|
|
|||||||
|
|
وقتی بی اصولی و بی پرنسیپی بدل به خط میشود!
پاسخ به سیاوش دانشور از حزب اتحاد! مهرنوش موسوی
سیاوش دانشور از سوی حزب اتحاد کمونیست کارگری و به عنوان هیئت دفتر سیاسی این حزب در طی نوشته ایی، به من پاسخی سراسیمه داده است. من به پاسخ ایشان میپردازم. نقد و بحث من در مقابل پاسخ سیاوش دانشور دو سطح دارد. یکم سطح تئوریک و سیاسی و دوم جریان کنکرت و مشخص تماس گرفتن علی جوادی با کورش مدرسی و رهبری حزب حکمتیست است. از دومی شروع میکنم. سیاوش دانشور میگوید: " یکی از این دسته اکاذیب اعلام این مساله است که علی جوادی از رهبری حزب اتحاد کمونیسم کارگری، در زمانی که بخشی از ما بشکل فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری درون ح ک ک فعالیت میکردیم، بمنظور مذاکره برای پیوستن به حزب حکمتیست و چانه زدن بر سر پست و مقام با کورش مدرسی تماس گرفته است! باعث تاسف است که کسانی تلاش میکنند جنبش کمونیسم کارگری را تا به این حد نزول دهند. لذا تکذیب این دروغ اهمیت چندانی ندارد. نشان دادن هدف آن مهمتر است." پس سیاوش دانشور میگوید که علی جوادی با کورش مدرسی تماس نگرفته است و این کذب محض و دروغ است. و ایشان میگوید که من میخواهم جنبش کمونیسم کارگری را با این کار نزول بدهم. اگر سیاوش دانشور روی این حرف خودش بایستد من هیچ حرفی ندارم. اگر سیاوش بیاید و با قاطعیت از این دفاع کند که این تماس گرفتنها را غیر اصولی میداند حتی اگر هزینه آن کذب و دروغ خواندن حرف من باشد، ایرادی ندارد. لااقل یک اصولی این وسط تثبیت میشود. لااقل اگر من به ایشان ثابت کردم که نه جدا این امر اتفاق افتاده است، کمترین کارش این است که از من و مردم بابت انتشار این اطلاعیه عذر خواهی کند. اما مشکل من با سیاوش دانشور و حزبش درست این است که وجود این را ندارند لااقل یک جایی بایستند و محکم از یک چیزی دفاع کنند. یک خطی را شکل داده اند که ژله است. در هر ظرفی بریزید قالب آن میشود. مشکل من با سیاوش و کل راسته وسط همین است که ثبات سیاسی، خطی و اصولی در هیچ زمینه ایی ندارند. بیایم به ایشان ثابت هم بکنم از همین الان راه فرار برای خودش گذاشته است. درست همین جا که میگوید تماس نگرفته ایم، دو جمله بعد زیرش زده، میگوید نه خوب چه اشکالی دارد "رابطه سالم سیاسی"، چه ایرادی دارد، داریم "تابو شکنی"؟ میکنیم. اینها این حرفهای سیاوش است: " نکته مهمتر اينست که ميخواهند از رابطه افراد در احزاب کمونيست کارگرى يک جرم سياسى بتراشند! هدفشان بالا بردن ديوار نفرت است. طورى ميگويند و مينويسند که گويا "رابطه ما با رژيم اسلامى" را افشا ميکنند!؟ هدف اين روشهاى فرقه اى و غير مسئولانه تخريب مناسبات سياسى کمونيستها و فعالين جنبش کمونيسم کارگرى است. هدف اينها ايجاد تابوها و ديوارها و اتهاماتى از پيش ساخته است که حتى هر رابطه سياسى و سالم افراد را نيز محدود و زير سوال ببرد." اگر میگویی در هیچ سطحی تماس نداشتید دیگر توجیه و ترغیب "رابطه سالم" برای چیست؟ اگر رابطه داشته و تماس گرفته اید. خوب بسیار درست و با گردن افراشته بیایید این را بگویید. اما میدانید معنی این سطور چیست؟ این حرف معنی اش این هست که بعله خودمان میدانیم چه کرده ایم. چون میدانیم. اول سفت و سخت میگوییم نکردیم. اگر گرفت، که گرفت. اگر نگرفت در دفاعیه خود از هم الان یک پستوی فراری تعبیه میکنیم. اسم این پستوی فرار آن وقت "تماس و رابطه سیاسی افراد احزاب کمونیست کارگری" است. این تمام کارکرد شیر و خطی خط وسط است. این نشد روش و رسم سیاسی برخورد یک حزب. مگر میشود یک حزبی نداند که بالاخره اصولش و پرنسیپش کدام است؟ سیاوش دانشور قشنگ میداند که ما سمپوزیوم نگذاشته ایم در باب "رابطه سیاسی افراد این احزاب" با هم گفتمان کنیم. صحبت بر سر رابطه سیاسی افراد نیست. بحث بر سر تماس علی جوادی در باره سرنوشت و تصمیمات فراکسیون کمونیسم کارگری در درون حزب کمونیست کارگری با حزب مخالف وی است. بحث بر سر پافشاری رهبری حزب حکمتیست در مقابل رعایت عدم اصول و پرنسیپ سازمانی در همان موقع در برخورد به این فراکسیون هست که از جمله با تلاش افرادی مثل من متحقق شده است. من جدا لازم نیست هیچ سند و مدرکی حتی دال بر بی اصولی جریان اتحاد طلب معرفی بکنم. خود نفس این سخنانی که اینجا سیاوش دانشور میزند و نفس تناقضی که در سخنان وی هست دال بر بی اصولی مطلق این جریان است. اگر میگویید علی جوادی تماس نگرفته است، پس دیگر صیغه "روابط سالم" چیست؟ اگر تماس گرفته و کارهایی کرده اید که قابل دفاع نیست، معرفت داشته باشید، وجودش را داشته باشید بگویید این هم مثل بقیه خلافهایی که کردیم غلط بوده است. دیگر چرا تئوری بافی در باب سلامت روابط مردم میکنید؟ یا اینکه نکند منظور سیاوش از اینکه من با این ادعای خود "روابط کمونیستها" را با هم خراب میکنم، خراب شدن روابط کمونیستهای معینی است که بد جوری مشکل روی دست رهبری این حزب گذاشته است؟ منظور سیاوش اینجا قطعا رابطه با حزب حکمتیست نیست؟ چرا که سیاوش وقتی مرا دروغگو خطاب میکند، عملا دارد میگوید که کورش مدرسی هم دروغ گفته است که علی جوادی با ایشان تماس گرفته است. منظور سیاوش رابطه با حزب کمونیست کارگری هم نمی تواند باشد. چرا که ما میدانیم رابطه حزب اتحاد با کمونیست کارگری اگر خوب بود، این حزب را ترک نمی کرد. تازه خود سیاوش میگوید رهبری هر دو حزب به ما میگویند بی اصول! ( کاری نکن که بگویند) پس منظور سیاوش رابطه کدام کمونیستها با کدام کمونیستهاست که در اثر گفته های من خراب شده است؟ کلید حل مشکل اینجاست: "فراکسيون اتحاد کمونيسم کارگرى برخلاف ادعاى مهرنوش موسوى و برخلاف اظهار نظر قبلتر رهبرى دو حزب زير هيچ مقررات حزبى نزد. در دوره فراکسيون شوراى رهبرى فراکسيون متشکل از کادرها و در مواردى اعضا در تمام تصميم گيريها شريک بود و بدون اين مکانيزم ما يک قدم برنداشتيم. ما بعنوان فراکسيون هيچ تماس رسمى و غير رسمى با رهبرى حزب حکمتيست و شخص کورش مدرسى نداشتيم. ادعاى مهرنوش موسوى تنها يک دروغ با هدف تخريب مناسبات کمونيستها است." دم خروس بیرون زد. پس علت پرخاشگری به من این است که در وسط خود این حزب اوضاع بحرانی شده است. معلوم میشود که نگرانی سیاوش و عدم پاسخگویی و سکوت علی جوادی از طرفی و مشغول نشان دادن عصبی گونه ایشان در این شماره نشریه حزبشان همش به این خاطر بوده است که این سخنان من، رابطه کمونیستهای درون خود حزب اتحاد را به هم زده است، چرا که آنگونه که سیاوش میگوید در واقع قرار بوده است که مسئولین این فراکسیون بدون توافق اعضاء آن کاری نکنند، تماسی نگیرند. که حال معلوم است کرده اند! و معلوم میشود که دست بر قضا این "دروغگوی" مورد تجسس، در خود حزب ایشان لانه دارد! من بعدا که به پروتکل کمیته رهبری حزب حکمتیست در جلسه دوم ماه مای نگاه کردم، دیدم چقدر این نگرانی سیاوش دانشور بجاست. در این گزارش آمده است که علی جوادی در تماسی با نسان نودینیان که در آن زمان هنوز عضو کمیته مرکزی حزب حکمتیست بود اذعان کرده است که تعدادی از رفقای خود این فراکسیون هنوز با پیوست به حکمتیست و اصلا رابطه با رهبری حزب حکمتیست مسئله دارند. آن موقع راستش من اصلا متوجه چنین گافی نشدم. یعنی هیچ یک از اعضاء کمیته رهبری هم نشدند. من حتی وقتی در مطلب قبلی خودم هم به ثریا برخورد کردم هنوز متوجه این تناقض نشده بودم. متوجه نشده بودم که علی جوادی رسما به رفیق نسان گفته است که با وجودیکه رفقای فراکسیون مخالف این تماسها هستند ایشان مبادرت به این کار کرده است. مطمئنم نسان هم متوجه نشده بوده است. تنها کسی که میدانسته چه میکند خود شخص علی جوادی بوده است. بیهوده نیست که سیاوش مجبور شده است تکرار کند که هر تماسی با کسی گرفته شده است میباید با توافق شورای رهبری بوده باشد.. من نمی دانم آیا علی جوادی و آذر ماجدی خود سیاوش دانشور را هم خبر کرده اند، یا به ایشان هم مثل رهبری حزب حکمتیست و بقیه رفقای خودشان دروغ گفته اند. من هم به خاطر اعتبار خدشه ناپذیر و استوارخودم. هم روشنتر شدن خود سیاوش دانشور و بقیه اعضاء حزب اتحاد و هم خود اعتبار رفیق نسان نودینیان، هم اینکه علیرغم تمام اختلافاتی که با کورش مدرسی و تیم رهبری دارم مطلقا زیر بار اینکه آنها در این باره دروغ گفته اند نمی روم، فقط یک بخش پروتکل کمیته رهبری را که رفیق آذر مدرسی نگارش کرده و به تاریخ 2 ماه مای به شماره مسلسل 070502 میباشد به عنوان سند این اقدام ضد اصولی علی جوادی و آذر ماجدی منتشر میکنم. ( تاریخ جدایی فراکسیون آخر ماه مای میباشد) در این جلسه من و بهرام مدرسی غایب بودیم. بقیه اعضاء رهبری حزب حضور داشته اند. من بلافاصله با خواندن این پروتکل به این تماسها اعتراض نمودم. خوشبختانه اعضای رهبری حزب حکمتیست نیز توافق پیدا کردند که در این زمینه به اصول رجعت کنند. این یک موفقیت بود. که به همین خاطر من در برخورد به ثریا با سربلندی از آن یاد کرده ام. در پروتکل جلسه کمیته رهبری که حتی فونت و اشتباهات املایی را هم تغییر نداده ام، فقط زیر جمله مزبور من خط کشی کرده و رنگ فونت را عوض نموده ام آمده است که: " سیاست ما در قبال فراکسیون حککا: علی جوادی با نسان و کورش تماس گرفته. با نسان تماس گرفته گزارشی کوتاه: در مورد وضعیت حزب ما جویا شده. اینکه آنها چکار کنند بهتر است. نسان گفته به کنگره نروند و به حزب ما بپیوندند. علی گفته برای پیوستن به شما سه مشکل دارند: ١) منشوررا قبول ندارند، ٢)حککا به آنها میگویند راست شدیم، ٣)برخورد حزب ما به فراکسیون خودمان. نسان گفته علیرغم اختلاف نظر سر منشور میشود در این حزب بود، برخورد به فراکسیون اداری بوده ورهبری حزب میتوانست سیاسی تر و منعطفتر برخورد کند، گفته بین ما هم اختلاف نظر هست و همه در یک سطح به نرفتن به کنگره و همینطور پیوستن به شما سمپاتی نداریم. آذر خواسته با مجید تماس بگیرد که مجید قبول نکرده.
علی تا بحال دو بار با کورش تماس گرفته. گزارشی کوتاه: خواسته در مورد وضعیت خودشان مشورت کند. از برخورد ما به رفقای متقاضی فراکسیون تعریف کرده. کورش گفته که شما بازنده هستید، کسی دنبال بازنده نمیرود و نتیجتا رفتن به کنگره بیخود است. در مورد پیوستن به حزب در حزب به روی همه باز است اما برای جلب اعتماد سیاسی، برای اینکه امکان ایفای نقش داشته باشند باید مسئولیت همه اعمال خودتان را به عهده بگیرند. به ایرج و مجید هم نامه نوشته اند. آنها با جماعت ایرج و نسان و اسد و ... تماس دارند و رویشان سرمایه گذاری کرده بودند. سیاست ما: تشویق کنیم که به کنگره نروند، به ما بپیوندند، برای اینکه امکان ایفای نقش داشته باشند باید مسئولیت همه اعمال خودتان را به عهده بگیرند. باید بدانند که ما زمستان کنگره داریم. باید بدانند که اگر میخواهند نقشی ایفا کنند تا آن موقع وقت دارند. ازشان تعهد بگیریم که به موازین حزب پایبند باشند.
این باید حداقل به اعضاء و کادرهای صادق این حزب اتحادی ثابت کند که چه کسی دروغ میگوید. کافی است سیاوش دانشور برای خودش بنشیند و تحلیل کند. کورش مدرسی هیچ نفعی در اینکه به کمیته رهبری اش در باره تماس علی جوادی دروغ بگوید ندارد. نسان نودینیان هیچ نفعی در اینکه دروغ بگوید ندارد. خیلی هم با پرنسیپ رفتار نموده و گزارش کامل به رهبری حزب ارسال نموده است. تازه اصلا آن موقع این افراد از کجا میدانستند این فراکسیون چه هست و چه نیست؟ من هم هیچ نفعی در این که این ادعا را بکنم ندارم. نه میکنم. من راستش اصلا در برخورد به ثریا وارد این بحث شدم و الان اتفاقی کشف کردم که بخشی از رهبری حزب اتحاد این عمل را مرتکب شده است. ولی به نظر من به عکس علی جوادی و آذر ماجدی نفع داشته و دارند که دست به این اقدامات بزنند. دروغ بگویند و محفلی جلو بروند. بهتر است جدا این " کمونیستهای" مورد اشاره سیاوش که لابد خود وی را هم شامل میشود چشمشان را در مقابل این حرکات باز کنند. همیشه "وصلت و اتحاد" به قیمت اینکه حتی اعتماد آدم را هم به بازی گرفته و خدشه دار بکنند، کار جالبی نیست. اما به نظر من بحث از این سطح فراتر است. من با این خط وسط مشکل سیاسی دارم. این چند سطر را هم فقط آوردم که گرد و غبار غوغاسالارانه را اول کنار بزنم تا بحث اصلی ام را بکنم. من از اعضاء خود آنها میپرسم که چرا در حزب اتحاد این اتفاق افتاده است؟ چرا مسئولینش بدون توافق همه اعضاء آن اینگونه رفتار کرده اند؟ به نظر من برای اینکه پروسه نزدیکیشان به حکمتیست یک پروسه سیاسی نیست. یک پروسه خطی علنی نیست. شما وقتی سیاست را مبنای دوری و نزدیکی ات با احزاب سیاسی نکنی مبنایت میشود محفل بازی! میشود ریاکاری! میشود صندلی! میشود توطئه! به اعتقاد من مسئله این است که خود نفس خط و سیاست وسطی که این حزب دارد، مثل آب راکد است. منشاء تولید بیماری دروغ و ریاست. منشاء و کارخانه بازتولید بی اصولی است. حزب درست کرده اند بی پرنسیپی و بی خطی و سکوت داوطلبانه را تا سطح یک افق ارتقاء بدهند! مسئله فقط این نیست که در این حزب رهبری اش بی اصولی کرده است، مسئله این است برای بی اصولی حزب درست کرده اند. من مطمئنم که تعداد زیادی از کمونیستهای این حزب قصد ندارند به کسی کلک بزنند یا ریاکاری کنند. مشکل این است که سیاستی که این جریان پیشه کرده خواه یا ناخواه یک محمل انسانی بی اصول و بی پرنسیپ هم پرورده میکند. چرا؟ ببینید پروسه جدایی و افتراق یک عده کمونیست از یک حزب سیاسی همانقدر جدا "سیاسی" و "خطی" باید باشد، که پروسه "اتحاد" آنها. کمونیسم ما برای اینکه جلو بی هویتی، جلو زنگ زدن هویت، جلو همین کارها را بگیرد برنامه درست کرد. خط و سیاست را فرموله کرد، ارتقاء داد تا سطح برنامه، اینها بر عکس روی اپورتونیسم برنامه ساخته اند. سیاوش جان شما دم از اتحاد میزنید که خودش زنجیری شده بر پایتان. باعث شده اداره امور تربیتی این جنبش بشوید به جای ایفای نقش سیاسی و کمونیستی! باعث شده ساکت بشوید، به جای اینکه حرف بزنید. باعث شده بگویید ایرادی ندارد، گیریم که فلان سیاست راست بود! این یعنی بی اصولی ترین بی اصولیها! اگر حتی با یک نفر هم تماس نگیرید! با احدی هم ملاقات نکنید، دارید سر خودتان و افرادی را که جمع کرده اید رسما کلاه میگذارید. دارید خودتان را فریب میدهید. در افتراقتان هم همین گونه هستید. وقتی از کمونیست کارگری جدا شدید اعلام کردید 90 درصد سیاستها و مصوباتش را قبول دارید! با این وصف جدا میشوید. الان دارید خرد خرد روی 10 درصد استراتژی می بافید. نمی شود. کار نمی کند. این به ذات افراد فقط مربوط نیست. شما سیاست و خط را از پروسه افترقت حذف کنی، میماند محفلیسم و توطئه و دروغ و دلنگ. سیاست را از پروسه افتراقت حذف کنی خودت با دست خودت جا میدهی که بگویند خوب اگر خودش میگوید افتراقش سیاسی نیست، پس شخصی است دیگر! پس صندلی است دیگر! اینجا آنوقت باید بیایی ثابت کنی ربطی به سندروم بشارت نداری! چون طرف هم که لو رفت ساکت شد! آخر میشود؟ شما قبول میکنی که کسی حرف سیاسی داشته باشد و ساکت بشود؟ سکوت سکوت است چه فرقی دارد کی و کجا؟ این هم تصویری هست که برای بیرون شما مبناست و باور کنید به قول آلمانها به هیچ کسی برای برداشت اولی که ازش میشود دوبار شانس نمی دهند. این مشکل شما سیاسی است. ربطی به اینکه کسی برای شما پاپوش دوخته ندارد. پروسه اتحادتان بدتر از پروسه افتراقتان هست. از پروسه اتحاد و رفتن درون یک حزبی سیاست را حذف کنید، میماند درگوشی، میماند محفل بازی و...این را من نمی گویم. جامعه به شما میگوید. ببین شما از یک حزبی میکنید، برای اینکه به خط مقابل بروید باید حرف بزنید. بحث کنید. سیاست بیاورید. نقد کنید. جدال کنید. تز بدهید. در عمل نشان بدهید که انسجام خط شما اتحاد تشکیلاتی را الزام میکند. شما کل این پروسه را حذف کردید. نظر دارید، نمی گویید. بحث نمی کنید، سکوت کردید، آنوقت انتظار دارید در صفوفتان شک و تردید ایجاد نشود؟ انتظار دارید رهبری دو تا حزب که شما قرار است البته با یکی از آنها متحد شوید هر دو به شما نگویند برو بی اصول! سیاوش عزیز شما مطمئن باشید خط کورش مدرسی با شما سر هیچ و پوچ وحدت نمی کند! روز اول به شما گفته آینده ندارید! ببینید من ادعا میکنم کورش مدرسی شکست طلب است. سیاستهایش تماما غیر کمونیستی است ولی با دروغ نمی تواند اصلا کارش را به پیش ببرد. چرا؟ چون خط و سیاست دارد. ممکن است سفسطه کند، مخفی کند، عقب بنشیند، ولی مطلقا نمی تواند بویژه الان سازش و وحدت قلابی کند. یا سکوت کند. شما چی؟ تا کی کلاه گذاشتن سر خود ؟ تا کی میتوانید این وسط خودتان را روی آب نگه دارید؟ چرا دارند رفقای رهبری شما با این سکوتشان وقت میخرند آن "کمونیستهایی" را که نزدیکی به خط و سیاست کورش مدرسی را به حق قبول ندارند قانع کنند و یا حتی بدون توافق آنها، این عده را پای این پروژه ببرند. من از قضا شما را تشویق میکنم به برقراری این "روابط سالم" و سیاسی. بیایید بحث کنید. اینهمه حزبی که شما میخواهید با او وحدت کنید بحث کرده است، استراتژی آورده است. اگر راست میگویید که دنبال سلامت رابطه میان احزاب هستید بیایید نظرتان را بگویید. در باره نوید خان بشارت هم در بیرون سکوت کردید که الان چوبش را میخورید. همه را تقصیر این و آن نیندازید. به اعتقاد من سکوت الان شما در برابر خط کورش مدرسی از رفتاری که در برابر بشارت کردید بدتر است. الان خیلی معنی گرانی دارد این سکوت که علامت رضاست! قبلا شده بودید نگهبان جلو در کنگره دوم حزب حکمتیست، داشتید ملت را ساکت میکردید بحث نکنند. به همه گفتید بگذارید ببینیم کنگره چه مصوباتی دارد. خوب الان چه؟ تلویزیون ندارید؟ نشنیدید بحثهای کورش مدرسی را در سخنرانیهای کنگره اش؟ رفیق پیام آذر به ایشان برخورد نموده است. آنقدر خودش را کمونیست دانسته که گفته شما رهبر یک حزب سیاسی هستی یا یک قمارباز؟ چرا کورش مدرسی به مردم دارد میگوید مبارزه برای پایین کشیدن نظام بازی لاتاری است، برد و باخت دارد! آنوقت شما خفه شده هیچ چیز نمی گویید؟ این از هر بی پرنسیپی بی پرنسیپ تر است. این روش "نجسترین" روشهاست رفیق سیاوش. این کارتان از دروغی که به کادرها و بخشی از رهبریتان گفته اند بسیار بسیار غیر قابل بخششتر است. بروید فکری به حال این بکنید. امیدوارم آنقدر صداقت و وجدان داشته باشید اتهامی را که زدید پس بگیرید! همین فردا! 4 سال دیگر قبول نمی کنیم.
|
|
سایت حزب www.wpiran.org سایت روزنه www.rowzane.comنشریه انترناسیونال www.anternasional.com سایت کانال جدید www.newchannel.tv سايت سازمان جوانان کمونيست http://www.cyoiran.com/ آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk تلفن و فاکس برای تماس با حزب Tel:0044-7779898968 Fax: 0044-8701 351 338 |