|
|
|||||||
|
|
در مورد کارگران فصلي مصاحبه ايسکرا با يدي محمودي
عبدل گلپريان: يدي محمودي آيا بنظر شما آماري در مورد کارگران فصلي که از کردستان سالانه به ديگر شهرهاي ايران مي روند وجود دارد و اصولا اين کارگران در چه شهرهايي و در چه بخشهايي بکار مشغولند؟
يدي محمودي: آمار خاصي در مورد کارگران فصلي وجود ندارد، اما قطعا دهها هزار از کارگران کردستان سالانه براي مدتي بين دو تا هشت ماه در سال راهي شهر هاي ديگر مي شوند از جمله تهران و بندر عباس و در چند سال گذشته هم تعداد زيادي به شهر زلزله زده بم رفته بودندـ در مورد بخش دوم سوالتان بايد بگوئيم که کارگران فصلي بيشتر به کارهاي ساختماني، کار در کشتيها و کارهاي کشاورزي مشغولند ـ عبدل گلپريان: شرايط و موقعيت کارگران فصلي به لحاظ ( شرايط کار، دستمزد، امکانات ايمني کار در محل، چگونه است؟
يدي محمودي: شرايط کار کارگران فصلي بسيار وحشتناک است، سخترين کارها از جمله کارهاي ساختماني که هيچ قوانيني بر آن حاکم نيست را انجام مي دهند، کار درکشتيهاي بندر عباس و خالي کردن آن و بخصوص کار در سردخانه ها غير قابل تحمل است، کارهاي کشاورزي از جمله ميوه چيني و يا در فصل پائيز گردو جمع کردن که يکي از خطرناکترين کارهاست و سالانه چندين کارگر بدليل افتادن از بالاي درختان گردو کشته و يا بشدت مجروح مي شوند و کسي هم در مقابل آن مسئول و جوابگو نيست. کارگران فصلي گاهي اوقات تا ١۵ ساعت در روز مشغول به کار هستندـ دستمز يک کارگر ساده الان در تهران بين هفت تا ده هزار تومان است که با توجه به وضعيت تورم و گراني سر سام آور در ايران بخش بسيار زيادي از کارگران توان پرداخت کرايه خانه را ندارند و به همين خاطر اکثرا در آلونکها و يا همانجائي که کار مي کنند با کمترين امکانات زندگي مي کنندـ کارگران کمتر مي توانند در روز حتي يک وعده غذاي گرم بخورند و از ايمني محيط کار و بيمه هاي اجتماعي هم هچ خبري نيست ـ
عبدل گلپريان: در کارهاي فصلي که پروژه موقتي براي کارکردن است آيا ميتوان براي اين دوره کوتاه از کار، شاهد اعتراضاتي براي حقوق کارگري نظير افزايش دستمزد و يا ايمني محيط کار باشيم؟ چون در کارهاي فصلي از آنجا که عمر ثابت و با دوامي ندارد، عمدتا اين دو مطالبه بيشتر موضوعيت دارد. آيا مطالبات ديگري غير از اينها چه مي تواند باشد؟
يدي محمودي: متاسفانه کارگران فصلي با توجه به موقت بودنشان و اينکه حتي بسياري از آنها در همان چند ماهي که بکار مشغولند مجبور مي شوند چندين کار را عوض کنند شايد بشود گفت که جزو پراکند ترين بخشهاي طبقه کارگر ايرانند و به همين دليل هم کارفرمايان ريز و درشت به وحشيانه ترين شيوه آنها را استثمار مي کنند و حتي در بسياري موارد هيچ حقوقي را به کارگران پرداخت نمي کنند، اما با اين وجود قطعا هر ساله کارگران فصلي هم دست به اعتراضاتي مي زنند، اين اعتراضات هم بيشتر به پائين بودن سطح دستمزدها و ايمني محيط کار صورت ميگيرد. اما در مورد قسمت دوم سوالتان بايد بگويم که مشکلات کارگران اينقدر زياد است که اگر تشکلي داشتند قطعا ميشد ليست طولاني از مطالبات کارگران را ريز کرد و آنها را از حلقوم سرمايه داران و کارفرمايان بيرون کشيد، يکي ديگر از اعتراضات کارگران عليه اخراجهاست، کارفرمايان هر وقت تصميم بگيرند کارگران را اخراج مي کنند و با توجه به بيکاري وسيع فورا جاي آنها را با کارگران دور ميدانها پر مي کنند، بايد بگويم که کارگران فصلي در مواردي که سريعا کار ثابتي گير نياورند روزانه در دور ميدانها و چهار راهها ساعتها مي مانند تا کسي پيدا شود که آنها را به سر کار ببردـ
عبدل گلپريان: به عدم تشکل در ميان کارگران فصلي اشاره کردي آيا فکر نميکنيد که کارگران فصلي بتوانند مثلا تشکل کارگران فصلي فلان رشته يا چند رشته را براي دست يابي به خواسته هايشان ايجاد کنند؟ نظر شما چيست؟
يدي محمودي: قطعا تشکل براي کارگران فصلي نه تنها امکان پذير است بلکه بسيار حياتي هم هست، نمونه تشکلهاي کارگران کوره پزخانه ها بسيار گوياست، اگر چه تفاوتهايي بين کارگران فصلي کورپزخانه ها و بخشهاي ديگر وجود دارد اما موارد زيادي هم هست که کارگران فصلي ديگر بخشها با اتحاد خود توانسته اند کارفرمايان را وادار به عقب نشيني کنندـ در ميان کارگران فصلي کم نيستند فعالين کمونسيتي که به شرايط هر روزه خود اعتراض دارند و در همبستگي و مبارزه کارگران فصلي نقش ايفا کرده اند، اين کارگران بايد و مي توانند کارگران را حول خواسته هاي بر حق خود متشکل کنندـ مشخصا در تهران، دماوند، بندر عباس و اين اواخر هم در شهر بم مراکز بسياري هستند که هر کدام صدهها کارگر فصلي را به استخدام خود در آورده اند، در اين جور مراکز به آساني مي شود کارگران را جمع کرد، تشکل درست کرد و براي مبرم ترين خواستها از جمله اضافه دستمز، ايمني محيط کار و يا امکاناتي مثل خوابگاه و جلوگيري از اخراجها مبارزه کردـ يکي ديگر از موارد تلاش فعالين کمونيست مي تواند جلب حمايت و پشتيباني از ديگر کارگران فصلي و يا کارگران بخشهاي ديگر باشد، که به نظر من الان کارگران پيشرو مي توانند وسيعا عليه اخراج کارگران افغاني اعتراض کنند و با توجه به اينکه کارگران افغاني مقيم ايران هم مثل کارگران فصلي به سخترين کارها مشغولند و در بسياري موارد حتي در يک کارگاه و بخش با هم کار مي کنند اين امر مي تواند نيروي اعتراض و مبارزه کارگران فصلي را دو چندان کندـ شخصا در سالهايي که در تهران مشغول به کار بودم يکي از تلاش ما اتحاد با کارگران افغاني بود و يادم هست که در اول مه سال ١٣٦٢ ما در جاده کرج بيش از چهارصد نفر اول مه را جشن گرفتيم که بيش از هشتاد نفر آنها کارگران افغاني بودند و همين مسله عاملي براي ايجاد روابطي بسيار صميمي و گرم در ميان کارگران شده بودـ تشکل فصلي براي کارگران امکان پذير است و مي شود حتي براي چند ماه در سال هم شده تشکلهايي درست کرد، همانطوري که کارگران براي هر اعتصاب و اعتراض خود را سازمان مي دهند، براي چند ماه هم به راحتي مي شود تشکل ايجاد کرد و کارگران را حول خواسته ها جمع کرد، چون حتي کم نيستند کارگراني که ساليان متمادي با هم و دسته جمعي به محلي و شهري مي روند طوري که الان هر کدام از اينها صدها نفر را در دورو بر خود مي شناسند.
* * *
|