بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

 

انترناسیونال ۲۱۰

 

كاظم نيكخواه

داريوش همايون: موقتا كنار جمهوري اسلامي مي ايستيم

 

سوال: اگر امريكا به ايران حمله كند شما چه ميكنيد؟

جواب: موقتا كنار جمهوري اسلامي مي ايستيم

 

سوال: اگر تحريم اقتصادي شود چه ميكنيد؟

جواب: از آن پشتيباني ميكنيم و كنار آمريكا مي ايستيم

 

اين بيان چكيده جوابهاي داريوش همايون رايزن حزب مشروطه ايران به سوالات نشريه اي بنام "تلاش" است. در ميان جريانات ناسيوناليست سلطنت طلب مدتهاست اين بحث جريان دارد كه چگونه سياست آمريكا در قبال ايران را مورد حمايت و پشتيباني قرار دهند اما در عين حال نماد ناسيوناليستي خودرا حفظ كنند كه ظاهرا دفاع تا پاي جان از "خاك پاك ميهن" است. "رژيم چنج" حكومت آمريكا كه چند سال پيش توسط نئوكنسرواتيستها طرح شد همه اين جريانات را به وجد آورد كه دارد كار جمهوري اسلامي تمام ميشود و معلوم است كه اگر قرار است جمهوري اسلامي با رژيم چنج آمريكا كارش تمام شود نامزد جانشيني حكومت همانهايي هستند كه قبلا سرسپردگي خود به سياست آمريكا در ايران را در عمل و طي دهها سال سلطنت پهلوي و بعد از آن نشان داده اند. آنها براستي سراز پاي نميشناختند و پيام آور "رژيم چنج" در ايران شدند. با روي كار آمدن خاتمي و دوم خرداد غرب و آمريكا شروع به نشان دادن چراغ سبز به خاتمي و به جمهوري اسلامي كردند و بدنبال آنها شخصيتهاي اصلي يا شاخص ناسيوناليسم ايراني امثال رضا پهلوي و داريوش همايون نيز در ماه عسل دوم خرداد، به صف مدافعين دوم خرداد پيوستند و به خاتمي تبريك و خوش آمد گفتند. شايد برآورد اينها اين بود كه روي كار آمدن دوم خرداد شروعي براي سر كار آمدن حكومت اسلامي نوع غربي است و آنها خودرا براي شركت در اين حكومت آماده ميكردند. دوم خرداد و خاتمي خيلي زود ستروني و بي افقي خودرا نشان دادند و اينها نيز قبل از اينكه در اين گرداب غرق شوند خودرا عقب كشيدند و ساكت ماندند. در فضاي داغ "رژيم چنج" كذايي، حمله آمريكا به عراق از سوي برخي از جريانات ناسيوناليست پروغرب حركت به سوي تهران تلقي ميشد. اما بعد از مدت نستبا كوتاهي معلوم شد كه با اين حمله همه چيز خراب شده است. عراق باتلاق سياست رژيم چنج آمريكايي بود. در افكار ناسيوناليسم آمريكايي اين جنگي آزار دهنده بود كه شكست ويتنام را بيادشان مي آورد. در برخي محافل قدرتمند حاكمه اين كشور با اين جنگ قدرقدرتي دولت و ارتش آمريكا كه قرار بود پشتوانه و مقدمه گسترش يكه تازي ابرقدرت آمريكا در دوره بعد از جنگ سرد در سطح جهان قرار گيرد به زير سوال رفت. و به جاي اينكه در ذهن دولتمردان رقيب در ژاپن و چين و اروپا هيبت نيروي بي رقيب آمريكايي تقويت شود و وحشت برانگيزد، به طور جدي به زير سوال رفته بود. در ميان مردم كشورهاي خاورميانه و از جمله ايران، آمريكائي گري يك بارديگر با جنگ و كشتار و خانه خرابي مردم و گسستن شيرازه جامعه تداعي شد و منفور تر شد. اين مخمصه بزرگي براي ناسيوناليسم سلطنت طلب ايراني بود. هم ادامه اين سياست يعني لشكر كشي به يك كشور ديگر از جانب دولت آمريكا ديگر چندان امكان پذير نمي نمود و هم بدنه اجتماعي  ناسيوناليسم ايراني يعني بخشي ازمردمي كه از فرط نفرت از توحش اسلامي به اينها حسن نظري يافته بودند ديگر عليرغم نفرت عظيم و بي انتها از جمهوري اسلامي خريدار آمريكائي گرايي و افتادن دنبال سياست رژيم چنج آمريكا نبودند.  اين بطور خلاصه زمينه و علت بحران گسترده و لاعلاجي است كه كل ناسيوناليسم ايراني را در برگرفته و آنرا زمين گير كرده است.

داريوش همايون و حزب مشروطه او ظاهرا راه حل ميانه اي پيدا كرده است. از نظر ايشان سياست "تحريم اقتصادي" دست به نقد است و در عين حال تعهد ايشان به سياست هيئت حاكمه آمريكا را بيان ميكند. در عين حال حمله نظامي به ايران فعلا نسيه است. مخالفت با آن مشكلي با شركاي آمريكايي پيش نمي آورد. بعلاوه ميشود با اين مخالفت جلوي آنرا گرفت. بعلاوه و مهمتر اينكه ميشود با مخالفت با آن و حتي اعلام "شجاعانه" يا بقول ايشان "بي پرده" ايستادن كنار جمهوري اسلامي، تعهد خود به "تماميت ارضي ايران" را عجالتا نشان داد. اينكه در تحريم اقتصادي چه تعداد از مردم ايران قرباني فقر و گرسنگي و بيكاري و بي دارويي ميشوند مهم نيست. از نظر ايشان اين "بهايي است كه بايد براي حل بحران اتمي جمهوري اسلامي" پرداخت. اما هرچه مردم قرباني شوند "تماميت ارضي" كذايي ظاهرا لطمه اي نمي بيند. همين براي ناسيوناليست ماندن كافي است. اگر مخاطبين ايشان كارنامه جنايت و توحش جمهوري اسلامي را پيش روي ايشان بگذارند و قباحت ايستادن كنار چنين حكومت منفوري را يادآور شوند ايشان خواهند گفت ايستادن كنار جمهوري اسلامي "موقتي" است و در اولين فرصت فاصله خواهيم گرفت! اما مهمترين جنبه مخالفت با جنگ و تهديد ايستادن كنار جمهوري اسلامي و توصيه به همه ناسيوناليستها كه در مخالفت با حمله نظامي اعلام كنند كه كنار جمهوري اسلامي مي ايستند خاصيت جالب تري دارد. ايشان در همين مصاحبه ميگويند "خطر ديگر اينست كه داستان چلبي تكرار شود و ايرانيان (منظورشان جريانات سلطنت طلب و ناسيوناليست است) اين تصور را به بازهاي آمريكايي بدهند كه همان بس كه بمبها فروريزند و همه چيز سرجايش قرار خواهد گرفت" (مصاحبه داريوش همايون با تلاش). متوجه شديد؟ بقيه داستان چلبي را همه ميدانند. كه او با يك دوجين هيئت همراهش كه پستهايشان از قبل معلوم شده بود بعد از سرنگوني صدام حسين بعنوان ناجي ملت عراق توسط هواپيماهاي آمريكايي راهي عراق شد و بعد به فاصله كوتاهي كارش به انزوا و بي آبرويي كشيد و در آخرين انتخاباتي كه شركت كرد چيزي حدود يك صدم آرا را نصيب خود كرد و الي آخر. مي بينيد كه آقاي همايون با نفس حمله نظامي ارتش آمريكا به ايران هم مخالف نيست. از تبديل شدن به چلبي ايران نگران است. و راه جلوگيري از تكرار چلبي ايراني شدن را اين ديده است كه اعلام كند در صورت حمله به ايران كنار جمهوري اسلامي مي ايستد. براستي چه سرنوشت و داستان چندش آوري! احساس ميكني كه داري قعر لجنزار را كندوكاو ميكني.

ايستادن كنار جمهوري اسلامي يا ايستادن كنار نئوكنسراوتيستهاي آمريكائي يا هردو! مساله اينست. داريوش همايون هر سه را برگزيده است! تا ببيند آينده چه ميشود: ١- دست به نقد پشت سر دومي براي تحريم اقتصادي عليه اولي. ٢- اعلام ايستادن پشت سر اولي در صورت حمله نظامي، براي جلوگيري از داستان چلبي ٣- اعلام آمادگي براي ايستادن پشت سر هردو در صورت كنار آمدن بر سر يك آلترناتيو قابل اشتراك از سوي ناسيوناليستها، نظير پروژه دوم خرداد يا بقول بعضي "جنبش اصلاحات"

ناسيوناليسم واقعا پديده قابل توجه و جالبي است. اساسش بر ملت است. وانمود ميكند كه ملت يعني همه مردم. اما معمولا اتكائش به شاه و به خدا و از ما بهتراني است كه حافظ و سمبل مليت هستند.  نوع جهان سوميش معمولا سرش به يك دولت و نيروي خارجي بند است اما تا دلتان بخواهد در مدح همه چيز "داخلي" مدام مديحه سرايي ميكند. از تنها چيزي كه در آن خبري نيست حقوق و اختيار و ميدان براي مردم است. اين مردم كه عمدتا كارگران را تشكيل ميدهند تنها نقششان در چارچوب ناسيوناليسم اينست كه در رقابت سرمايه دار ملت خودي با رقباي خارجي به سياهي لشكر جنگ اينها تبديل شوند و هم طبقه اي ها و مردم زاده يك كشور ديگر را قرباني كنند يا قرباني آنها شوند و افتخار كنند كه دارند از "مام ميهن" دفاع ميكنند. ميهني كه اختيار يك وجب خاكش و حق استفاده حتي از هواي آزادش را هم ندارند. ناسيوناليسم چارچوبي است كه مردم را واميدارد كه عليه عقل و شعور و مصالح انساني خود عمل كنند. ناسيوناليسم و ملت قالب و ايدئولوژي اي عليه مردم است. مردم به مقام شامخ و موهوم "ملت" ارتقا داده ميشوند تا حقوق ملموس زميني شان يعني نان، آزادي و رفاهشان، قرباني افتخار موهوم ملي شود.

به همين موضع مشخص حزب و مشروطه و رهبر سياسيش خوب دقت كنيد! ايشان خودرا ملزم ميداند كه در كشاكش ميان ارتجاع اسلامي و ارتجاع نظم نويني جانب يكي را بگيرد. چشم ايشان كس ديگري را نمي بيند. نيروي سومي نيست. مردمي كه از هردوسوي اين جنگ و كشاكش منزجر و متنفرند گويي اصلا وجود ندارند. ناسيوناليست ما مردم را نميتواند ببيند. مي بيند اما به آنها نميتواند اعتماد كند. ناچار است به سراغ راه حلي از بالا برود. مردم اگر تشويق شوند كه كاري بكنند ممكن است سنگ روي سنگ بند نشود. ممكن است انقلاب كنند كه خشونت است. ممكن است نفس نظام اقتصادي و اجتماعي را زير سوال بكشند. از همين رو ايشان با دست و دل بازي قرباني شدن هزاران كودك و مرد و زن در اثر تحريم اقتصادي را بسادگي مورد حمايت قرار ميدهد و حاضر ميشود اين بهارا بپردازد. چه سخاوت و علو طبعي! در برابر وانمود ميكند كه با جنگ مخالف است و بخاطر آن حاضر است ننگ ايستادن در كنار جمهوري اسلامي را بجان بخرد. اما وقتي كمي موضع ايشان را خراش ميدهي معلوم ميشود مخالفت با جنگ نيز از سر قرباني شدن مردم نيست بلكه از سر ترس از چلبي شدن يا باختن قافيه به رقبايي ديگر است. كارگران و مردم ناچارند براي خلاصي از قرباني شدن در منگنه كشاكش ارتجاع اسلامي و ارتجاع نظم نويني، مانع ناسيوناليسم را هم بطور جدي كنار بزنند تا بتوانند واقعيت را آنگونه كه هست ببينند و قدرت عظيم خويش را در مقابل هردو سوي ارتجاع باور كنند.*

سایت حزب  www.wpiran.org  سایت روزنه     www.rowzane.comنشریه انترناسیونال  www.anternasional.com 

سایت کانال جدید www.newchannel.tv     سايت سازمان جوانان کمونيست   http://www.cyoiran.com/

 آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk

تلفن و فاکس برای تماس با حزب      Tel:0044-7779898968  Fax: 0044-8701 351 338

 


بازگشت به صفحه اول