بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

21 اردیبهشت روز معلم و 1 ماه مه روز جهانی کارگر

ضرورت حمایت از جنبش-های اعتراضی

 

مرجان افتخاری

17.03.2007

 

جمهوری اسلامی از ابتدای به قدرت رسیدن و بویژه در این 10 سال اخیر برای حفظ رژیم نکبتبار خود بخش عظیمی از بودجه دولت یعنی در آمد ملی حاصل از فروش نفت را به گسترش و تجهیز ارگان-های نظامی، ارتش، سپاه پاسداران، گروه-ها و سازمان-های سرکوب ( بسیج، ثارالله، انصارالله، لباس شخصی-ها و....) اختصاص داده است. از سوی دیگر هزینه سرسام آور دیگری را صرف حضور سیاسی، نظامی و کسب هژمونی در منطقه کرده است. بطور مشخص گروه-های مختلف نظامی و تروریستی شیعه در عراق، حزب الله در لبنان و حماس در فلسطین از کمک-های مالی و نظامی رژیم برخوردارند. هزینه-های پروژه هسته-ای و قرارداد-های پنهانی و بی حساب و کتاب با روسیه هم بخشی دیگری از بودجه دولت را تشکیل میدهند. در حقیقت، در صد عظیمی از در آمد ملی تنها و تنها صرف ماشین نظامی میشود.

 

در حالی، که در 10 سال اخیر سرمایه گذاری در بخش-های مختلف صنعتی و تولیدی بطور بی سابقه-ای کاهش یافته و تعدادی زیادی از کارگران این بخش به صف بیکاران پیوسته-اند. در صد بیکاری بالا، گرانی وحشتناک و کاهش قدرت خرید هر روز تعداد بیشتری از مردم را به زیر خط فقر و فلاکت نزدیک میکند. چاپ اسکناس 50,000 ریالی در هفته پیش نشان دهنده بی ارزشی بیش از بیش ارزش پول، یا به عبارت دیگر در صد بالای تورم اقتصادی است.

 

در چنین شرایط اقتصادی، نه تنها کارگران و تهیدستان درموقعیت اسفباری زندگی میکنند بلکه کارمندان و سایر اقشار میانی هم قادر به ادامه زندگی در چنین شرایطی نیستند. معلمان کشورمان در گذشته وهم اکنون، همیشه بدلیل پائین بودن سطح درآمد زیر فشار-های اقتصادی بوده-اند. از طرف دیگر حساسیت شغلی آنها، ارتباط نزدیک با کودکان و نو جوانان، نقش روشنگری و تاثیر گذاری آنها همیشه موضوع کنترل سیاسی و تفتیش بوده است.

در واقع، این دو موضوع، فشار-های اقتصادی،  فقر روز افزون، خفقان، اختناق و سرکوب بطور مستقیم وغیر مستقیم انگیزه-های حرکت اعتراضی چند روزه اخیر معلمان بودند. بدون هیچ تردیدی، سرکوب شدید و دستگیری معلمان ادامه سیاست ترور و وحشتی است که رژیم اسلامی بدون آن حتی یک روز هم قادر به ادامه حیات ننگین خود نمی باشد. ولی آنجه که مهم است و جای تامل و اندیشه دارد بررسی و ارزیابی این حرکت اعتراضی،تاثیرو ادامه آن در رابطه با جنبش-های دیگر است. به عبارتی،. بررسی و ارزیابی نقاط قوت و ضعف آن و درسهائی که میتوان برای سازماندهی جدید از آن استفاده کرد.

هماهنگی و سازماندهی سراسری

 

قدرت بسیج، اتحاد و همبستگی معلمان سراسر کشور توسط کانون صنفی معلمان یکی از برجسته ترین نکات این حرکت اعتراضی است. حتی در شهر-های کوچک و دور مانند قوچان،  معلمان با تعطیل کلاسهای درس و تجمع در جلوی مراکز دولتی به این حرکت پیوستند. انتخاب نمایندگان شهری، توافق در مورد طرح خواسته-ها و مطالبات نکات بسیار مهم این حرکت است که باید به آن توجه داشت.

ضعف-ها و کمبود-های سازماندهی حرکت معلمان

 

معلمان بدلیل ویژگیهای صنفی راحت تر از سایر گروه-های دیگر صنفی می توانستند کار تبلیغی و حمایتی را در بین دانش آموزان و خانواده-های آنها داشته و از حمایت گسترده ای برخوردار باشند. موارد مختلف در شرایط گوناگون این تجربه را ثابت کرده است. در جریان خط کمر بندی شرکت واحد در رژیم شاه، درمبارزات بهمن 57، در جریان حذف تعطیلات نوروزی در اول سال 58 ودر موارد مختلف قبل از 30 خرداد سال 60 دانش آموزان نشان دادند که از پتانسیل اعتراضی و بسیج بسیار بالائی بر خوردار هستند. نیروئی که معلمان به خوبی و با برنامه ریزی نه چندان زیادی می توانستند از آن استفاده کنند. خانواده-های دانش آموزان نیز، که اکثرا از نظر اقتصادی و فشار مالی نزدیکی بسیاری با معلمان دارند، نیروی مادی دیگری در حمایت از حرکت اعتراضی آنها بود. در واقع، چنین به نظر میرسد که کانون معلمان، بدون در نظر گرفتن اهمیت دخالت و شرکت این نیروها وجلب حمایت آنان اقدام به سازماندهی یک حرکت صرفا درون صنفی کرده است

 

موضوع دیگر، عدم انتخاب موقعیت مناسب برای بر گذاری حرکت اعتراضی است. درست چند روز قبل از تعطیلات نوروزی و بسته شدن مدارس و دانشگاه-ها عملا به نظر میرسد که زمان درست و مناسبی برای سازماندهی چنین حرکتی نبود. لازمه سازماندهی و حرکت اعتراضی آنهم در چنین ابعاد گسترده-ای ارزیابی از همه شرایط را ایجاب میکند، شرایط زمانی، نیروهای شرکت کننده و حمایت سایر نیروها و اقشار دیگر میتوانند در پیشبرد یک حرکت تعین کننده باشند.

عدم حمایت–های کارگری از حرکت معلمان

 

نکات مهم دیگری که باید به آن اشاره کرد، عدم حمایت کارگران بویژه کارگران سندیکای واحد از این حرکت است . حمایت کارکران واحد،  نه تنها همبستگی و ارتباط مبارزاتی  طبقات و اقشار مردم کشورمان را در مقابل رژیم اسلامی در بر داشت بلکه به نوعی میتوانست تائیدی در موجودیت و برسمیت شناختن سندیکای واحد از طرف نهاد-ها و گرو-های  صنفی دیگر باشد.

عدم حمایت جنبش زنان از معلمان

 

همچنین در رابطه با روز جهانی زن، و اعتراضات زنان که تقریبا با اعتصابات خیابانی معلمان همزمان بود. بدون در نظر گرفتن ارتباط و هماهنگی این اعتراضات، و بدون در نظر گرفتن تعداد کثیری از زنان معلم که میتوانست بستر بسیار مناسبی برای پیوند و اتحاد این دو جنبش باشند را از نظر دور داشتند. در واقع چنین میتوان نتیجه گرفت که جنبش-های اعتراضی کارگری، معلمان و زنان هنوز به درک ضرورت ارتباط و همبستگی نرسیده و هنوز به اعتراضات درون صنفی بیشتر توجه دارند. ولی، جنبش دانشجوئی بنا بر خصلت و بنا بر سابقه مبارزاتی طولانی همیشه و در همه حالی حمایت کننده قوی برای همه جنبش-ها اعتراضی و انقلابی بوده و هست.

12 اردیبهشت روز معلم و 1 ماه مه روز جهانی کارگر نزدیک است.

 

گر جه حرکت معلمان مانند تمام حرکت-های اعترضی دیگر با سرکوب شدید رژیم اسلامی مواجه شد و تعدادی از آنان دستگیر شدند ولی آنچه که مسلم است انگزه-های عینی و غیر قابل انکار برای سازماندهی و تداوم آن وجود دارند. 1 ماه مه روز جهانی کارگر (11 اردیبهشت) وبلا فاصله 12اردیبهشت، روز معلم  در پیش است، تا آن زمان فرصت مناسبی است تا معلمان بتوانند ارتباطات حمایتی خود را تقویت و سازماندهی کنند. تجربه حرکت گذشته، ضرورت پیوند جنبش-های اعتراضی و جلب حمایت دانش آموزان و خانوادهای آنها را بطور عینی ثابت کرده است.

 

در چنین شرایطی،همه نیروهای انقلابی، همه کسانی که برای آزادی و رهائی کارگران و سایر اقشار زحمتکش کشورمان از ستم سرمایه و سرمایه داران و برای برابری حقوق و رفع هرگونه تبعیض جنسی فعالیت میکنند باید از آزادی بدون قید و شرط معلمان دستگیر شده، زنان و دانشجویان حمایت کنند.

 

---------------------------------

 

گزارش کمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در مورد

 شرایط زندگی پناهندگان عراقی و مردم عراق

 

مرجان افتخاری

23.03.2007

 

همیشه و همه جا، هر جائی که جنگ نفیر زشت و کریه خود را سر میدهد، انسانها برای زنده ماندن وبه امید ادامه زندگی به هر دری میکوبند و دست به هر کاری میزنند. ادامه زندگی هر چند درد ناک، هر چند تهی ار روح" زندگی" ولی باز زنده ماندن و "زندگی" را جستجو میکنند. فراریان و پناهندگان دارفور،چاد و عراقی نمونه-های ازاین جویندگان "زندگی" هستند.

اخراج شدگان از سر زمین خود بدلیل اشغال نظامی امپریالیسم، جنگ-های داخلی، ملی، قومی و مذهبی تراژدی تاریخی این قرن است که بود و نبود هزاران انسان را بدون کمترین نقشی در ایجاد آن تهدید میکند. میلیون-ها انسان بی پناه در سراسر دنیا قربانی سیاست-های سرمایه-داران، صاحبان شرکت-های بزرگ اسلحه سازی و دیکتا تور-ها هستند.

گاهی ارگان-های سازمان ملل در چها چوب و کادر اداری، تحقیقاتی را در مورد شرایط زندگی جنگ زدگان، آوارگان و پناهندگان کشور-های در حال جنگ ارائه میدهد که بد نیست در جریان آن باشیم.

 

آمارکمیساریای عالی پناهندگان سازمان ملل در مورد شرایط زیستی مردم عراق و پناهندگان عراقی

 

این ارگان با توجه به اشغال نظامی، جنگ داخلی و ترورهای روزانه در عراق آمار دقیقی از جمعیت عراق ندارد. ولی جمعیت این کسور را در سال 2003  تقریبا 24 میلیون تخمین میزند.

از زمان اشغال نظامی عراق توسط ارتش آمریکا و انگلیس و سپس سایر کشور-های اروپائی، 1 میلیون عراقی بخاطر جنگ، ترور، کشتار و عدم امنیت جانی عراق را به قصد سوریه و اردن ترک کرده-اند و در این دو کشور پناهنده شده-اند. به گفته این ارگان، هر روز بر تعداد افرادی که عراق را ترک میکنند افزوده میشود.

تحقیقاتی که در زمینه شرایط زیستی پناهندگان عراقی در دو کشور سوریه و اردن بعمل آمده، بازگو کننده وضعیت وحشتناک زندگی 1 میلیون انسانی است که مجبور شده-اند کشور خود را ترک کنند. طبق این تحقیقات 70% پناهندگان در سوریه و اردن

 

-         به آب آشامیدنی دسترسی ندارند

-         فرزندان آنها از تحصیل و مدرسه محروم هستند

-         کودکان برای ادامه زندگی خود و خانواده مجبوربه کار در هر شرایطی هستند.

-         تعداد زیادی از زنان برای سیر کردن شکم فرزندان خود مجبور به تن فروشی هستند.

مهاجرت-های اجباری، که پیامد تمامی جنگ-ها است را هم باید در نظر گرفت، طبق آمار،حدود 1.9 میلیون عراقی بدلیل جنگ داخلی بین شیعه و سنی و ترور-های روزانه مجبور به ترک محل زندگی خود شده و اجبارا به محل دیگری مهاجرت کرده-اند، این تعداد، تقریبا همیشه ازابتدائی ترین امکانات پزشکی و بهداشتی برخوردار نیستند.

بطور کلی، طبق آمار این ارگان، شرایط اقتصادی و زیستی مردم عراق در داخل چنین ارزیابی شده است.

-         4 میلیون عراقی احتیاج شدید به کمک-های غذائی دارند

-         50% نیروی کار فعال عراقی بیکارند

-         70% مردم به آب آشامیدنی دسترسی ندارند

-         80% از حد اقل امکانات بهداشتی محروم هستند

-         23% کودکان از سوء تغذیه مزمن رنج میبرند.

 

این آمار اولین اطلاعاتی است که پس از 4 سال جنگ و اشغال نظامی منتشر میشود. ولی هرگز هیچ آمار و یا اطلاعاتی در مورد مرگ کودکان، زنان و مردان عراقی در طول 10 سال تحریم اقتصادی سازمان ملل ( نفت در مقابل آذوقه) منتشر نشد. در عرض این 10 سال تعداد زیادی از کودکان عراقی بعلت عدم دسترسی به دارو، مواد و وسائل بهداشتی جان خود را از دست دادند و بسیاری در اثر گرسنگی مردند.

 

ایمیل: eftekhari_marjan@hotmail.com

 

 

------------------------------------------------------

 

هان! اينک وقت کارزار است

به مناسبت 8 مارس روز جهانی زن

شرایط اقتصادی و اجتماعی زنان، نقش سرکوبگر اسلام وبرخورد سازمان-ها و گروه-های چپ

 

مرجان افتخاری

مارس 2007

 

.کنار گذاشتن مذهب از تمام بنیاد-های جامعه مدنی اولین و مهمترین گام در زمینه از بین بردن شکاف-های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی است. بدون در نظر گرفتن این موضوع که مذهب امری خصوصی و شخصی است و بدون جدا سازی کامل این هیولای تحقیر و تحمیق از دستگاه دولت هر پیشنهادی و یا هر راه حل دیگری راه به نا کجا آباد است.

 

8 مارس روز جهانی زن را در حالی بر گذارمیکنیم که مردم کشور ما در شرایط بسیار حساسی بسر میبرند. از یک طرف خطر حمله احتمالی امپریالسیم آمریکا و سایر کشور-های امپریالیستی تحت پوشش پروژه هسته-ای و از طرف دیگر مردم کشورمان با رژیم ارتجاعی اسلامی روبرو هستند که علاوه بر فشار-های اقتصادی، بیکاری، گرانی، فقر و فلاکت بصورتی دائمی مورد سرکوب شدید، زندان، شکنجه و اعدام قرار دارند.

 

سیاست-های تجاوز گرایانه امپریالیستی در عراق و افغانستان، کشتار و قتل عام  مردم بی پناه توسط تروریستهای اسلامی، سرکوب و زندانی کردن کارگران، فعالین سیاسی و روشنفکران در رژیم جمهوری اسلامی بیان گر منافع و سیاست-های مشترکی است که همه مردم، کارگران، زحمتکشان، دانشجویان، معلمان و روشنفکران را در منطقه مورد هدف قرار داده-اند. در یک چنین شرایطی روز جهانی زن را باید به مبارزه علیه سیاست-های نظامی امپریالیستی، علیه ارتجاع و تروریسم اسلامی تبدیل کنیم و از همه نیرو-های صلح دوست و ضد جنگ در سطح جهان، اتحادیه-های کارگری، سازمان-ها و احزاب مترقی بخواهیم در این راه با ما هم گام و هم صدا شوند.

 

تردیدی نیست که شرایط و وضعیت زنان در سراسر دنیا باعث نگرانی سازمان-ها و گروه-هائی است که در زمینه حقوق زنان فعالند. فشار-های اقتصادی، بیکاری، خشونت، تجاوز، کشتار،فحشا، الکلیسم و اعتیاد زنگ-های خطر را در سراسر دنیا به صدا در آورده اند. طبیعتا در کشور-های جهان سوم و یا در حال توسعه، زنان در شرایط دشوارتری زندگی میکنند. در اکثر کشور-های آفریقائی بدلیل قرن-ها استعمار و غارت ثروت ملی، جنگ-های داخلی، بیخانه مانی، آوارگی، فقر و گرسنگی که پدیده-هائی دائمی هستند، کودکان و زنان بیشتر در معرض خطر قرار دارند. بطور کلی، خطر مرگ هزاران انسان، بویژه زنان کودکان در چاد و درافور نمونه عینی شرایط  فاجعه آمیزی است که به مردم این مناطق تحمیل شده است.

 

در کشور-های عربی، افغانستان و ایران زنان نه تنها قربانی سیستم، مناسبات و روابط سرمایه داری هستند، بلکه زیر فشار روابط فرهنگی فئودالی و قوانین ضد انسانی مذهب اسلام هم کمر خم کرده-اند. در این کشور-ها قوانین عقب مانده فئودالی و ارتجاعی اسلام نقش کاملا سرکوبگری در زندگی اجتماعی و شخصی همه مردم بویژه زنان دارد. در قرن 21، در اوج تغیر و تحولات ایدئولوژیکی و پیشرفت-های تکنولوژیکی دنیای امروز در کشور-های اسلامی شاهد گسترش خرافات مذهبی، تحقیر و تحمیق انسان-ها بویژه زنان هستیم.

 

در حالی که در کشور-های دیگر، شکاف–های جنسی بین زن و مرد لااقل در سطوح قضائی، اجتماعی و فرهنگی در حال تقلیل هستند، در کشور-هائ اسلامی تبعیض جنسی و فرهنگ مردسالارانه گسترش یافته و قوانین عقب مانده و واپسگرای 1400 سال پیش در زندگی خصوصی و اجتماعی مردم سایه افکنده است.

 

واقعیت این است که در طول 28 سال مردم ایران و بویژه زنان، بطور عینی و عملی در روند زندگی روزانه به خشونت و بربریت اسلام و اساسا نقش دین در دستگاه دولت پی برده-اند. آنان در عمل به این نتیجه رسیده-اند که همه مذاهب بویژه اسلام سد و مانعی هستند در مقابل رشد فکری، سیاسی، اجتماعی و آزادی انسان-ها. آنها به تجربه این نتیجه رسیده-اند که دین امری شخصی است و باید از دستگاه دولت و سیستم سیاسی کشور کنار گذاشته شود، و در این راه مبارزه-ای هر چند سخت و دشوار را در پیش گرفنه-اند و تا کنون بهای سنگینی را برای آن داده-اند.

 

شرایط اقتصادی زنان در ایران

 

بدون تردید، حضور زنان و فعالیت آنان در عرصه–های اقتصادی، یعنی در تولید اجتماعی و مناسبات تولیدی همیشه یکی از فاکتور-های رشد اقتصادی جامعه محسوب میشود. از طرف دیگر استقلال اقتصادی زنان می تواند یکی از دلائل مهم و اصلی تغیر و تحولات اجتماعی و فرهنگی باشد. اگر نگوئیم که استقلال اقتصادی زنان تنها عامل مبارزه علیه فرهنگ و سنت-های پوسیده گذشته است ولی به جرات می توان گفت که مهمترین فاکتور مبارزه در این راه است. شرکت مستقیم زنان درتولید اجتماعی نه تنها نظم و تقسیم کار نوینی را ایجاد می کند بلکه روابط و مناسبات اجتماعی تازه-ای را پایه گذاری میکند که با سنت-های گذشته کاملا متفاوت است. بر همین مبنا و در همین راستا است که برابری حقوق زنان در تمامی عرصه-های زندگی بطور جدی مطرح میشود. تقریبا در سراسر دنیا، با توجه به شرایط اجتماعی، مبارزه-ای پیگیر برای به رسمیت شناختن برابری حقوق زنان و رفع شکاف-های جنسی در تمامی زمینه-های اقتصادی، و طبیعتا سیاسی و اجتماعی در جریان است .

 

در کشور-های پیشرفته صنعتی، علیرقم به رسمیت شناختن برابری زن و مرد از نظر حقوقی و قضائی، علیرقم وجود سندیکا-ها که از حقوق مزد بگیران ( زن و مرد) دفاع میکنند و با وجود احزاب سیاسی مدافع این برابری، زنان قربانی تبعیض جنسی کاری هستند. برای روشن-تر شدن شکاف-های اقتصادی، به تحقیقات آماری فورم اقتصاد جهانی که در سال 2005 انجام شده اشاره میشود. این تحقیفات در بین 115 کشور جهان بعمل آمده که ایران در رتبه 108 قرار گرفته است. برای مقایسه شکاف-های اقتصادی و کاری چند کشور مختلف، اروپائی، آمریکای لاتین، آسیائی و کشور-های خاورمیانه-ای با تفاوت-های تاریخی و فرهنگی، انتخاب شده اند (1)

 

 

 

مشارکت نیروی کار

%

در آمد روزانه برای کار برابر به دلا %ر

 

مدیریت و کادر-ها

%

کارکنان فنی و حرفه-ای

%

 

کشور

رتبه

زن

مرد

زن

مرد

زن

مرد

زن

مرد

فرانسه

70

48

61

20.64

35.12

7

93

40

60

آلمان

5

51

66

19.53

36.26

36

64

50

50