بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

 

ایرج فرزاد و " حرمت انسان"

حرمت انسانی ما کادرها واعضای احزاب کمونیست کارگری و حکمتیست کجا رفت؟

 

منوچهر ماسوری

manochermasori@yahoo.com

 

وارد شدن به چنین بحث هایی را غیر ضروری می دانم و همواره تلاش کرده ام که وارد این نوع بحث ها نشوم. ولی وقتی "حرمت انسانی" ام به جرم انتخاب سیاسی ام و این که عضو حزب معینی هستم و از سیاست  وخط مشی معینی حمایت می کنم، زیر پا گذاشته می شود، چاره ای ندارم جزء از "حرمت انسانی" ام دفاع کنم. تمام تلاشم را می کنم که احترام انسانی را نگه دارم و حرمت شما را زیر پا له نکنم یعنی آنچه که شما با ما کردی؟!

 

نقد سیاسی امری طبیعی است و حتی "توهین سیاسی" هم امری طبیعی است. به این معنی که اگر من طرف مقابلم را "راست"، "چپ سنتی"،"پوپولیست"  و از این قبیل خطاب کردم، توهینی به شخص نکردم و باید گفت این شیوه در نقد سیاستهای جریانات مختلف امری جاافتاده درصحنه سیاست ایران است. اما ما طی سالهای گذشته همچنین شاهد ملغمه ای از تحریف و دروغگویی آشکارتحت نام "مبارزه ایدئولوژیک" بوده ایم که این شیوه نیز مورد نقد سیاسی قرار گرفته است. اما بدتر از همه زمانی است که "نقد سیاسی" با خودخواهی های شخصی وتبختر و توهم حیرت انگیزی که بعضی ها نسبت به کالیبر سیاسی و جایگاه خود  دارند توام شود. نقدشان وقتی ضروری و علنی میشود که به شخص خودشان، به جایگاه شان برخورد میشود. آنموقع است که دیگر نه سیاست معنی دارد و نه کمونیسمی که گویا بدلیل بسیارعجیب و مرموزی "نسیمش"  فقط به این تعداد معدود خورده است. زخم شخصی خورده اند و دیگر هر چه بنویسند  و "نقد" کنند  هدفی جز تطهیر خود و بزعم خویش تضعیف طرف مقابل ندارند.

یکی از این نمونه ها ایرج فرزاد است. سالها در تایید سیاستهای کورش مدرسی نوشت. سالها این خط را در حزب حکمتیست تقویت کرد و در ادبیاتش در "نقد" حزب کمونیست کارگری بیشترین رعایت "حرمت" را بنیانگذاری کرد. ایشان خود از مبلغین سیاستهایی بودند که به انشعاب درحزب منجر شد.

 حال ظاهرآ ایشان متوجه شده که اشتباه میکرده وبه نقد سیاستهای راست کورش مدرسی منجمله منشور سرنگونی حزب حکمتیست پرداخته است. کاری که سالها پیش حزب کمونیست کارگری  و منجمله حمید تقوایی "پوپولیست"  کرده و در نقد آنها نوشته و ایشان مهر تایید برآن میزدند. البته ایشان برای ایفای نقش من درآوردی "ریش سفید کمونیسم کارگری" و مبصری که وظیفه اعلام پایان را عهده داراست، مجبور به حذف مقالات گذشته اش از اینترنت شده است. در سایت شخصی ایرج فرزاد نشانی از مقالاتش در تایید سیاستهای کورش نیست. فعلا وظیفه اش ایجاد ناامیدی و تکرار سناریوی "نمیشود" است که پاسخ خود را بموقعش از منصور حکمت گرفته است. بقول منصور حکمت، شما که فکر میکنی که نمیشود این یک کار را هم نمیکردی و بدنبال زندگی ات میرفتی.

ایشان شروع به نقد کردند که برخورد کاملا نادرست حزب حکمتیست و "تقبیح" ایشان بر آتش کوره دمید. این زخم خوردگی  وی را مسلح به چنان ادبیات نابی کرده که مسئولیت سرانجامش با خود وی است.

از آخرینش بگوییم. حزب کمونیست کارگری ایران در رابطه با سیاستهای اعلام شده و قطعنامه های پیشنهادی حزب حکمتیست اطلاعیه داده است. رسما هشدار میدهد که اگر این سیاستها به سیاست رسمی این حزب بعد از کنگره مخفی شان تبدیل شود سرانجامی جز همسو شدن با جریانی مانند زحمتکشان ندارد. این لب کلام این اطلاعیه است. اما ایرج فرزاد که اینروزها ژست معلم اخلاق را هم بخود گرفته در پاسخ به این اطلاعیه و در تبلیغ حفظ حرمت منصور حکمت!!! هر چه خواسته گفته است.

مقالات علنی کورش مدرسی و چند کادر دیگر حزب حکمتیست، ناگهان در چرخش قلم ایشان "اطلاعاتی" شده اند که گویا مهرنوش موسوی "جاسوسی" کرده و آنها را در اختیار حزب کمونیست کارگری گذاشته است. هم نوشته های کادرهای حزب حکمتیست و هم نوشته های مهرنوش موسوی بطور علنی در اختیار جامعه قرار گرفته اند. اتهام کار پلیسی، جاسوسی و ارائه اطلاعات دیگرتنها و تنها نشانگر به ته دیگ خوردن  کفگیر "تئوریک"  ایرج فرزاد است. دیگر بحثی ندارد. سیاستی و آلترناتیوی را نمایندگی نمی کند. مگر قرار نیست که همه بدنبال ایشان راه بیفتند و شعار"فایده ندارد، دیگر تمام شد " را فریاد بزنند؟ در چنین فضایی دیگر جایی برای بحث سیاسی نمی ماند و آنهم که نه تنها سوت پایان را نمیزند بلکه با اعتقاد به ضرورت مبارزه طبقاتی درگیر آن است باید با بغض و لجن پراکنی کار پلیسی و جاسوسی و غیره روبرو شود.

زمانی که عبداله مهتدی از استفاده از امکانات جریانات ناسیونالیست در کردستان عراق دم زد، منصور حکمت عاقبت خباط را برای وی پیش بینی کرد. صدای ایرج فرزاد هم در نیامد. دلیل سکوت فعلی ایرج فرزاد در مقابل سیاست "بحران سازی" و حساب باز کردن بر روی "آینده سازان" و پاسخ هیستریک پر از فحش و اتهام وی در مقابل هشدار حزب کمونیست کارگری ایران را به چه حسابی باید گذاشت؟ وظیفه خودش است که پاسخگو باشد.

درحفظ حرمت منصور حکمت !؟ شاهکار دیگری نیز از قلم ایشان سر برآورده است. با تبختر و خود محور بینی بیش از حدی تمامی اعضا و کادرهای حزب کمونیست کارگری ایران و حزب حکمتیست را "توده های" نادان با ذهنیت حماقت دهقانی میخواند. ما کادرها و اعضای دو حزب را "چاکران جان نثاری" میخواند که جبون و ناشجاع طوق بردگی رهبری را به گردن انداخته ایم. این دیگر نهایت زیر پا گذاشتن "حرمت انسانی" ما است و اگر ما بخواهیم طبق این تحلیل مشعشع، برخورد کنیم، معلوم میشود که بمدت چهارسال ایشان چاکر جان نثاری بوده اند که با ذهنیت دهقانی خود، کورش مدرسی را رهبر کردند .

آقای فرزاد، جمهوری اسلامی نیز تا امروز جرئت ابراز چنین توهین هایی را نداشته است. هیچیک از احزاب اپوزیسیون ایران از راست تا چپ تا به امروز به مقام " شامخ" شما در لجن پراکنی  و " دفاع از حرمت انسانها" نرسیده اند. واقعا که " نسیمی " که به شما خورده کارساز بوده است!

 

 ایرج فرزاد اولین کسی نیست که بهر دلیلی دست از مبارزه متشکل سیاسی می کشد. این امری داوطلبانه است. ولی ایشان به این بسنده نکرده و میخواهد بزعم خود بقیه را نیز در استیصال سیاسی اش شریک کرده  و با خود به چاه ناامیدی و یاس سیاسی بکشاند. در این راه  چاره ای جز بددهنی ، تهمت و افترا ندارد. عاقبت بدی پیدا کرده است. بسیار متاسفم  که عاقبت رفیقی که زمانی برایش احترام خاصی قاﺌل بودم به اینجا کشیده است. اما چه می شود کرد، این انتخاب سیاسی ایشان است.

 

سایت حزب  www.wpiran.org  سایت روزنه     www.rowzane.comنشریه انترناسیونال  www.anternasional.com 

سایت کانال جدید www.newchannel.tv     سايت سازمان جوانان کمونيست   http://www.cyoiran.com/

 آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk

تلفن و فاکس برای تماس با حزب      Tel:0044-7779898968  Fax: 0044-8701 351 338

 


بازگشت به صفحه اول