بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 


 

 

هدف وسيله را توجيه نميکند

روشهاي ناسالم نبايد در ميان اپوزيسيون جا باز کند

محمد آسنگران

اخيرأ يک وبلاگ به اسم "سازمان زحمتکشان" باز شده است و در مورد اختلافات سازمان زحمتکشان نامه اي درج شده است. اين نامه سازمان زحمتکشان را محکوم کرده و عليه آنها موضع گرفته است. تا اينجاي کار هيچ اشکالي ندارد. اما هنگاميکه اين نامه اولا به اسم افراد، جمعها و خانواده هاي مجهولالهويه امضا ميشود و ثانیا هيچ جريان و يا فرد حقيقي و حقوقي مسئوليت انتشار آنرا به عهده نميگيرد اين ديگر روشي نيست که در اپوزيسيون جا باز کند. کساني وبلاگي باز کرده اند به اسم سازماني في الحال موجود و فراخوان انحلال آنرا داده اند. چنان وانمود ميشود که کساني از همين سازمان دارند اين کار را ميکنند. معلوم نيست چه فرد و یا مرجع حقيقي و حقوقي اين فراخوان را داده است، معلوم نيست چه کسي آنرا منتشر کرده است. معلوم نيست صاحب وبلاگ چه کسي است. همه اينها ميتواند فضايي را ايجاد کند که در ميان اپوزيسيون نا امني ايجاد کند. چنين کاري ميتواند از جانب رژيم اسلامي صورت بگيرد.  

در عين حال اين نامه ميتواند به هر جرياني منتسب بشود زيرا کسي رسمأ مسئوليت انتشار آنرا نپذيرفته است.

با توجه به تشابه موضع گيري اين نامه با جريانات ديگر ميتوانست اين شبهه را ايجاد کند که يک جريان با اعتبار ممکن است اين کار را کرده باشد. اما سوال اين است اگر اعتباري دارد چرا به اسم خودش اين نامه را توزيع نميکند. براي جلو گيري از اين شبهه من ياد داشتي به صاحبان اين وبلاگ دادم که به اسم خودشان هر کاري ميکنند بکنند اما مجاز نيستند زير نقاب امضاهاي مجهول خود را قايم کنند و شبهه ايجادکنند، زير اين روش ناسالم است.

 

قبلأ به همين سبک نوشته ها و گفته هاي منتشر شده است که همين سازمان زحمتکشان بلند گوي آن بوده است و ما منتقد آن بوده ايم. اکنون با همان روش نميتوان در مقابل سازماني ارتجاعي مثل زحمتکشان فعاليتي را پيشبرد. اينجا ما با کيسي روبرو هستيم که کساني بي نام و نشان بدون اينکه مسئوليت پخش و تکثير نامه خود را به عهد بگيرند در وبلاگي عليه يک جريان ارتجاعي همان روش را بکار برده اند.

اگر سازمان زحمتکشان يک جريان ارتجاعي و باند سياهي است که هست، با روش غلط و ناسالم نمیتوان با آن مقابله کرد.  اگر روشي ناسالم است تفاوتي نميکند براي دوست يا دشمن، ناسالم است و نبايد در ميان اپوزيسيون جمهوري اسلامي جا باز کند. من با خواندن اين نامه برق از سرم پريد و ياد داشتي بسيار عصبي به فرستنده آن که ايمايلي به اسم زحمتکشان بود نوشتم. طبيعي بود که اين ياد داشت نه براي انتشار که براي خود صاحب نامه و ايمايلي بود که آنرا ارسال کرده بود.

الان که نگاه ميکنم متوجه میشوم  آن ياد داشت با حالتي عصباني نوشته شده است.علاوه بر اينکه موضع من را کامل نميرساند نادقيق هم هست. من نميخواهم از مضمون آن ياد داشت دفاع کنم. اما منظور من واضح است فشار گذاشتن روي کساني بود که با روشي ناسالم آگاهانه يا نا آگاهانه فضاي نا امني در اپوزيسيون ايجاد ميکنند.  

 

متاسفانه مبتکرین این سایت و لیست مجهول الهویه  درتوجيه این عمل خود "استدلال" هم کرده اند.

نوشته اند: "ما در اینجا از این حزب انسان دوست و کمونیست و آزادیخواه و برابری طلب ( منظورشان حزب کمونيست کارگري است) می خواهیم از این نا رهبران  بپرسند که آيا کمک مالی به تلویزیون شما که با همین امضاها بود، جعلی بود؟  ایکاش میتوانسیم با افتخار نام حقیقی خود را زیر بیانیه ها میگذاشتیم! مگر خود سایتهای دیگر اطلاعیه جریانات کارگری را به اسم "جمعی از کارگران ایران خودرو، جمعی از کارگران تبریز، جمعی از کارگران پتروشیمی  و کارگران اینجا و آنجا منتشر نمیکند؟ آیا این جمع ها هم جعلی است؟ پس چرا ما را تهدید میکنند و به ما میتازند و هدفشان چیست؟ "

 

 

در جواب بايد بگويم که اولا مجاز نیستید یک یاد داشت شخصی را که آنهم نه برای انتشار به سایت شما، بلکه به فرد فرستنده ايمايل فرستاده شده به حساب حزب بگذارید. ثانیا اگر آن اطلاعيه ها و امضا هاي مورد اشاره منتشر شده اند مسئوليتش با يک جريان شناخته شده بوده است. اگر در سايتي درج ميشوند مسئولين آن سايت اسم و رسمشان معلوم است و  مسئوليت درج و انتشار آنرا پذيرفته اند. در مورد جمعي از کارگران و کمک کنندگان به تلويزيون هم امضا حزب زير آنها آمده و مسئوليت انتشار آنرا قبول کرده ايم. ما هنگاميکه همين امضاهاي اسم و رسم دار زندانيان سياسي و زير حکم اعدام را براي ۷ سپتامبر هم پخش کرديم نوشتيم بازتکثير از کميته بين المللي عليه اعدام.

 

بالاخره مردم بايد بدانند اگر کاري جدي قرار است پيش برود و اعتباري پيدا کند بايد يک امضا حقيقي و حقوقي داشته باشد. اين قابل فهم است که کساني در ايران به اسم واقعي خودشان مواردي نتوانند امضا کنند. اما کسي که اين امضا ها به دستش ميرسد و خود را قايم ميکند این ديگر ابدا توجيه بردار نيست. این قابل فهم است که  کساني در ايران نتوانند امضای واقعي کنند ولي افرادي که در اروپا و آمريکا نشسته اند  مجاز نیستند  خودشان را زير نقاب امضاهاي مجهول قايم کنند.

حتی جواب به ياد داشت من از طرف شخص مجهول الهوبه ای نوشته شده است. من خواستم با يک ياد داشت شخصي و خصوصی براي "مبتکرين" اين "فعاليت" نهيبي بدهم  که خودشان را اصلاح کنند. من حتي همان يادداشت را براي وبلاگشان نفرستادم. خودشان تصميم گرفته اند و آنرا منتشر کرده اند. اما متاسفانه اينها نه تنها بيدار نشدند در پافشاري خود  بر اين روش ناسالم به خود شکي راه ندادند.

 

اکنون بعد از چند روز نويسندگان و توزيع کنندگان اين نامه تقريبأ براي هر کسي که کمي از اوضاع مطلع باشد آشکار شده است. ديگر احتياجي به کنکاش نيست. نويسندگان نامه و دست اندر کاران "وبلاگ مخفي" خودشان را بطور ضمنی و غير مستقيم معرفي کرده اند. خودشان را با مواضعشان، با ايمايلهاي ارسالي به اين و آًن و کامنتهايشان و تماس هايشان با افرادی که خواسته اند اين نامه را برايشان مضا کنند آشکار کرده اند. اما این هنوز کافی نیست. من از آنها میخواهم صریحا ورسما مستولیت سایت و لیستی که منتشر کرده اند بعهده بگیرند و به این ترتیب به شیوه نادرست و غیر اصولی ای که شروع کرده اند نقطه پایان بگذارند.

من يک بار ديگر تکرار ميکنم اين روش ناسالم است. مخالفت با سازمان زحمتکشان توجيه اين روش ناسالم نيست. حتي در تقابل با جريانات ارتجاعي مثل سازمان زحمتکشان هم چنين روشهايي نبايد در ميان اپوزيسيون جا باز کند. اين روش فردا ميتواند عليه هر جرياني بکار برود. ميتواند در ميان اپوزيسيون نا امني ايجاد کند. ما مسئوليم که در مقابل اين روش ناسالم موضع بگيريم. هر چند کارشان در بعد کوچکي و در محافل کوچکي برد داشته باشد ولي چون ناسالم است ميتواند خطر ناک باشد.

محمد آسنگران

11 سپتامبر 2007

 

 


بازگشت به صفحه اول