بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

 

فقط برای ثبت در تاریخ!

 

مهرنوش موسوی

 

نوامبر 6 ، 2007   

 

علاوه بر سمینار اینترنتی، میخواستم با نوشتن این چند سطر، موضع گیری در باره اطلاعیه حزب اتحاد را هم در مسیری که تا اینجا پیموده ام  ثبت کنم. اگر چه مواضع موقر و مستدل و مارکسیستی آقایان بهروز مهرآبادی، منصور ترکاشوند، محمد رضا پویا را کافی و بسیار منسجم  ومحکم میدانم.

علی جوادی پس از بیش از 10 روز هنوز جرئت نکرده است در باره این بی اصولی آشکار سیاسی آفتابی بشود. اول سیاوش دانشور وظیفه دفاع از این حزب را به عهده گرفت، جواب گرفت و ترجیح داد خاموش بشود. به ایشان سپرده اند که عجالتا با رپرتاژ جلسه کنگره دوم حزب حکمتیست سرش گرم باشد. به سیروان قادری وظیفه دادند تا با نوشته اش، تولد محصول مشترک آنها، اطلاعیه رهبری حزب حکمتیست را بشارت دهد. اطلاعیه ایی  که در آن مقام معظم رهبری به مطبوعات و رسانه ها ( همانها که این تیم رهبری اصلا جزو شهروند آن در شهر سوم نیست) دستور داده است آزادی بیانشان را صرف علنی کردن اسناد مباحث درونی این حزب نکنند تا این تیم رهبری فرصت پیدا کند، روایت وارونه خود را از تاریخ این جدال سیاسی و فکری مهم به دیگران القاء کند. اما هر دو نگرفت! علی جوادی مجبور شده فعلا تا اطلاع ثانوی برای توضیح این کیس در چاه بماند!

حزب کمونیست کارگری ایران با قاطعیت تلاش شکست خورده رهبری حزب حکمتیست را عقب راند. علی جوادی که لابد به مقام معظم رهبری حزب حکمتیست در همان رفت و شدهای "شخصی" قول داده است که با تیز کردن دشنه علیه حزب کمونیست کارگری مسئولیت اعمال گذشته خود را به عهده بگیرد، قبول کرده که خودش آینده ندارد، پس در جوار این تیم آینده ساز، خودش و به این رسم آینده سازی کند، پاسخ بسیار بسیار محقر و پایین و بی محتوایی داد. پاسخی که فقط و تنها هدف آن بیان دشمنی علیه حزب کمونیست کارگری است. جالب اینجاست که در برابر اطلاعیه حزب کمونیست کارگری ایران، اعضاء و کادرها و بدنه تشکیلات حزب حکمتیست موضع نگرفتند، در این دوره اگر نگاه کنید می بینید تنها جریانی که پا به پای رهبری حزب حکمتیست ضربه گیر این تیم در بیرون است، تنها جریانی که هم حزب کمونیست کارگری و هم کمونیسم کارگری درون حزب حکمتیست را کوبیده این حزب اتحاد بوده است. شاید این بجا آوردن قولی است که علی جوادی در همان تماسهای پنهانی به کورش مدرسی داده است!

در همین نوشته ایی که از موضع یک "پدر داغدار" نوشته شده است، در عین عزاداری و چشمان گریان، اما فحشها و دشمنیها اصلا از یاد نرفته و توپها به طرف کمونیسم کارگری شلیک شده است. پاسخ من به این نامه سخیف این نکات است:

 

1. علی جوادی که در پشت سر این اطلاعیه پنهان شده است، با دادن این اطلاعیه قبول کرده که با کورش مدرسی تماس گرفته و با هم در باره مسائل مربوط به درون حزب کمونیست کارگری مشورت نموده است. دلیل این تماس را "فردی و شخصی" اعلام کرده است. ( من نمیدانم چرا پس مدانلو را بسیج کرده بودند کارت عضویت کا را نگاه کند؟)

اما راستش من دو سال است با "فردی و شخصی" کردن رابطه رهبری این حزب با هر کس و ناکسی مسئله دارم. مسئله صرفا این بی اصولی و رو کردن ریاکاری و دروغگویی هر دو طرف در این کیس نیست. این در رهبری حزب حکمتیست اصلا قانون است. من اسناد مربوط به مناسبات دیپلماتیک رهبری این حزب را در فرصت آتی که بخش مهمی از جدال من در درون این حزب را منعکس میکند منتشر میکنم تا خوانندگان نوشته های من بدانند که دفاع امروز علی جوادی از "شخصی" بودن مناسبات پنهانی با وقوف کامل از روابط دیپلماسی سری رهبری حزب حکمتیست نوشته شده و در واقع ارزش مصرفش آنجاست. علی جوادی دارد زمینه سازی میکند تا در صورت علنی شدن این مباحثات طرف دیپلماسی سری را بگیرد با توجیه شخصی بودن آن! دلیل اینکه این همه علی جوادی بر "حق رابطه شخصی" پافشاری میکند این است که با این چتر فردا هر گند کاری توجیه بشود. 2 سال است خط من در این حزب سر همین جنگ دارد که حزب سیاسی عشیره نیست. دو سال است حتی رابطه با دولت دیگری دارد در پوشش "فردی" توجیه میشود. دو سال است گلوی من پاره شده تا ثابت کنم که رابطه فردی نداریم! نمیشود من فی المثل فردا بیایم و رابطه ام را با سفارت دولت بولکینا فاسو در آلمان اینطوری توجیه کنم که دختر بنده دوست پسر باجناق رئیس جمهور این مملکت است! نه! نمیتوانم! حزب سیاسی باید روابطش را مدون کند. جلو مردم ایران بگذارد. رابطه شخصی و قوم و قبیله ایی نداریم! رابطه "دوفاکتو" نداریم! که یک فاکتویش همیشه شخصی است! امروز اگر علی جوادی این همه در باره حقوق کمونیستهای جهان در باب "روابط شخصی و فردی" قلم میزند برای همین است که راه فردای خود را برای خفه خون گرفتن و یا دفاع خرد خرد از دیپلماسی سری هموار کند!

علی جوادی کاملا میداند که دعوا بر سر اصول است. بر سر پرنسیپ است. بر سر سیاست و حقیقت است. علی جوادی میداند بحث بر سر رابطه دیپلماتیک مخفی ایشان و معاونش با تیم رهبری این حزب فقط نیست، بحث بر سر این قانون "شخصی" بودن کلیه مناسبات پنهانی است. سر آن انتخاب سیاسی است که خود موجب این تصمیم است. سر آن منفعت سیاسی است که ایشان را بواسطه رابطه زیر جلکی تا اینجا آورده است. علی جوادی از پس این بر نیامد بگوید مهرنوش موسوی دروغ میگوید. کورش مدرسی در جلسه کمیته رهبری دروغ گفته است. تنها حرفی که زد این بود که بله این رابطه شخصی بوده است! این خودش دروغ است. به قول آلمانها دروغگو پاهای کوتاهی دارد! برای فرار قد نمیدهد!

 

2. پس چرا ایشان پس از قبول این امر به حزب کمونیست کارگری میتازد که "روابط شخصی" را بر نمی تابد؟ بالاخره اگر شخصی بوده، پس کورش مدرسی بی اصولی نموده که گزارش روابط شخصی خود را به درون کمیته رهبری می آورد! پس چرا فحشها در احترام به حقوق فردی مناسبات شخصی علی جوادی نثار حزب کمونیست کارگری میشود؟ حزب کمونیست کارگری اگر یک جمله در باب بی اصولی علی جوادی، آذر ماجدی گفته است. رهبری حزب حکمتیست در باره بی اصولی اینها بیانیه داده است. بیانیه امضاء شده دفتر سیاسی حزب حکمتیست در اواخر ماه مای مصوب پلنوم ششم میگوید که حزب اتحاد که محصول فراکسیونش می باشد بی پرنسیپ است. در درون حزب خودش حزب در حزب زده است. سیاه روی سفید آنجا نوشته شده است که با افراد و کادرهای حزب حکمتیست تماس گرفته اند، اما کورش طبق معمول زرنگی کرده، خودش را در برده و گناه را گردن " مخالفین حزب" انداخته است! ولی در نفس خود در این سند نوشته شده که اینها با کادرهای حزب ما تماس گرفته اند! چه جور است که این جریان پس فحشش را به حزب کمونیست کارگری میدهد؟  به نظر من به خاطر همان تصمیم سیاسی است که بگذار این دشمنی هر چقدر میخواهد بیارزد. فقط دشمنی کنند، مهم نیست به چه هزینه ایی!

 

3. سوء استفاده از احساسات اعضاء و کادرهای حزب اتحاد به بهانه از دست رفتن دختر علی جوادی به نظر من نه فقط به لحاظ سیاسی عملی ناشایست است، بل به لحاظ اخلاقیات انسانی عملی شنیع است. این نوع روش برخورد تا بحال در جنبش کمونیسم کارگری فقط از دو نفر سر زده است. علی جوادی و آذر ماجدی. علی جوادی یک بار دیگر وقتی در معرض سئوال بحق قرار گرفت که چرا سایت خود را فرمت کرده و تمام مقالات دوره جدایی ما را برداشته است، متوسل به این شد که به خاطر مرگ دخترش وقت این را ندارد مطالب را بگذارد. درست در زمانی که گر و گر جلسه میگذاشت حزب کمونیست کارگری را بکوبد!  در مقابل دروغ و فریب جای بحث نمی ماند. دروغ را فقط باید کشف و روبرو کرد همین! به خاطر همین دوستان ما بدرست رفته اند و در آورده اند که دختر ایشان در ژانویه فوت کرده است. همان موقع حمید تقوایی هم به ایشان پیام داده است. چرا علی جوادی در همان شرایط پیش حمید تقوایی نرفته و رهنمود بگیرد؟ آمدیم و آقای رضا پهلوی هم به ایشان تسلیت میگفت، راهش این بود که ایشان جویای مصلحت بشود که چه جوری به حزب کمونیست کارگری بهتر ضربه بزند؟

دختر ایشان در ژانویه فوت نموده است و کنگره در ماه آپریل نماینده ها را اعلام کرده است. یعنی 4 ماه کورش مدرسی در حال دلداری علی جوادی و مرور خاطرات با وی بوده است؟ من هم جزو یکی از تسلیت دهندگان این فاجعه و هم جزو مخالفین ثبت شده و علنی رهبری حزب حکمتیست بودم. چرا پس کسی با من تماس نگرفت بپرسد که آیا به کنگره اش برود یا نه؟ چرا درست حتی وسط عزاداری هم  طرف حواسش هست با کی تماس بگیرد، با کی نگیرد؟ با کی به نفعش هست توطئه بکند، با کی توطئه جور نمی شود!

این روش بهره برداری سیاسی از یک مصیبت شخصی راستش برای من یکی، از آن بی اصولی که در باره تماس گیری شده، از دروغی که گفته شده، انزجار آورتر و مهمتر است. این در مقابل آن هیچ است! آن یکی را سیاسی توضیح میدهم. این را دیگر حتی به لحاظ شخصی هم نمی توانم برای خودم حل کنم که یک حزبی که اسم خودش را کمونیسم کارگری گذاشته بیاید و از مرگ و مظلومیت یک دختر جوان این استفاده سیاسی را ببرد. جدا که شرم دارد. لکه ننگی است بر دامن رهبری این حزب! اگر روشی منحط باشد همین است. هلموت کهل یک شخصیت شناخته شده سیاسی در کل طیف بورژوازی بین المللی است. درست همزمان با شکست سخت انتخاباتی که خورد، همسرش که بیش از دو دهه با وی زندگی کرده بود خودکشی کرد. با وجود نقش کلیدی که در طراحی سیاستهای حزب دمکرات مسیحی آلمان داشت، خانه نشین شد. چند سال حتی یک مصاحبه مطبوعاتی در باره همسرش نکرد. اصرار کرد و تثبیت کرد که این مسئله را مطلقا سیاسی نکنند. بودند احزابی که اصرار داشتند شکست انتخاباتی وی را با مسئله خودکشی همسر وی جبران کنند. هلموت کهل حتی نگذاشت مطبوعات در موقع مراسم خاکسپاری همسرش شرکت کنند و عکس بگیرند.  آنوقت این عده که ادعای کمونیسم دارند اینقدر بی پرنسیپ، جهان سومی و حقارت آلود برخورد میکنند که کارشان شده بهره برداری سیاسی از یک واقعه شخصی! به نظر من همین روش باعث شده که مدتها کمونیسم کارگری به خاطر کرامت و انسانیت خود، به گروگان گرفته شود، با وجودیکه تمسک به از دست رفتگان را شاهد بود، لب نگشاید و حرف نزند. این آخرین باری است که این روش زنگ زده مورد بهره برداری سیاسی قرار میگیرد. به اعتقاد من هر کسی که با استناد به مرگ کسی برای خود منفعت سیاسی جور میکند نه سوسیالیست هست. نه کمونیست هست. برای اینکه اساس سوسیالیسم انسان است، بل حتی انسان زمانه خودش هم نیست!

 

4. اگر کسی به اداره مالیات شهرش دروغ بگوید یک امر است، اگر کسی در یک حزب سیاسی دروغ بگوید معنی اش چیز دیگری است. در سیاست اگر کسی دروغ بگوید، یعنی دارد توطئه میکند. الان اگر در احزاب سوسیال دمکرات اینجا گوشه چنین کیسی رو بشود روش متمدن کسی که حزب خودش را با چنین بحران و ایمجی در جامعه روبرو کرده این است که استعفا بدهد! تا بتواند به حزبش این امکان را بدهد که زنده بماند. اینجا نه کورش مدرسی به روی مبارکش آورد. با غوغاسالاری باز هم خرابکاری را لاپوشانی کرد، هم علی جوادی ترجیح میدهد این افرادی را که با خود برده است با خود یکجا خراب کند، خراب شده این حزب را تحویل رهبری حزب حکمتیست بدهد، ولی نگذارد با عزت و سر بلندی در جوار کمونیسم کارگری زندگی کنند و بمانند. علی جوادی میتوانست شخصی با دنیای بیرون خود روبرو بشود. چرا پشت اطلاعیه حزب پنهان شده است. این خودش نشان میدهد که ایشان حتی یک جو التزام به مدنیت همین جوامع غربی هم ندارد. نشان میدهد که ایشان علاوه بر دروغگویی چه ظرفیتهای مخرب دیگری هم دارد. آیا کمونیستهای درون حزب اتحاد میپذیرند که با آنها چنین بشود. آن موقع نمی دانستند. امروز چه؟  آیا کمونیستهای این حزب میپذیرند که علی جوادی و آذر ماجدی با گذاشتن کل این حزب در مظان اتهام، آنها را هم با خود هزینه کنند؟

 

سایت حزب  www.wpiran.org  سایت روزنه     www.rowzane.comنشریه انترناسیونال  www.anternasional.com 

سایت کانال جدید www.newchannel.tv     سايت سازمان جوانان کمونيست   http://www.cyoiran.com/

 آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk

تلفن و فاکس برای تماس با حزب      Tel:0044-7779898968  Fax: 0044-8701 351 338

 


بازگشت به صفحه اول