بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

 

ميزگردي در مورد  اول ماه مه با ،

منصور فرزاد ، محمد آسنگران، بهمن خاني، ناصر اصغري 

 

ايسکرا 359

 

عبدل گلپريان : ناصر اصغري، منصور فرزاد، محمد آسنگران و بهمن خاني با سلام به شما و ممنون از اينکه در اين ميز گرد شرکت کرديد. همانطوري که مي دونيد کمتر ازيک هفته به اول مه روز جهاني کارگر نمونده. با اجازه شما از محمد آسنگران شروع مي کنم.

اولين سئوال من اين هست، از آنجا که برگزاري  اول مه اکنون ديگر به يک سنت جا افتاده در شهرهاي کردستان تبديل شده است، فکر مي کنيد کارگران در اول مه 86 امسال، چه حضور متفاوتي از سال گذشته را بايد از خود نشان دهند؟

 

محمد آسنگران : فکر نکنم منظورت از اين سئوال آرزوهاي ما براي چگونگي به ميدان آمدن کارگران باشد.  برداشت من از سوال شما اين است که نقش و حضور کارگران در اول مه امسال چه تفاوتي با سالهاي قبل ميتواند داشته باشد. اگر اين برداشت من درست باشد، به همان نسبت که اوضاع سياسي متفاوت شده است نقش و حضور کارگران هم تفاوتهايي با سالهاي قبل بايد داشته باشد. امسال سايه خطر جنگ بر کل جامعه پرو بال کشيده است. مردم نگران شروع جنگي هستند که هست و نيست اين جامعه را با خطر نابودي روبرو کند. اين مهمترين تفاوت فضاي سياسي امسال با سالهاي قبل است. و طبعأ نقش طبقه کارگر و نيروهاي انقلابي براي ممانعت از وقوع چنين جنگي، در اين اوضاع بسيار حياتي است. زيرا اولين قدم براي جلوگيري و ممانعت از جنگ، سرنگوني رژيم اسلامي است. بايد اين بازي شطرنج را به هم زد.اگر ما بتوانيم يک طرف از دو طرف اين قطبهاي تروريستي را برداريم اولأ بهانه اي براي جنگ نمي ماند دومأ پيروزي مردم عملأ شکست سياستهاي آمريکا و متحدينش هم هست. زيرا آمريکا و متحدينش تنها هنگامي پيروز ميشوند و قدر قدرت دنيا خواهند شد که مردم در صحنه سياست نباشند. آنها با شکست يکي و مطيع کردن رقباي ديگرشان ميخواهند دنيا را مطيع خود کنند. ما نبايد اجازه اين بازي قدرت را به هر دو طرف اين جنگ بدهيم. شعار نه جنگ، نه جمهوري اسلامي زنده باد جمهوري سوسياليستي مناسبترين و انسانيترين جواب به اين فضاي جنگي است.

علاوه بر اين در ايران امسال تعادل قواي متفاوتي نسبت به سال قبل در جريان است. امسال کارگران و مردم چند قدم به جلو آمده و جامعه آگاهانه تر و با اعتماد بنفس بالاتري پا به اول مه ميگذارد. جامعه  16 آذر و 8 مارس سرخ و اميدوار کننده اي را پشت سر گذاشته است. و همين چند روز قبل مبارزات جسورانه دانشجويان، اعتماد به نفس چپ و راديکاليسم انسانگرا را نشان داد که با موفقيت پيش رفت. همه اين فاکتورها از يک طرف و گسترش اعتراضات و مبارزات کارگري و  معلمان و تلاش براي متشکل شدن بويژه تشکيل اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار همگي نمونه هاي نويد بخشي هستند که نشان ميدهد کارگران در اول مه امسال ميتوانند با قدرت بيشتري تجمعات و مراسمهايشان را برگزار کنند. مهمترين مولفه اين است که کارگران و معلمان متحدانه وارد مراسمهاي اول مه بشوند و کل چپ جامعه از اين حرکت دفاع آگاهانه و عملي بکند. با توجه به اين فاکتورها انتظار معقولي است اگر بگوييم امسال اين حضور بايد وسيع و قدرتمند باشد.

 

ناصر اصغري: همانطور كه اشاره كرديد برگزار مراسم اول مه در كردستان، سنت جا افتاده بوده است. اما وضعيت به طور محسوسي فرق كرده است. در چند سال گذشته جنبش كارگري شاهد پيشروي‌هاي غيرقابل انكاري، حتي براي پادوهاي جمهوري اسلامي نيز بوده است. اگر قبلا اول ماه مه‌ها در سالن‌هاي بسته و براي تعداد محدودي برگزار ميشد، امروز ديگر نمي‌شود به آن بسنده و دل خوش كرد. مراسم اول ماه مه در كردستان در سخت‌ترين شرايط، زير چكمه‌هاي پاسداران در فضائي به شدت ميليتاريزه شده، برگزار مي‌شد. اگر قرار است كه امروز هم، در شرايطي كه جمهوري اسلامي از هر طرفي زير فشار جنبش‌هاي اعتراضي قرار گرفته است، باز به آن شرايط برگرديم، به نظر من نديدن توازن قواست. كارگران بايد با مطالبات مشخص تعرضي و با يك صف عظيم توده‌اي اين روز را در فضاي باز و با شكوه‌تر از يكي دو سال گذشته كه به صورت راهپيمائي و برافراشتن پرچمهاي سرخ برگزار كردند، برگزار كنند.

 

منصور فرزاد:  همانطوري که محمد آسنگران گفت، من هم فکر مي کنم امسال اول ماه مه در شرايط و اوضاع سياسي متفاوت تري نسبت به سال گذشته در ايران بر گزار خواهد شد زيرا که شرايط مناسب تري در اثر مبارزات روزمره مردم بوجود آمده است . از جنبه ديگري ميخواهم اين را اضافه کنم که در سال گذشته ما شاهد مبارزات و يا بهتر بگويم پيشرويهائي در عرصه هاي مختلف بوديم . احمدي نژاد که با چهره دفاع از طبقات پائين جامعه و مبارزه با فساد اداري و همچنين بازگشت به دوران يکه تازي حزب الله در دوران اوائل دهه60 بميدان آمده بود و در نظر داشت که مردم را بترساند، بعد از مدت کوتاهي ناتوانائي خود و دارودسته اش را در سرکوب مبارزات و بعقب راندن خواسته هاي مردم ، آشکارا نشان داد . از همان ابتدا نيز مشخص بود که دولت جديد جمهوري اسلامي با بحراني که دامنگير آن شده وبويژه حضورمردم در صحنه اعتراضات، با خواسته هاي پايه اي  و توقع بالاي مردم ،کاري از پيش نخواهد برد. هم اکنون قدرت مانور مردم ميدان وسيعتري بخود گرفته و اعتراضات همه جانبه اي در سراسر ايران در جريان است . دستگيري محمود صالحي از رهبران کارگري و فعالين اول ماه مه بمنظور جلوگيري از برگزاري باشکوه اول ماه مه انجام گرفت.اما در عين حال نشاندهنده ترس و وحشت رژيم از تجمع وسيع کارگران ، معلمان و اقشار ديگر جامعه است . دستگيري محمود صالحي تحرک گسترده اي در ايران و سراسر جهان براي آزادي او را به دنبال داشت و همه شواهد حاکي از اين است که اول ماه مه امسال پر تجمع تر و سراسري تر از هر سال ديگر برگزار خواهد شد.

 

بهمن خاني: به نظر من كارگران، امسال در موقعيت بسيار مساعدتري نسبت به سالهاي گذشته قرار دارند. فاكتورهاي زيادي اكنون به نفع كارگران عمل ميكند، جمهوري اسلامي بسيار بيشتر از قبل ، چه در بعد بين المللي و چه وضعيت داخليش مورد حمله است اكنون مبارزات اقشار مختلف مردم در ايران، از جمله معلمان، پرستاران و .. و همچنين مبارزات كارگران شاغل و بيكار طي سال گذشته و گستردگي و همه جانبگي و سراسري بودن اين مبارزات، كارگران كردستان را هم در موقعيتي قرار داده كه با جرات بيشتري، با طرح خواسته هاي بيشتري به ميدان آيند، عرض اندام كنند و تعرظات خود را شروع نمايند. دولت موظف به تامين زندگي كارگران است، دولت موظف به تامين كار و امنيت شغلي براي كارگران است، دولت موظف است به كارگراني كه بيكارند بيمه بيكاري مكفي پرداخت نمايد. اين خواسته ها از ابتدايي ترين نيازهاي هر انساني است.اما بدست آوردن آنها در حاكميت دولتهاي سرمايه داري بخصوص از نوع جمهوري اسلاميش براحتي قابل تحقق نيست، بايد اين خواسته ها را با اتحاد و متشكل بودن بدست آورد. اول مه امسال مكاني براي ايجاد اتحادهاي پايدار و ايجاد تشكل هاي كارگري از جمله شوراهاي كارگري و سازمان دادن مجامع عمومي است.

عبدل گلپريان : اول مه يک روز بين المللي و يک ابراز وجود قدرتمند کارگري و طبقاتي هم تاکيدي برخواست و مطالبات طبقاتي است هم يک گراميداشت بين المللي. با توجه به اين، کارگران در شهرهاي کردستان چگونه مي توانند اين دو را با هم پيش ببرند؟ منظورم اينه که جايگاه يک حضور وسيع و اجتماعي را در خيابانها بر بستر چنين روزي، چگونه بايد نشان داد؟

 

محمد آسنگران: ببينيد تمام جريانات چپ اپوزيسيون و خود کارگران و مردم معترض همگي آرزوي اينرا دارند که اين حضور وسيع باشد. اما مشکل اين است که تنها با آرزوي وسيع برگزار کردن اين تجمعات کاري پيش نميرود. مثل دعاي خير مومنان است. بسياري از نيروهايي که آرزو و دعاي خير ميکنند، گويي قرار نيست راهي نشان بدهند و زحمتي بکشند. زيرا اساسأ مشغله شان چيز ديگري و جنبشهاي ديگري است.

اما براي ما و فعالين کارگري در ايران و در کردستان سوال به نحو ديگري مطرح است. چه بايد بکنيم که امسال تجمعات ما بزرگتر و وسيعتر و گسترده تر باشد. کدام کار، کدام سياست و کدام اقدامات بايد انجام بگيرد؟ ما براي رسيدن به چنين تجمعات وسيعي و براي رسيدن به همه اهداف و استراتژيمان سالها است که کار ميکنيم.سازمان ميدهيم. مينويسيم و آدمها را قانع ميکنيم، نقد ميکنيم راه حل نشان ميدهيم. طرح و نقشه پيشنهاد ميکنم و براي اجراي آنها شب نخوابي ميکشيم و تلاش ميکنيم.  در پس اين تلاشها ما و فعالين کارگري و ديگر فعالين اجتماعي هم نظر و هم تصوير مي شويم و به هر نسبتي که اين تلاشها به نتيجه رسيده باشد به همان نسبت ميتوان در شرايط کنوني تجمعات وسيع يا محدودي داشت. اين يک فعاليت هميشگي و جاري است. تنها به يک روز در سال مربوط نيست که يادمان بيفتد کارگر هم روزي دارد و برايش دعاي خير کنيم. کسي که فقط روزهايي از سال يادش ميفتد بايد اطلاعيه اي بدهد و تکاني بخورد دارد سنت جريانات حاشيه اي و جنبشهاي غير کارگري را به نمايش ميگذارد که نبايد جديشان گرفت.

طبعأ مواردي که تاکيد کردم و ما بايد بطور جدي آنها را دنبال کنيم براي اوضاع معيني معني دارد که اتفاق عجيبي نيفتاده باشد. مثلأ با شروع جنگ ميان اين دو قطب بسياري از فاکتورها تغيير خواهند کرد. يا در يک بحران سياسي همه گير فاکتورهاي ديگري عمل کنند که فراتر از ما و چپ جامعه و تلاشمان براي اين سياستهاي مشخص باشد. مثلأ اگر فردا جنگي در ايران برپا بشود و اوضاع بهم بريزد و جريانات قومپرست با حمايت آمريکا بخواهند مردم را به جان هم بيندزند و خط کشيهاي قومي و ملي را به مردم تحميل کنند و رژيم اسلامي و دستجات فاشيستش زندگي مردم را بيش از پيش مورد تعرض قرار دهند،  ما هم بايد وظايف ديگري را پيش روي خود قرار دهيم آن وقت ديگر متاسفانه اين نوع فعاليت کنوني جوابگو نيست. و اين يعني وظايف و سياست ديگري که بسيار متفاوت با اين فعاليتهاي کنوني خواهد بود. آن هنگام مثلأ نقش اسلحه و نيروي مسلح ميتواند برجسته شود.

 

ناصر اصغري: كارگران، و بخصوص فعالين كارگري، اگر اخبار يكي دو هفته گذشته را دنبال كرده باشند، متوجه يك نكته ميشوند؛ و آن هم اينكه با دستگيري محمود صالحي، انتظارات زيادي از آنها در روز اول مه مي‌رود. آي‌تي‌يوسي، كنفدراسيون بين‌المللي اتحاديه‌هاي كارگري، در بيانه‌اي كه در خصوص دستگيري فعالين اعتراضات اخير معلمان و محمود صالحي انتشار داده، گفته است كه اين دستگيريها براي مقابله رژيم با برگزاري اول ماه مه صورت گرفته است. همه، چه در خارج و چه در داخل ايران، انتظار يك اول ماه مه متفاوت‌تر از گذشته را دارند. اين صرفا از اين ناشي نمي‌شود كه گويا امسال تصميم گرفته‌ايم، اول مه باشكوه‌تري برگزار كنيم؛ بلكه اعتراضات كارگري در بحرانهاي رژيم ضرب شده و يك چنين انتظار و تحليلي نتيجه مي‌شود.

امروزه برگزاري اول مه، در يك چنين شرايطي، فقط مسئله برگزاري يك مراسم عادي نيست. برگزاري اول مه با بحرانهاي گريبانگير رژيم، يعني شعار مرگ بر جمهوري اسلامي، يعني جمهوري اسلامي برو گمشو، و يعني نه به جنگ و نه به ماجراجوئي هسته‌اي و غيره. اين فرصت را نبايد از دست داد.

 

منصور فرزاد: اول ماه مه به يک روز گرامي و مهم در مبارزات کارگران و اقشار محروم جامعه در ايران تبديل شده است . اين روز به دليل طرح خواسته هاي انساني ، بدليل اعتراض به نابسامانيهاي جوامع کنوني در ايران و جهان و بدليل تاکيد بر شرايط يکسان کارگران و اتحاد آنها، يک روز بين المللي است . روز اعتراض کارگران به نابرابري ، سرکوب ، شرايط غير انساني ، روز اعتراض به دنياي "متمدني است" که اکثريت مردم در آن از بهداشت و مسکن مناسب، رفاه و آزداي بي بهره اند. حضور کارگران در خيابانها، مراسمها و کليه تجمعاتي که در چهارگوشه جهان شکل ميگيرد، حلقه اي از تلاش انساني ومداومي است  براي نشان دادن وارونگي سيستم وحشيانه کنوني .

 

بهمن خاني:  اول ماه مه روز كارگران است، روزي است اعلام شده ، به رسميت شناخته شده و در كشورهاي زيادي از دنيا  به عنوان روز جهاني  تثبيت شده است، اگر در كشورهايي چون ايران هنوز به رسميت شناخته نشده، ناشي از حاكميت ديكتاتوري است كه كارگران را از اين حق طبيعي محروم نموده، تحميل برسميت شناخته شدن اين روز نيز به جمهوري اسلامي، بايد در ليست  اولويتهاي  كارگران  قرار گيرد. مادام که كارگران در تشكلهاي خود، شورا و مجامع عمومي مستقل خودمتشكل نشوند، برگذاري جشن اول مه هم با دشواريهاي زيادي پيش خواهد رفت.خود برگزاري اول ماه مه و سازمان يابي و برگزاري آن قبل ازهر چيز نيازمند تشكل است، نيازمند همديگر پيدا كردن است، نيازمند اتحاد است.

با اتکا به مکانيزمهاي واقعي و اتحاد وسيع و قدرتمندخود کارگران است که مي توان اين جشن بين المللي كارگري را هرچه قدرتمندتر برگزار كنند.

 

عبدل گلپريان : اول مه امسال در کردستان، چه شعارها و چه خواستهاي معيني را بايد به گوش جامعه کارگري خصوصا و جنبشهاي اعتراضي اجتماعي بطور عموم برساند؟ در همين رابطه و قاعدتا، قطعنامه هايي در اين روز از طرف کارگران صادر ميشه. فکر مي کنيد اين قطعنامه چه بندهاي اساسي را بايد مورد تاکيد قرار دهد؟

 

محمد آسنگران : خواسته ها و مطالبات زيادي همچنان جواب نگرفته و بايد در يک قانون کار و يا ديگر قوانين جاري مملکت رسميت پيدا کنند. اما تا آن هنگام خواسته ها و مطالباتي عمومي هست که از اولويت بيشتري برخوردارند من تلاش ميکنم اهم آنها را اين چنين بيان کنم: 

حد اقل دستمزد کارگران نبايد کمتر از 600 هزار تومان باشد. تنها مرجع صلاحيت دار براي تعيين حداقل دستمزد نمايندگان واقعي کارگران هستند. عدم پرداخت به موقع حقوقها بايد جرم محسوب شود  و حقوقهاي معوقه بايد فورا پرداخت شوند.  قرارداد هاي موقت کاري، تعرض به پايه اي ترين حقوق مزد بگيران است. حق انعقاد قرار داد موقت براي کارفرمايان بايد قانونأ ممنوع و کليه قراردادهاي موقت به استخدام رسمي تبديل شوند.  تعديل نيروي کار و اخراج کارگران به هر بهانه اي از جانب کارفرما و دولت جرم محسوب شود و کارگران اخراجي و بيکار بايد فورا به سر کار بازگردند. آزادي بي قيد و شرط عقيده، بيان، و آزادي مطبوعات و ايجاد تشکلهاي آزاد و مستقل از دولت و کارفرما از حقوق پايه اي شهروندان است.  ايجاد اشتغال و بيمه بيکاري مکفي براي افراد بالاي 16 سال اعم از زن و مرد با حقوق برابر بايد فورا متحقق شود. برپايي مجامع عمومي کارگري در ساعات و محيط کار بايد به رسميت شناخته شود.
هر گونه تهديد، فشار و مزاحمت، تبعيد و دستگيري و اخراج کارگران به هر بهانه اي محکوم است. محاکمه معلمين بازداشتي و فعالين کارگري بايد فورا متوقف شود. همه کساني که به جرم فعاليت سياسي و صنفي در زندان هستند بايد آزاد شوند. کار کودکان ممنوع و جرم تلقي شود. برخورداري کودکان ار محيطي امن و سر شار از شادي و نشاط و امکانات آموزشي، بهداشتي و رفاهي حق کودکان است. از مبارزه معلمان حمايت کنيم و خواستار عملي کردن  مطالبات اين شريفترين انسانهاي جامعه شويم. مسئله نداشتن مسکن و بيخانماني يکي از بزرگترين معضلات کارگران و اقشار محروم جامعه  است داشتن مسکن مناسب حق همه شهروندان است. فضاي جنگي در منطقه خاور ميانه همه مردم و جامعه جهاني را با نگراني جدي روبرو کرده است. هيچکدام از طرفين جنگ ما را نمايندگي نميکنند. ما هر نوع جنگ افروزي و جنگ طلبي را محکوم ميکنيم. شعار نه جنگ و نه جمهوري اسلامي، زنده باد جمهوري سوسياليستي بايد با هر زباني که ميتوانيم در جامعه بيان کنيم.  زندگي مرفه و انساني حق مسلم همه شهروندان جامعه است. روز اول مه، روز جهاني کارگر بايد تعطيل رسمي اعلام شود. برپايي آزادانه تجمعات و مراسمهاي مستقل اول مه بدون دخالت دولت حق همه کارگران و مردم است. اينها اهم مطالباتي است که ميتواند بر پرچم کارگران در اول مه امسال حک شوند.

 

ناصر اصغري: بايد حتما آزادي فوري و بدون قيد و شرط فعالين اعتراضات اخير معلمان و آزادي محمود صالحي و همه زندانيان سياسي ديگر را خواستار شد. آزادي بدون قيد و شرط تشكلهاي كارگري، لغو قراردادهاي موقت، تعيين حداقل دستمزد توسط تشكلهاي آزاد كارگري، پرداخت فوري همه دستمزدها و حقوق پرداخت نشده، نه به جنگ و نه به ماجراجوئي هاي خارجي، و دهها خواست و مطالبه ديگر را مي شود ليست كرد.

ببينيد يك سري مطالبات جايگاه مهمتري در بين مطالبات ديگر را دارند. براي مثال مسئله جنگ يك نگراني عمومي شده است. كارگران به عنوان صاحبان اصلي و رهبران جامعه بايد پيشقدم مبارزه عليه جنگ باشند. به نظر من كارگران بايد بطور روشن و صريح مطرح كنند كه اگر براي رژيم بمب هسته‌اي حياتي است و بدون بمب هسته‌اي امورش نمي‌گذرد، كارگران مي‌توانند بگويند كه ما مي‌توانيم بدون داشتن بمب هسته‌اي هم جامعه را اداره كنيم و لطفا برويد كنار تا ببينيد چطوري مي‌شود اين مسئله را ثابت كرد. مسئله خط فقر و حداقل دستمزدها يكي ديگر از مسائل حياتي جامعه است. خواست آزادي تشكل كارگري يكي از خواست‌هاي هميشگي جنبش كارگري، بخصوص در مراسم اول ماه مه بوده است كه نبايد كمرنگ بشود.

 

منصور فرزاد : رژيم جمهوري اسلامي يک پاي  جنگهاي اخير دردهه هاي اخير در  جهان بوده  است . مبارزه با اين رژيم و در عين حال مبارزه با قلدري آشکار غرب ، انعکاسي از دفاع از منافع کليه کارگران و اقشار فرو دست در جهان است . يکي از ويژگي هاي اول مه امسال مي تواند اين باشد که کارگران در شهرهاي کردستان وايران  با در دست داشتن پرچم دفاع از آزادي، برابري، نه به بمب، نه به جمهوري اسلامي،  لغو حجاب اجباري، آزادي زندانيان سياسي، آزادي بيان و تشکل، جدائي مذهب از دولت و آموزش وپرورش و شعارهاي مختلف ديگري در رابطه با افزايش دستمزد و مسکن مناسب و غيره در صدر مبارزات کارگان قرار بگيرند. همچنين تاکيد بر شعارهاي  سوسياليستي که در موارد بسياري در اعتراضات کارگران و معلمان بر روي پلاکارتهاي بزرگ نقش بسته، از جمله شعارهائي است که اعتراض عميق اکثريت مردم را نسبت به جامعه نشان ميدهد . ويژگي ديگري که در کردستان وجود دارد، وجود احزاب و سازمانها ي ناسيوناليستي هستند که در جبهه آمريکا و نظم نوين جهاني قرار دارند . اين جريانها با شکست آلترناتيو دولتي که بر تکه تکه کردن مردم بر اساس انتساب آنها به مذهب و مليت قرار داشت ، دچار بحران شده اند . فدراليسم شعار و سيستم حکومتي که پس از حمله به عراق از طرف غرب به شعار اصلي آنها تبديل شده بود با ناکامي مواجه شد . اين شعار ترجمه منطقه اي  سياست نظم نوين جهاني آمريکا  درميان اين سازمانها بود. اين سياست در عراق به شکست منجر شد و عملا سازمانهاي طرفدار نظم نوين جهاني و فدارليسم را با بحران مواجه کرد. از طرفي فدارليسم در ايران از هيچ پايه اي برخوردارنبود و با اقبالي روبرو نگرديد. در نتيجه نتوانست از محدوده  سازمانهاي مزبور  آنطرف تر برود. با اين حال اين سازمانها با کمک  جناحي از رژيم  تلاش ميکنند که مبارزات مردم را محدود کنند و بمثابه بخشي از سرمايه داري بر عليه خواسته هاي مشترک مردم فعاليت ميکنند و طبق ماهيت شان تلاش دارند، مردم را به مليتها و مذاهب مختلف تقسيم کنند. اما نقش و تاثيرحزب ما بر مبارزات کارگران، طرح مطالبات و خواسته هاي اکثريت مردم در مراسمها، اعتراضات خياباني، قطع نامه ها ، همه حاکي از اين است که جرياني اجتماعي، راديکال و قدرتمند در کردستان وجود دارد که بر هم سرنوشتي  اکثريت مردم در سراسر ايران تاکيد دارد. شکل و شيوه مبارزه، شعارهاي کاملا مشابه با ساير نقاط  کشور، بحث از افزايش دستمزد، برابري حق تشکل و بيان و پشتيباني و حمايت از مبارزات و حقوق کارگران و معلمان در سايرنقاط ايران و بلعکس، حکايت از رد و به حاشيه کشاندن گرايشات و جريانات قوم پرست و پرو غرب  در سراسر ايران است . با اين حال در اول ماه مه لازم است که بر اين مطالبات و خواسته ها تاکيد مجدد شود.

 

بهمن خاني :  محمد آسنگران و منصور فرزاد بطور جامع تري اشاره کردند. من فقط  بر چند خواسته كليدي که کارگران در اول مه بايد روي آن تاکيد بگذارند اشاره مي کنم از جمله:

آزادي داشتن تشكل و تشكيل اجتماعات بدون مزاحمت نيروهاي  دولتي

آزادي بدون قيد و شرط بيان و حق اعتصاب و اعتراض و تظاهرات حقوق حداقل ۶۰۰ هزار تومان در ماه بيمه بيكاري مكفي، آزادي همكاران و فعالين كارگري كه بدست عوامل جمهوري اسلامي بازداشت شده اند. با بدست آوردن و تحميل اين خواسته ها به دولت، تمامي اينها ميتواند راه را جهت بدست آوردن خواستهاي ديگر كارگران  هموار نمايند.

عبدل گلپريان : حتما اطلاع داريد که اتحاديه کارگران اخراجي و بيکار در سنندج رسما فعاليتهاي خود را آغاز کرده است. اين اتحاديه براي اول مه چه اقداماتي را ميتونه در دستور کار خود داشته باشه و چه رهنمود مشخصي براي تداوم و گسترش موفقيت آميز نقش اين اتحاديه در آينده بيان ميکنيد که  بتواند کارساز باشد؟

 

محمد آسنگران: قبلأ لازم است به همه دست اندرکاران و فعالين اين اتحاديه تبريک بگويم و آرزوي موفقيت برايشان دارم. من در همين مصاحبه نظرات و مطالباتي را که فکر ميکنم بايد مورد تاکيد باشند را گفته ام. هر کارگر و فعال کارگري ميتواند آنرا بخواند و با اين تاکيدات من مخالف يا موافق باشد و يا موارد ديگري را با اهميت بداند. اما آنچه مهم است ما بايد بتوانيم و تلاش کنيم همه نيروي فعالين و طبقه کارگر و مردم معترض را به ميدان بياوريم. براي رسيدن به اين هدف اول موانعي سياسي و سبک کاري وجود دارد بايد آنها را نقد و حاشيه اي کرد. من در شماره قبلي ايسکرا مطلبي در اين رابطه نوشتم و انتظار دارم فعالين کارگري در مورد آن نقد و بررسيهايشان را بگويند.  اينکه در اين نقد من چند نفر و يا چند درصد کارگران اين اتحاديه شريک هستند نميدانم. اما بدون شک اين امر محرز است که بايد تلاش کرد همه فعالين کارگري در اول مه در کنار هم قرار بگيرند و تلاش کنند توده کارگران را به ميدان بياورند. يکي از موفقيتهاي اين اتحاديه و يا هر تشکل و جمع کارگري ديگر اين است که تعداد هرچه بيشتري از فعالين کارگري متحدانه کارگران و جامعه را به شرکت در اين مراسمها فراخوان بدهند.

 

 ناصر اصغري: در جواب سئوال بالا اشاره كردم كه فعالين كارگري چه مطالباتي را مي‌توانند در قطعنامه‌هايشان بگنجانند. اما تا آنجا كه به تشكل مشخص مورد نظر شما برميگردد، به نظر مي‌رسد كه يكي از راديكالترين تشكلهاي موجود مي‌باشد كه مي‌تواند علاوه بر آنچه كه قرار است بكند، يعني پرداختن مسئله بيكاري، بلكه راه نشان بدهد و نمونه‌اي براي كل جنبش كارگري باشد. كساني مثل شيث اماني و خالد سواري در رهبري اين تشكل هستند كه در چند سال گذشته اعتراضات موفق كارگري را در سنندج رهبري كرده‌اند و تا حدودي سمبل مبارزه كارگري بوده‌اند. البته من نمي خواهم نقش دوستان ديگر را كم ارزش بكنم. صرفا منظورم اين است كه مجمع عمومي اين اتحاديه تشخيص مي‌دهد كه اگر اين تشكل دورنمائي داشته باشد، نمي‌تواند از راديكاليسمش كوتاه بيايد. رهبريش را آگاهانه به دست دوستاني داده كه گذشته روشني داشته‌اند.

اكنون كه بحث سر "اتحاديه كارگران اخراجي و بيكار" است، دوست دارم يك نكته را اشاره كنم. اول ماه مه با تمام اهميت خودش، فقط يكي از فعاليتهاي اين اتحاديه مي‌تواند باشد. اين تشكل، همچنانكه اشاره كردم، بايد نمونه رزمندگي جنبش كارگري باشد. هر جائي كه اعتراض كارگري باشد، بايد به اين تشكل براي رهنمود مراجعه كنند. هر كارگري جدا از موقعيت شغلي اش، بايد خودش را جزئي از اين اتحاديه بداند. هم به اين دليل كه اين اتحاديه رزمنده است و هم به اين دليل كه فرداي روشني و شغل ثابتي جلوي هيچ كارگري در ايران امروزه نيست.

به اتحاديه كارگران اخراجي و بيكار بايد بيشتر از اين و در چهارچوب ديگري پرداخت. فعلا تا آنجا كه به سئوال شما مربوط است، تأكيد كنم كه در شرايط بي‌تشكلي در ايران، بخصوص در كردستان و شهر سنندج، اين اتحاديه كار زيادي را بخصوص در اول ماه مه جلوي خود دارد.

 

منصور فرزاد: اين اتحاديه تازگي شکل گرفته و طبعا مثل هر تشکل نوپاي ديگري نقاط قوت، ضعفها و اشتباهات دوران اوليه خود را خواهد داشت . اما تشکيل آن حرکت  بجا و مثبتي بود و ميتواند ظرفي براي اتحاد کارگران  و قدرتمند کردن مبارزات کارگران شود. شرکت فعال اين اتحاديه در مراسمهاي اول ماه مه امسال بعد از تشکيل آن، اولين حرکت اين اتحاديه در سطح اجتماعي است و نفس شرکت فعال اين اتحاديه تاثير زيادي در تثبيت و شناساندن خود در بعد وسيعتري خواهد شد . بويژه اگر اين اتحاديه بر خواسته هاي پايه اي و سراسري کارگران و اقشار محروم جامعه پافشاري کند و موقعيت و هم سرنوشتي کليه کارگران را تاکيد کند، بي شک راه پيشروي خود را هموارتر ميکند. فعالين  اتحاديه بايد شيوه کار و حرکتي را درپيش روي خود قرار دهند که پيوستن کارگران بي کار به  آن در ابعاد وسيعي صورت بگيرد. جلب اعتماد کارگران شاغل به اتحاديه،( همچنانکه در نوشته هاي کتبي به آن اشاره کرده اند) و جلوگيري از بروز اختلاف بين کارگران شاغل و بيکار که همواره از طرف دولت دامن زده ميشود، تاکيد بر منافع مشترک آنها، يکي از ارکان پايه اي فعاليت اتحاديه است.

 

  بهمن خاني: بدون شك ايجاد اتحاديه  کارگران اخراجي و بيکار گام مهمي  در راستاي بدست آوردن خواسته هاي برحق كارگران، تشكل در هر شكل آن بخصوص شوراهاي كارگران، مجامع عمومي، اسلحه كارگران است وامكان تعرض كارگران را فراهم ميكند

اگر قرار باشد كارگري در جامعه از فشار طاقت فرسايي كه در زندگي تحت حاكميت جمهوري اسلامي به او تحميل شده است ، خلاص شود، چاره اي جز مبارزه متحدانه ندارد. 

از همين حالا تبليغات وسيع جهت برگزاري اول ماه مه، سازماندهي سياسي و تداركاتي اين روز، مبارزه متحدانه و قاطعانه جهت آزادي رهبران كارگري از جمله محمود صالحي، تنظيم قطعنامه با خواسته هاي معين كه گام بگام فعاليتهاي آينده آنها را آسانتر نمايد.

 

عبدل گلپريان : عزيزان با تشکر از شما که در اين ميزگرد شرکت کرديد و به اميد يک اول مه با شکوه و قدرتمند.

 موفق باشيد.

25 آوريل 2007

 

 

سایت حزب  www.wpiran.org  سایت روزنه     www.rowzane.comنشریه انترناسیونال  www.anternasional.com 

سایت کانال جدید www.newchannel.tv     سايت سازمان جوانان کمونيست   http://www.cyoiran.com/

 آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk

تلفن و فاکس برای تماس با حزب      Tel:0044-7779898968  Fax: 0044-8701 351 338

 


بازگشت به صفحه اول