بازگشت به صفحه اول

اطلاعيه ها

مقالات

سايتهاى ديگر

آرشيو شماره هاى قبل

منتخبی از آثار منصور حکمت

 

بدون شرح

 

قاعدتاٌ با این عنوان که این نوشته دارد باید زبان به دندان می گرفتم و چیزی نمی گفتم؛ اما لازم میدانم نکته ای برای برخی را یاد آورم شوم مثل دولت آبادی نویسنده، که اعتقاد دارد کسانی که به قتل رسیده اند خودشان خواسته اند که « به خاطر مردم، خود را به کشتن دهند.»

آنچه خواهید خواند اعتراف صریح و ساده یک ملای جانی است، که شهره عام و خاص است. که چطور ایشان « فله ای» حکم اعدام صادر می کردند و صرفا به خاطر « گرایش شدید کمونیستی» هزاران نفر را به قتل رسانده اند، نه اینکه مقتولین خود در آرزوی «نوشیدن شربت شهادت» بوده اند.

 

« آن وقت نماینده مجلس در تهران بودم. یک روز شنیدم رشید به تهران آمده بود.جایش را شناسایی کردیم. در کمیته تهران با آیت الله مهدوی کنی تماس گرفتم و گفتم چند نفر مسلح بفرستد. نگفتم پسرم هست....... گفتم     ( به محافظ خودش) اگر مقاومت یا فرار کند، بزنید، نگذارید فرار کند و اگر هم تسلیم شد دستگیر کنید و به کمیته تحویل دهید. آنها رفتند او را دستگیر کردند...... او (رشید) چون محل فعالیتش استان آذربایجان بود در این شهر   ( تبریز) محاکمه و به اعدام محکوم شد و بلافاصله حکم اجرا گردید..... حتی بعد از اعدام جنازه اش را به ما تحویل ندادند. وقتی خبر اعدام رشید را شنیدم چون به وظیفه خود عمل کرده بودم هیچ ناراحت نشدم.... حقیقت این است که رشید مستحق اعدام نبود او جنایتی مرتکب نشده بود، یا کسی را نکشته بود تنها، جرمش این بود که گرایش شدید کمونیستی داشت و این هرگز منجر به اعدام کسی نمی شود. حداکثر این، این است که باید به حبس ابد محکوم می شد. متاسفانه قاضی پرونده همین طور فله ای حکم صادر کرده بود.......»

 

گوشه ای از خاطرات ملا حسنی مندرج در روزنامه شرق 2 مرداد84

 


                                    

Fax:00448701351553

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول