|
تجاوز وسيله اى براى سرکوب زنان
سهيلا شريفى
ژوئن ٢٠٠٢
طى گزارشى که وزارت کشور انگلستان منتشر کرده ٧٠ در صد زنان بين ١٧ تا ٣٥ ساله بطور دائم نگران هستند که مورد تجاوز جنسى قرار گيرند. بسيارى از اينکه شب ديروقت به خانه برگردند وحشت دارند و خيلى از زنان مواظب هستند که لباس و رفتارشان طورى نباشد که توجه جلب کند. طبق اين گزارش افزايش چشمگيرى در موارد گزارش شده تجاوز بين سالهاى ١٩٨٥ تا ١٩٩٦ وجود دارد. ١٦٥( در صد)، و اين در حالى است که بسيارى از زنانى که مورد تجاوز واقع ميشوند هيچوقت آنرا به پليس گزارش نميدهند.
گزارش ديگرى که اخيرا امنستى بمناسبت روز جهانى زن منتشر کرده، فاش ميکند که از هر پنج زن در دنيا، يکى روزانه مورد توهين و آزار جنسى واقع ميشود. طبق اين گزارش در آمريکا سالانه به ٧٠٠ هزار زن تجاوز ميشود، ٤٠ درصد از زنان متاهل در هندوستان از شوهرانشان بخاطر کتک کارى و تجاوز شکايت ميکنند و زنان بسيارى در کشورهائى مانند عراق و پاکستان بخاطر مسائل ناموسى شکنجه و کشته ميشوند. گزارش امنستى فاش ميکند که در بسيارى از نقاط دنيا پليس و مقامات قضائى هيچ اقدامى جهت کمک به قربانيان نميکنند و آنها را به خانه هايشان، جائى که دوباره مورد تجاوز و آزار قرار ميگيرند، پس ميفرستند.
من در اين نوشته سعى ميکنم به بررسى معانى و اشکال مختلف تجاوز جنسى پرداخته و عوامل ارتکاب به اين جرم را مورد بازبينى قرار دهم. همچنين به راههاى جلوگيرى از آن از ديدگاههاى متفاوت ميپردازم. اين نوشته تنها گوشه کوچکى از مبحث تجاوز و آزار جنسى را بررسى ميکند. تجاوز جنسى تنها زنان را شامل نميشود. مردان فراوانى در اقصى نقاط دنيا مورد تجاوز قرار ميگيرند. ابعاد تجاوز و سوءاستفاده جنسى از کودکان سرسام آور و هولناک هستند و تجاوز جنسى در بيمارستانها، بازداشتگاهها و يتيمخانه ها بوفور روى ميدهد.
اميداورم بتوانيم در فرصتهاى ديگرى آنها را مورد بررسى قرار دهيم. همچنين لازم است به نقش مذهب و اسلام در اينمورد پرداخته و شرايط ايران را بطور مشخصتر بررسى کرد.
تجاوز چيست و چرا روى ميدهد؟
از آنجا که در جوامع مختلف سنتها و عقايد متفاوتى زندگى جنسى زن و مرد را شکل ميدهند، تعاريف متفاوتى هم در مورد اينکه تجاوز چيست وجود دارند. براى بسيارى از مردم واداشتن يک زن به رابطه جنسى تجاوز محسوب نميشود، بلکه شکل نرمال و معمولى رابطه زن و مرد بشمار ميرود. خيلى از زنان، مخصوصا در جوامع عقب مانده تر حتى نميدانند که آنچه بطور مداوم توسط شوهر و يا ديگر مردان فاميل به آنها تحميل ميشود تجاوز است، چرا که طبق تعاريفى که مذهب و قوانين اين ممالک از رابطه جنسى ميکنند، آنها خلق شده اند که جوابگوى نيازهاى مردانشان باشند.
معمولا آنچه بعنوان تجاوز شناخته مى شود تهاجم و آزار جنسى از طرف مردان غريبه است. زنى از کوچه اى رد ميشود و مردى خشن و وحشى به وى حمله ورشده و به او تجاوز ميکند، يا زنى در حياط خانه اش مشغول آب و جارو است که ناگهان از ديوار همسايه جوانى ميپرد پائين و به او تجاوز ميکند. هر چند در دنياى واقعى اين سناريو ها بخشى از واقعيت را تشکيل ميدهند اما اين نوع حوادث درصد بسيار نازيل از جرائم جنسى را تشکيل ميدهند. طبق آمار ٦٠ در صد از تجاوزها توسط مردانى صورت ميگيرند که آشناى نزديک و يا فاميل زنان هستند. تجاوز شوهران به زنانشان ٧ برابر بيشتر از تجاوز مردان غريبه به آنها برآورد شده است. تجاوز برادر، پدر، عمو و ديگر افراد فاميل به دختران جوان معضلى شناخته شده در اکثر کشورهاست.
اما تجاوز چيست؟ ماده ١ قانون جرائم جنسى انگلستان (١٩٥٦) تجاوز را اينطور تعريف مى کند: " دخول آلت تناسلى مرد در واژن و يا معقد بدون رضايت و تمايل فرد مقابل". طبق اين قانون اگر کسى مردى را متهم به تجاوز کند بايد ثابت کند که دخول کامل روى داده و اين عمل خلاف ميل او صورت گرفته است. مسئله تمايل داشتن يا نداشتن در اين ميان بسيار مهم است، براى اينکه اگر مرد ادعا کند که شاکى راضى بوده با وى بخوابد و شاکى نتواند خلاف آنرا ثابت کند، دادگاه نميتواند راى به محکوميت متهم بدهد.
تاکيد قانون بر دخول کامل براى تفکيک تجاوز از اشکال ديگر جرائم جنسى است. جرائم جنسى به تجاوز محدود نميشوند، توهين و آزار جنسى(sexual assault )، اقدام به تجاوز(attempted rape) و حتى متلک پرانى و شوخى هاى سکسى که باعث آزار کسى شوند نيز جزء جرم محسوب شده و منجر به محکوميت مجرم ميشوند.
هر چند رقم قابل توجهى از مردان و پسران جوان توسط مردان ديگر مورد تجاوز واقع ميشوند، اما زنان قربانيان اصلى آزارهاى جنسى هستند. چه بعنوان همسر توسط شوهرانشان، چه بعنوان منشى و کارمند توسط همکارانشان و روساى اداره، چه بعنوان اسيران جنگى توسط فاتحان و چه بعنوان رهگذر توسط افراد غريبه. دليل آن هم نه الزاما ضعف جسمانى زنان در مقابل مردان بلکه فرهنگ و نوع نگرش جامعه به جنسيت زنان و مردان است. ريشه تجاوز در ديدگاههائى است که قالب روابط زن و مرد را ميريزند و از آنها ميخواهند طبق مدلهاى از پيش تعيين شده رفتار نمايند.
سو ليز Sue Lees( پروفسور در امور زنان و قانون) مينويسد: "زنان بر اساس جنسيتشان قضاوت ميشوند، يعنى وقتى از شهرت و اعتبار زنى صحبت ميشود معمولا اخلاقش و روابط جنسى اش به ذهن ميآيد، در حالى که صحبت از اعتبار مرد معمولا حول و حوش جايگاه اجتماعى اش و شخصيتش بعنوان فرد ميچرخد." ( اميال غالب، صفحه ١٧)
ديدگاه رايج در پرورش جنسى جامعه اين است که زنان در رفتار جنسى اشان پاسيو و خنثى و مردان فعال، متعرض و غالب هستند. گويا زنان از درک نيازهاى جنسى اشان ناتوان هستند و عکس العملهاى طبيعى بدنشان را نميشناسند، به همين دليل است که معمولا مى گويند "نه" در حالى که منظورشان " آرى" است. نقش مردان در اين ميان اين است که آنها را تحت تاثير جذبه خود قرار دهند، محسور قدرت مردانه اشان کنند، نازشان را بکشند و آنها را راضى به همخوابگى کنند. مرد واقعى بايد بداند که ناز کردن و مقاومت در مقابل سکس، جزئى از طبيعت زنان است و آنها از خشونت و زمختى مردان لذت ميبرند. بر اين اساس مردان مجاز ميشوند آنجا که ناز کشيدن و اقناع عمل نکرد از زور و اجبار استفاده کنند.
گفته ميشود که مردان اميال جنسى غير قابل کنترلى دارند و اين وظيفه زنان است که از تحريک کردن شهوت مردان بپرهيزند و گرنه مردان مجبور ميشوند براى ارضاى شهوت غير قابل کنترل خود به آنها تجاوز کنند. دقيقا به همين دليل است که در بسيارى از موارد، زنان مقصر واقعى تجاوز بشمار ميروند و سرزنش ميشوند. يکى از دوستان من تعريف ميکرد که يک روز گرم تابستان وقتى از سر کار به خانه برميگشت دو مرد جوان دنبالش راه افتاده بودند و او را اذيت ميکردند. وقتى دوان دوان و ترسيده بلاخره خودش را به خانه ميرساند و ماجرا را براى مادرش و اهالى خانواده اش تعريف ميکند، بجاى اينکه از او دلجوئى شود و به او کمک کنند از شوک درآيد، مورد حمله و سرزنش واقع ميشود. به او گفته ميشود با اين لباسهائى که تو پوشيدى بايد هم همه مردهاى خيابان به تو تجاوز ميکردند. اين نوع نمونه ها نادر نيستند.
جو براند((Jo Brand کمدين فمينيست انگليسى اين ايده را طنز ميکند و در يکى از نمايشهايش ميگويد: " تقصير ما زنها است که مردان را مجبور ميکنيم به ما تجاوز کنند. ما کارهاى زيادى ميکنيم که آنها را تحريک ميکند، مثلا بيرون ميرويم، در خيابان قدم ميزنيم و بدتر از همه داراى واژن هستيم".
در جوامعى مانند ايران که مذهب در قدرت است و ايدئولوژى اسلامى ساختار قوانين را ميسازد، اين نوع طرز تفکر در اشکال بسيارعقب مانده و ارتجاعى رسما تبليغ و تقدير ميشود. يکى از مهمترين دلايلى که براى تحميل حجاب اجبارى بر زنان در ايران آورده ميشود اين است که زنان بايد پوشيده باشند که موجب تحريک اميال مردان نشوند. در کتابهاى مذهبى مانند قران و تورات فقط به مردان بعنوان کسانى که داراى اميال جنسى هستند اشاره ميشود و زنان تنها وسيله اى براى ارضاى اين تمايلات بحساب ميآيند.
قرآن بارها و بارها زنان را کشتزار مردان توصيف ميکند و به مردان مومن اجازه ميدهد که هروقت آرزو کردند (بدون در نظر گرفتن تمايل طرف مقابل) به اين کشتزارها وارد شوند و از آنها لذت ببرند.
قدرت، يکى ديگر از فاکتورهاى اصلى در ارتکاب به تجاوز محسوب ميشود. تقريبا در ٥٥ صد از موارد گزارش شده، تجاوز وسيله ابراز قدرت و تثبيت برترى فرد مهاجم بوده است. مردان متجاوز با تحقير کردن و آزار جنسى قربانيانشان احساس برترى کرده و نياز خودشان به مهم بودن را ارضا ميکنند. راسل جامعه شناس و نويسنده آمريکائى ميگويد: "تجاوز منتهى اليه اعمال و ابراز خصوصياتى است که سنتنا مردانه بحساب ميآيند، از جمله زور، تهاجم، قدرت، خشونت، برترى طلبى و رقابت". (ملاحظاتى بر تجاوز، ١٩٨٤)
برخورد قانون و دستگاه قضائى به جرائم جنسى
در کشورهائى مانند ايران و پاکستان، قانون کمترين امکان را به قربانى ميدهد که شکايت کند و از خودش دفاع نمايد. در پاکستان موارد بيشمارى از زنانى که به پليس شکايت کرده اند خودشان محکوم به زنا شده و حکم زندان و يا اعدام گرفته اند. اين موضوع صداى اعتراض بسيارى از رسانه هاى بين المللى را هم در آورده است. پيش فرض اين است که زن خودش خواسته و کارى کرده است که تمايلش را به فرد متجاوز نشان دهد.
در جوامعى که فرهنگ و سنتهايش زن را مسئول مستقيم دفاع از آبرو و حيثيت خود و خانواده اش ميداند، براى دختر جوانى که توسط يکى از مردان ميان سال و قابل احترام فاميل مورد تجاوز قرار گرفته تقريبا غيرممکن است حتى اتفاق افتادن چنين حادثه اى را اثبات کند. چه برسد به اينکه بخواهد شکايت کند و در دادگاه از حق خودش دفاع نمايد. به همين دليل است که اکثر موارد تجاوز بيصدا توسط قربانيان تحمل ميشود.
بنظر عجيب ميرسد که با وجود اينکه در کشورى مانند انگلستان قانون از زنان حمايت ميکند و متجاوزان به زندان محکوم ميشوند، تعداد بسيار کمى از قربانيان جرائم جنسى شکايت خود را به پليس و دادگاه ميرسانند. گفته مى شود که ٩٠ در صد زنانى که مورد تجاوز از طرف شوهرانشان واقع ميشوند هيچوقت آنرا گزارش نميدهند. تعداد زيادى از شاکيان هم بعد از دوندگيهاى فراوان و علافى در کريدورهاى دادگاهها و ادارات پليس، از پيگيرى شکايت خود صرفنظر ميکنند و ترجيح ميدهند اين تجربه تلخ را بتنهائى تحمل کنند. دلائل فراوانى براى اين امر وجود دارند. يکى اينکه سيستم قضائى و دادگاهها شديدا تحت تاثير افکار مردسالارانه و سنتى هستند. زنان معمولا با ناباورى و عدم اعتماد مقامات پليس و دادگاه روبرو ميشوند. اين تصور که حتما زن با رفتارش و حرکاتش مرد را بطرف خود کشيده و منجر به تحريک وى شده است، در تمام بازجوئى ها و محاکمات بروشنى نمايان است. شاکى مجبور ميشود ماجراى تجاوز را بارها و بارها براى پليس، وکيل، قاضى و دادگاه به جزئيات بازگو کند. اين خود باعث تجديد چند باره خاطره تلخ اتفاقى است که براى وى افتاده. معمولا در جريان دادگاهى از وى در مورد خصوصى ترين مسائل زندگى اش سوال ميشود، وى ناچار مى شود در يک دادگاه علنى و در ملاعام به شرح جزئياتى بپردازد که کمتر زنى حاضر ميشود حتى براى دوستان نزديکش تعريف کند. از آنجا که طبق سنن و عرف جامعه، براى يک زن "نجيب" نا معقول است که در جمع از سکس و روابط خصوصى اش حرف بزند، بسيارى از زنان از اينکه در اين دادگاهها به تشريح جزئيات اتفاقى که افتاده بپردازند احساس شرم و حقارت ميکنند و فکر ميکنند شخصيتشان در انظار عمومى خدشه دار ميشود.
بسيارى از سوالاتى که از زنان شاکى در دادگاهها ميشوند ربط مستقيمى به ماجرائى که برايشان روى داده ندارند. سوالاتى مانند اينکه: آنها چند تا دوست پسر عوض کرده، هفته اى چند بار و در چه شرايطى عشقبازى ميکنند، آيا از مشروب و مواد مخدر استفاده ميکنند يا نه، آيا کار ميکنند يا از بيمه هاى اجتماعى استفاده ميکنند، آيا مادر تنها هستند يا نه، و اگر هستند چرا؟
در يک گزارش تلويزيونى يکى از زنانى که تجاوز را به پليس گزارش داده بود و بعد از يکسال پرونده اش به دادگاه رفته بود ميگفت "از من در مورد اينکه هفته پيش با کى و کجا خوابيده ام سوال کرده اند. من نميدانم اينکه من ديشب در آشپزخانه ام با شوهرم عشقبازى کرده ام يا نه چه ربطى به ماجراى تجاوزى که يکسال پيش براى من روى داده است دارد؟"
قاضى يکى از اين دادگاهها که فرد متجاوز را تبرئه نمود رو به دختر جوانى که مورد تجاوز قرار گرفته بود، ميگفت "خانم عزيز بعد از نوشيدن چند ليوان شراب و ساعتها رقصيدن، وقتى پيشنهاد اين آقا را براى رساندن شما به خانه اتان پذيرفتيد، بايد ميدانستيد که ايشان خيال ندارد در راه با شما در مورد انتخابات آينده انگلستان بحث کند. اينجور اتفاقات خيلى قابل پيش بينى هستند."
از ديگر دلائلى که بسيارى از زنان قيد شکايت و دادخواهى را ميزنند، مراحل پيچيده و بوروکراسى ادارى نهادهاى پليس و دستگاه قضائى انگلستان است. بعد از گزارش دادن به پليس معمولا مجموعه اى از تحقيقات و آزمايشات در اداره پليس انجام ميشود و اگر پليس تصميم بگيرد که حادثه را بعنوان جرم ثبت کند (بين ٣٠ تا ٤٠ درصد از موارد بعنوان جرم شناخته نميشوند)، آنوقت پرونده مورد نظر به دادگاه مراجعه داده ميشود و معمولا يکسالى طول ميکشد تا روز دادگاهى تعيين شود و متهم به دادگاه کشيده شود. بسيارى از زنان در اين فاصله شکايتشان را پس ميگيرند.
طبق قانون اصل بر برائت متهم است تا زمانى که خلاف آن ثابت شود. و از آنجا که اين جرم معمولا در خلوت دو فرد اتفاق ميافتد و اثبات و يا عدم اثبات آن فقط در گرو شواهد جانبى و شرايطى که جرم در آن اتفاق افتاده است، قضاوت در اين مورد کارى بسيار حساس و مشکل ميشود. از طرف ديگر چون ١٠ سال و ٥ سال زندان احکام سنگينى هستند، صادر کردن چنين احکامى در صورتى که کوچکترين شبهه اى در حقانيت ادعاى وارده از طرف شاکى باشد، عادلانه بنظر نمى رسد. بر طبق اين اصل قضات مواظبند که بالانس قدرت بين شاکى و متهم بنحو عادلانه اى حفظ شود و در بسيارى از موارد از تصميم گيرى در اين مورد عاجز ميشوند.
چگونه بايد با جرائم جنسى مقابله کرد؟
راههاى متفاوتى براى از بين بردن تجاوز و يا کم کردن موارد آن ارائه شده اند. بعضيها معتقدند که با سختگيرى قانون در مقابل مجرمين و صادر کردن احکام سنگينتر ميتوان به متجاوزان نشان داد که جامعه تحمل پذيرش تجاوز را ندارد. بدين ترتيب خيليها از ترس مجازات از اقدام به اين جرم صرفنظر ميکنند.
سو ليزSue Lees)) معتقد است که رفرمهاى قانونى زيادى لازم است تا بتوان از زنان در مقابل تجاوز دفاع کرد. وى از عوض کردن تعريف قانونى تجاوز بعنوان اولين قدم اسم ميبرد. بنظر وى تعريف تجاوز بايد در برگيرنده اشکال متفاوت آن و انواع آزارها و توهينهاى جنسى باشد. او همچنين ميخواهد که موشکافى در تاريخچه جنسى زنان در دادگاهها متوقف شود و به آنها اجازه داده شود که قبل از دادگاهى با وکيل خود مشورت کرده و پرونده اشان را آماده نمايند. پليسها و وکلائى که با اينگونه جرائم سر و کار دارند بايد آموزش ويژه ببينند و موارد گزارش شده تجاوز بايد در کمترين زمان لازم بررسى شده و به نتيجه برسند.
بنا به اظهار اسناد تهيه شده توسط بخش زنان دولت بريتانيا، قدمهائى براى آموزش جامعه در مورد جرائم جنسى برداشته شده اند. يکسرى برنامه هاى آموزشى براى مجرمين تهيه شده اند که طى آنها تلاش ميشود تاثيرات تجاوز بر زندگى قربانيان آن نشان داده شده و دلائل روانى و اجتماعى تجاوز بررسى شوند، به اين اميد که متجاوزين بتوانند از ديدگاهى متفاوت به امر تجاوز نگريسته و از اقدام مجدد به آن بپرهيزند.
طبق همين نوشته ها نهادهاى ذيربط بايد زنان را تشويق کنند که در صورتيکه اين اتفاق برايشان افتاد آنرا گزارش دهند. چرا که ترس از گير افتادن بعضى ها را از ارتکاب به تجاوز باز ميدارد. همچنين زنان بايد بدانند که با سمپاتى از طرف مقامات مربوطه روبرو خواهند شد و حيثيت اجتماعى آنان لکه دار نخواهد شد. تهيه امکانات درمانى و آزمايشگاهى لازم در مراکز پليس، جهت سرعت دادن به پروسه بررسى جرائم گزارش شده از ديگر پيشنهادات ارائه شده توسط بعضى دست اندرکاران اين امورات است. اينکه قربانيانى که براى دادخواهى به پليس مراجعه ميکنند بدانند که با آنها در فضائى انسانى و مناسب برخورد خواهد شد و مجبور نخواهند بود ساعتها در کريدرهاى بيمارستان و پليس سرگردان باشند و بخاطر جرمى که ديگرى مرتکب شده تحقير شوند.
اما اقدامات نام برده در بسيارى از کشورهاى غربى تاکنون بسيار بکندى پيش رفته اند و تا آنجا که آمار نشان ميدهد، تجاوز همچنان در حال افزايش است. بنظر ميرسد اين اقدامات حتى اگر بخوبى هم پيش بروند، تغييرات قابل توجهى را موجب نميشوند. تا زمانى که فرهنگ جامعه براساس نابرابرى زن و مرد بنا شده، تا زمانى که زن ابزارى براى ارضاى اميال جنسى مرد محسوب ميشود و تا زمانى که تابوهاى ارتجاعى و مذهبى ساختار روابط جنسى زن و مرد را تشکيل ميدهند مشکل بتوان مردم را از ارتکاب به جنايات جنسى بکلى بازداشت.
در کشورهائى مانند ايران نه تنها اقدامى در جهت جوگيرى از تجاوز انجام نميگيرد، بلکه با قانونا تنزل دادن زن به وسيله عيش و عشرت مردان، حتى از برسميت شناخته شدن تجاوز بعنوان يک معضل اجتماعى خوددارى ميشود. زنان در بعد ميليونى در دنيا با پديده تجاوز چه در خانواده و چه در سرکار و کوچه و خيابان دست و پنجه نرم ميکنند. بسيارى حتى آنرا به نزديکترين دوستانشان خبر نميدهند چون از بى آبروئى و رسوائى ميترسند. مردانى که در خانواده ها مرتکب اين جرم ميشوند معمولا وجهه اجتماعى بهترى از مثلا يک دختر ١٥ ١٦ ساله دارند و مشکل بتوان ديگران را قانع کرد که آنها مرتکب چنين کارى شده اند.
قطعا با يکسرى رفرمهاى جدى ميشود از آمار اين جنايات کاست. ميشود کمپينهاى عظيمى براى دادن آگاهى علمى به مردم نسبت به فونکسيونهاى جنسى بدنشان راه انداخت و با فاکتهاى علمى نشان داد که زن و مرد اگر چه متفاوتند اما افسانه هائى مانند پاسيو بودن زنان و اکتيو بودن مردان واقعيت ندارند و زن و مرد هردو از رابطه آزاد و انسانى با هم لذت ميبرند. ميشود و بايد در مدارس به بچه ها آموزش جنسى درست داده و جلوى تبعيضات جنسى را گرفت. بايد از راديو تلويزيونها و رسانه هاى عمومى استفاده کرد تا کريه بودن و غير انسانى بودن تجاوز و آزار جنسى را نشان داد و جامعه را با فرهنگ انسانى احترام به همديگر آشنا کرد. بايد با تابوهاى عقب مانده و ارتجاعى تفاوتهاى جنسى درافتاد و از دخالت مذهب و خرافات در شکل دادن به افکار جوانان مدرسه اى جلوگيرى کرد. جامعه بايد رفاه اجتماعى لازم را براى زنان فراهم کند که بخاطر حفظ شغلشان مجبور به تحمل توهين و آزارهاى جنسى در محل کار نباشند.
درست است که تجاوز معمولا در خلوت دو فرد انجام ميگيرد، اما قانون و جامعه بايد چنان امکاناتى را فراهم آورند که قربانيان اين جرائم بتوانند بدون احساس تقصير و گناه واقعه را گزارش دهند و در فضائى انسان در حداقل زمان ممکن، اين تجربه تلخ را پشت سر گذاشته و به زندگى عادى خود ادامه دهند.
فهرست مطالب استفاده شده :
1- Rulling Passions, sexual violence , reputation and the law, by Sue Lees, 1997
2- Eve was Framed, Women and the British justice, Helena Kennedy, 1993
3- women, violence and social control, editted by Jalana Hanmer and Marry Maynard, 1987
4- Concerns about rape, Home office reaserch study 106, by Lorna J.F. Smith, 1989
5- Living without fear, an integrated approach to tackling violence against women, by government's women unit, 1998
|