|
|
|||||||
|
|
|
|
زیگزاگهای حزب اتحاد در پاسخ به ستون آخر علی جوادی
محمدرضا پویا
" دیپلماسی جنگی" و بالا گرفتن تهدیدات جنگی، بنیانهای سیاسی و ناگفته های بخش اعظم اپوزیسیون را جلو چشم جامعه گرفت. لکنت زبانها بکناری رفت، احزاب اپوزیسیون بر متن این " شرایط جنگی" اینبار بدون پوششهای " دوران آرامش" استراتژی سیاسی خود را برای جامعه بازخوانی کردند. دو ماه گذشت، جدالهای سیاسی وسیعی در اپوزیسیون صورت گرفت. این یک تند پیچ مهم سیاسی بود. احزاب سنگر خود را انتخاب نمودند. آن موج نشست و مردم با اعتراضاتشان نشان دادند که مغلوب فضای جنگی نخواهند شد. این تند پیچ تلافات داشت. قربانی بجا گذاشت. حزب اتحاد علی جوادی یکی از این قربانیان است. ستون اخر نشریه یک دنیای بهتر شماره 28 ، شرح احوال یکی از به جا ماندگان تند پیچ جنگ است. علی جوادی میداند که بد جوری خراب کرده است. نسخه فرار از این وضعیت هم از قبل پیچیده شده است: فحاشی به حزب کمونیست کارگری. شلوغش می کند تا قیقاج های حزبش را پوشش دهد. دروغ می گوید تا فرارشان بچشم نیاید. باز قصه های کسالت اور و سراپا کذب را تکرار میکند که جنگ برای حزب کمونیست کارگزی خصلتی دو گانه دارد، که حزب کمونیست کارگری طرفدار محاصره اقتصادی است و....... این اپورتونیسم ناب است. این نمایش کاملی از درماندگی سیاسی علی جوادی و حزبش است که تهمت می زنند، شانتاژ می کنند تا حقایق سیاسی از نگاهها دور بماند. ابایی از دروغگویی ندارند، به هیچ چیز پایبند نیستند. امضا می زنند یک هفته بعد زیرش می زنند، موضع می گیرند چهار روز بعد انکارش می کنند، سیالند، قطب نمای سیاسی حزبشانرا به دست باد سپرده اند. خنده های عصبی حزب اتحاد نمایان شده است. اما ما نمی گذاریم ، اجازه نمی دهیم ابن اولوقتی در جدالهای سیاسی میداندار شود. علی جوادی در " ستون اخر" نشریه یک دنیای بهتر شماره 28 ، با زمختی خاصی به حزب کمونیست کارگری حمله می کند. جدلهای سیاسی دو ماه گذشته در مورد جنگ را دستکاری می کند، شلوغ می کند به همه نیش میزند، اما چرا؟ چرا علی جوادی به وضعیتی افتاده است که حتی بحثهای همین چند هفته پیش را هم تحریف می کند؟ چه چیزی را میخواهد پنهان کند؟ تحریف جدالهای سیاسی علی جوادی می گوید: " در گرماگرم جدال درونی باند مهتدی و ایلخانی زاده و به گروگان گرفته شدن اعضای این جریان، اینها( منظورش حزب کمونیست کارگری است) رفتند یقه حکمتیستها را گرفتند......... حزب حکمتیست را متهم به "سقوط آزاد به دامن راست ترین نیروهای ناسیونالیسم قومی" کردند" نقد سیاستهای راست حزب حکمتیست، بر خلاف تحریفات علی جوادی در گرماگرم جدالهای دورنی باند زحمتکشان نبود. رهبری حزب حکمتیست در آستانه کنگره دوم ، کفش و کلاه کردند تا حزبشانرا سر مرز عراق مستقر کنند. قدمبقدم همه چیز را کنار گذاشتند، هویت کمونیستی را قدیمی و زنگ زده خواندند، مدعی شدند که نیروهای اینده ساز و آینده دار جامعه ایران در مرز عراق هستند، دیپلماسی مخفی با احزاب مرتجع کردستان عراق را " غسل تعمید" نمودند و حتی خواستند اسم حزبشانرا هم عوض کنند. حزب کمونیست کارگری و بخشی از اعضای اخراجی و جدا شده حزب حکمتیست، به اعضای این حزب ، به جامعه ، بمردم هشدار دادند که رهبری حزب حکمتیست با تصویب این سیاستها ، به کمپ نیروهای قومی و ناسیونالیست سقوط خواهد کرد. نقد کمونیسم کارگری موجب شد این پروسه در نیمه راه قیچی شود. اجازه نداد سیاستهای راست ناسیونالیستی در کنگره حزب حکمتیستها به مصوبه تبدیل شوند. در " گرماگرم" همین جدال، علی جوادی و حزبش در کنار جریان راست حزب حکمتیست قرار گرفتند. به آنها سرویس دادند. بجای نقد سیاستهای راست رهبری حزب حکمتیست، به اعضای جدا شده این حزب ناسزا گفتند. به دیگران اخطار دادند که چرا نقد می کنید گفتند اگر این سیاستها تصویب شوند فوقش حزب حکمتیست میشود کومله سابق. علی جوادی با دروغگویی می خواهد همین را پنهان کند. تاریخ این جدال را منکر میشود. گویا این جدال سیاسی در باند زحمتکشان اتفاق افتاده است نه در حزب حکمتیست. گویا دوازده شماره نشریه کنگره که مبلغ سازش با نیروهای قومی شده بود، ارگان باند مهتدی بوده است نه حزب حکمتیست. اما علی جوادی نمی تواند با این بازیها یقه خود را رها کند. این در کیسه اینها افتاده است، این در تاریخ حزب اتحاد به ثبت رسید. مردم هم دیدند. علی جوادی و حزبش در جدالهای درونی حزب حکمتیست مدافع سیاستهای راست رهبری حزب حکمتیست بودند. این پاک شدنی نیست. نمی توانید با جعل وقایع، خودتانرا از انظار جامعه مخفی کنید.
حمله به چپ، تخفیف به راست علی جوادی نتنها تاریخ جدال کمونیسم کارگری با سیاستهای راست حزب حکمتیست را منکر میشود، بلکه مدعی است اصلا چرخشی در حزب حکمتیست صورت نگرفته است، بحثی نبوده، خیالات است، حزب کمونیست کارگری کمپین دروغین راه انداخته است. " حکمتیستها چیزی نگفته اند که یکی از آنها نشانی از تغییر جهت سیاسی و یا تخفیفی به رژیم اسلامی در آن مشاهده شود. در واقع اگر چیزی در مورد سیاستهای جدید این حزب بشود گفت این است که سیاستهایشان بر عکس مواضع رهبری حکک به مواضع پایه ای کمونیسم منصور حکمت در این دوره نزدیک تر شده است. از سیاستهای "ضد امپریالیستی" گذشته خود دور شده اند" علی جوادی ستون آخر نشریه یک دنیای بهتر شماره 28 این دفاع از حزب حکمتیست نیست. اشتباه نکنید. حزب اتحاد بی اصولتر از این حرفهاست. هر جایی گیر کند ، همه چیز و همه کس را زیر می گیرد. می گوید اتفاقی در حزب حکمتیست نیفتاده تا تاریخ راست روی خودش را را از اذهان پاک کند. میخواهد نزدیکی حزبش به حکمتیستها را ظاهری چپ بدهد. دارد پیغام می دهد که نگویید بحثی بوده است. اما " سیاستهای ضد امپریالیستی" دیگر چه صیغه ایی است؟ دفاع از جنبش اسلامی در لبنان؟ شعار نه به امریکا و حذف شعار سرنگونی جمهوری اسلامی در تظاهراتهای ضد جنگ؟ اقای علی جوادی از کی تا حالا در عالم سیاست کولی دادن به جنبش اسلامی ،دور زدن مردم ، انکار مبارزات جاری در ایران و دعوت مردم به خانه نشینی به " سیاستهای ضد امپریالیستی" ملقب گشته است؟ راستی از چه" تاریخی سیاستهای حکمتیستها به مواضع پایه ایی منصور حکمت نزدیک شده است"؟ از زمانی که شما به انها نزدیک شدید؟ تاریخ حلول این سیاستها چه زمانی است؟ احتمالا از زمانی که شما را هم به بازی راه دادند، از زمان امضا بیانیه یا چه؟ این متاخرترین سیاستی است که آنها اتخاذ کردند و شما هم امضا کردید. اگر سیاست بیانیه بیانگر " مواضع پایه ایی" منصور حکمت است چرا دو هفته بعد از امضا ان ، از خود سلب مسولیت کردید و زیر تعهدتان زدید؟ اگر آن بیانیه درست و اصولی بود چرا کماکان امضایتان پای بیانیه جبهه سوم هم هست؟ اگر هر دوی اینها درست بودند، چرا با دو ماه تاخیر بیانیه سوم را منتشر کردید؟
حزب اتحاد، حزب 3 بیانیه در بحبوحه بالا گرفتن فضای جنگی حزب اتحاد با امضا بیانیه حکمتیستها، پرچمدار سیاست وقوع سناریوسیاه در ایران شد. کل استراتژی سیاسی خود را بر روی سناریو سیاه متمرکز نمود. گفتند با شلیک اولین موشکها فونکسیونهای جامعه به هم می ریزید و استیصال حاکم میشود.گفتند همه عناصر سناریو سیاه در صحنه حی و حاضرند. گفتند کسانیکه این خطر را نمی بینند متحد موشکهای کروز امریکا هستند.برای پیشبرد این سیاست در ضرب اول جنبش سرنگونی طلب مردم را از صحنه خارج کردند و دست بدامن احزاب راست شدند تا با ائتلاف با آنها با سناریو سیاه مقابله کنند، " دولت موقت" تشکیل دهند و بیمه بیکاری بپردازند. امضا این بیانیه موجب نشد که علی جوادی "لزوم و ضرورتی به تغییر رای خود در قبال" بیانیه جبهه سوم ، ایجاد نماید. صورت مسله ظاهرا برایشان این بود که " اما موضوع و مخاطب بیانیه جبهه سوم با بیانیه "علیه جنگ و در دفاع از مدنیت جامعه" متفاوت است. موضوع اولی مردم آزادیخواه و بشریت متمدن در کشورهای غربی و آمریکای شمالی است. از این مردم میخواهد که از مبارزات مردم در ایران برای سرنگونی انقلابی رژیم اسلامی حمایت کنند. مخاطب دومی نیروهای سياسى اپوزیسیون جمهورى اسلامى است. میکوشد که وسیعترین نیروها را در پروسه مبارزه برای سرنگونی رژیم اسلامی و جنگ احتمالی و دستیابی به اهداف سیاسی شان به حداقل هایی ملتزم کند" و در نتیجه " ما این دو تلاش را در نقطه مقابل هم نمیدانیم. دعوتمان به یکی و دوری از دیگری نیست." ولی باز کفاف نمی کرد و راه حل این شد که: " حزب اتحاد کمونیسم کارگری مصمم است خود راسا بیانیه ای در این زمینه تدوین کند" واقعیت این است که در یک برهه زمانی چند هفته ایی ، بنیانهای سیاسی راست حاکم بر بیانیه حکمتیستها افشا و نقد شد. معلوم شد که سناریو سیاه اسم رمز جدید منشور سرنگونی کورس مدرسی است. معلوم شد که بیانیه، فراخوان به اتحاد راسترین نیروها است که از فراز سر مردم قدرت سیاسی را تصاحب نمایند. معلوم شد که " دکترین" مردم مستاصل هستند ، ابزاری برای دور نگه داشتن مردم از تصاحب قدرت سیاسی است. اینها همه افشا شد. بیربطی تز استیصال مردم و جعلیات و دستکاریهای حزب اتحاد در بحث سناریو سیاه ، نقد شد. اما حزب اتحاد بند نافش را با بیانیه جبهه سوم قیچی نکرد. می دانستند که موضعگیری در برابر بیانیه ایی که فراخوان به سرنگونی داده است ، آنها را به دامن راسترین نیروها و احزاب خواهد انداخت. آرام آرام عقب نشستند. دفاع از بیانیه حکمتیستها از نشریه اشان غیب شد. قرار بود که مبلغ این بیانیه باشند اما در یک چرخش 180 درجه ایی اعلام کردند که خودشان مستقلا بیانیه منتشر می کنند. بحث سناریو سیاه را آرام از نشریه و تحلیل هایشان حذف کردند. حزب اتحاد این مسیر را پیمود اما سوال این است که چرا اینها عقب نشینی کردند؟ بنظرم سه عامل مهم در این عقب نشینی نقش داشتند:
1- مواضع حزب اتحاد و بیانیه حزب حکمتیست مورد تعرض وسیع سیاسی –تئوریک کمونیسم کارگری قرار گرفت. ما سیاستهای ناظر براین پروژه را در همه عرصه ها نقد و افشا کردیم. اهداف مخفی سیاسی تحت پرچم " احتمال وقوع سناریو سیاه" را به جامعه نشان دادیم و اثبات نمودیم در تقابل با جنبش سرنگونی و اعتراضات اجتماعی مردم ، این پروژه شکل گرفته است. تلاشهای بعدی احزاب شرکت کننده در بیانیه بسرعت صحت مواضع ما را عیان کرد. همانطوریکه پیش بینی میشد بیانیه نتوانست نیرویی را بسیج کند. فراخوان بیانیه عمدتا و یا بهتر بگویم کلا رو به احزاب راست بود اما در میان این احزاب هم از اقبال عمومی برخوردار نشد . سنگرهای راست بسرعت فتح و پیشروی کمونیسم کارگری تثبیت شد. حزب اتحاد نمی توانست نسبت به این تعرض لاقید باشد. ماندن در این موضع فشار سیاسی بالایی را به آنها وارد میکرد که می توانست صفوفشانرا بهم بریزد. صلاح دیدیند میدان را خالی کنند.
2- علت دوم، ادامه اعتراضات مردم بر متن " شرایط جنگی" بود. مردم تسلیم شانتاژها و تبلیغات جنگی رژیم اسلامی نشدند. علیرغم دستگیری های وسیع این دوره، اعتصابات کارگری، مبارزات دانشجویان و زنان ادامه داشت که آخرین و پرشورترین آنها اعتراضات دانشجویی در 13 آذر بود که با شعارهای سوسیالیستی در مقابل رژیم قدعلم کردند و نشان دادند که دغدغه اصلی آنها کماکان بزیر کشیدن جمهوری اسلامی است و نه تهدیدات جنگی امریکا. در کل مردم به جمهوری اسلامی اجازه نداند که این شرایط را به سکویی برای سرکوب گسترده اعتراضات جاری جامعه تبدیل کند. احزابی که استیصال مردم را جار می زدند و یا مانند حزب اتحاد که اعتراضات مردم برایش تنها یک نقطه " مثبت" در شرایط کنونی بود، بسرعت به اوضاع بیربط شدند. حزب اتحاد این یکی را نتوانست منکر شود. این اعتراضات کل مبحث استیصال و سناریو وحشت را به شکست کشانید.
3- و بالاخره تشکیل شورای صلح شیرین عبادی، حزب اتحاد و احزاب دیگر این صف را کیش و مات نمود. مخرج مشترکهای هر دو بیانیه ، مکان احزابی مانند حزب اتحاد را به جامعه نشان داد. هر دو بیانیه اعتراضات مردم را قلم گرفتند و تلاش نمودند سرنگونی رژیم اسلامی را از دستور کار جامعه در بیاورند. شورای صلح میخواست " جنگ را به دغدغه عمومی جامعه" تبدیل کند تا با خیال راحت و دور از دسترس مردم ، دوم خرداد و جناحهای " سلیم النفس" و" صلح طلب" رژیم اسلامی را یکبار دیگر به مناصب دولتی برساند. بیانیه مورد حمایت حزب اتحاد هم با سناریو وحشت به همین عرصه وارد شد ، مردم را بیقدرت و متاصل خواندند آنها را از صحنه سیاست خط زدند و میخواستند با جبهه متحد احزاب و بدون حضور مردم قدرت را تصاحب کنند. شورای صلح وعده سندیکا به کارگران می دهد و بیانیه قول می دهد که حق بیمه را به قانون لازم الاجرا تبدیل نماید. هر دو سند در کل مردم را دور می زنند، جنبش سرنگونی و اعتراضات چپ و سوسیالیستی کنونی را انکار می کنند و تعیین تکلیف کردن با قدرت سیاسی را به " بالایی" ها می سپارند. این تسمه نقاله ایی است که این دو بیانیه را بهم متصل می کند. حزب اتحاد که شبانه و آفتاب نزده اطلاعیه مشعشع " دریغ از یک جو انسانیت" را بر علیه حزب کمویست کارگری منتشر می کند، یک هفته در برابر طرح شورای صلح شیرین عبادی سکوت کرد. یک هفته مشورت کردند که چگونه " گند" بالا امده را رتق و فتق کنند. یکجایی می بایست " معلق" می زدند تا به حیاتشان ادامه دهند و همین کار را هم کردند. حزب اتحاد با " قلم" گرفتن چند موضع ناقابل، مجددا راوی خط سرنگونی و خبرنگار اعتراضات مردم شد. عقب نشست، مواضعش را پس گرفت. موضع عوض کردن در دنیای سیاست عجیب و غریب نیست، اما زمانی حیرت آور است که پشتک و وارو زدن سیاسی " افتخار" محسوب شود و ظاهرا میشود طلبکار دیگران هم شد. اما آقای علی جوادی شما دو ماه تمام وقوع سناریو سیاه و بیقدرتی مردم را در شیپور کردید، گفتید آنهایی که از " فرصت" در شرایط جنگی دم می زنند در کمپ امریکا و غرب هستند، همه اینها را گفتید. اما سناریو سیاه چه شد؟ همانموقع به شما گفتیم که با سر و دوان دوان براست چرخیده اید، نگفتیم؟ حالا که مواضعتانرا پس گرفته اید چرا بجای تشکر از حزب کمونیست کارگری و فعالینش، به انها فحاشی می کنید؟ دو ماه مردم را سر کار گذاشتید، بمردم گفتید اگر جنگ آغاز شود کارتان ساخته است، همه را رو به قبله کردید، حالا طلبکار هم هستید؟ این شلوغکاریها برای چیست؟ تصور می کنید " زرنگ" هستید ؟ تصور می کنید با " مزاح" کردن، جامعه سیاستهای سنگر به سنگر شما را فراموش می کند؟ به گواه اسناد ، ما در این دوره کل اپوزیسیون را بنقد کشیدیم، سیاستهایشانرا افشا نمودیم، اجازه ندادیم به اعتراضات مردم آسیبی وارد نمایند، اما شما چه کردید؟ خواستید با جنبش ضد جنگ تحت لوای" سناریو سیاه" مردم را از میدان سیاست و مبارزه بیرون کنید و قدرت سیاسی و " دولت موقت" را با احزاب راست تقسیم کنید. مگر طرح شیرین عبادی و شرکایش چیزی غیر از این بود؟ تفاوتها کجاست؟ آقای علی جوادی چرا هر وقت " گیر" می کنید بیکباره یادتان می اید که منصور حکمت یک چیزی در گوش شما گفته است؟ این چه سنت عقب مانده ایی است ؟ تا همین دیروز می گفتید که روابط شخصی آدمها بخودشان مربوط است، ارتباط سیاسی با کورش مدرسی را به روبط شخصی تقلیل دادید و جار برداشتید که حقوق مدنی اتان زیر پا گذاشته شده است، چگونه است که امروز " حرفهای در گوشی" و شخصی شما با منصور حکمت، پایه تحلیلتان می شود؟ این دو نرخی را تا کجا می خواهید کش بدهید؟ از فرصتها گفتید، " فرصت" را غنیمت می شمارم و یک قلم از " فرصتها" را برایتان بازگو می کنیم. 13 آذر را مشاهده کردید؟ شعارها را دیدید؟ نه به جنگ، آزادی و برابری، سوسیالیسم، مرگ بر دیکتاتور، اینها ترجمان عملی " فرصتها" هستند. یعنی توی دهان جمهوری اسلامی میزنیم، یعنی اگر رهبران دانشجویی را دستگیر کردند، روز بعد صف دیگری از رهبران بلندگو را بدست می گیرند. یعنی تبلیغات جنگی پوچ. راستی آقای علی جوادی بیانیه علیه جنگ حزبتان رویت شد، البته با یک تاخیر دو ماهه. موج امد و نشست، قافله رفت. شما استاد کپی رایت هستید. معدل گیری کردید و بیانیه نوشتید. از بند یک تا پنج انرا از اسناد حزب کمونیست کارگری ( بیانیه جبهه سوم و قطعنامه کنگره ششم) کپی زدید. بند ششم بیانیه، ادیت سخنرانی کورش مدرسی در کنگره دوم حزب حکمتیست است. سیاست وسط نشینی بخشی از هویت شماست.
|
|
سایت حزب www.wpiran.org سایت روزنه www.rowzane.comنشریه انترناسیونال www.anternasional.com سایت کانال جدید www.newchannel.tv سايت سازمان جوانان کمونيست http://www.cyoiran.com/ آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk تلفن و فاکس برای تماس با حزب Tel:0044-7779898968 Fax: 0044-8701 351 338 |