|
|
|||||||
|
|
|
|
ياشار سهندي از ايران
تغییر یا تسلیم
نگاهی به مبحث"سناریوی سیاه و سناریوی سفید"
گویا هیچ گریزی نیست، این یکی سرنوشت محتوم است، اجتناب ناپذیر است؛ کسی قادر نیست جلو اینکار را بگیرد. انسانهای هستند که با پراتیک شان تحول بخش یک دوره تاریخی میشوند تا زنده هستند از هست و نیست خود میگذرند تا منشا اثر باشند، امیدوارند و امید میدهند که رهایی انسان امکان پذیر است و نقطه اتکای بحثهای که در می افکنند همین امید، امید به تغییر جهان است در جهت سعادت و رفاه انسان. حتی انجا هم که از سیاهی بحث به میان می آورند بلافاصله از سفیدی هم میگوید چرا که عمیقا معتقد هستند میشود مانع این سیاهی شد و در صورت وقوع در مقابلش ایستاد. از تباهی و سیاهی نمی گویند که صرفا سخنی گفته باشند؛ که این را هر روز داریم لمس میکنیم. از تباهی و سیاهی نمیگویند تا یاس خود را به نمایش گذاشته باشند. از تباهی و سیاهی سخن بمیان می آورند تا نشان دهند این سرنوشت محتوم ما نیست راه دیگری است، دنیای دیگری هست.
اما همینکه سر بر زمین میگذارند کسانی پیدا میشوند که شیرازه مباحث او را هدف میگیرند تا از درون تهی اش سازند و امید، امید به تغییر جهان را از مباحثش حذف میکنند. بخشهای که در یک مبحث بیان شده تا نشان دهد شایسته انسان امروز نیست به این شیوه تباه کننده زنده گی کند همان سیاهیها را بزرگ میکنند وچیزی دیگری از مبحث باقی نمی گذارند. این بخشها برجسته میشوند بدون آنکه به بقیه بحث اشاره شود تا نا امیدی خود را ناامیدی جامعه جا بزنند. یک چهر امید ساز به یک چهره مستاصل و بی افق تبدیل میشود تا بی افقی و یاس خود را بپوشانند. چرا از زبان خودشان نمی گویند؟ سوال خوبی است؛ چون برای یک لحظه کسی توجهی به آنها نخواهد کرد " نامهای بزرگ" برای یک همچین روزهای خوب است تا در پوشش آن حرف خود را زد. منصور حکمت آن " نام بزرگی" است که میخواهند از درون تهی اش سازند..
" بعد از مرگ منصور حکمت" آن جان مایه کلام ایشان است. با گفتن این جمله دارند میگویند یک دوره از تاریخ به پایان رسید، امید به پایان رسید. "کو تا جامعه یکی مثل منصور حکمت تحویل بدهد تا آن هنگام بهتر است ما کار دیگر کنیم؛ تا او بود میشد امید داشت به تغییر"، اما با نبود او گویا استیصال و ناامیدی سلطه یافته است. چهره سیاهی از دوران " بعد از منصور حکمت" نشان میدهند و به این بهانه شروع کردند به همه دستاوردهای نظری و عملی او حمله بردند بهترین راه هم برای این کار هم دم دستشان هست، خود را یار و یاور او نشان میدهند که اگر نبودند ایشان منصور حکمت، منصور حکمت نمیشد!؟ جرات اینکه مباحث او را به "چالش" بکشند ندارند بلکه خود آن مباحث را از درون تهی میسازند تا به منافع حقیرشان برسند. یکی از این مباحث طرح شده از سوی منصور حکمت شرایطی است که جامعه به استیصال کشیده شده است و از هرگوشه آن باندهای سیاه بیرون میزند و بنیان مدنیت جامعه را نابود میکنند. و منصور حکمت نام آن مبحث را "سناریوی سیاه و سناریوی سفید" گذاشت. این نوشته نگاهی دارد به همین مبحث و سعی دارد این مبحث را بشکافد. برخلاف آنچه مطرح میشود این مبحث نیز در جهت نشان دادن راهی بسوی تغییر جامعه بوده و هست. 1 یکی از جنبه های مبارزاتی نظری و عملی منصور حکمت مبارزه با کلیشه برداری چپ ایران از جملات مارکس و انگلس و لنین بود. که در بهترین حالت کلمات قصار از یکی مباحث بسیار مهم این سه تن بیرون میکشیدند اما در باطن حرف دگر داشتند. نسل ما خوب بخاطر دارد که چپ ایران در سال 59 در مقطع جنگ ایران و عراق هر چه نوشته و کتاب از مارکس و لنین بود روی میزش گذاشت که شاید وظایف خودش را بشناسد اما قادر نشد کوچکترین تصمیم صحیحی بگیرد. بهتر گفته باشیم سیاستهای که اتخاذ کرد بر خلاف آنچه ادعا میکرد در جهت منافع طبقه کارگر نبود. منصور حکمت نشان داد باید متدولوژی بحث های مارکس را درک کرد و اساسا هر بحثی از سوی هر کسی؛ این گونه برداشت های کلیشه ای ربطی به مارکسیسم ندارد که بماند مارکسیسم را درون تهی ساختن است. در مبحث سناریوی سیاه و سناریوی سفید به کنایه اشاره دارد که در "هیچ جای مارکسیسم" راجع به این موضوع بحث نشده تا ما به آن مراجعه کنیم تا تکلیف خود را بدانیم: " هیچ جای مارکسیسم درباره " سناریوهای سیاه" و مقاطع از هم گسیختن شیرازه کلی جامعه و وظایف کمونیستها در چنان مقاطعی سخن گفته نشده و چه کنید و چه نکنیدی معین نشده است. این خود مائیم که باید این را تشخیص بدهیم. اینجا هم در تحلیل نهایی بحث همچنان بر سر شرایط و ملزومات پیشروی جنبش کمونیستی طبقه کارگر است." ( منصور حکمت؛ سناریوی سیاه وسناریوی سفید بحثی پیرامون روند اوضاع سیاسی در ایران)
اما از همین مقطعی که این بحث مطرح شد بالاخره در یک جای مارکسیسم این مبحث مطرح شد و چه باید کرد آن هم گفته شده. اما تحریف کننده گان اس اساس بحث را به فراموشی میسپارند که اشاره به این دارد که "اینجا هم در تحلیل نهایی بحث همچنان بر سر شرایط و ملزومات پیشروی جنبش کمونیستی طبقه کارگر است." تحریف کنند گان از تمام بحث فقط به دو کلمه اشاره دارند " سناریوی سیاه"، حتی از سناریوی سفید نامی نمیبرند؛ و از همین جا به این میرسند که کار تمام است همه چیز را باید تعطیل کرد چون احتمالا بمباران اتمی خواهد شد یا بمب افکن های امریکایی از جنوب ایران وارد شده و از شمال خارج خواهند شد وزمین را شخم خواهند زد و مبارزه طبقاتی تا اطلاع ثانوی تعطیل خواهد شد! منصور حکمت از طرح این بحث میخواهد راههای پیشروی جنبش کمونیستی طبقه کارگر را بشکافد امروز مطرح کننده گان آن دارند اعلام میکنند جامعه به قهقرا میرود جای این گونه مباحث نیست. میگویند: منصور حکمت گفته مبارزه طبقاتی در این شرایط تعطیل است و جنبش کمونیستی طبقه کارگر هم به محاق میرود. همان بلایی که بر سر مارکس آوردند دارند بر سر حکمت هم می آورند. آیا منصور حکمت غامض و پیچیده سخن گفته یا اینها دارند راه دیگر میروند؟
نه مارکس و نه حکمت بحثی را به میان نمیکشیدند که درس آموزی برای دیگران باشد، مکتب خانه راه نینداخته بودند. این هر دو سرمایه داری را در همه سطوح به نقد میکشیدند تا بتوانند تغییرش دهند قصد شان " آموزگار پرولتاریا" شدن نبود. بحث بر سر تغییر جهان است. منصور حکمت بحث سناریوی سیاه و سفید را مطرح نکرد که مارکسیستها را در مقابل این احتمال واکسینه کرده باشد و هر وقت با آن روبرو شدن به این مبحث مراجعه کنند. بلکه در یک زمان خاص با توجه به اتفاقات آن ایام و نیروهای سیاسی در ایران و وضعیت جمهوری اسلامی این هشدار را مطرح میکند تا شرایط پیشروی جنبش کمونیستی طبقه کارگر را یاد آور شده باشد. اما اکنون این نا حکمتیست ها با مباحث او چه میکنند، جز یک کلیشه برداری صرف برای اینکه اهداف و سیاستهای خود را در پوشش آن به پیش برند.
2 از نکات مهم این مبحث به نظر من انتخاب خود کلمه "سناریو" است. چرا مثلا اشاره نشده: "شرایط جنگی" یا " هرج ومرج ناشی از سقوط دولت" یا "جنگ برادر کشی"،چون به هر حال جنگی در میان است جنگی که باند های سیاه بورژوازی بر جامعه تحمیل میکنند. کلمه سناریو بیشتر این را در ذهن متباین میکند که یک برنامه از پیش طراحی شده است که باید اجرا شود یا یک نوع توطئه را بیان میکند که کسانی یک جای از قبل نقشه کشیدند تا اجرایش کنند. آنچه که در یوگسلاوی و رواندا در 12 سال پیش اتفاق افتاد از پیش معلوم نبود اما یک چیز را نشان داد که سرمایه برای نگه داشتن وضع موجود به هر جنایتی دست میزند. اما از آنجا که ما صرفا بیننده آن فجایع از تلویزیون بودیم منصور حکمت اشاره میکند: که به عنوان بیننده میتوانیم شانه بالا بیندازیم و بگویم به ما مربوط نیست و یا "خون ایرانی" ما اجازه نمیدهد که چنین فجایعی در این مملکت آریایی شکل بگیرد. منصور حکمت اشاره دارد که ما دیگر صرفا تماشاچی نیستیم که در بطن فاجعه هستیم:
" بحث سناریو سیاه طرح این واقعیت است که برای من و شما و عده بیشمار دیگری این پنهان شدن و روی برگردان میرود که غیر ممکن شود. این تصاویر میتواند تصاویر خود ما و مردمی باشد که زبانشان را میفهمیم. این بسادگی میتواند داستان زنده گی این مردم هم باشد. این میتواند تصویری از " وضعیت دائمی" در ایران باشد. اینجا دیگر همانقدر که حتی برای نزدیک بین ترین آدمها هم راه گریزی از حس کردن دست اول و بلاواسطه مصیبت وجود ندارد، از احساس مسئولیت هم گریزی نیست. اگر قبلا در رواندا یا یوگسلاوی دلمان را خوش میکنیم که گویا کاری از دستمان بر نمی آید، اینجا دیگر باید یک فکری کرد. تلویزیونی در کار نیست که خاموش کنید." طرح بحث با عنوان سناریو به این اشاره دارد که صحبت از " احساس مسئولیت" است " بحث بر سر کمونیسم ومسئولیت اجتماعی است." اینجا دیگر بحث بر سر این است که خود ما در سناریو نقش داریم و نقش خود را باید بازی کنیم. سوال این است نقش ما چیست، به عنوان یک کمونیست چه وظایفی در پیش رو خود میگذاریم. دیگران دارند ما را نگاه میکنند که ما کمونیستها چه میکنیم در آن وضعیتی که بر یک جامعه استیصال و نومیدی چیره شده و بقول معروف "سگ صاحبش را نمیشناسد" کجای کاریم. این بحث مطرح شد تا نشان دهد کمونیستها در مقابل این وضعیت دست وپا بسته نیستند، نمی ایستند کنار تا ببیند چه خواهد شد. بلکه فعالانه در چنین وضعی باید بکوشند که این وضعیت بر جامعه چیره نشود یا اگر شد فعلانه بکوشند که جامعه سریعا از آن بیرون آید. نقش کمونیستها این باید باشد. اما اکنون از تمام "بحث کمونیسم و مسئولیت اجتماعی" این مانده که از زبان منصور حکمت بیان کنند: در افق هیچ امیدی نیست سناریو سیاه میخواهد اجرا شود. و نقش ما در این سناریو فقط راوی است که اثرات بمباران اتمی و شوک وارده به مردم را بیان کند و تاکید کند استیصال حاکم خواهد شد و امیدی به آینده نیست. صحبت از انقلاب نکنید که صحنه مبارزه طبقاتی هنوز آماده نشده است و یا حتی نوشته نشده است. 3 اولین بار که مبحث " سناریوی سیاه و سفید" از سوی منصور حکمت مطرح میشود در نوشته ای به نام " رویایی ممنوعه مجاهد" است در سال 95 که در آن اشاره میشود که این سکت مذهبی پتانسیل قوی دارد که چنین نقشی را ایفا کند. که در همان زمان هم احتمال وقوع این کابوس را در مصاحبه با همبستگی "فعلا " زیاد میداند. و اشاره دارد که نیروهای هستند که درسناریوی سفید ذیفعند و این نیروهای هستند که منافع "دیرپاتر و بنیادی تر در مبارزه طبقاتی را نمایند گی میکنند" و تلاش منصور حکمت این است که هشدار دهد که مانع شکل گیری این کابوس شود. و این نیروها را وادار کند که در مقابل همچین خطری بایستند و همانجا یادآور میشود که نیروها بورژوازی که منفعتی در سناریو سیاه ندارند به وقت خودش اگر برایشان ضرورت داشته باشد خود از بازی گردانان سناریوی سیاه خواهند بود. درنوشته " سناریوی سیاه و سناریوی سفید،..." بحث را باز میکند تا نشان دهد که این کمونیسم کارگری و انقلاب کارگری و پیشبرد این امر از سوی کمونیستهای کارگری است که میتواند این سناریو سیاه را منتفی سازد. او مشاهدات خود را از فجایعی شروع میکند در آن روزگار در اروپا و افریقا و آسیا در جریان بود و با احتمال جدی " فروپاشی" رژیم این احتمال در ایران آنروز زیاد میبیند. او لیستی از سیاهیهای آینده که شیرازه جامعه را از می پاشاند را نمی شمرد تا دل خواننده نوشته خود را خالی کند. بلکه دارد تاکید میکند به وظایف همیشگی کمونیستها: "اینجا هم در تحلیل نهایی بحث همچنان بر سر شرایط و ملزومات پیشروی جنبش کمونیستی طبقه کارگر است." فقط از سناریو سیاه حرف نمیزند بلکه از بازیگرانی در صحنه سخن بمیان می آورد که مبتوانند و باید متن سناریو را تغییر داده و رنگ دیگری به آن بزنند. از عنوان نوشته تا کلام آخر نوشته تاکید دارد که باید سناریوی خودمان را اجرا کنیم. در مقابل سناریو سیاه بورژوازی در مقابل همچین سناریوی که ابعاد فاجعه را بیان میکند اشاره ( تاکید میکنم بطور مداوم) میکند که باید سناریو سفید را اجرا کرد. از همان نوشته "رویایی ممنوع مجاهد" تا نوشته اصلی بر همین تاکید دارد و از سناریو سفید سخن بمیان می آورد و در نهایت تاکید مجدد براین موضوع ختم کلامش است:" اما در تحلیل نهایی تنها تضمینی که برای اجتناب از سناریوی سیاه وجود دارد، تنها چیزی که اینجا میتوانیم صد در صد بعنوان ابزار این کار به آن تکیه کنیم، پراتیک حزب کمونیست کارگری است. این مائیم که باید مانع شویم که مبارزه مردم برای سرنگونی رژیم منحوس اسلامی توسط نیروهای ارتجاعی ای که نمونهایش را اسم بردم به این مسیر کانالییزه بشود.
روش و نسخه ما برای یک سناریوی سفید، سازماندهی انقلاب علیه جمهوری اسلامی به رهبری طبقه کارگر درایران است. حکومت کارگری جامع تربین و کامل ترین نمونه آن رژیم سیاسی مدرن و سکولار و آزادی است که از آن سخن میگوئیم. حکومتی که با تضمین آزادی و برابری همه و با گشودن صحنه برای دخالت وسیع و مستقیم مردم در سرنوشت خویش، کلیه جریانات ارتجاعی را منزوی و خنثی خواهد کرد."
وقتی این نوشته را میخوانید به این نتیجه نمیرسید که باید مرثیه سرایي کرد برای آینده سیاهی که در پیش است. بلکه منصور حکمت با نبوغ خاص خود در سال 95 پیش بینی کرد که این رژیم در سراشیبی سقوط است و در همان سالها در او اوج بگیر و ببند دوره دوم ریاست رفسنجانی از" بحران آخر" این رژیم یاد کرد. در سالیان بعد بیشتر تاکید داشت که کمونیسم کارگری میتواند قدرت را بگیرد و باید دخالتش وسیع و اثرگذار و به چشم آید تا جامعه انتخابش کند. جامعه اکنون آنرا فریاد کرده است؛ امری که بارها و بارها حمید تقوایی بر آن تاکید کرده. این جامعه اگر مستاصل بود اگر بورژازی آلترناتیو بهتری داشت که مردم و توده کارگر را سرکوب کند تا حالا بارها و بار ها عذراین رژیم را میخواستند و ابدا هم برایشان مهم نبود که چه فجایعی شکل خواهد گرفت، این همان کاری است که با جامعه عراق کردند.مبحث سناریو سیاه و سفید مطرح نشد تا خود را خلع سلاح شده بیابیم بلکه بر عکس به منظور آماده گی و هشدار بود که باید هر چه سریعتر کمونیسم را به عنوان آلترناتیو در مقابل جامعه بگذاریم که این همان سناریو ی سفید است.
از مقطع انشعاب کوروش مدرسی و یارانش، مدام یادآور شدند که سناریو سیاه در پیش است تا بر خلاف منصور حکمت نشان دهند که امیدی نیست. ما قادر به هیچ کاری نیستیم. حتی قادر به اداره کردن یک مهد کودک نیستیم! پس زنده باد شیخ حسن نصر الله! و حالا که بوی یک جنگ دیگر به مشام شان رسیده است و گویا این تنها برای جمهوری اسلامی مائده آسمانی نیست بلکه برای برخی دیگر هم امداد الهی است. دوباره فاجعه را جلو چشمان مردم میگیرند تا به همان مردم حالی کنند کاری از دست شما ساخته نیست فقط باید خدا خدا کنید که بمب بر سرتان فرود نیاید! دوستان تازه به ایشان پیوسته سقوط را سریعتر از آنچه میشد فکرش را کرد طی کردند تا پای بیانیه ای را امضا بگذارند که اشاره دارد بعد از سرنگونی از مردم میپرسیم که چی میخواهید! فعلا ما حرفی نداریم، فعلا سناریوی سیاه را بچسبیم! ایشان گلو پاره میکنند که: تاکید بر مبارزه طبقاتی و انقلاب از سوی حزب کمونیست کارگری پوپولیستی است، و نشان میدهد که سناریوی سیاه را، فاجعه را نمیبیند! اتفاق برعکس تاکید بر مبارزه طبقاتی و تاکید بر انقلاب سوسیالیستی تنها راه مانع شدن از شکل گیری یک سناریوی سیاه و فاجعه بشری از سوی بورژوازی است. جامعه ای که مستاصل نباشد و راه خود را بشناسد گرفتار این سناریوی نخواهد شد.
بگذارید نوشته را با کلام خود منصور حکمت به پایان بریم: "فراخوان اول ما به مردم کارگر و زحمتکش و هر کس که آزادی وبرابری کلمات مقدسی را برایش تشکیل میدهد، پیوستن به حزب و مبارزه مشترک همراه حزب علیه رژِیم اسلامی و هم دورنماهای تاریکی است که ارتجاع بورژوایی جلوی میلیونها انسان در ایران قرار داده است." 26 نوامبر 2007 |
|
سایت حزب www.wpiran.org سایت روزنه www.rowzane.comنشریه انترناسیونال www.anternasional.com سایت کانال جدید www.newchannel.tv سايت سازمان جوانان کمونيست http://www.cyoiran.com/ آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk تلفن و فاکس برای تماس با حزب Tel:0044-7779898968 Fax: 0044-8701 351 338 |