|
|
|||||||
|
|
مروري بر رويدادها
عبدل گلپريان
16 آذر
در آذر ماه 85 امسال، اتفاقات قابل توجهي در دانشگاههاي کشور به وقوع پيوست که مرور و بررسي آنها از اهميت زيادي برخوردار است. برگزاري مراسم و برنامه هاي 16 آذر چه قبل و چه بعد از آن، با شعارها و پلاکارتهاي يکدست و يک شکل و حتي در يک اندازه، با رنگ سرخ و مضامين آزادي برابري، گوياي قدرت و توان چپ در دانشگاه و انعکاس خواست و مطالبات جامعه بود. اين حرکت مصمم و آگاهانه توانست اميد به آينده بهتر را بيشتر ترسيم کند. 16 آذر امسال انعکاس تلاش و مبارزات روزمره جامعه، تلاش و فعاليتهاي چپ در جامعه و در راس آن حزب کمونيست کارگري براي بزير کشيدن رژيم اسلامي و سازمان دادن يک جامعه آزاد و مرفه است. تعرض سرخ 16 آذر فضاي وحشت و پليسي دانشگاهها را شکست. 16 آذر امسال اين واقعيت را اثبات کرد که تنها روي آوري به سوسياليسم پاسخ بجا و درست به توحش و بربريب رژيم اسلامي است. 16 آذر بسياري از سدها را در قدم پيش گذاشتن براي تعرضات بيشتر عليه رژيم در نورديد و آنرا وارد فاز جديدي کرد. همزمان و در کنار اين حرکتهاي درخشان، هو کردن و سوزاندن عکسهاي احمدي نژاد، آبرو باختگي هر چه بيشتر سران حکومت در دانشگاهها، شکستن فضاي رعب و وحشت را بخوبي نشان داد. اين تلاشها و اين جسارت ها مي تواند و بايد تداوم و گسترش يابد. در پرتو وسعت بخشيدن به چنين تعرضاتي است که ميتوان فضاي جامعه و محيط دانشگاه را اندکي امن تر و قابل تحملتر کرد. اما اين تنها قدم اول است. تصوير و سيماي چپ در 16 آذر را ميتوان و بايد برجسته تر و قدرت مندتر در هر مناسبتي نظير 8 مارس، اول مه، روز جهاني کودک و ديگر حرکات اعتراضي در جامعه نشان داد. تقويت و گسترش فضاي سرخ و سوسياليستي در جنبشهاي اجتماعي، جنبش کارگري، دانشجويي، زنان و کودکان نه تنها رژيم را قدم به قدم به طرف سرنگوني سوق خواهد داد بلکه اين توان را خواهد داشت که جامعه تشنه انقلاب را در مقابل سناريوي سياه و خطر ناسيونالستي و قوم پرستي واکسينه کند.
بحران ناسيوناليسم کرد
حزب دمکرات کردستان ايران بعد از مدتها دست و پنجه نرم کردن با اختلافات دروني اش، سر انجام دچار انشعابي مرگبار شد. بخشي از آن در 15 آذر85 رسما جدايي خود را از اين حزب اعلام کرد. روايات مختلفي از علت اين انشعاب وجود دارد از جمله رقابت و جنگ قدرت، مسائل درون تشکيلاتي و غيره که البته چنين دلائلي يکي از خصوصيات و خصلتهاي هر روزه احزاب ناسيوناليست کرد است. اما اکنون که گرد وخاکها اندکي فروکش کرده است، برخي از سخنگويان هر کدام از جناحهاي انشعابي علت اصلي اين بحران را همان دلائلي که ما بارها عنوان کرده ايم بر شمرده اند. آنچه که زمينه هاي اصلي اين بحران و اين انشعاب را شکل ميداد، شکست سياستهاي آمريکا در منطقه و قدرتگيري چپ در جامعه است. حزب دمکرات با اميد به روزي که همچون هم مسلکانش در کردستان عراق، افتخار به فقر و تباهي کشانيدن مردم کردستان ايران را بدست بياورد، در انتظار عراقيزه کردن ايران لحظه شماري مي کرد تا در پرتو به سيه روزي کشانيدن مردم و در زير سايه نيروهاي نظامي آمريکا به نان و نوايي برسد. اين حزب که تمام افق و اميدش را به تهاجم نظامي آمريکا گره زده بود، بدنبال انتخابات اخير در آمريکا و فروکش کردن حمله نظامي به ايران، غده اش ترکيد و تمام آرزوهاي ديرينه اش بر باد رفت. آخر و عاقبت احزاب ناسيوناليسم کرد همين است. ما بارها گفته بوديم و تاکيد کرديم که احزاب ناسيوناليسم کرد از آنجا که به اهداف و آرزوهاي جامعه امروز کردستان نامربوط و بيگانه هستند، لذا افق و استراتيژيشان تنها و تنها اميد بستن به سياست آمريکا و دولتهاي منطقه است. شرکاي ديگر حزب دمکرات نظير باند زحمتکشان که مدتي است با پادوي اتحاديه ميهني و کمک مالي آن نفس مي کشد نيز از اين اتفاق جان سالم بدر نبرد. اين دسته از جريانات ناسوناليسم کرد، اکنون که تا حدودي سايه حمله و تهديد نظامي آمريکا کاهش پيدا کرده است، بشدت عصباني هستند تا جاييکه اميدها را در ميان آنها به ياس تبديل کرده و حزب دمکرات را به اين روز انداخته است. اما بايد اين را در نظر داشت که اين احزاب ناسيوناليست و قومپرست اگر بيشتر از اين هم دچار بحران و متلاشي شدن گردند، همچنان مانند ويروس و در شرايط ديگري يک خطر جدي براي مدنيت جامعه هستند که بايد جامعه را در مقابل اينها بيش از اين واکيسنه کرد.
|