|
|
|||||||
|
|
|
|
در آستان شانزده آذر در افشاي محمد قوچاني منصور تركاشوند "نفوذ انديشههاي كمونيستي از نوع استاليني آن در دانشگاههاي ايران خطري نيست كه صادقترين اصولگرايان و سنتگرايان از آن نگران نباشند و اين خطر واقعا وجود دارد... ضروري است محافظهكاران سرشناس ... اين بار مانع از تكرار فاجعه شوند و التقاط جديد را در نطفه خفه كنند كه خير دنيا و آخرت ايرانيان مسلمان در آن است." (محمد قوچاني، هفته نامه شهروند امروز، هفته سوم مهرماه ١٣٨٦ برگرفته از نوشتهي آقاي شهاب اسفندياري بتاريخ سي مهر ماه)
از جهاتي جمهوري اسلامي آنقدر ما را بخودش مشغول كرده است كه بعضا عوارض حكومتش را نمي بينيم. آنقدر در ديدن قيافه هاي ماقبل تاريخ روحانيون و شنيدن چرنديات و ترشحات مغز متعفنشان مشغولمان كرده است كه مثلا عاقبت روزنامهنگاران اصلاح طلب را فراموش كردهايم. چند روز پيش روحاني يكي از مساجد داشت تكليف شرعي مردي را كه در جنگل از سر ناچاري با شير جماع كرده بود! را بازگو ميكرد چنان جزئيات را توضيح ميداد كه شنونده باور ميكرد و يادش ميرفت كه بلاخره شير با جماع كنندهاش چه كار خواهد كرد! راستش حق داريم در كنار اين موجودات ماقبل تمدن، استحالهي روزنامهنگاران اصلاح طلب را نبينيم! بعد از عروج عارفانه آقاي مسعود بهنود و اعتراف به اشتباهش در انتخابات رياست جمهوري و پس گيري رايش از دكتر معين و دادن آن به احمدي نژاد و تمجيد اقدامات احمدي نژاد در سهميه بندي بنزين و پيش برد پروژهي هستهي و ارتقا مقام احمدي نژاد تا مصدق زمانه، بعضا شاهد چرخش برخي از روزنامهنگاران اصلاح طلب به سمت راست هستيم، يكي يكي تلفات ميدهند. بجاي "زنده باد مخالف من" يكي يكي دارند از سركوب مخالفين دم ميزنند. بيشتر و بيشتر معلوم ميشود كه چكارهاند، اينان نه «روزنامهنگار و نويسنده» كه نان به نرخ روز خوران قدرت حاكمند. حضراتي كه تا دو سال پيش مبلغ دمكراسي و گفتگوي تمدنها و يا افشاگر امرين و عاملين قتلهاي زنجيرهاي بودند، امروز مبلغ خفه كردن مخالفين به جرم "انديشه" آنهم در نطفه شدهاند. خودشان عامر قتلهاي زنجیرهاي جديدي شدهاند، فرمان قتل صادر ميكنند، آنهم براي صاحبان انديشه. اما مطلب از اين هم جالبتر، اعتراف ديگريست كه محمد قوچاني در پارگراف بالا كرده است. انكار هر چه روحانيون و متخصصين ديني براي برگرداندن جامعه به هزار و پانصد سال پيش انجام دادهاند، هر چه در آموزش و پرورش و مدرسه و دبيرستان و دانشگاه و تلويزيون و راديو و سينما و تئاتر و ادبيات و موسيقي بازگشت به گذشته را تبلغ كردهاند، نتيجهاش معكوس شده است. تصور نميكنم كه در هيچ كجاي ديگر دنياي امروز به اندازه دانشگاههاي ايران دانشجويان به ماركس معطوف باشند و اين در حاليست كه بعيد ميدانم كه چرنديات ديني كه در دانشگاههاي ايران تدريس ميشود در هيچ دانشگاه ديگري در رئوس دروس دانشگاهي باشند و تدريس بشوند! در كجاي دنياي اينترنت و ماهواره و عصر انقلاب ارتباطات، در مدارس و دبيرستانها نه فقط درس ديني و عربي كه حتي دروسي مثل فارسي مملو از تعليمات و داستانهاي ديني است؟ عملا متون و مطالب كتاب فارسي نيز ادامه همان چرندياتيست كه در دروس قران و عربي و ديني وجود دارد. در كنكور ورودي دانشگاهها، بالاترين امتيازات به همين دروس مضحك اختصاص دارد. دانشجويان و دانشگاههاي مورد اشاره جناب قوچاني، در اين دروس بالاترين نمرات را گرفتهاند. در ايران امروز، دين در فجيترين شكل ممكن به ذهن كودك و نوجوان و جوان تزريق ميشود و با اين همه نتيجه چيز ديگري شده است. براي تزريق دين و خرافه روزانه ميلياردي هزينه مي كنند، از تلويزيون تا تئاتر و سينما از ادبيات تا حتي موسيقي، تمام تلاششان بازگشت فرهنگ جامعه به گذشته است. تبليغ بيوقفهي دين و جهالت و ترساندن از مرگ و رفتن به جهنم، بيديني و دانش و آگاهي و اميد به زندگي و ساختن دنياي بهتري زائيده است. محصول فرهنگ حاكم بر جامعهاي كه نزديك سي سال فقط در آن بذر كرنش به خدا و پيامبرانش را كاشته بودند چپ از آب در آمده است، عملا خدا و نمايندگان تا دندان مسلح و آدمكشش، هيچ غلطي نكردهاند. خزعبلات ديني زير فشار تحولات نسلي و دنياي ماهواره و اينترنت رسوا شدهاند، حتي تمامي عرفان و روشهاي سير وسلوك مشتشان باز شده است، رسوا شدهاند. مولانا جلاالدين بلخي همانقدر معرف عام و خاص شده كه خميني شد، "گذشته" در بستر بيماري است! خطري كه جناب قوچاني و صادقترين اصولگرايان و سنتگرايان از آن به لرزه افتادهاند جديست، و راستش دنيا بي اين خطر منجلابي بيش نيست! تاكيد جناب قوچاني بر كمونيست از "نوع استاليني" اشاره به ما كمونيستهاي كارگريست، كيست كه اين اشاره را درنيابد؟ اين اعتراف جناب قوچاني و همچنين صادقترين اصولگرايان را بايد قاب گرفت، سنديست كه منكرين چپ شدن جامعه را رسوا ميكند. اما آيا كمونيزم كارگري نطفه است؟ كمونيزم كارگري بارها بزرگتر از حزب كمونيزم كارگريست، يك جنبش واقعيست. آنچه جناب قوچاني "نطفه" ميخواند، بارها بزرگتر از آنيست كه بشود خفهاش كرد. اينجا را كور خواندهاند. اشتباه نشود ما در سرعت رشد و سمت و سو دادن اين چپ نقش داشته و داريم اما آنرا نيآفريدهايم، اين مخلوق طبيعي جامعهايست كه بضرب نقد الهيات و مذهب مجبور شد و كارش به نقد زميني و سياست كشيده و چپ شده است و بطور طبيعي عميقترين خواستههايش را در حزب ما يافته و ميابد. اما برعكس تصويري كه جناب قوچاني با توسل به اسم "استالين" از ما و اين جنبش عظيم اجتماعي بدست ميدهد، ما حضرات را خفه نميكنيم، اجازه ميدهيم حرفشان را بزنند، مگر غير از اين بود كه سي سال از خدا و قدرتش، بهشت و جهنمش را، عفت و خشمش ... گفتند و نوشتند ولي فرجي نشد و به جاي ظهور امام زمان، ما زاده شديم؟ جا دارد در استانه شانزده آذر و همچنين سالروز تشكيل حزب كمونيست كارگري به قوچاني وهمكيشانش بگویم كه اين تازه اول كار ماست، دير نيست زماني كه از گفتههاي ضد انساني خود پشيمان بشوند. آذر امسال بيشك رنگ ديگري خواهد داشت، اما وحشت از عظمتش حضرات «نويسنده» را پيشاپيش به وحشت انداخته، دارند ميلرزند، هر چند كه هنوز عربده ميكشند. *** ١١ آذر ٨٦ بعد التحرير - اين نوشته قبل از مراسم شانزده آذر نوشته شده بود. خود مراسم امسال بهترين پاسخ به عامر قتلهاي زنجيرهاي جديد، قوچاني است.
|
|
سایت حزب www.wpiran.org سایت روزنه www.rowzane.comنشریه انترناسیونال www.anternasional.com سایت کانال جدید www.newchannel.tv سايت سازمان جوانان کمونيست http://www.cyoiran.com/ آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk تلفن و فاکس برای تماس با حزب Tel:0044-7779898968 Fax: 0044-8701 351 338 |