بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

 

دوستان , همكاران عزيز

بياييد براي لحظاتي خود را در مقابل واقعيات سرسخت موجود قرار دهيم , همان عينياتي كه نميتوان به راحتي از آن چشم پوشيد و از كنار آن رد شد . در مسيري كه انسان در زندگي طي ميكند , هميشه پيروزي هست و شكست كه حاصل نتايج عمل ما , از اشتباهات خواسته ياناخواسته تا احساس مسئوليت ها و درستكاري هايمان اند .

ياران , همه ما از ستم و استبداد بيزاريم . همه ما يك درد و يك حرف مشترك داريم . همه ما ميخواهيم از حقوق خويش دفاع كرده و به جواب برسيم .

مگر هر كدام از ما چه مي خواهيم يا بهتر است بگوييم چه آرزويي داريم؟ جز يك ميهن پيشرفته؟ آزاد و امن، چه آرزويي داريم جز عدالت و مساوات و برابري؟ چه آرزيي داريم جز اين كه برابر تلاش خودمان زندگي خود را داشته باشيم و ديگر كسي دام اعتياد و فساد و تحقير و اعدام براي جوانهامون پهن نكند ؟ مگر ما چه گفتيم جز اينكه ميخواهيم از آزادي بيان و انديشه برخوردار باشيم ؟ شايد اينها جرم ماست , قطعا از ديد حاكميت اقتدار گرا , اينها جرم ماست و به دليل بي لياقتي هاي دولت نهم در تامين خواسته هاي برحق تمام مردم ايران , ضرر و زيانها و زندان ها و وثيقه ها هم نثار ماست كه تنها از حق مسلم خويش دم زده و از آن دفاع نموديم .

چرا در دنياي پيشرفته امروزي ما بايداز ساده ترین حقوق انسانیمان محروم بمانيم ؟ مگر ما چه كرده ايم ؟ مگر گناه ما چيست جزاينكه ميخواهيم آزاد باشيم و آزاد زندگي كنيم ؟

مدتي قبل منصور اسانلو , رئيس سنديكاي اتوبوسراني شركت واحد , ربوده شد . و اين حادثه نيز مهر اثباتي بر تمام جرائم و گناههاي مردمي است كه از بي عدالتي و نابراري به ستوه آمده اند !

آري , اينها حرفهاي مشترك ماست . از هر قشر و صنفي كه لب به سخن ميگشايد , از معلم و دانشجو گرفته تا كارگران و زنان و ..... اما نقطه ضعف و نيمه خالي ليوان ما كجاست ؟

سؤالاتي كه هر انسان آگاه و ميهن پرستي در اين شرايط بايد از خود بپرسد چيست ؟ جز اينكه ما در قبال شرايط موجود تاچه حد خود را مسئول دانسته و براي تغيير آن اقدام كرديم ؟ مگر روز كارگر نبود كه كارگران دردمند و شريف ميهنمان , از اقصي نقاط كشور خود را به تهران رسانده تا بگويند كه استخوانهايشان زير خط فقر له شده است ؟؟ آن روز ما چه كرديم ؟ ما در حمايت از اين حاملان درد چه گفتيم ؟ مگر نبود كه فرزندان ما را به جرم بيان خواسته هاي برحقشان در دانشگاه زير باد مشت و لگد گرفته و صحن دانشگاه را از خون آنان رنگين كردند ؟ مگر فرزندان ما اكنون ميراث داران خون عزت نيستند ؟ مگر همين چند روز قبل نبود كه تحصن آرام و بدون خشونت آنانرا بدون اينكه هيچ جرم و گناهي كرده باشند بر هم زده و آنان را بازداشت كردند ؟

ما چه گفتيم ؟ آيا ما از خود پرسيديم كه آنها به كدام گناه اكنون به جاي كلاسهاي درس , در پشت ميله هاي زندان اند ؟ ما در مقابل سياست ”مشت آهنين” و سركوب مخالفان چه گفتيم ؟

مگر همين چند روز قبل نبود كه مردم به جان آمده از شرايط حاضر , در بحران بنزين به خيابانها ريخته و پمپ بنزينها را در آتش خشمشان سوزاندند ؟ مگر ما جزيي از اين جامعه نيستيم , پس چرا در مقابل اين وقايع يا بهتر است بگوييم دردها سكوت ميكنيم و بي تفاوت از كنار آن رد ميشويم ؟ مگر ما مسئوليت خطير آموزش يك نسل بر دوشهايمان نيست ؟ مگر نبايد الفباي آزادي و آزادگي بياموزيم و درس يكرنگي و يكدلي به فرزندانمان ياد دهيم ؟ مگر ما هر روز در كلاسها نگفتيم : دست در دست هم دهيم به مهر ميهن خويش را كنيم آباد ؟

پس چه شد ؟ چرا به جزاير منفك تبديل شديم ؟ چرا دست در دست هم نيمدهيم و فريادهايمان را يكي نميكنيم ؟ قطعا با اتحاد و يكدلي است كه ميتوانيم به حركتهايمان استمراربخشيده و در نقطه مطلوب خود به پايان برسانيم . بايد گفت كه زمان نه تنها چيزي را از ياد نميبرد بلكه مخزن تجارب , دردها , رنجها , غمها و شاديهاست پس بايد ايمان داشت كه پس از هر زمستان سخت به راستي بهاري زيبا و فرحناك خواهد بود . اگر اراده كنيم و اگر بخواهيم آينده در دستان تك تك ماست , انجمن اتحاد معلمين ضمن اعلام حمايت از كليه حركتهاي برحق و خواسته هاي قانوني كليه اقشار , آنان را به اتحاد و همكاري مشترك فرا ميخواند تا در شرايط سياسي , اجتماعي و فرهنگي كشور زيبايمان نقش موثر داشته باشيم .

انجمن اتحاد معلمين

تير ماه 1386

 

 


بازگشت به صفحه اول