|
|
|||||||
|
|
|
|
"كمپين عليه جنگ" كمپيني براي جنگ سخني با مهرداد فرهيخته
ناصر اصغري ٢ دسامبر ٢٠٠٧
در سايت "كارگران ايران" مطلبي از مهرداد فرهيخته درج گرديده كه لازم ديدم به يك نكته از آن اشاره كنم. مهرداد فرهيخته در جائي از مطلبش ميگويد: "اين فراخوان (منظور فراخوان (بيانيه) حزب حكمتيست كورش مدرسي "عليه جنگ" است.) ميتواند نقطه عطفي در روابط بسيار تيره و غيراصولي دو حزب كمونيست كارگري و حكمتيست باشد تا به خصومت با يك ديگر پايان دهند." اينجا ميخواهم به همين نكته اشاره كنم كه آنچه را كه دوستمان رابطه غيراصولي ميخواند چيست. جريان كورش مدرسي در اين دوره دو موضوع را بار ديگر عمده كرده است. ١ – جامعه ايران به سوي "سناريوي سياه" ميرود؛ و ٢ – دولت ائتلافي (با احزاب). اگر اجازه بدهيد با هم به اين دو نكته ميپردازيم و اتفاقا اگر اختلافات ما با حزب حكمتيست كورش مدرسي را از اين سر ببينيد، متوجه ميشويد كه اين اختلافات خيلي هم اصولي هستند. كورش مدرسي با سياستهاي كنونياش از همان روزي كه نطفههايش را در حزب كمونيست كارگري ميبست، پايش را توي يك كفش كرد كه الا بلا جامعه ايران به سوي "سناريو سياه" ميرود. (براي اثبات اين ادعايم شما را به مواضع اين جريان در قبال اعتراضات خوزستان، كردستان، آذربايجان و حتي به مضحكه هخا رجوع ميدهم) و اين را هم ظاهرا از بحثي از منصور حكمت اقتباس كرده است. رجوع به اين بحث از منصور حكمت يك كلاهبرداري ناشيانهاي است كه توسط دوستان ديگري از حزب كمونيست كارگري افشاء شده است. اما من هم ميخواهم يك نكته را به اين بحث اضافه كنم. همان بيانيهي كذائي ميگويد: "همراه اين كشمكشها، دارودستههاي اسلامي و قومي كه مورد حمايت اين يا آن طرف نزاع هستند ايران را در خطر پاشيدن شيرازه زندگي مدني و تبديل شدن به عراق ديگري در ابعاد به مراتب وحشتناكتر قرار داده است." بله درست ديديد، "به مراتب وحشتناكتر"! به نظر من اگر اين جريان جدي بود و كسي حرفش را ميشنيد و قبول ميكرد، با پيش بينياي كه از وضعيت ايران دارد و بخصوص با وحشت پراكنياي كه به آن روي آورده است، تمام مردم ايران، حتي آنهائي هم كه از ترس همين حكومت به خارج از ايران مهاجرت كرده و يا پناهنده شدهاند، براي دفاع از وضعيت موجود و مقابله با جنگ، ميرفتند تفنگ برداشته و بسيجي ميشدند. از نظر اين جريان وضعيت دارد به سوي خانه خرابي ميرود، هيچ اميدي نيست، در ايران از اعتراض خبري نيست، هر چي هست قومپرستان و ناسيوناليستها هستند. وضع از عراق هم خرابتر خواهد شد، چرا كه اگر در عراق فقط ما با اكراد و اعراب مواجه هستيم، در ايران آدمها را به دهها قوم منتسب كردهاند، و غيره. با اين وضع، هر آدم عاقلي اگر دنيا را اين چنين ببيند و اين منطق را بپذيرد، اصولا و مستحقا بايد براي جلوگيري از اين سناريوي بالاتر از سياهي، كنار احمدينژاد بايستاد. اگر وضعيتي پيش بيايد كه از آنچه كه در ايران امروز به سر مردم ميآيد هم بدتر بشود، هر چهارراه و تپهاي دستهاي مسلح به جان مردم افتاده باشند، در هر ده كورهاي قومپرستي دارد مردم منتسب به مليتهاي ديگر را پاكسازي ميكند و غيره، احمدينژاد در چنين وضعيتي ناجي بشريت است! اما خوشبختانه صحنه سياست ايران اين چنين نيست. مبارزات مردم را ميبينيم؛ اخبار آن را هر روزه حتي از مطبوعات خود رژيم ميشنويم و اين را درست بر عكس تصويري كه كورش مدرسي و حزبش ميدهند، ميدانيم. مبارزه مردم يك لحظه هم فروكش نكرده است. تنها راه جلوگيري از جنگ، تشديد مبارزات بر عليه جمهوري اسلامي تا سرنگوني آن است. به نظر من موضع حزب حكمتيست كورش مدرسي به بقا جمهوري اسلامي منجر ميشود؛ و حزب كمونيست كارگري اصولا بر عليه يك چنين چيزي معنا ميدهد! اينكه يك جرياني با نام كمونيست و حكمت و از در عقب بخواهد جمهوري اسلامي را به بهانه و تصوير كردن سناريوئي فقط و فقط سياه سياه، تقويت بكند. دوم اينكه كورش مدرسي مدتي نه چندان دور ميگفت كه در تظاهراتهاي ضدجنگ در خارج كشور شعار مرگ بر حكومت اسلامي را ندهيد. اكنون در برابر فشار كمونيسم كارگري، در درون و بيرون از حزب خودش، ظاهرا عقب نشسته است. اين يك قدم مثبت است. اما بحث استراتژي ايشان بدون كم و كاست سر جاي خودش است منتها در همان بيانيهي كذائي، دزدكي و پاورچين پاورچين دارد همان حكومت ائتلافي با مجلس مؤسسان و از طريق امضاء "احزاب، نيروها و شخصيتهاي اپوزيسيون" به مردم و حتي به اعضاء حزب خودش مياندازد. مهرداد عزيز؛ اگر بدانم كه شما هم مثل كورش مدرسي دلتان براي گذشته خلقي و پوپوليستيتان تنگ شده است، چنين بحثي را اصلا شروع نميكردم. اما مطمئن نيستم كه چنين باشد. كورش مدرسي آدمهاي زيادي را با فريب و حيله سر كار گذاشته است. او متأسفانه در ارائه بحثش و طرح نظراتش اصلا صادق نيست. ميداند كه طرح صريح بعضي سياستها آبرويش را ميبرد. ميداند كه اينها سياستهائي رد شده و شكست خورده هستند. با اين حال آنها را مطرح ميكند؛ اما از در عقب و با ادبيات سرپوشيده. در نوشته "وظايف ما در خارج كشور" ميگويد: "براي مقابله با خطر حمله آمريكا به ايران بايد توده هر چه وسيعتري از انسانهاي شرافتمند و آزاديخواه را در خارج كشور حول خواست ساده نه به جنگ افروزي آمريكا گرد آورد. اضافه كردن هر تبصرهاي به اين خواست ساده و روشن صف اعتراض را محدود و متفرق ميكند." منظور ايشان از "اضافه كردن هر تبصرهاي" اين است كه تبصره "مرگ بر جمهوري اسلامي" را به اين شعار اضافه نكنيد. كورش مدرسي ميداند كه اين بحثي است كه وي را در صندلي بغل طوفان و فرخ نگهدار قرار ميدهد. اما ناصادقانه آن را سرپوشيده و زير لواي ديگري مطرح ميكند. همين شيوه را در همان بيانيه "عليه جنگ" هم در بخصوص بندهاي ۵ و ٦ بكار برده است. نميگويد كه با مجاهدين و طوفان ميخواهيم دولت موقت تشكيل بدهيم. پيادههايش را ميفرستد كه در تشريح بيانيه و فراخوان به پيوستن به آن، اين يكي را بگويند. اين را چند سال پيش در حزب كمونيست كارگري گفت، اما هو شد و فرار را بر قرار ترجيح داد. مهرداد فرهيخته عزيز؛ كورش مدرسي ميداند چه سياستي غلط است، اما با اين همه براي آنها برنامه ميريزد. در فراخوان به احزاب و شخصيتها و نيروهاي اپوزيسيون (نه در بيانيه) ميگويد: "كنگرههاي اول و دوم حزب كمونيست كارگري -حكمتيست ضمن هشدار مكرر در اين مورد احزاب و نيروهاي سياسي اپوزيسيون را به توجه به اين واقعيت جلب كرده است و رهبري حزب ما در يكسال گذشته تلاش كرده است تا با نيروهاي مختلف اپوزيسيون به پلاتفرمي براي ممانعت از جنگ و حفظ مدنيت در فضاي سياسي ايران برسد. متأسفانه اين تلاش موفق نبوده است. امروز با تشديد خطر جنگ و چشم اندازي كه در مقابل جامعه ايران قرار گرفته است ناچاريم بطور علني و بار ديگر همه احزاب و شخصيتهاي مسئول را به تلاش براي سد بستن در مقابل چنين چشم اندازي فرا بخوانيم." كورش مدرسي در كنگره اول، كه مصوبات كنگره دومشان هم شدند، چنين چيزي نگفتند. آنجا چيز ديگري گفتند، اما در نقل قول بالا صراحتا ميگويد كه ما مجبوريم بگوئيم كه بر عليه هر دو طرف جنگ بايستيم. دارد ميگويد كه ما دروغ ميگوئيم؛ "مجبور شدهايم" چنين چيزي بگوئيم. دارد ميگويد كه مجبور شدهايم آنچه را كه ميدانيم سياست درستي است اينجا بيان كنيم. مهرداد فرهيخته عزيز؛ كسي كه در سياست دروغ بگويد، بايد ازش ترسيد. بقول مهرنوش موسوي، به پليس دروغ گفتن و يا به اداره ماليات دروغ گفتن را ميشود فهميد، اما به مردم در سياست دروغ گفتن، بالاتر از توطئه است! در زمان انقلاب ۵٧ وقتي كه ائتلاف براي تشكيل حكومت را با جريانات بورژوائي نقد كرديم، كرور كرور از افراد سازمانهاي خلقي يا به اتحاد مبارزان كمونيست روي آورند و يا اين سازمانها زيرجلكي به نقد مواضع گذشته خودشان پرداختند. كورش مدرسي اين يكي را ديده است و ميداند كه دارد با چه غولي كشتي ميگيرد. مجبور است ناصادق باشد و متأسفانه با سرنوشت سياسي آدمهاي زيادي بازي كرد. اميدوارم كه بند ١ "بيانيه عليه جنگ" (و فقط هم بند يك آن غلط انداز است) آدمهاي زيادي را نفريبد. كورش مدرسي عقب نشيني ظاهري كرده كه براي نبردهاي ديگري خودش را آماده كند. به نظر من برخلاف وحشتپراكني و خود را آشفته و پريشان نشان دادن، جرياني كه دنبال دولت ائتلافي است، بيشترين سود را از جنگ ميبرد؛ كه بپرد وسط و با دوستاني كه يك جبهه تشكيل داده و قرار است "بيمه بيكاري" به بيكاران بدهند، اعلام يك حكومت ائتلافي بكنند. اما در همين يك نكته هم محاسبهشان غلط است. چرا كه مبارزات راديكال و سوسياليستي مردم قرار نيست به هيچ حزب و شخصيتي اجازه بند و بست از بالاي سر مردم را بدهد. محاسبهشان همانند محاسبه هر حزب و جريان بورژوائي ديگري كاسبكارانه است. |
|
سایت حزب www.wpiran.org سایت روزنه www.rowzane.comنشریه انترناسیونال www.anternasional.com سایت کانال جدید www.newchannel.tv سايت سازمان جوانان کمونيست http://www.cyoiran.com/ آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk تلفن و فاکس برای تماس با حزب Tel:0044-7779898968 Fax: 0044-8701 351 338 |