بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

جنگ و تعابير مختلف از" سناريوي سياه و سفيد"

مصاحبه ايسکرا با عبدل گلپريان

 

 

ايسکرا: بحث سناريوي سياه، سناريوي سفيد در نوامبر 1995 توسط منصور حکمت در سمينار وسيع اوضاع سياسي ايران و با شرکت اعضاي کميته مرکزي و جمعي از کادرها برگزار شد. امروز با تشديد بحران جنگ، احزاب ”اتحاد“ و "حکمتيست" وقوع سناريوي سياه را بيشتر از هر چيز ديگري واقعي و محتمل مي بينند. به نظر شما سناريوي سياه بر چه متني قابل توضيح است و از نظر شما منصور حکمت چگونه به اين موضوع پرداخته است؟

 

عبدل گلپريان: منصور حکمت شرايط دهشتناک بروز و وقوع  يک جنگ احتمالي را در 12 سال پيش بدرستي و با روشن بيني خاصي و از موضع يک کمونيست دخالتگر در شرايط و اوضاع سياسي آن مقطع  در اين سمينارتوضيح مي دهد و فاکتورهاي مختلفي را از زواياي گوناگون برميشمارد.  متن بحث او در اين سمينار در سايت حکمت وجود دارد، علاقمندان به مطالعه  آن را به اين سايت رجوع مي دهم. در همين رابطه احزاب ”حکمتيست“ و ”اتحاد“ در مورد بحران جنگ در دوره حاضر، پا را توي کفشي کرده اند و بجز سناريوي سياه قادر به ديدن روشنايي و هيچ  نقطه  اميدي نيستند.

ديدن تصوير سياه براي اين دو حزب، نشان از تحليل ها، افق و سياستي داردکه که بر آن اتکا دارند. همين تحليلها از اوضاع سياسي بين المللي و منطقه اي، آنها را به اين نتيجه رسانيده است که  نه تنها تحليل از اوضاع جنگي بلکه خيلي فاکتورهاي پايه اي در جامعه را سياه مي بينند، منصور حکمت 6 سال بعد از طرح بحث سناريوي سياه، سناريوي سفيد، آيا کمونيسم در ايران پيروز خواهد شد را مطرح مي کند که من وارد جزئيات آن نمي شوم.  فقط همين را اشاره مي کنم که منصور حکمت در سال 2001 با ارائه بحثي عميقا پايه اي، به پيروزي کمونيسم در ايران پاسخ مثبت مي دهد. اين دوستان يکبار عميقا بايد همين دو بحث را مطالعه کنند. تا تناقض پايه اي تحليلهايشان را با بحث سناريوي سياه و سفيد بيشتر متوجه شوند. منصور جکمت احتمال سناريوي سياه  را اينگونه توضيح مي دهد:

ميان آنچه که سناريوي سياه ناميده ايم با يک تلاطم انقلابي يک دنيا تفاوت هست. بحث سناريوي سياه صرفا بر سر وقوع درگيري و کشمکش خونين نيست. تصوير ارتشي که به سوي مردم شليک مي کند و مردمي که فرياد مي زنند "توپ تانک مسلسل ديگر اثر ندارد" تصويري از يک سناريوي سياه نيست. اين تصوير از يک انقلاب است. در انقلاب مردمي هم خون ريخته مي شود. اما مشخصه سناريوي سياه عنصر استيصال در جامعه است. ناتواني جامعه از درک اينکه اين وضعيت چرا پيش آمده، تا کي ادامه پيدا مي کند، چگونه ختم مي شود و الاآخر. و در ادامه مي افزايد:

اما من سناريوي سياه را به وضعيتي اطلاق مي کنم که صحبت نه بر سر تحول جامعه بلکه بر سر تخريب چهارچوب عمومي جامعه بر خلاف ميل و اراده مردم و در متن عجز و استيصال عمومي است.

آيا روشنتر از اين مي توان احتمال سناريوي سياه را توضيح داد؟ اينها را منصور حکمت بيش از يک دهه قبل عنوان کرد. حال سئوال اين است آيا آنچه که در جامعه حاکم است عنصر استيصال است؟ آيا جامعه ناتوان از درک اين است هنوز که جنگي شروع نشده است، اين وضعيت چرا پيش آمده است؟ آيا ناتوان از ادامه و ختم آن است؟ آيا اگر قرار باشد تخريبي در چهارچوب جامعه و توسط انواع جانوران و کانگسترهاي هر دوقطب تروريستي صورت بگيرد، مردم در متن عجز و استيصال عمومي قرار دارند؟ اينها سئوالات اساسي و پايه اي هستند و کسانيکه تصوير را فقط سياه مي بينند بايد به مردم و نيرويي که در تعيين تکلف با رژيم اسلامي قرار دارند، توضيح دهند.

 چنانکه گفتم منصور حکمت اين احتمالات را 12 سال پيش عنوان کرد که در همان ايام جايگاه عنصر استيصال را از يک شرايط و موقعيت انقلابي از يکديگر بخوبي تفکيک مي کند و روشن مي سازد که عناصر و پيش زمينه هاي سناريوي سياه شرايط و موقعيت استيصال گونه اي است که مي تواند در جامعه وجود داشته باشد. با پاسخ دادن به اين سئوال اساسي در شرايط امروز که استيصال است يا تحرک و اميد انقلابي، جامعه با شفافيت بهتري احزاب و نيروهاي سياسي را بخوبي روئيت خواهد کرد و تاکنون روئيت کرده است.

 

ايسکرا: احزاب ”اتحاد“ و "حکمتيست" بر چه اساسي وقوع سناريوي سياه را محتمل مي بينند، اراده گرايانه که اين احتمال را عنوان نمي کنند قطعا بايد بر يک تحليل استوار باشد، نظر شما چيست؟

 

عبدل گلپريان: به نظر مي رسد که ازديدگاه آنها  منظره سياه است، تحرک و اميد را نمي بينند، فاکتورهايي را که منصور حکمت در آن دوره براي تقويت سناريوي سفيد دم دست گذاشت، در افق و سياست امروز آنها جايي ندارد. بر اساس نگاه آنها داستان به گونه ديگري است وبنا به تحليلي که از اوضاع سياسي در منطقه دارند چنين نتايجي را از آن گرفته اند. اما تنها نقطه شروع از تحليلها نيست بلکه بايد کمي از تحليل فاصله گرفت و  نگاه کرد که بر متن چه افق و سياستي است که تحليل از آن به اين نتيجه گيري مي رسد.

 به نظر من سياست اين دو جريان مدتهاست که هر گونه تغيير و تحولي در جامعه را از بالا مي بيند. حزب "حکمتيست" از همان مقطع انشعابشان بر اين افق متکي بودند که بايد از بالا کاري صورت بگيرد تا در قدرت سهيم شد. بعدها هم که ديديم حزب ”اتحاد“ هم در اين مسير بدنبال آنها رفت. اميد بستن به تغيير و تحول از بالا بلاجبار اين نيرو را وارد معاملاتي از بالا مي کند. اگر دقت کرده باشيد در تمام نوشه ها و مواضع و بيانيه هاي آنها جاي عنصر اميد و آن نيرويي که امروز بخوبي قادر است تمام معادلات هر دو قطب تروريستي را نقش بر آب کند خالي است. اينها تصادفي نيست بلکه ناشي از نديدن و عدم اميد به آن است. اما برعکس در اين نوشته ها و اظهار نظر و بيانيه ها تا دلتان بخواهد از بررسي و تجزيه و تحليل نيروهاي سناريوي سياه، ميزان کشت و کشتار، آمار و ارقام کاربرد سلاحهايي که آمريکا بکار مي بندد، اثرات انهدام مراکز هسته اي رژيم اسلامي و غيره موضوع بحث و بررسي اين دو جريان در برخورد به خطر جنگ است. مي خواهم بگويم که آويزان شدن اين دوستان به بحث سناريوي سياه و سفيد منصور حکمت ذره اي حقيقت را نمايندگي نمي کند. در يک جمله بايد بگويم که اميد اين دو جريان به تغيير و تحولات از بالا آنها را به چنان تحليلي از اوضاع سياسي امروز و در مقطع خطر جنگ رسانيده است که نه فقط سناريوي سياه را نتيجه مي گيرند بلکه مهمتر از آن و براي بدست دادن اين سناريوي سياه از مدتها قبل استيصال و شکست و ناميدي در جامعه را بعنوان تصاوير اذهان خويش عنوان کرده اند تا راحتر بتوانند از سياست و افق شکست و استيصال در جامعه و در تکميل آن، دادن تصويري مبني بر وقوع سناريوي سياه دفاع کنند.

وقوع سناريوي سياه تنها بر متن يک استيصال قابل توضيح است و به اين اعتباراحزاب و نيروهايي که مشاده عيني آنها وقوع سناريوي سياه است، به طبع اين نتيجه گيري، اوضاع سياسي را در استيصال، شکست، نااميدي، فرار از سوسياليسم و..... مي بينند و در ادامه اين تصوير استيصال که در ذهن خود دارند تمام نگاهشان به تغيير و تحول از بالا و براي رسيدن به موقعيتي مباشرگونه و درجه چندم در معادلات بعد از وقوع جنگ است.

 

ايسکرا: منصور حکمت تنها از سناريوي سياه صحبت نکرد بلکه تصويري از يک سناريوي سفيد را هم در مقابل حزب و هر انساني که قلبش براي آزادي و برابري مي طبد به تفصيل بيان مي کند، چرا اين دو حزب به اين وجه از مسئله نمي پردازند؟

 

عبدل گلپريان: واقعيت امر اين است که در دوران طرح اين مبحث که بگفته منصور حکمت آنرا از يک مشاهده اساسي شروع مي کند، فاکتورهايي را هم که مي تواند در عقيم ساختن سناريوي سياه به ميدان بيايند بر مي شمارد.  آنچه را که بحث سناريوي سياه و سفيد در تقابل با احتمال وجه سياه آن بيان مي کند مربوط به دوره اي است که جامعه، و جنبشهاي اعتراضي مردم، اعتصابات زنجيروار و هر روزه  کارگري، مبارزات زنان براي کسب حقوق برابر، جنبش دفاع از حقوق کودک، به چپ چرخيدن همين جنبشها  در قامت امروزي آن هنوز با اين شدت و حدت عرض اندام نکرده بود با وصف اين او مي گويد:

 

روش و نسخه ما براي يک سناريوي سفيد، سازماندهي انقلاب عليه جمهوري اسلامي به رهبري طبقه کارگر در ايران است. حکومت کارگري جامعترين و کاملترين نمونه آن رژيم سياسي مدرن و سکولاري است که از آن سخن مي گوئيم. حکومتي که با تضمين آزادي و برابري براي همه و با گشودن صحنه براي دخالت وسيع و مستقيم مردم در سرنوشت خويش، کليه جريانات ارتجاعي را منزوي و خنثي خواهد کرد. فراخوان اول ما به مردم کارگر و زحمتکش و هر کس که آزادي و برابري کلمات مقدسي را برايش تشکيل مي دهند، پيوستن به حزب و مبارزه مشترک همراه حزب عليه رژيم اسلامي و همه دورنماهاي تاريکي است که ارتجاع بورژوازي جلو مليونها انسان در ايران قرار داده است.

علارغم موقعيت برتر امروز جنبش سرنگوني و سير بالندگي جنبش سوسياليستي در ايران که تنها نقطه اميد جامعه در مقابل شرايط امروز است، جهت گيري اينها ناتوان از تقويت و گسترش اين روش و اين نسخه براي سنگين کردن هرچه بيشتر سناريوي سفيد است.

 نه تنها اين بلکه از اساس يکي ميگويد جنبش سرنگوني شکست خورد و آن يکي هم هيچ اميدي به پيروزي مردم ندارد. منصور حکمت روش و نسخه ما براي يک سناريوي سفيد را در همان 12 سال قبل جنبه مهمي از امر و وظايف کمونيستها برمي شمارد اما  بعد از گذشت بيش از يک دهه و تحولات مهمي که در ايران اتفاق افتاده است، اين دو "حزب" نه تنها جامعه را راکد و در همان شرايط ميبينند، بلکه  هر روز با "افتخار" صوت شکست و پايان اين جنبشها را به صدا در مياورند.

اگر جنبش سرنگوني و تحرک و اميد امروز مردم براي سرنگوني جمهوري اسلامي هم نمي بود، حداقل اين دوستان مي بايست به همان ”چه بايد کرد“ يک دهه قبل از روش و نسخه کمونيسم کارگري براي يک سناريوي سفيد اکتفامي کردند و آنرا امر خود مي پنداشتند.منتها مسئله بر سر وفاداري و يا عدم پايبندي آنان به بحث سناريوي سياه و سفيد در شرايط سياسي امروز نيست. به کنار نهادن منصور حکمت از جانب اين احزاب امري اختياري نيست که  صبح از خواب بيدار شوند و تصميم به کنار نهادن خط و افق سياسي حکمت بگيرند. مسئله هم اين نيست که گويا درک غلطي از آن دارند و بايد کاري کرد که درک درستي پيدا کنند. مسئله مهمتر، در تناقض و بي ربطي اين خط  به اين مبحث و ديگر جهت گيريهاي منصور حکمت  اين است که اين دوستان مدتهاست که ساز ديگري را مي نوازند. سازماندهي انقلاب عليه جمهوري اسلامي به رهبري طبقه کارگر که نسخه و روش سناريوي سفيد است، براي آنان موضوعيت ندارد. چشم دوختن به بالا و سياست ائتلاف با هر نيرويي از بالا و از مقطع شروع تز ائتلاف با حجاريان تا به امروز و در صورت وقوع جنگ در آينده، تمام آن افقي است که اين خط در دستور کار و فعاليت خود گذاشته است.

براي يک حزب سياسي چپ مدعي دفاع از متد منصور حکمت، چشم دوختن به آن نيروي اجتماعي و کليدي در جامعه که مي تواند تمام اين نقشه و طرحهاي سياه را در جامعه جارو کند محور مسئله است. بي ربطي حزب "حکمتيست" و ”اتحاد“ به خط مارکسيسم و منصور حکمت را بايد در چنين مقاطعي بخوبي نشان داد. من ازاين دوستان مي پرسم، تغيير و تحولات بعد از طرح سناريوي سياه و سفيد در جامعه ايران را که مدام از شکست و استيصال آن قلم مي زنند بکنار، آيا توانسته اند بر اساس همين بحث سناريوي سياه و سفيد، ابعاد سفيد آنرا که همانا تقويت و سازماندهي جنبش کارگري و جنبشهاي اجتماعي از پايين است را محور فعاليت خود قرار دهيد؟ منصور حکمت در اين بحث و در همان 12 سال قبل کلي در مورد راه حل و سنگين کردن وزنه مردم و جنبشهاي اجتماعي  در غلبه بر سناريوي سياه راه نشان مي دهد اما اين دوستان "طرفدار حکمت"  ناتوان از چرخيدن بطرف وجه سفيد اين معادله هستند. پرچم سرخ را زمين گذاشته و در حاليکه جنبشهاي اجتماعي در ايران سرخ شده اند اينها پرچم سياه برداشته اند    

 

ايسکرا: تناقض سياست و جهت گيري اين دو حزب را با بحث سناريوي سياه و سفيد منصور حکمت چگونه بايد توضيح داد؟ حزب کمونيست کارگري چه موضعي دارد و در تقابل با خطر جنگ چکار مي تواند بکند؟

 

عبدل گلپريان: تا هم اکنون و از طرف احزابي که خود را "حکمتيست" و" اتحاد" نام نهاده اند، چسبيدن کليشه وار و دگم به بحث سناريوي سياه و سفيد و البته به بخش سياه آن، براي خالي نبودن عريضه است که گويا بر مواضع و نظرات حکمت پافشاري ميکنند. بطور مشخص تناقضي که اين بحث منصور حکمت با سياستهاي امروز آنان دارد، کاملا قابل روئيت است تيتر اين تناقض را در اين بايد نشان داد که منصور حکمت در اين مبحث و با برشمردن فاکتورهاي بسيار متنوع و مختلفي در اوضاع سياسي و احتمال وقوع جنگ در آن مقطع، نقطه اميد و آن نيرويي را که مي تواند اين افسار گسيختگي را مهار کند، به جامعه، طبقه کارگر، نيروهاي آزاديخواه و برابري طلب و کلا انسانهاي مدرن و متمدن در پايين رجوع مي کند اما اين مدافعين دروغين حکمت تمام نگاهشان به بالا است. تفاوت و فاصله اين دو حزب را از خط حکمت بايد از اينجا ديد. اين آن مسيري است که اينها دارند مي پيمايند. اينجا ديگر ضرورتي به اين نيست که از اين دوستان خواسته شود تا به متد اين بحث بنگرند و متقاعدشان ساخت که آنرا درست دريابند، بلکه بايد تناقض و بي ربطي اين سياستها را به نديدن عنصر اميد، طبقه کارگر، و اعتراضات اجتماعي که قدرتمند تر از هميشه به مصاف با رژيم اسلامي رفته است براي جامعه نشان داد. مشکل اين دوستان سابق اين است که با اميد بستن به افق سياسي و تاکتيکهايشان از بالا، مدتهاست که به انکار وجود جنبش سرنگوني رسيده اند. هر اسمي را بخواهيم روي آن بگذاريم يا به هر چيزي شباهت داشته باشند، مطلقا و منطقا با روش و خط منصور حکمت خوانايي ندارند و در تناقض پايه اي با آن قرار گرفته اند.

 

منصور حکمت تحت عنوان چه مي توان کرد، آن راه حلي را که مي تواند جامعه را از وقوع سناريوي سياه واکسينه کند نشان داده است. حتي اگر بخش چه مي توان کرد را هم نمي نوشت، وظيفه هر کمونيست کارگري مي بود که امروز با مشاهده آنچه که در جامعه مي گذرد، چه بايد کردش را دم دست مي گذاشت و آنرا بعنوان پادزهر وقوع هر سناريوي سياهي به نيروي هاي دخيل در جامعه به کارگران به زنان و کل مردم، بعنوان راه حل اساسي ارائه ميداد.

حزب کمونيست کارگري بدوا با اتکا به اين متد منصور جکمت و با توجه به درک درستي که از تحولات سياسي و جايگاه جنبشهاي اجتماعي دارد با تمام قدرت ميخواهد همين جنبشهاي انقلابي را در مقابل هر سناريوي احتمالي تقويت و هدايت کند.  پايه هاي مادي و عيني عنصر اميد و پيروزي انقلاب در جامعه ايران يعني وجود  همين جنبشهاي اعتراضي، چپ و راديکال به اضافه خود حزب کمونيست کارگري. همين مولفه ها در تقويت سناريوي سفيد که در خود موجب تضعيف و حاشيه اي کردن هر سناريوي سياهي هم هست امر خود مي داند.

حزب کمونيست کارگري تلاش کرده و تلاش مي کند آن نيروي مادي و واقعي که امروز حي و حاضر در صدد پايين کشيدن رژيم اسلامي است محور قرار دهد وعقيم ساختن ايجاد هر نوع شرايط سياهي را نه در معادلات از بالا بلکه در متشکل ساختن، سازماندهي کردن و تقويت هرچه بيشتر مبارزات و اعتراضات طبقه کارگر و کل جامعه در جهت سرنگوني رژيم جمهوري اسلامي بعنوان يکي از دو ستون اين جنگ  به امري در تقابل با خطر جنگ تبديل کند.

 

17 نوامبر 2007

سایت حزب  www.wpiran.org  سایت روزنه     www.rowzane.comنشریه انترناسیونال  www.anternasional.com 

سایت کانال جدید www.newchannel.tv     سايت سازمان جوانان کمونيست   http://www.cyoiran.com/

 آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk

تلفن و فاکس برای تماس با حزب      Tel:0044-7779898968  Fax: 0044-8701 351 338

 


بازگشت به صفحه اول