بازگشت به صفحه اول

مقالات

اطلاعيه ها

صفحات ويژه روزنه

آرشيو شماره هاى قبل

سايتهاى ديگر

گوناگون - شعر و ادبيات

 

 

 

 

گروه سیاسی اپوزیسیون در درون حزب

 

در مورد پاسخ رفقای فراکسیون به هیئت دبیران حزب

 

رفقای فراکسیون، در پاسخ به نامه مورخ ١١ مارس من ادعا کرده اید که به شما اتهامات بی پایه زده ام و مفاد نامه من فاقد دلیل و سند است. اما صرفنظر از اینکه من چه نوشته ام و شما چه جوابی داده اید، جواب شما را جمعی از کارگران یکی از کارخانه های تهران داده اند که نوشته اند دیگر تحمل دیدن برنامه های تلویزیونی رفیق علی جوادی را ندارند و آنرا خاموش میکنند. بنظرم نامه این رفقا بطور ابژکتیو بیش از هراستدلالی توضیح میدهد که رفقای فراکسیون کجا ایستاده اند، رابطه شان با حزب چگونه است، مبلغ حزبند یا مخالف آن، با حزبند یا مقابل آن.  کافی است کسی در جلسات علنی شما شرکت کند یا پای برنامه های تلویزیونی شما بنشیند تا همان احساس رفقای آن کارخانه در تهران را پیدا کند و متوجه حقانیت همه نکات نامه من بشود. با اینهمه لازم است به برخی نکات پاسخ شما اشاره کنم.

 

١- فعالیت ضد حزبی فراکسیون

 

رفقا از هیچ تلاشی برای تبلیغ علیه حزب و رهبری آن کوتاهی نکرده اند. اجازه بدهید چند نمونه را ذکر کنم:

-   رفیق آذر ماجدی در جلسه علنی پالتاک  میگوید در حزب کمونیست کارگری "اجازه نمیدهید که حتی کسی اسم از منصور حکمت ببرد. این چه ترندی است که در حزب کمونیست کارگری باب میشه که نام بردن از منصور حکمت با اعتراض روبرو میشود. مدتی است این توی حزب داره راه میفتد. هشدار هم داده ام قبلا"

  این همان بحث کذائی منصور حکمت زدائی  است که رفیق آذر ماجدی قبل از پلنوم 26 نوشت و نوید بشارت در اولین لجن نامه اش تکرار کرد  و حالا   این بار از زبان  مقام  بنیانگزار فراکسیون  دوباره تکرار میشود.

- رفیق علی جوادی در نشریه فراکسیون مینویسد که در حزب کمونیست کارگری دفاع از سوسیالیسم و دستاوردهای طبقه کارگر ممنوع شده است، و  رفیق آذر مدعی است رهبری حزب در حزب ارعاب ایجاد کرده است.

-        در بیانیه تان اعلام میکنید " اقدام پلنوم بمنظور کنار گذاشتن ما از ارگان دفتر سیاسی  اقدامی سازمان یافته  بود. اقدامی بود که از پیش از برگزاری انتخابات دفتر سیاسی پیرامون آن بحث صورت گرفته بود".

-        و رفیق آذر مینویسد: "رای ندادن به این رفقا (یعنی رفقای فراکسیون در پلنوم ٢٧) سازمان یافته بوده است. توی حزب ما هیچوقت کمپین کردن برای فرد نبوده است این تصمیم جمعی گرفته شده است. بغیر از اعضای فراکسیون و دو رفیق دیگر بقیه رای به کنار گذاشتن این رفقا دادند این اتفاقی نیست".

 

از این موارد بسیار است اما فکر میکنم همین حد کافی باشد. اینها نمونه های بارز افترا و اتهام زنی به حزب و رهبری حزب است.  هر یک از این  موارد به تنهائی برای  نشان دادن عمق دوری شما از حزب و ضدیتان با حزب کفایت میکند.

  

 

٢- مساله اسماعیل مولودی

 

اعتراض کرده اید که چرا گفته ام برخوردهای حمایت آمیز و توجیه گرانه بعضی ار رفقای تشکیل دهنده فراکسیون به عملکرد ضد حزبی اسماعیل مولودی و تمجیدها و به عرش اعلی رساندنهای او یک موضع حقوقی نبوده است، بخاطر عشق به حقوق فردی و دفاع از برائت و حرمت افراد نبوده است، بلکه از یک موضع سیاسی مشترک نشات میگرفته است. آیا حقیقت جز این است؟  آنچه شما امروز علیه حزب میگوئید و بر قلم جاری میکنید از نظر مضمون چه تفاوتی با لجن نامه های اسماعیل مولودی دارد؟ جملات رفیق آذر حتی شورتر از آنچیزی است که اسماعیل مولودی درمورد  حزب و منصور حکمت زدائی و غیره نوشته است. نمیتوان هم از نوید بشارت در اتهام زنی به حزب سبقت گرفت و  هم از اینکه  مضمون نظرات برخی از رفقا را با نظرات نوید بشارت مقایسه کرده ام ناراحت شد.

   

٣- علنی کردن سند درونی

 

میگوئید "انتشار نتیجه رای گیری در مورد قرار "برسمیت نشناختن" فراکسیون کاملا بر مبنای توصیه رسمی دبیر کمیته مرکزی در پلنوم ۲۷ صورت گرفت. رفیق حميد تقوائى اعلام کرده بود که این قرار علنی است". این مغلطه است. دوستان عزیز، قرار علنی است و نه گزارش رای گیری دبیر به کمیته مرکزی در مورد قرار! حتی اگر در این مورد نظر دیگری داشته باشید حق ندارید یک سند داخلی را علنی کنید. ارگان تصمیم گیری در مورد علنی کردن سند داخلی یک کمیته خود آن کمیته و دبیر آنست و نه هر عضو کمیته به تشخیص خودش!     

 

٤- فعالیت مستقل در جامعه

 

میگوئید "ما تحت عنوان فراکسیون اتحاد کمونیسم کارگری هیچ فعالیت مستقل سازمانی را دنبال نمیکنیم". این ادعا بیشتر به یک شوخی شبیه است. اولا بحث بر سر فعالیت سیاسی مستقل در  جامعه است و نه فعالیت مستقل سازمانی. هر فراکسیونی میتواند و اساسا تشکیل میشود تا فعالیت مستقلی داشته باشد اما همه نکته اینست که این فعالیت برای قانع کردن حزب و بدست گرفتن رهبری حزب صورت میگیرد و نه برای پراتیک خط خود در جامعه. برای این کار باید حزب دیگری درست کرد. رفقا تحت نام فراکسیون عملا این حزب دیگر را درست کرده اند.

 

نمونه هائی از فعالیت مستقل رو بجامعه رفقای فراکسیون:

-  فراکسیون رسما فراخوان ایجاد کانونهای همبستگی با جنبش کارگری را میدهد. با امضای فراکسیون خطاب به معلمان فراخوان میدهد، درمورد هشت مارس به بخشهای مختلف مردم فراخوان میدهد، قطعنامه صادر میکند و از اتحادیه ها برای آن امضا جمع میکند و در نشریه خودش بچاپ میرساند و ...!

 

- فراکسیون طرحهای رد شده در دفتر سیاسی را  بعنوان سیاست خود اعلام و تبلیغ میکند و در دستور کار خودش قرار میدهد.         

 

- رفیق نسرین رمضانعلی در یک جلسه پالتاکی فراخوان هشت مارس حزب برای برداشتن حجاب را با کشف حجاب رضاشاه مقایسه میکند و ادعا میکند که مشکل مردم فقر است و نه حجاب! 

 

       

همه این نوع فعالیتها  معنائی جز این ندارد که  رفقا تحت نام فراکسیون یک گروه سیاسی دیگری درست کرده اند. اگر آنطور که رفقا ادعا میکنند این فعالیت ها فعالیت فردی برخی از اعضای فراکسیون بود آنوقت این رفقا فعالیت های خود را در هماهنگی با حزب، در تبادل نظر و همفکری و سوخت و ساز سیاسی با حزب پیش میبردند و اگر خبر و گزارشی از پیشرفت کار خود داشتند بدوا حزب را در جریان قرار میدادند.

 

- رفیق  خسرو دانش از اعضای رهبری فراکسیون در نامه اعلام پیوستن به فراکسیون که در نشریه فراکسیون چاپ شده است میگوید "جهت ادامه فعالیت های حزبی خود به فراکسیون می پیوندم". معنی این اعلام موضع خیلی صریح و روشن است. فراکسیون یک گروه مستقل سیاسی است و کسی که به آن میپیوندد منبعد فعالیت های خود را از طریق آن به پیش میبرد نه از طریق حزب، بعبارتی ایشان منبعد عضو فراکسیون است نه حزب.   

 

رفقای عزیز، برای نشان دادن تمایزات و نقد سیاست های رهبری حزب و متقاعد کردن بقیه حزب احتیاجی به کار رو به جامعه نیست. اگر هدفتان اقناع حزب به خط و سیاستهایتان بود باید مستقیما همین کار را میکردید. بیانیه میدادید نقد میکردید و تلاش میکردید با بحث و پلمیک بقیه را متقاعد کنید. صرف ایجاد فراکسیون مجوزی به کسی نمیدهد که پراتیک مستقلی را در جامعه به پیش ببرد. حزب "تعدد عمل" نه کمکی به تبدیل حزب به حزب سازمانده میکند نه اساسا چیزی از حزب باقی میگذارد. شما مشغول بحث و پلمیک نیستید دارید خط خودتان را در جامعه پراتیک میکنید. این انحلال طلبی صرف است. هرچند انحلال طلبی توصیف لطیفی برای این نوع رفتار با حزب است.

 

٥- تبلیغات جنگ سردی

 

رفقا شما رهبری حزب را به انواع جرمهای "کلاسیک" بورژوازی علیه کمونیستها  متهم میکنید، و موقعی که به شما میگویند این همان تبلیغات جنگ سردی است شروع به سفسطه میکنید. مینویسید که تبلیغ جنگ سردی به آن دسته از تبلیغاتی اطلاق میشود که گناه کمونیسم روسی و تجربه تلخ استقرار سرمایه داری دولتی در شوروی و شکست انقلاب اکتبر و مشخصا اقدامات استالین را به پای کل کمونیسم مینویسند! آیا واقعا رفقا همینقدر از تبلیغات جنگ سردی اطلاع دارند؟!  آیا هنوز هم بورژوازی برای کوبیدن کمونیستها به همین نوع تبلیغات متوسل نمیشود؟! شما با این اتهامات حزب را به فساد متهم کرده اید.  بدون اینکه نیازی به سند و مدرک داشته باشید. اینها را البته ششماه قبل هم نوشته بودید، قبل از نوید بشارت نوشته بودید و الان هم دارید میگوئید. در پاسخ به هیئت دبیران مدعی میشوید که دارید عملکرد برخی از اعضای رهبری را به نقد میکشید، اما فرض کنیم طبق ادعای شما عملکرد برخی رفقا این چنین بوده است، پس چرا بی نام و نشان مینویسید؟ این بخشی از رهبری چه کسانی هستند؟ این اشباح کیستند که ارعاب میکنند، دهانها را میبندند و مخالفین را تلویحی پلیس معرفی میکنند تا صدایشان را خفه کنند؟

١١ سال قبل منصور حکمت در پاسخ به دو نفر از رفقای حزب کمونیست کارگری عراق که با رهبری آن دوره اختلاف نظر داشتند و از ترمهائی مانند سرکوب مخالفین و اعمال دیکتاتوری استفاده کرده بودند نوشت:

"اتهامات تشکيلاتى‌اى که به "رهبرى" ميزنيد (سرکوبگری وغيره)، اتهامات سنگينى است. سرکوبگرى و استفاده از ابزار تشکيلاتى عليه مخالفين سياسى، در سنت ما مردود و محکوم است. کسى که اين روشش باشد جايش در جنبش ما نيست. اما دقيقا به همين دليل هيچکس نميتواند سهل‌انگارانه چنين اتهاماتى به رفقاى حزبى، چه بالا چه پايين، وارد کند."

 

و در همان نامه نوشت:

 

"رفقاى عزيز، اين تصادفى نيست که در هر تلاقى و کشمکش جناحها در احزاب چپ، در طول دهها سال، اتهام "سرکوب مخالفين و اِعمال ديکتاتورى" به رهبرى اين سازمانها زده شده است. اين اتهامات را چه قبل از جنگ سرد و چه بويژه در طول آن، بورژوازى و غرب مخصوص احزاب چپ و کمونيست تهيه کرده‌اند. در مواردى شايد اين اتهامات صادق بوده است. اما علت رواجش اين نيست. اين تصويرى است که راست با آن مردم را از چپ ميترساند. اين يکى از سلاحهاى مهم در زرّادخانه ضد کمونيستى بورژوازى است."

 و این زرادخانه امروز از جانب  فراکسیون مجددا به کار افتاده است!

 

در خاتمه

رفقا، شما یک گروه سیاسی مستقل و اپوزیسیون در درون حزب درست کرده اید.  حزب این وضع را تحمل نمیکند. هیچ حزبی این را تحمل نمیکند.

  

رهبری حزب در جلسات حزبی و علنا و صریحا گفته است که کسی را بخاطر ایجاد فراکسیون مورد برخورد تشکیلاتی قرار نمیدهد اما شما به عنوان کادرهای حزب موظفید موازين حزبی را اکیدا رعایت کنید. هیئت دبیران بخاطر نقض اصول وموازين حزبی به شما  اخطار لازم را داده است. شما از اینهم حربه تازه ای برای "افشاگری" جنگ سردی  علیه حزب میسازید. این جای تاسف است اما ما یکبار دیگر هم تاکید میکنیم که حزب این رفتارها را تحمل نخواهد کرد. ساختن حزب موازی حزب و اتهام زنی ها را تحمل نمیکند. جای این حرفها در این حزب نیست. حتی یک موردش هم تحمل نمیشود. ولی شما متاسفانه پرونده سنگینی از این رفتارها دارید.

 

اصغر کریمی

رئیس هیئت دبیران حزب کمونیست کارگری ایران

٢٥ مارس ٢٠٠٧

 

سایت حزب  www.wpiran.org  سایت روزنه     www.rowzane.comنشریه انترناسیونال  www.anternasional.com 

سایت کانال جدید www.newchannel.tv     سايت سازمان جوانان کمونيست   http://www.cyoiran.com/

 آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk

تلفن و فاکس برای تماس با حزب      Tel:0044-7779898968  Fax: 0044-8701 351 338

 


بازگشت به صفحه اول