|
|
|||||||
|
|
|
|
این تعرض به من است یا به بی اعتمادی، انتقاد و اعتراض از درون؟ پاسخی به سیروان قادری مهرنوش موسوی آقای سیروان قادری طی نوشته ایی آمده است تا جبران آبروریزی مطلقی را بکند که باعث شده است حتی خود متخلفین این پروژه جرئت نکنند در ملاء عام با اسم خود ظاهر شده از خود دفاع بکنند. اما بیفایده است. این خودش ضمیمه همان بی اصولی است که کسی که اسم خودش را دبیر یک تشکیلات گذاشته است مسئولیت اعمال و رفتار خود را به عهده نگیرد و پنهان شود. جالب اینجاست که روی این سخن آقای قادری من نیستم. سیروان قادری با من پلیمیک نمیکند. چون سیروان خودش میداند که دروغ دروغ است. بی پرنسیپی بی پرنسیپی است و نمیشود برای دروغ و ریا حزب درست کرده و انتظار داشت که رو نشود. تا دنیا دنیاست همین بوده. حرف دروغ یک روزی رو میشود. و اگر مشکلی هست همین است که این دروغ رو شده است و برای درون حزب اتحاد مشکل درست کرده است. روی سخن سیروان قادری به کسانی است که در خود این مجمع اتحاد مشکل پیدا کرده اند. چرا که اینها حرف سیاسی را میتوانند سفسطه کرده یک جوری از زیر آن در بروند ولی دروغ را که دیگر نمیشود با شلوغکاری ندیده گرفت. دروغ دروغ است. برای همین به اعتقاد من بعد از رو شدن این مسئله این حزب دیگر برای آقای جوادی و ماجدی جمع کردنی نیست. در هر جلسه ایی که بنشینند، حتی اگر اعضاء آن یک کلمه حرف نزنند در نگاهشان خواهند گفت و خواهند پرسید که چرا به ما رودست زدید؟ چرا دروغ گفتید و این تلنگور آخر به این پروژه سیاسی بود که قبلا مانیفستش در بحران رفته بود. نوشته سیروان قادری اپیزودی از این فروپاشی است با غوغاسالاری. خطاب و روی سخن سیروان قادری من نیستم، در واقع سیاوش دانشور است. ببینید نوشته سیاوش دانشور به من یک پیامی داشت. سیاوش داشت سیاه روی سفید به من میگفت که نه! امکان ندارد که اعضاء شورای رهبری فراکسیون در زمان بودنشان در حزب کمونیست کارگری با کورش مدرسی ارتباطی خواه مستقیم یا غیر مستقیم گرفته باشند. اینجا سیاوش دانشور از زاویه التزام به حزب کمونیست کارگری در زمان بودنش با فراکسیونشان ظاهر شد، مسیج سیاوش در این نوشته به من این بود که اگر من راست میگویم به ایشان ثابت کنم که چنین بوده است. من پیام ایشان را دریافت کردم، سبک و سنگین کردم و به خاطر پروژه سیاسی که دارم اصولی دیدم که به ایشان سوای بحث و فحث با سند و مدرک ثابت کنم که رهبر حزب ایشان و معاونش دروغگو و بی پرنسیپ هستند. در عین حال نه فقط به سیاوش، بل به خود رهبری حزب حکمتیست نشان میدادم که در چه صفی دارند دنبال دوست میگردند! به کادرها و اعضا حزب کمونیست کارگری ثابت کنم که مجاهدت سیاسی شان برای تعیین تکلیف با این راسته وسط اصولی بوده است. من میخواستم ثابت کنم که اینها حزب برای همین اعمال درست کرده اند. حال سیاوش دانشور دو راه دارد. یا قبول کرده و متوجه این شده است که بعله جدا ایشان و یک تعدادی کمونیست صادق در این جریان رو دست خورده اند. در نتیجه باید برود و تکلیف خودش را با آنها روشن کند، که معنی این کار، سکوت سیاوش در بیرون و بلند شدن صدایش در درون است. ورود سیروان قادری به خاطر سکوت ایشان است. یا اینکه نه بیاید و تماما به پروژه این دو نفر بپیوندد و مسئولیت اعمال آنها را حتی در دوره ایی که خودش را هم آدم حساب نکرده اند به عهده بگیرد و بگوید : رابطه گرفتند که گرفتند! که رفتن در این پروژه برای سیاوش دانشور کار راحتی نیست. هزینه ایی که باید بدهد بسیار سنگین است. چرا؟ چون که زیر بلاهت و بی اصولی خود در دوره ایی که حتی اینها به وی اعتماد نکرده اند نیز باید امضاء بگذارد، هم اینکه جواب شیفت کردن خود را رو به روی مردم در بیرون خودش بدهد. رسما اعلام کند که ایشان هم پایش بیفتد حاضر هست بی اصولی بکند. این کار سخت است. آدم اگر پروفیل دروغ و ریا در شخصیتش باشد راحت است دست به چنین اعمالی بزند، فوقش آبرویش میرود. که برای این جماعت خیالی نیست. اما اگر آدم خلافکار نباشد، بخواهد به خاطر مقتضیات سیاسی و منفعت حزبی بدل به چنین شخصی بشود، کار سختی است. پروژه ساده ایی نیست. سیاوش حتی اگر قبول هم بکند، باز هم نفر ابزاری سوم در این پروژه است. این برای یک آدم سیاسی که میخواهد آینده در این جنبش داشته باشد کار ساده ایی نیست. ببینید سیاوش دانشور اینجا امضاء گذاشته است که: " در دوره فراکسيون شوراى رهبرى فراکسيون متشکل از کادرها و در مواردى اعضا در تمام تصميم گيريها شريک بود و بدون اين مکانيزم ما يک قدم برنداشتيم. ما بعنوان فراکسيون هيچ تماس رسمى و غير رسمى با رهبرى حزب حکمتيست و شخص کورش مدرسى نداشتيم. ادعاى مهرنوش موسوى تنها يک دروغ با هدف تخريب مناسبات کمونيستها است." سیاوش این حرفها را نوشت و به من در نوشته اش این پیام را داد که با گذاشتن سند بازگشتش را غیر ممکن و سخت بکنم. اصلا اگر مطلب سیاوش نبود من حتی متوجه دروغگویی علی جوادی و آذر ماجدی هم نشده بودم. سیاوش ذهن مرا متوجه این کرد که نگاه بکنم برایش ببینم آیا جدا اینها این اعمال را بدون اطلاع وی کرده اند یا نه! بعد هم برای اینکه مشوعیت بدهد یک توهینی هم به من کرد ( در این دوره انگار فحش و تهمت به من شده جواز عبور) چگونه الان بیاید و خلاف حرف خودش حرف بزند؟ این کار ساده ایی نیست. ولی احتمال اینکه به این بی اصولی اعتراض کند به اعتقاد من ساده تر است. اگر سیاوش دانشور و یا تعداد دیگری از اعضاء این جریان مچ رهبری آنها را گرفته و اعتراض کرده باشند، آنوقت جوابشان نامه سیروان قادری است. سیروان قادری به من نمیگوید که رابطه علی جوادی "شخصی" بوده است. به اعتراضیون صفوف خودشان میگوید. فقط یک مقایسه ایی حرف ایشان را با حرف سیاوش دانشور بکنید میفهمید. ایشان میگوید: " مهرنوش موسوی، عضو سابق کمیته مرکزی حزب حکمتیست ، بخشی از اسناد درونی و محرمانه رهبری حزب حکمتیست (در خصوص ارتباطات خصوصی و شخصی کورش مدرسی از حزب حکمتیست با علی جوادی) را علنی کرده و تهدید به اعمال اقدامات مشابه نموده است. این حرف معنی اش این هست که تا اینجا علی جوادی و اذر ماجدی پذیرفته اند که پس رابطه داشته اند، منتهی برای فرار اسمش را "شخصی" میگذارند. من نمیدانم این چه حرف شخصی هست که در باره سرنوشت این فراکسیون و چند و چون حرکت آنها و اسباب کشی آنها به یک حزب دیگر است. تازه مگر کورش مدرسی و کمیته رهبری بیکار است بیاید درد دلهای شخصی این افراد را در بالاترین ارگان رهبری این حزب عنوان کند. این نهایت بی پرنسیپی است. این دفاعیات امروز این جریان از بی پرنسیپی جا باز میگذارد تا دیپلماسی و رابطه گرفتن با هر کس و ناکسی همینجوری توجیه شود. یعنی چه شخصی بوده؟ شخصی آمده ایی و از لیدر یک حزبی میپرسی که به کنگره خودت که همان موقع عضو کمیته مرکزی اش بوده ایی و به نمایندگی انتخابت کردند بروی و یا نروی و بعدش هم به دستورالعمل شخصی گوش میکنی و نمیروی. شخصی یعنی چه؟ تازه خود تو آنوقت مدام با یک کمپین سیاسی اعتصاب شکنهای خط وسط همراه شده ایی که بعله موسوی با حزب کمونیست کارگری ارتباط دارد!! چی شد پس؟ الان که ما مدافع رابطه اصولی هستیم و شما اسم یارگیری و ساختن یک بلوک ضد کمونیستی کارگری را با پروژه اتحاد رابطه شخصی گذاشته اید. آقا سیروان اینجا در اصل به سیاوش دانشور میگوید که ریگی به کفش دارد، نه به من. ایشان که خودش میگوید به سیاق حزب امروز فقط اتحاد، کاری به سیاست ندارد، تاکید مجدد میکند که: من در این مقاله، به هیچ عنوانی قصد چلنج موضوعی و مضمونی چنین حرکتی را ندارم ، این حق هر کسی است که سیاستی و یا ارتباط و مشاوره ای را جرم بداند یا نداند ( فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری، مدتها پیش و در نشریه اش، به صورت علنی اعلام کرده بود که حق ارتباط با هر شخص و هر حزبی را در چهارچوب فضای سالم سیاسی، برای خود محفوظ میداند) این قاعده، برای هیچ شرایطی، غیر و استثنا نیست، مگر "ریگی به کفش" داشته باشد." اگر سیاوش دانشور به آن چند سطری که در مقابل من گفته جدا پایبندی و اعتقاد داشته باشد و یک جو اصول در سبد کاراکتر ایشان باشد باید اینجا بیاید و جواب سیروان را بدهد که مرد حسابی ما خودمان قرار گذاشته ایم که در "هیچ سطحی" تا مادام که در درون حزب کمونیست کارگری هستیم، با احدی برای شور و مشورت کردن در باب رابطه و موقعیت خود تماس نمی گیریم! با شخص کورش مدرسی تماس نمی گیریم. پس یعنی چه "حق هر کسی هست" از لحاظ سیاسی این یا آن حرکت را جرم بداند و یا نداند! این نشد پرنسیپ. خوب فردا میروند اگر این باب بشود با کس و ناکس تماس میگیرند بدون اینکه خود رهبریشان بداند. من تعیین تکلیف شدن سرنوشت این تناقض را به عهده خود سیاوش دانشور میگذارم. با تهمت به من از من خواست نشانش بدهم که جدا این اعمال را این دو نفر کرده اند، من هم این اقدام را کردم که کوچکترین شبهه ایی برای وی و بقیه باقی نماند. این ایشان و بقیه کمونیستهای این حزب و وجدانشان. من اینجا نشسته ام و منتظرم ببینم چند نفر کمونیست در این حزب حاضر نیستند حقیقت را با مصلحت سیاسی طاق بزنند. ببینم چند نفر وجودش را دارند بگویند نه! بی اصولی بی اصولی است. و این بساط را جمع کنند! آیا کسی هست مثل من در حزب حکمتیست مقابل این سیاست بایستد! به اعتقاد من فقط ایستادگی جلو فروپاشی این حزب را خواهد گرفت. بر خلاف حزب حکمتیست، حزب اتحاد رهبری اش بی افق است. تنها افقی که اینها برای گرفتن امتیاز و جا و مکان در حزب حکمتیست هم داشتند توسط ما نقش بر آب شده است. اگر کمونیستی باشد که بخواهد جلو فروپاشی این خط شکست خورده را بگیرد، چون آوراش به سر کل آنها خراب میشود امروز باید بلند شود. فردا بسیار دیر است. برای نیفتادن در دام بی اصولی باید جدال خود را علنی کند! اتحاد کردن با دروغ و بی اصولی از خود این اعمال خلافتر است. آقای سیروان بهتر است خودش را هزینه نکند. حرفهایی را که خود ما به این راسته یاد دادیم دفرمه نکند، تحویل خودمان بدهد! ایشان بهتر است کنار آن خطی قرار بگیرد که در حزب خودش "روئیت" شد که این اقدامات را بی اصولی دانسته است.
|
|
سایت حزب www.wpiran.org سایت روزنه www.rowzane.comنشریه انترناسیونال www.anternasional.com سایت کانال جدید www.newchannel.tv سايت سازمان جوانان کمونيست http://www.cyoiran.com/ آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk تلفن و فاکس برای تماس با حزب Tel:0044-7779898968 Fax: 0044-8701 351 338 |