بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

 

علت داستانسرایی قبول نکردن صریح حقیقت است!

 

پیام آذر

 

 12/11/2007 فرانسه

 

 

آذر ماجدی هم به صف قصه گوها پیوست! بعد از داستان دو شهر چارلز دیکنز از زبان کورش مدرسی، این بار شاهد داستانهای دوران تینیجری آذر ماجدی هستیم. باشد تا ببینیم علی جوادی بعدا چه داستانهایی سر هم میکند. این روزها گویا داستان سرایی رسمی در سنت سیاسی شده است و گویا احساسات و اخلاقیات جای تئوریهای سیاسی را گرفته است. آذر ماجدی دو صفحه داستان تعریف کرده ،خاطرات کودکی ونوستالژی برنامه رادیویی ومجله زن و روز و غیره.... کاری که قبلا برایش یک نشریه در آورده بود و ایشان و علی جوادی مدام برای مردم داستان مسائل شخصی شان را میگفتند که شانس آوردیم و با تشکیل حزبشان تعطیل شد. پس حالا دیگر.چرا ؟ چه چیزی او را خاطر پریشان کرده و به قصه گویی انداخته است.؟ من ایشان رابطور شخصی نمی شناسم ولی از دوران علنی شدن مباحث انشعاب 2004 هر چه مطلب از ایشان میخوانم یک نوع برخورد قدرت طلبانه مدام در نوشته های ایشان هست. در نوشته اخیر خودشان هم حزب کمونیست کارگری را به بچه خودشان تشبیه کرده اند که دچار اعتیاد شده و ایشان هر کاری کرد نتوانست این بچه را به راه راست هدایت کند و لابد به همین خاطر رفت و بجایش یک بچه دیگری درست کرد!

راستش من اولا که از این برخورد قیم مابانه بسیار منزجر شدم. امیدوارم آذر ماجدی نصیحت مرا بشنود و لااقل چنین برخوردی در دنیای واقعی با فرزندان خود نکند. اما من به دو دلیل با ایشان بسیار مخالفم. اولا من شخصا به عنوان یک پدر تمام تلاش خودم را میکنم که بچه ام معتاد نشود. ولی حتی اگر معتاد شد بچه ام را دور نمی اندازم و بعد هم هر چه از دهانم درآمد نثارش کنم. اگر معتاد باشد ولی زنده بماند بهتر از این است که با فشارهای بیشتر پدر و مادرش خودکشی هم بکند. هیچ پدر و مادری نمی توانند الگوی خانم ماجدی را الگوی تربیتی و رفتار با فرزند بکنند. من به ایشان نصیحت میکنم به دیگران این توصیه را نکنند. تشبیه ایشان و نقش مادری که از آن حرف میزنند مثال خوبی نیست. تازه در بعد سیاسی هم ایشان قیم حزب کمونیست کارگری نبود. منظور آذر ماجدی چیست؟ نکند ایشان پدر این حزب را منصور حکمت و مادر این حزب را خودش میداند . تا جایی که من با ادبیات منصور حکمت آشنایی دارم ایشان یک کمونیست بالایی بود. هرگز رفتارش با حزب کمونیست کارگری قیم مابانه و پدرسالارانه نبود. اینجا هم من به ایشان توصیه میکنم هرگز خودشان را با رهبری مثل حکمت مقایسه ننموده و از مسیر مسائل خانوادگی خارج بشوند. همانگونه که علی جوادی نمی تواند بی اصولی خود را با مسائل خانوادگی بپوشاند. آذر ماجدی فراموش کرده است که کمونیست کارگری یک واقعیت  عینی واجتماعیست وربطی نه به داستان و خاطره ایشان و یا همخونی و نوه و نتیجه داشتن کسی دارد. این یک حزب سیاسی است. آذر ماجدی باید طی این همه سال دیگر این الفبا را از حکمت یاد می گرفت که زبان طنز و کنایه و شعر و غزل و داستان به درد صحنه سیاست نمی خورد. در سیاست شما باید عقاید خودت را صریح مطرح کنی.

بلآخره رابطه درام علی محمدی با ماجراهای پلیسی جانی دالر در کجاست و ربط آنها به داستانهای بر سر دو راهی زن روز در چیست . با صراحت بگوید از چه چیز دراین افشاگری رنج میبرد.  ونهایتاً ربط آنها به موضوع برقراری رابطه فراکسیون اتحاد (آنهم در گرما گرم بحث های داغ در پلنوم ها وپالتلک حزب خودشان ) با حزب حکمتیست که در آن زمان هنوز بحثهای داغ داغ کوبل ماجدی – جوادی در مورد راست روی ها و آنکه حزب نفرت خواندن حکمتیستها روی سایتها واسناد هر دو حزب موجود و قابل دسترس بود در چیست.آذر ماجدی وعلی جوادی در این ارتباط گیری از چه بخشش آزار  دیده اند.علی جوادی موضوع را شخصی جلوه میدهد وآنرا با مرگ دخترش پیوند داده و این گونه خود را میخواهد از زیر ضرب پاسخ خلاصی دهد. غافل از آنکه فعالین کمونیست کارگری هوشیار هستند و فراموش نمیکنند که هر چند در آن پریود با او همدل بودند ولی همین خود آقای جوادی بود که به ادامه مباحث پرداخت وباز فراموش نخواهیم کرد که چگونه او از این اتفاق پناهگاهی برای توجیه المسائل خودش ساخت. نمونه آن اتفاقاً در یکی از جلسات پالتالک بود، مربوط به سوالم در مورد علت حذف اسناد ونوشتهایش از سایت خصوصییش در برخورد به دوران انشعاب رفقای حزب حکمتیست بودکه باز هم از پناهگاه زنده یاد زویا پاسخ داده شد.

واقعاً شما از کدام موضوع فرار میکنید. از بی پرنسیبی در قبال حزب کمونست کارگری و یا در قبال کادرهای بی خبر خود و البته در این ماجرا تنها نیستند. کوروش مدرسی و رهبری حزب هم در موقعیت آنها قرار دارند.و اعتراضشان هم به انتشار آن سند از جانب مهرنوش موسوی بی دلیل نیست.و البته هستند رفقای که از سر مصلحت سکوت کرده اند.که خود در بطن ماجرا بوده اند.

آذر ماجدی میگوید " در هفته های اخیر کمپین نازل و زشتی از جانب ح ک ک نسبت به نیروهای دیگر جنبش کمونیسم کارگری براه افتاده است.ما نیز طبق معمول مشمول الطاف این دوستان قرار گرفته ایم. تحریف و دروغ یک وجه جدایی ناپذیر این کمپین است. دروغ هایی که بطور روزمره بزرگ تر میشوند"

 

کدام کمپین؟ کدام تحریف و دروغ ؟ از جانب چه کسانی؟

 

با این توصیف  که آذر ماجدی میگوید، اصلاً ارتباطی نبوده.و همه دروغ میگویند وکمپین درست کرده اند. بنابراین او به عقب برگشته و خاطرات کودکیش را مرور کند.و به یاد درام مهدی علی محمدی افتاده واقعیت موجود را دراماتیک بداند.و بی ربط نیست که با داستانهای پلیسی جانی دالر میخواهد این درام را کشف کند. از این سر بر سر دو راهی زن روز قرار گرفته .تا راهی از این دو راهی را طی کند.آذر ماجدی شما بر سر این دو راهی یک انتخاب بیشتر نداری.چون در غیر این صورت مجبور میشوی دروغ بگویی .

 باز هم امیدوارم و آرزو میکنم هیچ مادری با فرزندان خود ولو اینکه معتاد باشند چنین نکند! که در این مناسبت گویا این آذر ماجدی است که بیماری عصبیت گرفته است.

آذر ماجدی به جای اینکه روشن بگوید کی؟ کجا و چگونه دروغ میگوید، درست جایی که باید حرف بزند به جدول زده و یاد داستان می افتد. به نظر من ایشان میداند که خودش و آقای جوادی دروغ گفته اند برای همین هم قصه سرایی میکند. آذر ماجدی دید که همان چهار خط دفاع علی جوادی کار دستش داد و بچه های کمونیست کارگری مو را از ماست دروغهای ایشان کشیدند. برای همین هم تصمیم گرفته دق دلش را خالی کند، هم یک جوری که گزک دوباره دست کسی ندهد چون توجیه دروغ خودش باعث تراشیدن دروغ دیگری میشود. علت داستانگویی ایشان و صریح حرف نزدن همین است.

 

صحبت من با او این هست که بپذیرید که بی اصول و بی پرنسیپ هستید. همین! اگر این کار را کردید حداقل الگوی خوبی برای بچه جدیدتان میشوید!

 

سایت حزب  www.wpiran.org  سایت روزنه     www.rowzane.comنشریه انترناسیونال  www.anternasional.com 

سایت کانال جدید www.newchannel.tv     سايت سازمان جوانان کمونيست   http://www.cyoiran.com/

 آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk

تلفن و فاکس برای تماس با حزب      Tel:0044-7779898968  Fax: 0044-8701 351 338

 


بازگشت به صفحه اول