يک اپيدمى که زندگى بسيارى از زنان را نابود ميکند
سوزی اورباخ
ترجمه و تنظيم: سهيلا شريفى
اوت ۲۰۰۱
رژيمهاى غذائى فشرده براى کم کردن وزن بدن، دختران جوان بسيارى را به بيماريهاى کم خونى و آنورکسيا مبتلا نموده و بلحاظ روحى آنها را در موقعيتى قرار ميدهد که از خود و بدنشان متنفر بوده و حس اعتماد بنفس را از دست بدهند. اين موضوع تبديل به يک مشکل جدى و رو به رشد در جوامع غربى شده و اخيرا توجه بسيارى از مراجع پزشکى، روانشناسى، جامعه شناسان و دست اندرکاران دولتى را بخود جلب کرده است. در ماه ژوئن امسال جلسات و کنفرانسهاى متعددى از طرف دولت و مقامات ذيربط در انگلستان برگزار شدند به اين اميد که راه حلى براى اين معضل اجتماعى پيدا کرده و جان دختران جوانى را که در معرض نابودى قرار دارند نجات دهند. در بررسى دلايل گسترش اين بيماريها، تاکيد اصلى بر نقش مد و فرهنگ لاغرى که در تمام مجلات زنان، آگهى هاى تجارى و فيلمهاى سينمائى تبليغ ميشود، گذاشته شد و از سردبيران مجلات و تهيه کنندگان فيلمها خواسته شد از ارائه لاغرى بعنوان الگوى زيبائى بپرهيزند و از دخترانى با اندامهاى متفاوت و سايزهاى متفاوت در تبليغاتشان استفاده کنند.
در جلسه اى که با حضور بسيارى از سردبيران مجلات زنان، روانشناسان، جامعه شناسان و تسا جوول وزير زنان در لندن برگزار شد، توافق حاصل شد که مجلات زنان از انداختن عکس دخترانى که بيش از اندازه لاغرند روى جلد مجلاتشان خوددارى کنند. قرار شد کميته اى تشکيل شود که رسيدگى به اين امر را پيگيرى کند و استفاده از مدلهائى را که آشکارا آنورکسيک و مريضند ممنوع کند. در اين کنفرانس همچنين پيشنهاد شد که در زمينه رژيمهاى غذائى و ناهنجاريهاى خوراکى در بين دختران و زنان جوان تحقيقات بيشترى شده و به سلامتى جوانان اهميت بيشترى داده شود.
من در اينجا ترجمه بخشهائى از سخنرانى خانم سوزى اورباخ( Susie Orbach) در اين جلسه را مياورم. وى روانشناس و نويسنده است و کتانهاى زيادى در مورد زنان و روانشناسى نوشته است. تيتر سخنرانى وى بود: "اپيدمى اى که زندگى بسيارى از زنان جوان را نابود ميکند" خانم اورباخ ميگويد:
در سانفرانسيسکو ٨٠ در صد از دختران ٩ ساله رژيم غذائى ميگيرند. با وجود اينکه بسيارى از اين دختران بنحو ناخوشايندى استخوانى اند، باز هم احساس ميکنند که چاق هستند و رژيم ميگيرند که لاغرتر شوند. در بريتانيا بيشتر از نصف دختران بين ١٢ تا ١٥ سال گفته اند بزرگترين نگرانى اشان در زندگى اندامشان است. تحقيقات متعدد نشان ميدهند که زنان و دختران وسيعا وزن خود را زيادى احساس کرده و اشتهايشان را مقصر ميدانند. اينان به رژيم غذائى و ورزشهاى فشرده روى آورده وسيگار ميکشند به اين اميد که اشتهايشان را کنترل نموده و از وزنشان کم کنند.
هزاران و هزاران دختر جوان هر روز صبح از خواب بيدار ميشوند، به شکمشان دست ميزنند و اگر احساس بکنند شکمشان بزرگتر از ديروز است، با نگرانى به کنکاش در برنامه غذائى روز قبلشان ميپردازند تا ببينند که چه چيزى خورده اند که باعث بزرگتر شدن شکمشان شده است. سپس به خودشان قول ميدهند که امروز بهتر باشند و تا ميتوانند اشتهايشان را سرکوب کرده و تمايلشان را به غذا کنترل کنند. اين دختران مداوما خودشان را وقف رژيم غذائى و ورزش مى کنند به اين اميد که در مورد اندامشان و خودشان احساس رضايت کنند. اين توجه بيش از اندازه به وزن و اندام، در تمام عرصه هاى زندگى شان، روابطشان و حتى درس و کارشان نيز تاثير ميگذارد.
اين تصور وجد دارد و هرروز بازتوليد ميشود که گويا داشتن بهترين اندام ( اندامى که روزى صد بار در روزنامه ها، مجلات، فيلمها وآگهى ها تبليغ ميشود) ميتواند حلال تمام مشکلاتى باشد که در دنياى پيچيده امروز زنان و دختران با آن روبرو هستند.
اين نوع طرز تفکر زندگى خيليها را به نابودى ميکشاند. ما بايد عميقا و جدا متوجه اين مسئله باشيم. آنچه پشت مسائل به ظاهر کوچکى مانند مد و اندام پنهان شده است تجربه دردناک و شکنجه احساسات است که بطور جدى اعتماد بنفس و احترام بخود را از دختران جوان ميگيرد. اگر بجاى مد و مدلهاى لاغر اندام، عکسهاى زيبائى از جوانانى که سيگار و مواد مخدر ميکشند هرروز بر جلد مجلات و روزنامه ها چاپ ميشد و اين پيام را به جوانان ميرساند که سيگار و مواد مخدر بسيار جالب هستند، همه ما وحشت ميکرديم و خواهان جلوگيرى از چاپ اين عکسها ميشديم. استفاده مداوم مجلات و تلويزيون از مدلهاى باريک اندام و معرفى آنها بعنوان سمبل زيبائى و موفقيت بهمان اندازه خطرناک است و بايد مورد توجه قرار گيرد.
عجيب نيست که دختران جوان اينچنين خود را تحت فشار ميبينند که وزنشان را کم کنند. اين دختران جوان در مقطعى از تاريخ بزرگ ميشوند که زيبائى منحصر شده است به اندام لاغر، اندام بسيار بسيار لاغر و براى هزاران دخترى که در چهارچوب تعريف شده براى اندام و اندازه هستند ناممکن ميشود خود را روى جلد مجلات، در نمايشهاى تلويزيونى و در انواع و اقسام آگهى ها منعکس ببينند. به همه اينها اين حقيقت را هم اضافه کنيد که باريک اندامى مترادف شده است با موفقيت و ارزشمند بودن، آنوقت ميتوانيد تصور کنيد چرا دختران جوان ناچارند اينچنين خود را شکنجه کنند تا خود را به شکل آنچه زيبا خوانده ميشود درآورند.
اما ميديا مقصر اصلى در توسعه فرهنگ لاغرى نيست. کمپانيهاى عظيم لاغر سازى که بر پايه رژيم غذائى و نارضايتى زنان از اندامشان بنا شده اند هم نقش انکار ناپذيرى در اين ماجرا دارند. پيامى که اينها به زنان و دختران ميدهند اين است که اگر فلان و فلان غذائى را که ما تهيه ميکنيم بخوريد، و فلان و بهمان برنامه روزانه را پيش ببريد، بهترين اندام و بهترين زندگى راخواهيد داشت. اما اينها افسانه اى بيش نيست. واقعيت اين است که چيزى به اسم بهترين اندام و بهترين زندگى وجود ندارد و اين کمپانيها به اين زنده اند که برنامه هاى لاغرى ارائه شده (حتى توسط خودشان) موفق نشوند. اگر در درازمدت همه زنان از طريق اين برنامه ها لاغر شوند ديگر کسى نخواهد ماند که مواد تهيه شده توسط اينها و طرحهاى لاغرسازيشان را بخرد. در نتيجه همه چيز چنان طراحى شده است که ٩٩ درصد از برنامه ها و رژيمهاى غذائى معرفى شده ناموفق در ميآيند و کار اين صنايع همچنان در حال شکوفائى است.
اين يک اپيدمى است که ما امروز با آن روبرو هستيم. اين اپيدمى تنفر دختران جوان از اندامهايشان وتلاش آنها براى عوض کردن اندامشان است. ما بايد تلاش کنيم اندامهاى مختلفى با سايزهاى متفاوت را بعنوان نمونه هاى زيبائى در مجلات وميديا تبليغ کنيم، بايد کمپانيها و طراحان مد را وادار کنيم که لباسهاى قشنگى براى انواع اندامهاو سايزها تهيه کنند. بايد با صنعت و کمپانيهاى لاغرسازى مقابله شده و بايد به آموزش دختران جوان در مورد تصورات رايج از اندام و زيبائى پرداخته شود. بايد در مورد سلامتى جسمى و روحى به جوانان آموزش دهيم و به آنها نشان دهيم که موفقيت و زيبائى ميتوانند در اشکال متفاوت وجود داشته باشند و منحصر به داشتن سايز مشخصى نميشود.
مشکل جدى است و ما بايد اقدامات عاجلى در دستور کارمان بگذاريم که جلوى اين اپيدمى را بگيريم.
|