|
|
|||||||
|
|
|
|
انترناسیونال ۲۲۳ ستون اول حمید تقوائی
۱۶ آذر و موقعیت کمونیسم کارگری در جامعه
قبل از ۱۶ آذر و تجمعات اعتراضی وسیع دانشجوئی به این مناسبت، صفبندی تازه ای در میان نیروهای اپوزیسیون بر سر مساله جنگ و احتمال حمله نظامی آمریکا شکل گرفت. طیف نسبتا وسیعی از اپوزیسیون شعار "نه به جنگ" را در مقابل "نه به جمهوری اسلامی" علم کرد. در این طیف هم نیروهای ناسیونال اسلامی و ناسیونالیسم پروغرب که همواره آشکارا در مقابل صف انقلاب ایستاده اند وجود داشتند و هم نیروهای چپ شکست طلب که انکار جنبش سرنگونی و قدرتگیری نقد و اعتراض سوسیالیستی در این جنبش یک جزء همیشگی خط و استراتژی سیاسی آنها بوده است. خطر جنگ در واقع زمینه نزدیکی وهمسوئی مخالفین و منکرین جنبش انقلابی مردم را فراهم آورد. این نیروها تلاش کردند تا مساله جنگ را به گفته خودشان به "دغدغه اصلی" جامعه تبدیل کنند. یعنی در واقع صورت مساله مردم را از سرنگونی جمهوری اسلامی و مبارزه علیه حکومت به مقابله با جنگ تغییر بدهند. و در این تلاش شکست خوردند.
برخلاف این نیروها حزب ما جنبش انقلابی مردم برای سرنگونی جمهوری اسلامی و اعتراض و نقد چپ و سوسیالیستی جنبشهای اعتراضی موجود علیه وضع موجود را نمایندگی کرد. ما اعلام کردیم هر نیروئی واقعا خواهان صلح و مدنیت و جلوگیری از فاجعه جنگ است باید خواهان تشدید و گسترش مبارزات مردم علیه جمهوری اسلامی باشد. ما اعلام کردیم دوره دو خرداد و کلا نیروهای اپوزیسیون راست به سر رسیده است و راست برخلاف تحلیل شکست طلبان نه تنها درجامعه دست بالا ندارد بلکه در یک مقیاس اجتماعی از جنبش کمونیسم کارگری شکست خورده و منزوی وحاشیه ای شده است. ( رجوع کنید به اطلاعیه "خطر جنگ و مسابقه راست روی در اپوزیسیون" ، مقاله "علیه جنگ یا علیه مردم"، و مباحث پلنوم ۲۹).
اعتراضات دانشجوئی به مناسبت ۱۶ آذر تاکید دیگری بر صحت و حقانیت نظرات حزب بود. قدرتنمائی چپ در ۱۳ آذر و حتی در دانشگاه مشهد در روز ۱۸ آذر، که قرار بود روز تحکیم وحدتیها و صلحجویان نوع دوخردادی باشد، بساط اپوزیسیون صلح طلب و طیف دفاع از ملیت و دفاع از مدنیت در برابر جنگ را در هم ریخت. در واقع قبل از آنکه گزارش کذائی سازمانهای اطلاعاتی آمریکا زیر پای این طیف ضد جنگ را خالی کند این اعتراضات دانشجوئی در ده ها دانشگاه بود که با شعار "مرگ بر دیکتاتور" و "آزادی برابری" و "سوسیالیسم یا بربریت" نشان داد که تلاش این نیروها برای تبدیل جنگ به دغدغه اصلی مردم عبث و مذبوحانه بوده است.
از پیش روشن بود که چنین خواهد شد. بر هر ناظر سیاسی منصفی که تجربه ۱۶ آذرهای ۵ سال اخیر و کلا اعتراضات دانشجوئی، هر جا در چند سال اخیر عرض اندام کرده است ( از جمله تظاهرات مهرماه دانشگاه تهران و اعتراضات دو هفته قبل از ۱۶ آذر در دانشگاه اصفهان با شعار آزادی برابری هویت انسانی)، را مد نظر قرار میداد روشن بود که صلح طلبی ناسیونالیستی نمیتواند دانشگاه را بدنبال خود بکشد.
آنچه در دانشگاهها میگذرد انعکاس وضعیت سیاسی عمومی در جامعه است. امروز حضور قدرتمند چپ و شعارها و بیانیه ها و نقد و اعتراض سوسیالیستی به وضع موجود را در عرصه های مختلف مبارزات مردم، از مراسم یادبود قربانیان قتلهای زنجیره ای و گردهمائی در گورستان خاوران گرفته تا اول مه ها و هشت مارسها و تا اعتصابات و تجمعات چندین هزار نفره کارگران در دفاع از منزلت و معیشت، همه جا میتوان مشاهده کرد. مدتهاست جامعه از دو خرداد عبور کرده است و جنبشهای اعتراضی مردم روز بروز بیشتر و عمیق تر به خط انقلاب و سرنگونی انقلابی جمهوری اسلامی و به نقد چپ و سوسیالیستی کل وضع موجود روی آورده است. این واقعیتی است که حزب ما در شکل دهی آن نقش مهمی داشته است و در برابر ناباوران و انکار کنندگان جنبش انقلابی و سرنگونی طلبانه مردم و قدرت چپ کمونیسم کارگری در این جنبش مدام بر آن تاکید کرده است.
با اینهمه نیروهای مخالف و منکر جنبش سرنگونی استعداد غریبی در ندیدن این واقعیات دارند. حتی امروز پس از به صحنه آمدن قدرتمند چپ در ده ها دانشگاه که علیرغم دستگیریها و بگیر و ببندهای پیشگیرانه حکومت صورت گرفت، ترجیح میدهند در گزارشات خبری شان و تحلیل و بررسی هایشان از اعتراضات دانشجوئی همچنان شعار نه به جنگ را برجسته کنند اما از شعار "سوسیالیسم یا بربریت" و "زنده باد سوسیالیسم" حرفی بمیان نیاورند. بر واقعیات غیر قابل انکاری که حضور چپ در اعتراضات اجتماعی را نشان میدهد و در واقع زمینه اجتماعی حضور چپ در دانشگاه است چشم می بندند و در عوض در باب احتراز از چپ روی و انزوا و افراطی گری قلمفرسائی میکنند. جناح چپ اپوزیسیون ضد جنگ در مورد خطر تندروی و برخورد ایدئولوژیک و ایزوله شدن چپ در دانشگاه ها هشدار میدهد، و جناح راست آن اعلام میکند دستگیری و زندان حق دانشجویان "افراطی" است! اینها اظهار لحیه های مخالفین و منکرین جنبش انقلابی و نقد و اعتراض سوسیالیستی جاری و حی و حاضر در جامعه است. ۱۳ آذر امسال نه تندروی بود و نه بیسابقه و ابتدا بساکن، نه یک حرکت ایدئولوژیک بود و نه اقدامی زودرس و یا ایزوله و منفرد. این نوع ارزیابی ها فقط میتواند از نیروهائی ساطع شود که سوسیالیسم و انقلاب سوسیالیستی را زودرس و افراطی میدانند.
واقعیت آنست که جنبش دانشجوئی امروز، و در چند سال اخیر، با "آزادی برابری" و "سوسیالیسم یا بربریت" تداعی میشود و دانشجویان آزادیخواه و برابری طلب نه تنها تمایل و گرایش عمومی توده دانشجو بلکه خواست و حرف دل اکثریت عظیم مردم ایران را نمایندگی میکنند.
موقعیت و نفوذ آزادیخواهی و برابری طلبی کمونیستی در دانشگاهها به نوبه خود ثمره و انعکاس مشخص نفوذ و پیشروی جنبش کمونیسم کارگری در سطح جامعه است. جنبش های راست، ملی اسلامیون و ناسیونالیسم پرو غرب، زیر فشار نقد سیاسی کمونیسم کارگری و تجربه عینی توده مردم، در جامعه حاشیه ای و منزوی شده اند. این نیروها امروز بر محور یک مساله اساسی (اساسی از نظر کل بالائیها اعم از دولت آمریکا و جناحهای مختلف جمهوری اسلامی و نیروهای اپوزیسیون بورژوائی) یعنی نزدیکی با آمریکا و تبدیل شدن به طرف مذاکره و معامله و نماینده دموکراسی و رژیم چنج نوع آمریکائی با هم مسابقه گذاشته اند و به یکدیگر دور و نزدیک میشوند و خط و موضع عوض میکنند. این"گفتمان غالب" در صفوف بالائی ها است. گفتمان صف مقابل، سوسیالیسم است. در مقابل بالائی ها و اختلافات و سازشها و جنگ و صلحشان صف کمونیسم کارگری قرار دارد و صف انقلاب و اعتراضات مردم، صف جنبش سرنگونی و "نه" سوسیالیستی بخش اعظم جامعه به حکومت و به کل وضع موجود.
محور این قطبندی طبقاتی، قطبندی بین راست و چپ در جامعه، مبارزه انقلابی برای سرنگونی جمهوری اسلامی است و مضمون این مبارزه انقلابی را نقد و اعتراض انسانی، اعتراض از موصع سوسیالیسم منصور حکمت که اساس آن انسان و انسانیت است، تشکیل میدهد. در جامعه ایران انقلابی برای رهائی انسان و بازگرداندن اختیار به انسان، یک انقلاب سوسیالیستی در حال شکل گیری است. جنبش کمونیسم کارگری این انقلاب را نمایندگی میکند و جنبشهای اعتراضی مردم و از جمله جنبش دانشجوئی با سرود و شعارها و بیانیه های سرخ نشانه ها و بارقه هائی از این انقلاب اند.
تنها بر این مبنا و تحلیل از وضعیت عمومی سیاسی در جامعه است که میتوان از تحولات جاری در جامعه، و از جمله اعتراضات دانشجوئی شناخت واقعی و درستی بدست آورد و مهمتر از آن راه پیشرویهای بیشتر جنبش انقلابی و سوسیالیستی را هموار کرد.
تا آنجا که به اعتراضات امسال دانشجویان بمناست ۱۶ آذر مربوط میشود مساله محوری امروز سازمان دادن یک کارزار موثر و قدرتمند برای آزادی دانشجویان زندانی است. تبلیغات و پرونده سازی جمهوری اسلامی برای دانشجویان زندانی نمونه بارز برخورد حکومتهای دیکتاتوری و مافوق ارتجاعی به چپ و کمونیسم است. وابستگی به نیروهای بیگانه، توطئه برای تجزیه مملکت، فساد اخلاقی، تدارک آشوب مسلحانه در خانه های تیمی و خزعبلاتی از این قبیل ترجیع بند تبلیغات کلیه حکومتهای فاشیستی از قبیل شاه و پینوشه و خونتاهای نظامی آمریکای لاتین علیه مخالفین کمونیست خود بوده است. همزمان با تعمیق و شفاف تر شدن صفبندی طبقاتی در جامعه جمهوری اسلامی نیز ناگزیر به پرونده سازیها و تبلیغات کلاسیک دولتهای سرمایه داری علیه مخالفین کمونیستشان روی می آورد. این شیوه ای قدیمی و رسوا شده است، که باید با قدرت پاسخ بگیرد. جمهوری اسلامی را میتوان و باید به عقب نشاند و دانشجویان زندانی و کلیه زندانیان سیاسی را آزاد کرد.
در این کارزار نه تنها کمونیستها بلکه هر نیروئی که مدعی آزادیخواهی است باید با تمام قوا شرکت کند و خواهان آزدی بی قید و شرط دانشجویان، و کلیه زندانیان سیاسی، شود. تعرض همه جانبه به جمهوری اسلامی در سطح جهانی جزء مهمی از این کارزار است. دستگیری و پرونده سازی برای دانشجویان چپ برگ سیاه دیگری در پرونده جنایات این حکومت است، باید کل این پرونده را در مقابل چشم جهانیان قرار داد. باید جهانیان بدانند که جمهوری اسلامی حکومت مردم ایران نیست، قاتل آنان است. حزب ما همواره اعلام کرده است که جمهوری اسلامی باید مانند رژیم آپارتاید نژادی آفریقای جنوبی در جهان ایزوله و منزوی شود. اکنون در نبرد برای آزادی دانشجویان و کلیه زندانیان سیاسی باید با تاکید و برجستگی بیشتری این خواست و مطالبه مردم ایران را در برابر جهانیان قرار داد. *
|
|
سایت حزب www.wpiran.org سایت روزنه www.rowzane.comنشریه انترناسیونال www.anternasional.com سایت کانال جدید www.newchannel.tv سايت سازمان جوانان کمونيست http://www.cyoiran.com/ آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk تلفن و فاکس برای تماس با حزب Tel:0044-7779898968 Fax: 0044-8701 351 338 |