|
|
|||||||
|
|
|
|
گزارشي از يک اعتصاب قدرتمند کارگري در مصر
در 6 روز گذشته يعني از 23 تا 28 سپتامبر مصر شاهد يک جنبش قدرتمند کارگري بود که در تاريخ معاصر مصر بي سابقه بوده است. سنديکاي زرد و ضد کارگري بيش از پيش در ميان کارگران بي اعتبار شد. يکي از مطالبات کارگران عزل هيئت مديره سنديکا و رئيس هيئت مديره کارخانه بود. نمايندگان مستقيم کارگران سخنگويان اين جنبش قدرتمند شدند. عليرغم اينکه قانونأ اعتصاب ممنوع يا مربوط به توافق سنديکا و دولت بود، کارگران اين قوانين را به چالش طلبيدند، اعتصاب کردند و بيش از دويست هزار کارگر در اين حرکت شرکت کردند. نهايتأ کارگران پيروز و دولت و سنديکا بي اعتبارتر از قبل شدند. کارگران توانستند اکثر خواسته هاي خود را به دست بياورند. ترجمه مطلب زير گزارشي از اين حرکت عظيم کارگري است. يکي از رهبران اين حرکت در تلويزيون الجزيره اعلام کرد ما را نمیتوانند به اخوان المسلمين و جريانات اسلامي منتسب کنند. ما کارگر هستيم و حقمان را ميخواهيم. او گفت در مدت اعتصاب کارگران نساجي تمام کارخانه را در کنترل خود داشتند. يکي از خبرنگاران مصري به اسم قبيسي گزارشي از اين حرکت کارگري تهيه کرده است. اين گزارش از عربي به کردي و از کردي به فارسي ترجمه شده است. محمد آسنگران: asangaran@aol.com
آيا مصر به کنترل کارگران در ميايد؟ نويسنده: فرح قبيسي 23 سپتامبر 2007 ترجمه از عربي به کردي هژين از کردي به فارسي محمد آسنگران
اين اعتراضات از دهه چهل قرن 20 تا کنون بي سابقه بوده است. طبق گزارش يک فعال سنيکاي مصري 68 مورد اعتراض در 11 صنف کارگري در کارخانه هاي مختلف در هفته سوم و چهارم ماه آگوست 2007 ثبت شده است. جنبش کارگري که از 7 ژانويه 2006 همزمان با اعتصاب کارگران نساجيهاي " المحله" که 27000 کارگر شاغل دارد شروع شد. آن هنگام نه مطالباتش نرسيد. کارگران اين کارحانه از 23 سپتامبر 2007 براي عملي کردن مطالباتشان که عبارت بودند از: عزل رئيس هيئت مديره کارخانه، سلب اعتبار نامه هيئت مديره سنديکا، اضافه کردن مدت استراحت نهار، اضافه دستمزد، حل مسأله اياب و ذهاب، بيمه مسکن، اضافه کردن پاداش پايان ماه، و... اعتصاب را دوباره آغاز کردند. اما آنچه در اعتصابات اخير قابل توجه است اعلام همبستگي ديگر بخشهاي کارگري از اعتصاب کارگران نساجيهاي "المحله" بود.
براي مثال حمايت کارگران کارخانه هاي آرد "جزيره" کارگاران کارخانه هاي "کفر دوار" و تظاهرات و راهپيمايي اين کارگران در حمايت از کارگران نساجي "المحله". اما نيروهاي امنيتي دولت مصر با گرد آوري نيرو و نمايش قدرت براي مقابله با اين اعتراضات کارگري و پايان دادن به اين اعتصاب به مقابله با کارگران پرداختند. کارگران محکم ايستادند.
در حاليکه کارگران اين کارخانه نگران برخورد سياست سرکوبگرانه دولت بودند، اما دولت ناچار شد پيشنهاد مذاکره با کارگران را مطرح کند. اين البته دلايل خودش را داشت: بحران سياسي فعلي جامعه مصر، جناح بندي و اختلافات حاکمين با هم، خطر گسترش جنبش مطالبات عمومي مردم در اين شرايط و... از آن جمله اند. پيشنهاد مذاکره از جناب دولت به کارگران در چنين شرايطي و در نتيجه اين اعتصابات و اعتراضات يک پيروزي بزرگ براي کارگران محسوب ميشد. اين پيروزي فتيله اعتراضات کارگراي را مشتعلتر کرد. اين پيروزی باور و اعتماد به نفس کارگران را بيش از پيش تعميق کرد.
مصطفي البسيوني روزنامه نگاري که مسايل کارگري را تعقيب ميکند ميگويد: در مدت شش ماه تعداد کارگراني که به اعتصاب پيوستند و توانستند مطالباتشان را به کارفرما تحميل کنند به دوسيت هزار کارگر رسيد. در کشوري که حق اعتصاب از 25 سال گذشته مشروط و محدود شده بود اين حرکت از اهميت بالايي برخوردار است. زيرا اين کارگران با اعتصاب و اعتراض خود و شرکت رو به افزايش خود در اين حرکت باعث شد که اکثر مطالباتشان را عملي کنند. جنبش کارگري که در 7 ژانويه آغاز شد ويژگيهايي معيني را همراه خود به ارمغان آورد. از جمله: اعتصاب نامحدود تا کسب مطالبات، گسترش اين اعتراض و اعتصاب به کارحانه هاي ديگر مانند (راه آهن، سيمان، توتون، و...) گسترش اعتصابات حمايتي عليرغم پراکندگي کارگران و عدم تشکل، رهبري اين اعتصابات از جانب نمايندگان مستقيم کارگران که در جريان اين اعتراض شکل گرفته بود. شرکت چشمگير زنان در اين اعتراضات از جمله "عايشه عبدالعزيز يکي از فعالين کارگري شناخته شده. عايشه که از 7 ژانويه محبوب شده بود، بعدأ از شرکت "الحناويللمعصل" اخراج گرديد و از فعاليت سنديکايي منع شد. زيرا او از همکاران خود حمايت کرده و رهبری اعتصابات و اعتراضات کارگران را به عهده داشت. جرم اين رهبر کارگري اعتراض به سياستهاي زورگويانه کارفرما بود.
اما اهميت اين حرکت کارگري آنجا بود که توانست سطح آگاهي کارگران براي کسب مطالبات برحقشان را بيش از پيش بالا ببرد. همچنين اين اعتراضات نشان داد که سنديکاهاي زرد دولتي نماينده کارگران نيستند بلکه تشکلي در دست دولت براي مهار کارگران ميباشند. زيرا يکي از رهبران سنديکا در جريان اين اعتراضات رسمأ اعلام کرد که طمع کاري و زياده خواهي کارگران سيمان را در خود فرو برده است. يا همچنانکه البسيوني گفته است رهبران سنديکا مستقيم عليه کارگران به ميدان آمده بودند. اين سياستهاي سازشکارانه و ضد کارگري سنديکا کارگران را وادار کرد که اعتبار نامه هئيت مديره سنديکا را لغو اعلام کنند.
7 ژانويه 2006 و 23 سپتامبر 2007 دو مقطع تاريخي مهم براي جنبش کارگري در مصر هستند. در فاصله اين دو تاريخ مصر شاهد يک جنبش قدرتمند کارگري بود، دوره ای که کارگران توانستند مطالباتشان را بدست بياورند. اما آنچه امروز مشخصأ از چپ مصر انتظار ميرود اين است که جانب اين جنبش را بگيرد و خود را به آن ملحق کند. از بيرون به آن نگاه نکند. چپ مصر مجاز نيست بيش از اين مثل چپ لبنان و ديگر چپهاي غير کارگري دنيا از دور نظاره گره اين حرکت کارگري باشد.
مترجم (از عربی به کردی): هنگام ترجمه اين متن از مصر خبر رسيد که کارگران اعتصابي اکثر مطالباتشان را به دولت و کارفرما تحميل کردند و به سر کار باز گشتند.
29 سپتامبر 2007
|
|
سایت حزب www.wpiran.org سایت روزنه www.rowzane.comنشریه انترناسیونال www.anternasional.com سایت کانال جدید www.newchannel.tv سايت سازمان جوانان کمونيست http://www.cyoiran.com/ آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk تلفن و فاکس برای تماس با حزب Tel:0044-7779898968 Fax: 0044-8701 351 338 |