بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

 

راه مقابله با سناریوی سیاه، علنیت احزاب و سری نبودن روابط دیپلماتیکشان میباشد!

پاسخی به اطلاعیه رهبری حزب حکمتیست در باره انحطات! ( قسمت اول)

 

مهرنوش موسوی

 

رهبری حزب حکمتیست با انتشار این اطلاعیه یک مسیون بخصوص سیاسی دارد. یک پیام خاصی در این اطلاعیه هست که نویسندگان آن تمام سعی خودشان را کرده اند، آن را به اپوزیسیون رژیم اسلامی القاء بکنند، رواج بدهند منتهی نه بصورت مستقیم بل غیر مستقیم و در لابلای فحش، اتهام و اهانت به من. من از اهانتها و پرخاشجویی عصبی این اطلاعیه میگذرم برای اینکه از روزی که این نبرد را علنی کردم، پروژه ام این است حرفم را سیاسی بزنم و حریف خودم را هم وادار کنم سیاسی حرفش را بزند. متعهدم به اینکه برای نقد آخرین سخن نوشته شده و ثبت شده طرف مقابلم را مبنا بگیرم. من میدانم که این خط، یک بار درست با همین شگرد خودش را باری به هر جهت در برده است، من این بار تمام راههای فرعی را بسته ام. در نتیجه به توهین و فحش و عصبیت آنها نمی پردازم، میخواهم مسیون سیاسی این اطلاعیه را جلو همه مخاطبین اطلاعیه نهاده، آن را نقد و افشاء کنم. قضاوتش با وجدان خواننده های نوشته هایم.

 

1. اولین سئوال این است چرا کورش مدرسی و تیم رهبری اسم این تقابل خودشان را "حفظ اسرار" گذاشته اند؟ چرا با این پیام آمده اند که نباید اجازه داد "اطلاعات" یک حزبی بواسطه مخالفش به بیرون برده شود؟ چه قصدی هست که بحث سیاسی را "سری" جلوه بدهد؟ آیا این اتفاقی است که در این دوره رهبری این حزب روی هر چیزی دست میگذارد یا مخفی است، یا سری است، یا جزو اسناد است؟ درهای کنگره را بست، گفت مخفی است چون خودمان بحث داریم. یک هفته طول کشید وقتی بیرون آمد، گفت نه بحثی نکردیم! 46 اسم جعلی را به عنوان نماینده کنگره معرفی کرد، بصورت وکالتی رای همه آنها را در جیب خودش ریخت، جواب کادر حزب که اینها چه کسانی هستند این بود که مخفی است، نمیتوانیم به تو بگوییم، سئوال نکن! گفتند مگر نمی گویی همه این کارها را مصوب میکنی، برو مصوبه را روی سایت بگذار منتشر کن، جواب میداد نه! اینترنت شهر ما نیست! نه داریم و نه منتشر می کنیم! حزب کمونیست کارگری بحق به کادرهای این جریان علنا هشدار داد، ایشان که داشت خودش با فراکسیون آنها  بی اصولی و سازش پنهانی میکرد، ما نگذاشتیم، فریاد میزند که چرا این حزب در کارش دخالت میکند و جوابش به نقد سیاسی این حزب این بود که نقد این حزب دلیل دارد، اطلاعات به این حزب داده شده است! به نقد و بحث سیاسی ما در باره بی اصولی این فراکسیون و این رهبری حزب هم فوری یک مهر "اطلاعاتی" زد، در حالی که طرف بحث ما که سیاوش دانشور بود فرضش این نبود که این مسئله "اطلاعاتی" است! داشت دفاع میکرد که چنین بی اصولی شده یا نشده است. تمرکز بحث روی اصول و بی اصولی بود. یکهو تیم رهبری حزب با گذاشتن یک اسم سری روی آن موضوع را دوباره شیفت داد به "حفظ اسرار"! آیا جدا این سئوال برانگیز نیست؟ اینهمه علاقه یکهوکی به سری کردن همه چیز تعجب آور نیست؟ چرا رهبری این حزب حکم آن جیب بری را در تهران پیدا کرده که در خیابان انقلاب به هر کسی میرسید میگفت آقا مواظب جیبت باش نزنند! به نظر من دلیل دارد. دلیل این علاقه وافر به مخفی کردن و سری کردن همه ابعاد ابراز وجود سیاسی این جریان در پروژه ایی هست که قبل از کنگره زمین زده شد. این بحث ادامه همان بحث است. این حزب میخواهد از یک حزب سیاسی بدل به یک گروه شبه نظامی مسلح و مخفی بشود. میخواهد به شبکه ضد انقلاب کمونیستی سر مرز ملحق بشود. روی این پروژه مدتهاست کار شده است. مگر بیخودی میشود آن را ول کرد. خودش هم اگر اراده کند ول کند، طرف ایشان در منطقه آینده ساز ول نمی کند. عکسش در جیب ناکسانی است که حتی اگر خودش هم تزلزل کند ولش نمی کنند، میبرند تا دین آخرش سیاست و پروژه شان  را عملی کند. برای اینها دیگر نمیشود قصه دیکنز تعریف کرد. جوک است این عقب نشینهای موقت. پروژه بحرانسازی مسلح سر مرزهای عراق پروژه ایی است که پاشنه آشیل آن همین است که مخفی و سری باشد. من در سمینار اینترنتی خود مفصل این پروژه را شکافته ام. ببینید کسی که بخواهد بحرانسازی مسلح سر مرزها بکند نمیتواند حزب سیاسی باشد. باید شیفت بکند به یک جریان باند سیاهی مخفی، تروریست و مسلح که چتر سیاسی اش قوم پرستی است. شما بخواهی سر مرز هر کشوری کار مسلحانه بکنی، یک پشت جبهه لازم داری. هیچ دولت همسایه ایی نیست که در شرایط غیر جنگی بیاید و علنا امکانات در اختیار یک گروهی بگذارد، برود با دولت همسایه بجنگد. این در عرف دیپلماسی بین المللی یعنی اعلام جنگ! در نتیجه باید این مراودات تا جایی که ممکن است برای پیشبرد امر رقابتهای منطقه ایی زیر میزی و مخفی باشد. همین دیروز کیهان شریعتمداری اعلام کرد که نمایندگان سیاسی ایران با نمایندگان طالبانی، نوری المالکی و دولت ترکیه دیدار کرده و خواسته اند روشن کنند جریان این گروههای مسلح مخفی سر مرزها کدام است؟ طالبانی به ایران قول داده است که نمیگذارد از خاک کردستان عراق به آنطرف مرزها بروند. لذا سری بودن و مخفی بودن در ذات این پروژه سیاسی است. این نوع فعالیت با نرخ فعالیت سیاسی علنی فرق دارد. ببینید همین الان اگر شما در خاک آلمان یک حزب سیاسی تشکیل بدهید که حتی میخواهد فلان رئیس جمهور دیکتاتور را سرنگون کند، به شما اجازه فعالیت میدهند، منتهی بصورت علنی. اجازه دارید با هر کسی رابطه بگیرید. ولی نمیتوانید مسلحانه فعالیت کنید و قدغن است. ولی در خاک عراق، ترکیه، پاکستان و افغانستان دولت آمریکا جواز گرفته است که یکسری جریانات که اصلا اصل و نسبشان معلوم نیست مخفیانه فعالیت کنند. ضربه بزنند و چریکی عملیات تروریستی بکنند. این یک نمونه گزارش از گوشه هایی از وجود این جریانات خطرناک است. آقای امینی در سایت اخبار روز آن را گزارش و در سخنرانی خود اعلام کرده است. این گزارش ایشان است، من توصیه میکنم علیرغم دوری سیاسی با موضعگیری ایشان، بروید کل این گزارش را بخوانید:

 

" از شمار این دسته های بی نام و نشان که کباده نمایندگی همه مردم آذربایجان را بردوش می کشد، کمیسیون دیپلماتیک آذربایجان جنوبی است که کارزار فردی کسی است که به ناگهان از یک کانال ماهواره ای به نام «بین النهرین» حضور خویشتن را به ملت ستمدیده اش اعلام کرد و پرچم پاسداری از سرزمین های آذربایجان را دربرابر «ناسیونالیست های کرد» برافراشت. در کنار این کمیسیون دیپلماتیک که معلوم نیست دیپلماسی کدام واحد شکل یافته ملی و دولتی را نمایندگی می کند (!) کسانی قرار دارند که حزب دموکرات کردستان و کومه له بنا بر نیازهای سیاسی خویش، آن ها را به نمایندگی از سوی ملل محروم و ستمدیده ایران پذیرفته اند. جبهه مردم بلوچستان که «جبهه» یا بلاگ شخصی یک ایرانی بلوچ تبارساکن لندن است که در بخش «درباره ما» در بلاگ جبهه اش، کارحرفه ای خویش را هم تبلیغ می کند! یا جنبش ملی بلوچستان ایران یا زرمبش که به اعتبار نوشته های منتقدین به آن ها و آن چه که این کمترین درباره آن ها یافته ام، اعضای چند خانواده بلوچ تبار ساکن انگلستان و سوئد را در بر می گیرد؛ حزب اتحاد بختیاری و لرستان، دسته ای ساختگی است که نه نشانی دارد و نه برنامه ای! یگانه نشان این «حزب» پیکره یک بختیاری مسلح در تارنمایی است که ماه ها است در دست ساختمان است! پایه گزار و سرتاپای این حزب نیز یک بختیاری است که ایکاش تنها به پراکندن نوشته هایش درراستای فدرالیسم می پرداخت و پرچم نمایندگی مردمی را با هزاران سال تاریخ، پیشینه و فرهنگ بلند نمی کرد. یگانه اعتبار پارت آزادی کردستان، که شعارش «پیش به سوی تشکیل جمهوری کوردستان دیگری» است، شرکت یکی از فرزندان قاضی محمد در رهبری آن است. جدا از این، کسی را آگاهی چندانی درباره این عضو کنگره نیست!

سالی پیش، در نشستی در واشنگتن در ماه می ۲۰۰۶ زیر نام نقش اقلیت های ملی در آینده ایران، مصطفی هجری دبیرکل حزب دموکرات کردستان، عبدلله مهتدی، رهبر کومه له در کنارهمان سخنگوی کمیسیون دیپلماتیک آذربایجان جنوبی و ناصر بولاده ای، رهبر بلوچستان ء استمان ء گلّ یا حزب مردم بلوچستان نشستند و به شرکت کنندگان گفتند که این نشست، مردم کرد، تورک آذری و بلوچ و یا به اعتبار ایشان بیشترین مردم ایران را نمایندگی می کند. آین آقای بولاده ای و «حزبش» از مهمترین یاران حزب دموکرات کردستان و کومه له در برپایی خیمه شب بازی کنگره یاد شده اند و خود آقای بولاده ای، سخنگوی آن کنگره است. به همان گونه که حزب دموکرات کردستان به خویشتن این پروانه را داد که به نام مردم کردستان ایران پرچمی را بسازد و در تارنمای حزبش قرار دهد، حزب مردم بلوچستان آقای بولاده ای هم که بیش از یکی دو سال از پیدایش آن نمی گذرد، به خویشتن پروانه داده که در منزل دوسه تن از رهبران این گروه، «پرچم سمبلیک مبارزه ملی بلوچستان غربی» را طراحی کرده و از این هم فراتر رفته و این پرچم را به نام مردم بلوچستان در کمیسیون «مردم بدون نماینده در سازمان ملل» به ثبت برساند!

همین گروه که اینک اسناد همکاری های پایه گذارانش با آقای مایکل لدن آشکار شده است، در تارنمای خویش، بیانیه عبدالمالک ریگی را زیر نام «پیام رهبر جنبش مقاومت مردمی ایران» در پشتیبانی از بمب گذاری و کشتار «مزدوران رژیم آخوندی ....به وسیله دلاوران بلوچ» به چاپ می رساند و بولاده ای درنوشته ای در بیان تاریخچه این حزب، رفتار تروریستی گروه «جندالله» را بخشی از «درگیری های جنبش مقاومت بلوچ با نیروهای امنیتی» می خواند و می افزاید که «این مقاومت [مردم بلوچ در برابر حاکمیت فارس ها] که همواره شکل مسلحانه داشته، فاقد یک سازمان سیاسی نیرومند بوده است. حزب مردم بلوچستان اینک قصد پرکردن این خلاء را دارد!»۱۱ در راستای همین کوشش برای «پرکردن خلأ»، بیانیه اعلام موجودیت ارتش آزادیبخش خلق بلوچستان را در تارنمای حزبیشان در ماه می امسال به چاپ رسانده اند که درآن از جمله آمده است: «ما جوانان بلوچ تحت پرچم ارتش آزادیبخش خلق بلوچستان گردآمده و صراحتا اعلام می کنیم که تمام اشغالگران مزدور... به ویژه زابلی های گرگانی و خراسانی که نصرت آباد سنجرانی (زابل) که جزو لاینفک خاک بلوچستان است را اشغال نموده..... هرچه زودتر سرزمین بلوچ را ترک نمایند و این سرزمین پاک را باخون پلید خود نیالایند و اگرنه در اسرع وقت با حملات شدید سرمچاران ارتش آزادیبخش خلق بلوچستان روبروخواهند شد.»

 

فقط خم شدن روی یک گوشه این گزارش نشان میدهد که مخفی بودن، عملیات سری کردن، دیپلماسی سری داشتن، از زیر بوته "نوزاد قدرت سیاسی" را عمل آوردن یک روش و یک سیستم ساخته و پرداخته معین است. یک نفر از این جریانات در هیچ رسانه کرایه ایی تا به حال نیامده اند به مردم ایران بگویند با چه کسانی رابطه دارند، ضابطه شان چیست؟ تا کی رابطه دارند؟ هزینه ایی که دادند کدام است؟ یک نفرشان نیست که گزارش امور مالی اش را جلو مردم ایران پهن کند. مدام کلک میزنند. مدام دروغ و دلنگ میگویند. هم در دمکرات و هم در باند زحمتکش وقتی اختلاف سیاسی حاد شد، به حرف آمده کل این "اسرار" را علنی کردند. بعدا به این میپردازم که منظور کورش مدرسی از اپوزیسیون  در این اطلاعیه درواقع  مستر کاک هجری و مستر کاک عبدالله  است. به این میپردازم که آیا این اتفاقی است که در این دوره هر جریانی که یک سرش در کردستان عراق بوده و درونش ترکیده است، یک موضوع مهم این اختلافات همین سری بودن رابطه ها، ارتشاء و فساد مالی رهبران این احزاب بوده است. این یک سناریوی حساب شده علیه مردم ایران است که دارد پای مخفی بودن، سری بودن و قومی بودن آن دلار خرج میشود.

به نظر من مخفی بودن و سری بودن این جریانات جزو انتگره خاصیت ابزاری آنها برای باز کردن جبهه سیاه علیه مردم ایران و جنبش سرنگونی نظام است. اگر کمونیسم کارگری بخواهد امروز سناریوی سیاه جنبش ارتجاع قومی را کنار بزند باید مردم ایران را  علاوه بر نقد قوم پرستی،علیه مخفی بودن اینها بسیج کند! شما ببینید فرخ نگهدار رفته در تمام رسانه ها اعلام کرده است میخواهد برگردد ایران! لابد برود کمک رفسنجانی کند تا در انتخابات ببرد! جناب داریوش همایون هم همین را برای جنگ گفته است، ایشان در لیست مسافران بعدی ایران ایر هست. برای جنبش کمونیسم کارگری طرف شدن با اینها راحت است. نقدشان میکنی، به پروژه شان میخندی و مردم را علیهشان بسیج میکنی، کارشان تمام است! اما عبدالمالک ریگی را جناب نوریزاده به جای فرخ نگهدار در رسانه خودش می آورد و ایشان را باد میزند، دست کسی به ایشان نمی رسد. رسوا که شد تازه با یک نقاب دیگر می آید.

2. ببینید من اگر حتی رهبری حزب کمونیست کارگری هم می آمد و به فرض محال میگفت اشکالی نداشته، ما اصلا خودمان گفتیم فراکسیونمان آزاد هست، با هر کی دلش خواسته رابطه گرفته، باز هم من میگفتم بیخود کردند رابطه غیر علنی دارند. حزب سیاسی با حزب سیاسی رابطه اش علنی است. رابطه میخواستند علنی میگرفتند. این کارها چیست غل و غش بازی!

من نفس این مخفی بودن را خواه با اجازه کسی و یا بدون اجازه کسی نمی پذیرم، آن را بی اصولی میدانم. تلاش برای ایجاد این روند را بویژه از جانب تیم کورش کلا یک پروژه سناریوی سیاهی ارزیابی میکنم. من بردن رابطه باز سیاسی احزاب با هم، با دولتها، با موسسات، با شرکتها و محافل خلاصه هر نوع رابطه سیاسی را زیر کیس "اسناد" و "اطلاعات" را یک سیاست خاص و معینی در مقابل مردم ایران میدانم. میدانید چرا؟ برای اینکه اصول دارم. برای اینکه سیاست دارم و اصول و سیاست من به من میگوید چه قبل و چه بعد از برپایی حکومت کارگری در ایران، طبقه و جنبش من از علنیت و شفافیت سیاسی بهره میجوید. بر عکس در مخفی بودن، سری بودن، تفاوتها را تشخیص نمی دهد. از پشت میخورد. بروند تمام مرتجعون و قوم پرستان و فدرالیستها بشوند حزب سیاسی و خودشان را در معرض قضاوت مردم بگذارند ببینیم آنها میبرند یا ما! فردا شرایط جنگی میشود هر کدامشان از یک تپه ایی با نقاب پایین می آیند و با پرت کردن یک بمب به اعتصاب کارگری و تظاهرات مردم، آنها را به خون میکشند ما یقه کی را بگیریم؟ چه جوری اتحادیه های کارگری اینجا را بیاوریم پشت سر کارگر واحد که یک شبحی به اعتصابش خون پاشیده و فرار کرده؟ مردم ایران زحمت کشیدند با هزینه زیادی که دادند مبارزه را برای گرفتن حمایت بین المللی علنی نگه داشتند، آنوقت این جانورهای قوم پرست سیاه میخواهند مخفی بودن را به عنوان بدل تاکتیک مردم به ما تحمیل کنند. نه نمی گذاریم! باید از رو جنازه ما رد بشوند. شوخی نداریم با کسی. کرور کرور جوان ما در زندان به خاطر این به اسارت گرفته شده که علنا رو در روی نظام به خیابان آمده، آنوقت دستی دستی بدهیم فضا را عوض کنند؟ نه! انحطاط این است که آدم همدست این پروژه بشود.

ما اعلام میکنیم  که باید همه زد و بند و رابطه و رفت و آمد و خلاصه هر چیزی هست، میان همه احزاب سیاسی با هم و با دولتهای منطقه، با احزاب منطقه علنی بشود. هیچ اما و اگری تحت پوشش "اسناد" و غیره قبول نیست. مردم باید بدانند کی نون مصطفی هجری را میدهد کنگره برای قوم پرستان بگیرد. مگر کورش مدرسی به مردم ایران نبست که منتظر آمریکا هستند و چشمشان بدست اینهاست، بیاید اگر راست میگوید به ما کمک کند دست رابطه آمریکا و نماینده گانش را در منطقه در ارتباط با این جریانات مسلح مخفی  رو کنیم. مردم هر چه روش آمریکا و روش جنبش اسلامی را بشناسند هزینه نمی شوند. مردم حق دارند بدانند این مستر کاک عبدالله مهتدی چه میکند که میچرخد وقتی عکسش را با کراوات میزنند تازه میفهمیم با آقای مایکل لدین بستنی خورده است، وقتی جامانه و پانتول کردی پوشیده دارد در اردوگاه زرگویز و دور و بر سلیمانیه با جلال طالبانی توطئه میکند! طبق گزارش مبسوط آقای امینی، کاک هجری در نوزدهم ژوئن سال گذشته با مقامات بلند پایه ایالات متحده در سفارت آن کشور در پاریس ملاقات کرده است، کو نوار ویدئویی این ملاقات؟ چرا درهای سالن را باز نکردند بچه های سنندج و مریوان و بوکان ببینند دارند چه نقشه ایی میچینند؟

این قانون از کجا آمده که اولا رابطه احزاب با هم "سری" است، ثانیا اگر کسی مخالف این پروژه بود نباید بیاید بگوید من مخالفم. ملت بدانید من شریک این پروژه نیستم. چرا این انحطاط است؟ الان اگر کسی در باند زحمتکش بیرون بزند و اسناد مستر کاک عبدالله را با هر کس و ناکسی رو کند، اپوزیسیون باید بگوید نه! چرا کردی! باید اسرار ساختن شبکه ضد کمونیستی علیه مردم ایران را رو نمی کردی! مگر التزام به عمو جلال نداری! کی گفته؟

چه کسی گفته ما باید بنشینیم تا حتی چهره اپوزیسیون راست خرد خرد آنقدر عوض بشود که به جای فرخ نگهدار عبدالمالک ریگی مصاحبه کند! به جای شیرین عبادی رئیس نقابدار و خود گمارده قوم بلوچ! چرا باید بنشینیم و به خاطر التزام به "اسناد" شما آن هم بعد از اینکه خودمان را اخراج کردی و هنوز هم آویزانمان هستی، اجازه بدهیم پروژه ات را تمام کنی و یک دشنه هم تو این بار در پهلوی بچه های سنندج و مریوان فرو کنی! چرا؟ من به مردم التزام دارم نه به پروژه های سری تو! تو داری با این شلنگ تخته بازیها چهره اپوزیسیون چپ را میخواهی عوض کنی، راست را قوم پرستان حرفه ایی عوض کردند، چپ را هم شما به عهده گرفته ایی، چرا باید بگذارم چنین کنی؟ چرا؟ چرا اسم مقاومت سیاسی مشروع من در مقابل تو یکهو شده "اسناد محرمانه" ؟ چرا؟ مگر خود تو از حزب کمونیست کارگری آمدی، یک هفته نگذشته بود تمام اسناد مباحثت را منتشر کردی، چرا من حق ندارم بیرون حزب شما ادعا کنم که شما بی اصولی کرده ایی، من جلوت را گرفته ام، الان پریشان شده ایی! الان دوزاریت افتاده نگذاشتم یک جبهه ضد کمونیستی کارگری درست کنید! سوایتان کردم و به هر دویتان تذکر دادم هر پروژه ایی دارید علنی کنید! کی بی اصول رابطه ما هست من یا شما؟ شما نبودی که به من دشنه هایت را نشان میدادی، کارچاقکنهایت راه افتاده بودند و "افشاگری" میکردند که موسوی با حزب کمونیست کارگری ارتباط دارد، چی شد؟ الان که من مدافع رابطه علنی احزاب سیاسی و افراد و شخصیتها هستم و شما داری به عبدالله مهتدی و جناب هجری پیام میدهی که دستهایشان را روی ماشه ها نگهدارند چون مخالفینشان پروژه و "اسناد" زد و بندشان را رو کرده اند. کی بی اصول است این وسط؟ من که میگویم رابطه غیر علنی نداریم. یا شما؟

من رسما به کنگره حزب کمونیست کارگری پیام دادم، من 2 سال است علنا و رسما از درون این حزب بدون پرده پوشی برای شکستن پروژه ضد انقلاب کمونیستی و کارگری که جلو چشمم شاهد شکل دادنش هستم حرف میزنم. من رسما به کمونیست کارگری گفتم در کنگره اش شرکت میکنم. شما چی؟ شما در جند تا مجمع و محفل شرکت کرده اید ولی پنهانی؟ یکی را که ما نشان مردم دادیم. بی آزارترینش بود. بقیه چی؟

این عادلانه ترین درخواست مردم ایران هست که بدانند رهبری حزب حکمتیست با چه کسانی رابطه دارد. با چه کسانی حشو و نشر میکند. بیایید تمام مباحث مربوط به مراودات خود را با هرکسی، هر فردی، هر حزبی، هر تشکلی خودتان علنی کنید! بیایید اگر میخواهید جلو انحطاط را بگیرید خودتان به مردم بگویید، تمام مجادلات سیاسی این حزب را علنی کنید. آیا این درخواست غیر اصولی است؟ ببینم میکنید؟ میگذارند، اجازه بهتان میدهند بکنید؟

 

من اینجا منتظرتان نشسته ام! ضمنا پیامتان را گرفتیم که خط و نشان برای مخالفین علنی بعدی کشیده اید. دریافت شد! فهمیدیم که از این پس "اطلاعات داده" چماق سرکوب و پرونده سازی برای اخراجهای بعدی است. اینجا هم دیر آمدید. من یک چتر قوی حمایت سیاسی، معنوی، فکری، تئوریک و انسانی برای همه آنها که در این پروژه افتاده ولی مطلقا از لحاظ سیاسی تقصیری ندارند درست کرده ام. گذشت آن دورانی که یا پشیمانشان میکردید و خانه نشین، یا همراه ولی ساکت و خفه!

در قسمت بعدی این نوشته پیامی دارم برای این دسته از رفقا و نقد و افشای این کمپین "پشیمانی و ندامت"

 

سایت حزب  www.wpiran.org  سایت روزنه     www.rowzane.comنشریه انترناسیونال  www.anternasional.com 

سایت کانال جدید www.newchannel.tv     سايت سازمان جوانان کمونيست   http://www.cyoiran.com/

 آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk

تلفن و فاکس برای تماس با حزب      Tel:0044-7779898968  Fax: 0044-8701 351 338

 


بازگشت به صفحه اول