع قرار ميداد. "من کرد نيستم، فارس نيستم، عرب نيستم، من انسانم و براى رهائى انسانها در هر کجاى دنيا مبارزه ميکنم و براى اينکار هم از کسى اجازه نمى خواهم. من خود را متعلق به جنبشى ميدانم که براى لغو سنگسار صفيه حسينى در نيجريه به همان اندازه تلاش ميکند که براى نجات جان مريم ايوبى در ايران و حفظ جان کسانى مانند فاديمه در سوئد."
|