|
|
|||||||
|
|
|
|
نامه اي سرگشاده خطاب به اعضا و کادرهاي حزب "حکمتيست" و "حزب اتحاد کمونيسم کارگري" محمد آسنگران 31اکتبر 2007 دوستان! اخيرأ طي نوشته هايي که از جانب سياوش دانشور و مهرنوش موسوي منتشر شده است مسايلي آشکار شده است که جاي تعمق جدي دارد. براي روشن شدن اين موضوعات خارج از هر اختلاف سياسي که افراد و يا احزاب با هم دارند بر اساس اسناد منتشر شده، پرنسيبهايي از جانب علي جوادي و کورش مدرسي زير پا گذاشته شده است. داستان از اين قرار است: هنگاميکه علي جوادي و آذر ماجدي در حزب کمونيست کارگري ايران فراکسيوني اعلام کرده بودند که به قول خودشان هيچ اختلافي با سياستهاي مصوب حزب نداشتند و ميخواستند فقط فعالتر کار کنند و حزب را به "حزب رهبر سازمانده تبديل کنند".!؟ در همين ايام علي جوادي وارد مذاکره مخفي با کورش مدرسي شده است که چگونه اين فراکسيون به حزب آنها بپيوندد. علي جوادي و ماجدي در اين ايام اعضا کميته مرکزي ما بودند. حزب کمونيست کارگري از وجود اين مذاکرات خبري نداشت تا هنگاميکه مهرنوش موسوي آنرا علني و نقد کرد. رهبري حزب "حکمتيست" از اين مذاکرات خبر دار شده است زيرا کورش مدرسي طي گزارشي اين مذاکره را کتبأ در اختيار آنها قرار داده است. مهرنوش موسوي همين سند را در نقد علي جوادي و آذر ماجدي علني کرده است.
من در اين نوشته قصد ندارم وارد مضمون جدل مورد بحث بشوم. رفقاي ديگر حق مطلب را ادا کرده اند. آنچه در اين ميان براي همه ما بايد مهم باشد اين است که پرنسيبهاي معين و تا کنون مورد توافق اپوزيسيون زير پا گذاشته شده است. طبعأ کسي که سياستهاي طرفين بحث را مورد ارزيابي قرار دهد، سوالات زيادي برايش مطرح ميشود. براي همه کساني که اين نوشته ها و اين گفته هاي مستند در نقد مذاکره مخفي علي جوادي را تعقيب کرده باشند داستان روشن است. مسئله اينجا اختلاف سياسي نيست. حتمأ اختلافات سياسي تاثير داشته است. اما بحث من اينجا اين نيست که سياست کدام جريان درست يا غلط، راست يا چپ، کمونيستي يا غير کمونيستي و.... است. بحث اين است هنگاميکه علي جوادي عضو کميته مرکزي حزب کمونيست کارگري ايران بوده است وهنگاميکه فراکسيوني به منظور "اصلاح سياستهاي معيني" در اين حزب اعلام کرده بود، براي رسيدن به توافق با رهبري حزب ديگري يعني حزب"حکمتيست" مخفيانه وارد مذاکره شده است. اين مذاکرات در آستانه کنگره 6 ما و نه آنچه که حزب علي جوادي ميگويد که گويا در مقطع فوت دخترش بوده است. حقيقت بسيار روشن است کورش مدرسي و علي جوادي در اين مذاکرات معاملات سياسيشان را پي گرفته اند. آنها به هر توافقي رسيده يا نرسيده اند مهم نيست. اينکه کورش مدرسي به استقبال اين مذاکره رفته است روشن است. علي جوادي هم مشتاقانه و مخفيانه درخواست اين مذاکره را کرده و طرفين اين مذاکره پنهاني به منظور توطئه عليه يک حزب ديگر وارد معامله شده اند. کورش مدرسي توصيه هاي خودش را به علي جوادي گفته است و علي جوادي هم مشکلات دروني خودش را بيان کرده است. اين موارد را اسنادي تاييد ميکند که امضا کورش مدرسي زير آن است. بخشي از محتويات اين مذاکره پنهاني نه همه آن، در گزارش مدرسي به اعضا رهبري حزبش قيد شده است. من اينجا فعلأ به همين سند کتبي علني شده اکتفا ميکنم. اينکه اسناد و يا مسايل ديگري بوده يا نبوده است فعلأ مورد بحث من نيست. مهم اين است علاوه بر سنت تا کنوني احزاب اپوزيسيون، دو طرف اين مذاکره بطور مخفيانه عليه حزب ديگري وارد معاملاتي با هم شده اند.
عذر بدتر از گناه اين است که بعد از افشاي اين حرکت زشت، طرفين اين مذاکره ضمن فحاشي به ما نميگويند که چرا ابتدايي ترين پرنسيبهاي سياسي را زيرپا گذاشته اند. چرا هر دو پشت اطلاعيه هاي حزبي قايم شده اند. چرا مسئوليت اعمال خودشان را به عهده نميگيرند؟ علاوه بر اين اگر امروز حتي بعد از اين پروسه اينها رسمأ اعلام ميکردند که کارشان درست نبوده است باز هم من ميتوانستم بفهمم که به اشتباه خود پي برده و آنرا قبول ندارند. متاسفانه در اين پروسه علي جوادي و کورش مدرسي با فحاشي به ما غير مستقيم بر اين اعمال خود يعني مذاکره مخفي و دسيسه چيني عليه مخالفين سياسيشان تاکيد کرده اند. آنها ايراد را از طرف مقابل يعني مهرنوش موسوي ميبينند که اين موضوع را افشا کرده است.! ايراد را از حزب کمونيست کارگري ميبينند که اين بي پرنسيبي را تقبيح کرده است.
اما حقيقت اين است که ما در اين مورد مشخص داريم از يک پرنسيب دفاع ميکنيم. در مورد نظرات مهرنوش هم هر کسي مجاز است آنها را قبول يا رد کند. اما در اين مورد مشخص بحث رد يا قبول يک نظريه يا سياست نيست. بحث پرده برداشتن از يک حرکت توطئه گرانه و يک معامله سياسي عليه حزب ديگري است. بحث بر سر اسنادي مدون و مستند است که به امضا کورش مدرسي است. آنها ميتوانستند بعد از جدايي هر مذاکره و توافقي را با هم انجام بدهند. اما کسي که عضو رهبري يک حزب است مجاز نيست فردي و مخفيانه به مذاکره با جريان ديگري بپردازد و اختلافات سياسي را به کانال ديگري بکشاند. مهمتر از اين هيچ کس مجاز نيست در جريان اختلافات سياسي به توطئه گري عليه مخالفين سياسيش دست بزند. عجيب اين است که در همين ايام مذاکره بود که "فراکسيون اتحاد" مرتب پرچم سرکوب گري حزب ما عليه خود و مسئله اخراج خودشان را بلند کرده بود که گويا ما داريم آنها را اخراج ميکنيم. در همين ايام مذاکرات مخفي بود که آنها دفاعشان را از "پرنسيبهاي" حزبي مينوشتند، در همين ايان مذاکره مخفي بود که اسناد مخفي و علني نشده حزبي را علني کردند در حاليکه هنوز عضو ما بودند. در همين ايام مذاکره مخفي بود که اعلام ميکردند آنها فراکسيون را براي فعاليت بيشتر سازمان داده اند اما حزب نميخواهد فعالتر کار کند و...!
حال چند سوال اساسي در مقابل شما اعضا حزب "حکمتيست" و همچنين "حزب اتحاد کمونيسم کارگري" قرار ميگيرد. اميدوارم بدون حب و بغض و بدور از فضاي اختلافات اين مدت به کنه پرنسيبهايي فکر کنيد که بوسيله اين دو نفر و مدافعين اين روش مثل آذر ماجدي زير پا گذاشته شده است.
آيا عضو رهبري يک حزب مجاز است فردي و بدون اطلاع رهبري حزبش تصميم بگيرد وارد مذاکره با حزب و يا دولت و جريان ديگري بشود؟ آيا اين عمل در شرايطي که اختلافات سياسي اين وسط مطرح است بي پرنسيبي آشکار و توطئه گرانه نيست؟ آيا عکس العمل به اين بي پرنسيبي جوابش معذرت خواهي است يا فحاشي به حزب کمونيست کارگري؟ آيا اگر مهرنوش موسوي اين عمل توطئه گرانه را افشا نميکرد من و شما از اين عمل زشت بي اطلاع نميمانديم؟ آيا عمل مهرنوش موسوي براي روشن کردن اين اقدام نادرست علي جوادي و کورش مدرسي جوابش فحاشي به اواست؟ آيا قبول اين افتضاح سياسي و معذرت خواهي حداقل کاري نبود که علي جوادي بايد انجام ميداد؟ آيا علي جوادي نبايد در مقابل اين عمل زشت جوابگو باشد؟ آيا عروج کسي مثل نويد بشارت يا اسماعيل مولودي نتيجه همين سبک و سياق نيست که آذر ماجدي مدافع سرسخت آن است؟ آيا نويد بشارت کاري در همين حد وحدود علي جوادي بيشتر انجام داده بود که اين چنين مورد تقبيح همه ما قرار گرفت؟ و آيا ...... دوستان! اطلاعيه حزب "حکمتيست" و حزب "اتحاد" در جواب به ما فرهنگ فحاشي را به حد اعلا رسانده اند اما يک کلمه نگفته اند که اين مذاکره را درست ميدانند يا غلط؟ يک کلمه نگفته اند که کورش مدرسي و علي جوادي در پروسه اين مذاکره چه موضعي داشته و ديگر اعضا کميته رهبري آن دو حزب چه موضعي دارند؟ حقيقت اين است نه فحاشي رهبري حزب "حکمتيست" و حزب "اتحاد"نه سکوت شرمگينانه علي جوادي و کورش مدرسي و نه دفاعيات "اديبانه" و البته شرمگينانه ماجدي نميتوانند جلو قضاوت ديگران را بگيرند. بالاخره مردم هر اختلافي با ما و يا هر نقدي به مهرنوش موسوي داشته باشند نميتوانند از وجود اين مذاکره مخفي و توطئه گرانه و سند آن چشم پوشي کنند. مجريان اين سبک و سياست بايد جوابگو باشند.
دوستان! احزابي که شما عضو آن هستيد بجاي جواب به اين مسئله مهم و تقبيح آن، هر دو به ما حمله ميکنند و عليه مهرنوش موسوي قلمفرسايي ميکنند که چرا اين موضوع را آشکار کرده است. آيا همين موضع گيري نشان نميدهد که مدرسي و جوادي ميخواهند کارشان مخفي بماند و از اين ناراحت هستند که چرا دسيسه هاي آنها علني شده است؟ علاوه بر اين معلوم نيست چرا اينها به حزب کمونيست کارگري ناسزا ميگويند؟ در حاليکه اين وسط ما مثل هر خواننده ديگري تا کنون فقط خواننده نوشته هاي طرفين مخالف و موافق اين موضوع بوده ايم. تنها کاري که کرده ايم اين روشهاي توطئه گرانه را تقبيح کرديم. حقيقتأ قابل درک نيست افشاي اين سياست توطئه گرانه چرا آنها را به فحاشي عليه ما کشانده است. مهرنوش موسوي در دفاع از پرنسيبهاي مبارزه سياسي رو باز اين سند را بدرست علني کرده است. اين سند نهايت بي پرنسيبي علي جوادي و و مدافعينش از نوع ماجدي را نشان ميدهد. سياوش دانشور يک بار تکذيب کرد اما بار دوم حزبش قبول کرد که چنين دسته گلي را به آب داده است و ساکت شد. مخفي ماندن اين اقدام زشت تا همين حد هم به ضرر مبارزه سياسي رو باز و سالم تمام شده است. سرنوشت نويد بشارت روشن شد، اميدوارم علي جوادي و آذر ماجدي کپيهاي ديگرش نباشند. جواب صادقانه و صميمانه آنها به اين بي پرنسيبي تنها راه برون رفت از اين افتضاح سياسي است. ********************************
|
|
سایت حزب www.wpiran.org سایت روزنه www.rowzane.comنشریه انترناسیونال www.anternasional.com سایت کانال جدید www.newchannel.tv سايت سازمان جوانان کمونيست http://www.cyoiran.com/ آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk تلفن و فاکس برای تماس با حزب Tel:0044-7779898968 Fax: 0044-8701 351 338 |