بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 


 

انترناسیونال ۲۰۷

 

علیه سرکوب و اعدام در ایران

 

گفتگو با اصغر کریمی و مینا احدی

 

محسن ابراهیمی: در سالگرد تابستانهای خونین ۶۰ و ۶۷ قرار داریم. در آن سالها انسانهای شریف زیادی توسط  پاسداران اسلام و سرمایه قتل عام شدند. امروز، بعد از قریب سه دهه از ۶۰ و دو دهه از ۶۷، جمهوری اسلامی مجددا شمشیر از رو بسته است و به اعدامهای دسته جمعی دست میزند. در آن دو مقطع جمهوری اسلامی چه هدفی را دنبال میکرد؟ امروز چه هدفی را دنبال میکند؟ 

اصغر کریمی: قبل از هرچیز یک نکته را باید دقت کرد که اعدام های دسته جمعی در هفته های اخیر، مربوط به زندانیان سیاسی نیست و اعدام های ٦٠ و ٦٧ مربوط به زندانیان سیاسی بود. اعدام عملی شنیع و ضدانسانی است علیه هر کس که باشد، حتی علیه قاتلین و جنایتکاران و باید در ایران و همه جای دنیا این ابزار از دست دولتها گرفته شود. اعدام ابزاری در دست دولتها برای ارعاب است، برای هشدار به مردم و تهدید مردم است که به ساحت "مقدس" سرمایه دست درازی نکنند، که از قوانینی که توسط طبقه حاکم وضع شده است تخطی نکنند. اما در ایران جمهوری اسلامی رسما و علنا و قانونا مردم را به جرم عقیده، به جرم مخالفت با حکومت، به جرم دست انداختن اسلام و آخوند، و به جرمهای خیلی ساده تر اعدام میکند. با اینحال تاکید من از این رو است که جمهوری اسلامی هنوز جرات نکرده است اعدام وسیع زندانیان سیاسی را از سر بگیرد. کسانی که در دادگاههای خودش به تجاوز و قتل متهم شده اند را درابعادی وسیعتر از گذشته و با آب و تابی بیشتر دارد اعدام میکند که بگوید آماده ایم برای بقای خود به هرکاری دست بزنیم. و پدیده ای که این اواخر تازه و هشدار دهنده است این است که عده ای را به جرم اراذل و اوباش اعدام کرده است. اراذل و اوباش از نظر جانیان و اراذل واقعی حاکم، میتواند اسم رمزی برای هرچیز باشد. میتواند به کسانی که درمقابل سرکوبگری رژیمی می ایستند و با نیروهای انتظامی درگیر میشوند اطلاق شود، میتواند به مردمی که در اعتراض به گران کردن بنزین و به آتش کشیدن زندگی مردم دست به اعتراض زدند و شیشه ای شکستند یا به ماشینی سنگ انداختند، و یا کسانی که در مقابل تجاوز نیروهای انتظامی به زنان با آنها درگیر شدند نیز اطلاق شود. اما مساله از اینهم فراتر است. افراد معینی هم به جرم فعالیت سیاسی به اعدام محکوم شده اند. اگر خلاصه کنم رژیم دارد زمینه را برای اعدام فعالین سیاسی آماده میکند. دارد از پهلو وارد میشود. جرات نکرده اند مثل سالهای ٦٠ و ٦٧ رسما و علنا بگویند سیاسی ها را اعدام میکنیم ولی دارند زمینه چینی میکنند. و این بسیار هشدار دهنده است و اقدامات بسیار عاجلی را طلب میکند. اما همانطور که ابتدا اشاره کردم حتی اگر بحثی از اعدام مخالفین هم مطرح نباشد باید با تمام قوا مجازات اعدام و در مقابل این اعدامهای گسترده و هر حکم معینی ایستاد و دنیا را بر سر جمهوری اسلامی خراب کرد.

با این توضیحات سراغ سوال شما میروم. در ابتدای دهه ٦٠ دهها هزار نفر اعدام شدند تا انقلاب مردم را به پایان برسانند. تا حکومت را تثبیت کنند. تا کارگران و مردم کردستان و ترکمن صحرا را سر جای خود بنشانند. تا دانشگاهها را "امن" کنند، تا زنان را به چادر بکشانند و حکومت سیاه و اسلامی سرمایه را تثبیت کنند. سال ٦٧ اما جام زهر را سر کشیده بودند، چندین سال به بهانه جنگ اعتراضات کارگری را سرکوب کرده بودند، شانتاژ کرده بودند، مردم معترضی که بدنبال انقلاب، رفاه و زندگی بهتر میخواستند را به بهانه جنگ به تولید بیشتر و ممنوعیت اعتصاب کشانده بودند و حالا جنگ را تمام کرده بودند و مردم سر بلند میکردند و میگفتند جنگ تمام شد بهانه ای ندارید خواستهایمان را میخواهیم. بعنوان یک اقدام پیشگیرانه هزاران زندانی دست بسته را در عرض چند هفته تیرباران کردند. امروز اما از سر استیصال است، برای ترساندن کارگر اعتصابی است، برای مقابله با سیر رو برشد اعتراض بخشهای مختلف مردم است. ابعاد اعدام را گسترش داده اند که بگویند هستیم و حاضریم برای حفظ حکومت خون بریزیم. هشداری به فعالین کارگری و دانشجوئی و زنان و جوانان معترض است که حواسشان را جمع کنند و بدانند که این حکومت اگر چه نتوانسته است در دو دهه گذشته مثل سابق دستگیر و اعدام کند ولی این همان رژیم سابق است، میتواند و هروقت لازم باشد اینکار را خواهد کرد.

 

محسن ابراهیمی: آیا جمهوری اسلامی میخواهد قتل عام سالهای ۶۰ و ۶۷ را تکرار کند؟ و حتی اگر بخواهد میتواند؟

مینا احدی:  جمهوري اسلامي ايران اين بار انقلابي را که در مقابل خودش و بر عليه خود اين حکومت شکل گرفته، ميخواهد سرکوب کند. در سال ٦٠ میخواست مانع ادامه انقلاب مردم در سال ۵۷ شود و در سال ٦٧ هم تازه از جنگ فارغ شده بود و جام زهر سر کشیده بود و با یک اقدام پیشگیرانه میخواست مانع شروع و گسترش اعتراضات مردم شود. در آن سال توانست آن هولوکاست اسلامي را در متن بي اطلاعي عمومي و يا بي اطلاعي افکار عمومي  بين المللي از اين وقايع پيش ببرد.  بي دليل نيست که امروز حکومت اسلامي جوانان معترض، جواناني که هيچ خاطره اي از انقلاب ۵٧ در ذهن ندارند را به عنوان "اراذل و اوباش" اعدام ميکند. کساني که اين حکومت و قوانين و مقررات ارتجاعي و اسلامي آنرا قبول ندارند. بهمراه اين جوانان چند نفر از فعالين سياسي قديمي نيز اعدام شدند. اما حکومت حتي اگر بخواهد نميتواند سناريوي سال ٦٠ و ٦٧ را تکرار کند. امروز جنبش اعتراضي مردم در ايران، مبارزات کارگران و زنان و جوانان و همه مردم، در مرحله بسيار تعرضي تري است و مردم نه فقط ابدا به حکومت متوهم نيستند، بلکه در ابعادي ميليوني از اين حکومت جنايت و وحشت اسلامي منزجرند. يک نکته مهم ديگر،  وجود اينترنت و تکنولوژي پيشرفته تماس و ارتباط بين مردم است. امروز ديگر هر حرکت و هر جنايت حکومت اسلامي فورا خبرش به دنيا مخابره ميشود و موجي از نفرت جهاني را دامن ميزند. بهمين دليل فعاليتهاي بين المللي و اعتراضاتي از نوع ٧ سپتامبر بسيار مهم و موثر هستند.

 

محسن ابراهیمی: امکانات و موانع حکومت اسلامی برای تکرار سالهای ۶۰ و ۶۷ چه ها هستند؟ تفاوت آن سالها با شرایط امروز چه ها هستند؟

اصغر کریمی: تفاوت بسیار زیاد است. این مهم است که جامعه بخوبی بر نقاط قوت خود و نقاط ضعف دشمن واقف باشد. پتانسیل خود و بن بست های طرف مقابل را بشناسد تا بتواند با تلفات کمتر این موج تعرض رژیم را در هم شکند. و این امروز عملی است. امروز مبارزه سیاسی و رودرروئی با رژیم از دهه شصت و از سال ٦٧ به مراتب وسیعتر و توده ای تر است، ابعاد سرکوب را گسترش داده اند که فکری به حال خود بکنند. رژیم همان رژیم است اما سراپا بحرانی، در سطح جهان منزوی، در بالا پر از تشنج و درگیری، ناتوان از پاسخگوئی به ساده ترین نیازهای مردم، و در مقابل مردمی امیدوار، با توقعات بالا برای یک زندگی انسانی، همه ناراضی، مردمی که در کوره مبارزه بسیار آبدیده تر شده اند، متعرض تر، خودآگاه تر و متشکل تر هستند، و حزب کمونیست کارگری که در صحنه سیاسی جامعه ایستاده است و پرچم آزادیخواهی را چنان بلند کرده است که همه ببینند و پشت آن بسیج شوند. تفاوت ها با دهه ٦٠ و سال ٦٧ زیاد است. امروز مرعوب کردن مردم و به خانه فرستادن آنها برای چنین رژیمی در چنین موقعیتی کار ساده ای نیست.

دهه شصت دوره عروج و تثبیت سیاسی رژیم بود با مردمی که تازه داشت توهمشان فرومیریخت و حزب سیاسی رادیکال و قدرتمندی در صحنه نبود که مبارزه مردم را رهبری کند. نیروهای چپ بعد از چند دهه خفقان آریامهری داشتند در صحن جامعه حضور پیدا میکردند و قبل از هرچیز داشتند بر ضعف های خود آگاه میشدند و راه خود را پیدا میکردند. چنین چپی قادر نبود مبارزه ای را با موفقیت هدایت کند، تازه بخش اعظم این چپ شبیه اکثریت و غیره به رژیم پیوست. سال ٦٧ توهمات ریخته بود، اما مردم فاقد تجربه مبارزاتی قابل توجهی بودند، رهبران کارگری یا زندان و اعدام و یا اخراج شده بودند و دانشگاهها از کمونیست ها تسویه شده بود. تازه میخواستند قد راست کنند که رژیم دست پیش گرفت و با موج تازه ای از کشتار برای یک دهه دیگر اعتراضات را عقب راند. اما امروز، نه مردم مردم سابق هستند، نه رژیم در موقعیت گذشته است و یک فاکتور مهم وجود حزب کمونیست کارگری است که با برنامه ای روشن، همه جا حضور دارد و صلاحیتش را در بسیاری از لحظات مهم در یک دهه و نیم گذشته نشان داده است. در یک دهه گذشته خاتمی را آوردند اما شکست خورد و کنار گذاشته شد، احمدی نژاد را آوردند اما مردم در همان ماههای اول حکومتش، حقش را کف دستش گذاشتند، در کردستان اعتراضات توده ای سر بلند کرد، در دانشگاه عکسش را در حضور خودش به آتش کشیدند و اعتصابات کارگری رو به فزونی رفت، دانشگاهها شاهد مبارزات سیاسی رادیکال و سوسیالیستی در بعدی توده ای شد و معلمان بزرگترین اعتصابات تاریخ حیات خود را سازمان دادند. اعدام های امروز و تشدید سرکوب زنان و دانشجویان و معلمان و کارگران برای مقابله با این موج اعتصاب و اعتراض است. با هدف برگرداندن ورق برای بقای رژیم و خراب تر نشدن اوضاع است. اما اینهم به جائی نرسید و نمیرسد. نه زنان کوتاه آمدند، نه معلمان خانه نشین شدند، نه کارگران دست از اعتصاب برداشتند، و نه حتی زندانیان سیاسی مرعوب شدند. فراخوان زندانیان سراسر کشور به یک اقدام جهانی در ١٦ شهریور (٧ سپتامبر) سند گویای تسلیم نشدن مردم است. ما بارها گفته ایم که نمیتوان جامعه ای را برای مدت طولانی گرسنه نگهداشت و پاسخگوی کوچکترین نیاز مردم نبود و در عین حال سرکوب کرد و سر پا ماند. سیاست تشدید سرکوب در شرایط فعلی را مردم شکست میدهند، دارند شکست میدهند، و این پیش درآمد بحران عمیق تر و به هم ریختن بیشتر صفوف رژیم است. شکست این سیاست رژیم رسوائی بیشتر، ضعف و تشتت بیشتر و بحران شدیدتر رژیم را به دنبال خواهد داشت و این پیش درآمد اعتراضات توده ای بمراتب قدرتمندتر خواهد شد.

 

محسن ابراهیمی: زندانیان سیاسی و زندانیان محکوم به اعدام اعلام کرده اند که روزهای ۷ تا ۱۰ سپتامبر، برای اعتراض به احکام اعدام و برای توقف اعدام دست به اعتصاب غذا خواهند زد؟ با فشار غیر انسانی، جمهوری اسلامی باعث شده است که زندانیان با کمال تاسف حتی به قیمت لطمه زدن به جان و سلامتیشان (با توجه به اینکه زندان جمهوری اسلامی جسم و روانشان را به اندازه کافی له کرده است) تلاش کنند صدایشان به گوش مردم جهان برسد. چه کار باید کرد که صدای اعتراض زندانیان سیاسی به گوش مردم جهان برسد و بیشترین حمایت ها را جلب کند؟

مینا احدی: زندانيان دو فراخوان داده اند. يکي براي روز ٧ سپتامبر بعنوان روز جهاني اعتراض به اعدامها در ايران و بدنبال آن تعداد ديگري از زندانيان از چندين زندان فراخوان اعتصاب غذا در روزهاي ٧ تا ١٠ سپتامبر را داده اند. ما از اين فراخوان و از اين خواست که بر عليه اعدامها در دنيا بايد سر و صدا کرد، عميقا پشتيباني ميکنيم و به اين فراخوان پاسخ مثبت ميدهيم. ما خواهيم کوشيد در سراسر جهان خبر اعدامهاي اخير در ايران و خطر اعدامهاي بيشتر را وسيعا پخش کنيم. خواهيم کوشيد همبستگي بين المللي با زندانيان سياسي در ايران و محکومين به اعدام را جلب کنيم و در عين حال تلاش خواهيم کرد که دولتها و اتحاديه اروپا و سازمان ملل را تحت فشار افکار عمومي وادار کنيم که عکس العمل جدي تري نشان دهند. در عين حال ما به دوستاني که فراخوان اعتصاب غذا داده اند گفته ايم که اين روش مناسب مبارزه نيست. این به جسم و جانشان لطمه میزند که به اندازه کافی و بشدت در زندان لطمه خورده است. میتوانیم و بايد به اشکال ديگر اعتراض که مبين نقطه قوتهاي ما است و از جمله جلب پشتيباني بين المللي و يا توسل به اتحاد و همبستگي عمومي کاري از پيش برد.

 

محسن ابراهیمی: همچنانکه اشاره کردید زندانیان سیاسی و زندانیان محکوم به اعدام فراخوان به مردم جهان داده اند که روز ۱۶ شهریور (۷ سپتامبر) به یک اعتراض سراسری جهانی برای توقف اعدام در ایران دست بزنند. شما چه اقداماتی را برای برگزاری هرچه قدرتمندتر این روز در دستور دارید و تا  لحظه حاضر چه اقداماتی انجام شده است؟

اصغر کریمی: باید کاری کرد که ٧ سپتامبر هم به روزی ماندنی در مبارزه جهانی علیه جمهوری اسلامی تبدیل شود مانند ٩ اوت امسال و ١٥ فوریه سال قبل. ٧ سپتامبر زمینه حتی بیشتری هم دارد. بر متن سرکوب گسترده و اعدامهائی که در جریان است، زندانیان سیاسی مردم را در سطح جهان و ایران به یک اقدام جهانی فراخوانده اند. این فراخوان میتواند با بیشترین همبستگی مواجه شود و مردم آزادیخواه زیادی را در ایران و در سطح جهان به میدان آورد. ما به سهم خود تلاش میکنیم ٧ سپتامبر به روزی شکوهمند در تاریخ مبارزات آزادیخواهانه مردم تبدیل شود. به یک روز اعتراض علیه مجازات ضدانسانی اعدام و به یک روز اعتراض بزرگ و جهانی علیه حکومت اسلامی تبدیل شود. حزب همه تلاشش را خواهد کرد. امیدوارم همه جریانات سیاسی اپوزیسیون به اهمیت سیاسی این مساله توجه کنند و به این فراخوان پاسخ مثبت دهند. متاسفانه بعد از یک هفته از انتشار فراخوان زندانیان تحرکی در میان دیگر نیروهای اپوزیسیون دیده نمیشود. ما تلاش میکنیم توجه آنها را به اهمیت این مساله جلب کنیم. اما مساله فقط به تظاهرات در روز ٧ سپتامبر محدود نیست. ما تلاش میکنیم بیشترین ملاقات را با سازمانهای مدافع حقوق انسان و احزاب و جریانات سیاسی در کشورهای مختلف سازمان دهیم و بر حیاتی بودن یک اقدام گسترده جهانی تاکید کنیم.

در طول هفته گذشته بیانیه زندانیان سیاسی را به چند زبان ترجمه کرده ایم و در ابعاد نسبتا وسیعی توزیع کرده ایم، نامه های متعددی به نهادها و سازمانهای مختلف کارگری و مدافع حقوق انسان نوشته ایم و به هزاران ایمیل آدرس فرستاده ایم، و درهفته ای که در پیش رو داریم فشرده تر کار خواهیم کرد. تلاش میکنیم جمهوری اسلامی را بی آبروتر و منزوی تر کنیم و افکار عمومی را به برخوردی فعال تر در حمایت از مبارزه مردم ایران تشویق کنیم. نمونه اقدام دانش آموزان یک مدرسه در هامبورگ علیه اعدام در ایران بسیار باشکوه بود. این اقدام را بعنون یک الگو در مقابل دیگران قرار خواهیم داد. در مراکز شهرها نمایشگاه عکس و چادر و میزهای اطلاع رسانی سازمان داده ایم و مردم هرچه بیشتری را در کشورهای مختلف به همبستگی با زندانیان سیاسی، به پپوستن به جنبش علیه اعدام و پیوستن به مبارزه عادلانه و آزادیخواهانه مردم برای بگور سپردن حکومت اسلامی جلب میکنیم.

یک نکته مهم این است که برای ما این اقدامات علیه جمهوری اسلامی، جزئی از یک حرکت بزرگتر است که از مدتها قبل دنبال کرده ایم. محکومیت بین المللی رژیم، انزوای بین المللی رژیم، قطع روابط دیپلماتیک و بستن سفارتها و مراکز سیاسی رژیم در غرب و سخت کردن رابطه با رژیم برای دول مرتجع غرب. به این معنی این اقدامات از نظر ما یک کمپین نیست. اقدامی فراتر از یک کمپین دو هفته ای و سه هفته ای است. ٧ سپتامبر یک نقطه اوج این اعتراض است و سعی میکنیم بیشترین تظاهرات ها در مقابل سفارت های رژیم و در مراکز شهرها برگزار شود، و بیشترین تعداد مردم و نهادها و سازمانهای مدافع حقوق انسان و سازمانهای کارگری در آن شرکت کنند. این برای ما بخشی از استراتژی شکل دادن به جنبش همبستگی جهانی با مردم ایران است. این یک فاکتور مهم در انقلاب مردم ایران است. این یک فاکتور مهم در استراتژی ما در مقابل رژیم چنج و اقدامات از بالا علیه مردم ایران است. ما در مقابل طرح های دست راستی، مردم را به میدان میاوریم و خوشبختانه طرح های دست راستی به میزان زیادی فی الحال درمیان مردم شکست خورده اند. فراخوان زندانیان سیاسی به افکار عمومی جهانی، به مردم شریف و انساندوست در سراسر دنیا و روی آوری به سازمانهای کارگری و نهادهای مدافع حقوق انسان، خود گامی در این راستا است. متوسل شدن کارگران هفت تپه به نهادهای جهانی نیز جزئی از این روند است. مبارزه مردم در ایران هرروز مدرن تر، رادیکال تر، سوسیالیستی تر و آزادیخواهانه تر میشود و همین پتانسیل بالائی برای همبستگی جهانی ایجاد میکند. این در عین حال در راستای شکست سیاست های اپوزیسیون بورژوائی نیز هست، سیاست هائی که فی الحال به میزان زیادی شکست خورده است. این روند را هرچه بیشتر در دل این مبارزه تقویت خواهیم کرد.

 

محسن ابراهیمی: پیروزی اعتراض ۷ سپتامبر در گرو چیست؟ چه کارها و  اتفاقاتی میتواند دست جمهوری اسلامی را ببندد و اجازه ندهد جمهوری اسلامی به سلاخی زندانیان سیاسی ادامه دهد؟

مینا احدی:  بايد يک جنبش وسيع جهاني راه بياندازيم. اين جنبش و اين حرکت بايد اساسا در خيابان و در مقابل افکار عمومي بين المللي باشد. ما بايد ميتينگها و تظاهراتهايي را در هر جايي که امکانش را داريم فراخوان دهيم. بايد با رسانه هاي بين المللي در هر جا که امکانش هست مصاحبه کنيم، کنفرانس مطبوعاتي بگذاريم و مردم را از اين جنايات جمهوري اسلامي مطلع کنيم. ما بايد طومار اعتراضي امضا کنيم و از همه نهادهاي مدافع حقوق انساني بخواهيم اين کار را بکنند. بايد با نهادهاي مدافع حقوق انساني در هر جايي که امکانش را داريم تماس گرفته و با آنها ملاقات کنيم. بايد دولتها و اتحاديه اروپا و سازمان ملل را تحت فشار گذاريم عکس العمل نشان دهند. بايد خواست قطع روابط ديپلماتيک با جمهوري جنايت اسلامي را مطرح کنيم و بايد دولتها را براي بستن سفارتخانه هاي رژيم تحت فشار گذاريم. شاخص موفقيت ما گستردگي اين حرکات اعتراضي و توده اي تر شدن اين حرکات است. هدف ما جلوگيري از جنايات جمهوري اسلامي است و اين تنها راه رسيدن به آن است. دامن زدن به جنبش بين المللي و توسل جستن به بشريت مترقي و مدرن در ايران و در دنيا. ما ميتوانيم حکومت اسلامي را وادار به عقب نشيني کنيم، چنانچه تا حالا بارها پوزه این حکومت را در رابطه با اعدام و سنگسار به خاک ماليده ايم. *

 


بازگشت به صفحه اول