|
|
|||||||
|
|
این راهش نیست! (نگاهی به نوشته ی رفیق خسرو دانش در جواب به مصطفی صابر)
نوشته ی رفیق خسرو دانش در " نقد"(؟!!) نوشته ي رفيق صابر من را بر آن داشت که چند کلمه ای بنویسم. خیلی هم عجله داشتم! اما خوشبختانه یا متاسفانه کامپیوتر من از حال رفت! یعنی نمیدانم چه مرگش شد چهار روز تمام روشن نمیشد بدون اینکه عیبی داشته باشد!! تا بالاخره تصمیم گرفت روشن شود! اما هنوز هم عجله دارم چون حقیقتش وقت زیادی در طول روز ندارم که سر حوصله بخوانم یا بنویسم متاسفانه این یک عادت شده است، تقصیر من هم نیست؛ مگر اینکه بخواهم در مورد مطلب خاصی بنویسم، آن موقع مجبورم که بیشتر وقت بگذارم و همین نیز باعث میشود که برای خواندن مطالب دیگر وقت نداشته باشم. بهر حال همین ابتدا از رفیق خسرو عذر میخواهم که نوشته من چندان عمیق نخواهد بود و بحث تئوریک هم نخواهد بود، چون نتوانستم نوشته های رفیقمان را کامل بخوانم اما تا همینجا معلوم است که خسرو حرف زیادی برای گفتن دارد و به قول خودش در افزودهای به کمونیسم کارگری دارد که این بنوبه خودش کوششی عالی است؛ حال به درست و غلط بودن آن کاری ندارم. من اعتراف میکنم" ضعف شديد تئوريک" دارم ، برای همین هم فعلا وارد این مباحث نمیشوم و ظاهرا طبق متد برخورد خسرو وقتی به مصطفی صابر پیشنهاد میکند " بنظر من بهتر است شما دوره اي به مطالعه ي دقيق آثار مارکس بپردازيد و در عرصه ي تئوريهاي منصور حکمت نيز کامل شويد، بعد از آن نوشته هاي مرا بخوانيد و نقد مسئولانه کنيد. وگرنه در حال حاضر يا ضعف شديد تئوريک داريد يا قصدتان نقد نيست و ميخواهيد بنظرخودتان با راههاي ناصادقانه جلوي رشد حرکت و بقول خودتان کشفيات مرا در حزب بگيريد." دیگر حساب من و امثال من روشن است. و من دقیقا به این جنبه از برخورد خسرو نقد دارم که به نظر میرسد به تئوریهای دست پیدا کرده که کسی یارای مقاومت و نقد آن نیست و حتی شیوه برخورد به نظراتشان را ایشان باید تعیین کنند ( به عنوان مثال خود رفیق ما را ارجاع میدهد به برخورد سیاوش دانشور با ایشان.) در مورد نشریه جوانان کمونیست بعنوان یک خواننده نظر را میگوییم که برخی مواقع من نیز برای آن مینویسم که چاپ شده و گاهی هم به صلاح دید سردبیر نشریه چاپ نشده؛راستش مصطفی صابر حق ندارد که سوای خط و مشی که برای یک نشریه سازمانی تعریف شده است حرکت کند که به نظرنمیکند، اما به عنوان سردبیر و به عنوان کسی که باید به همان سازمان جوابگو باشد میتواند و باید تصمیم بگیرید نوشته ای چاپ شود یا خیر. کما اینکه در مورد خود من دو سه باری پیش آمده که نوشته من چاپ نشده یا کوتاه شده. فقط در یک مورد که کوتاه شده بود با رفیق مصطفی صابر انتقاداتم را مطرح کردم که ایشان طی چندین ایمیل و سر حوصله به انتقادات من پاسخ داد که چرا کوتاه شده، در صورتی که میتوانست به عنوان سردبیر نشریه عنوان کند که من لازم دانستم که اینکار را بکنم. و همین برخورد صمیمانه اش من را قانع کرد که اگر نوشته ای دارم، که فکر میکنم به کار این نشریه نمی آید برای روزنه بفرستم، که حتی همین سایت هم میتواند منتشر نکند؛ وخودم وبلاگی ساختم که نظراتم را منتشرکنم، هر چند که مدت مدیدی است آنهم بدلیل نداشتن وقت به روز نشده. به رفیق خسرو پیشنهاد میکنم که چنین کند؛ برای همین عنوان کردن نشریه "خودشان" و یا بحث محدودیتهای نشریه خاص را این گونه عنوان کردن که این" ایدئولوژیستها هستند که به دیگران در حهت معین خود مجوز نقد و مبارزه تئوریک را میدهند" ،" مجادله کمونیستی وسیاسی" نیست، اتهام است. خواننده برای بیشتر درک کردن موقعیت نشریه جوانان به نوشته رفیق آرش سرخ در روزنه ارجاع میدهم. رفیق خسرو مدعی "نقد مدرن و صمیمانه" است که نوشته ایشان چیزی که در آن نیست همین صمیمت است مدرن بودن آنرا من نمی توانم قضاوت کنم!! رفیق خسرو رو به مصطفی صابرمیگوید: ” ميخواهيد بنظرخودتان با راههاي ناصادقانه جلوي رشد حرکت و بقول خودتان کشفيات مرا در حزب بگيريد. شما اگر از اين هراس داريد که من يک روزي به اروپا بيايم و ليدر حزب شوم و چيزي به شما نرسد، من اين اطمينان را همين الان بشما ميدهم چنانچه ليدر حزب شدم مقامها و پستهاي حزبي شما را از دستتان نگيرم. پس خيالتان راحت باشد." و در جای دیگر میخوانیم: "اگر نوشته ي مرا در نقد برنامه ي کمونيسم ايدئولوژيک انقلابي خوانده بودي اينهمه سماجت نميکردي. تا به اينها برسي خيلي فاصله است." و باز میخوانیم: " ..... از "کمونيسم عجله اي" و سرعتي استفاده کرده و از طريق تحريف نظرات طرف مقابل و سفسطه بازي تئوريک و جوسازيهاي کاذب و مسموم، ذهن خواننده را مغشوش کرده و (مصطفی) به نيت سياسي اش برسد. شما در نوشته تان آنچنان به سفسطه و تناقض گوييهاي تئوريک متوسل شده ايد که حدي ندارد." رفیق خسرو مدعی نقد مدرن و صمیمی و انتقاد کمونيستي است کجای این شیوه برخورد صمیمانه و کمونیستی من متوجه نشدم. در این مثلا نقد نوشته مصطفی صابر تماما این احساس به من دست داد که خسرو تحمل این را ندارد که نظراتش نقد شود. مصطفی صابر روش برخوردش در نشریه این بوده که خواننده را متوجه کند که خودش باید به قضاوت نهایی برسد او هر وقت مجادله ای با کسی یا نظری داشته در نشریه به طور کامل آورده و یا ارجاع داده به نوشته طرف مورد نظر تا خواننده در این مجادله با نظرات هر دو طرف آشنا شود. کاری که نیز با نوشته خسرو کرده؛ و من به عنوان یک خواننده بیشتر از پیش ترغیب شدم که نوشته های رفیق خسرو را بخوانم کاری که متاسفانه به خاطر همان کمبود وقت معلوم نیست کی به سرانجام برسد. مدتها ست که میخواستم که نوشته ی رفیق خسرو را بخصوص در بسوی سوسیالیسم را بخوانم اما نشده، نه به این خاطر که در نشریه ای منتشر شده که مربوط به حزب است بلکه مبحث که رفیق بدان پرداخته برایم جالب است، با مجادله ایشان و رفیق مصطفی در شماره 268 نشریه جوانان رغبت من بیشتر هم شده است و این را مدیون مصطفی صابر هستم که در برخوردهایش صداقت داشته که خواننده را مرتب ارجاع میدهد به متن مورد نقد. حال کدام "سفسطه بازي تئوريک و جوسازيهاي کاذب و مسموم" را رفیق خسرو میگویید من نمی فهمم. رفیق خسرو با این گونه برخورد به نوعی به من، خواننده نشریه جوانان هم توهین میکند که گویا هر چه مصطفی صابر بنویسد حرف آخر است و مو لای درزش نمیرود و ما هم چشم و گوش بسته منتظریم که مصطفی چه میگوید همان را تکرار کنیم. مصطفی صابر میگوید من با نظرات خسرو مشکل دارم و یادم نمی آید گفته باشد "شما خواننده هم این را از من قبول کن که اگر کشفیات خسرو در حزب جا باز کند من مقام را از دست میدهم! شما هم نظرات خسرو را نخوانید که از راه بدر میشوید!" آیا برای بحث با خسرو ابتدا مصطفی و هر کسی دیگری باید اول آمار بدهد که چقدر آثار مارکس یا انگلس یا لنین و یا منصور حکمت را خوانده است و درک کرده است و آن موقع باید" جسارت" کند، مثل رفیق سیاوش دانشور، وارد بحث با رفیق خسرو شود؟ این اصلا برخورد صمیمانه ای نیست، نشان عدم تحمل انتقاد دیگران، نشان عدم تحمل "جسارت" دیگران است. به این طریق نمیشود نظری را جا انداخت که "در افزودهای" من را بپذیرید. برای اینکار باید خیلی تلاش کرد و عمری را، زنده گی را، به پای آن صرف کرد. همانطور که مارکس و انگلس و لنین و حکمت کردند و هیچگاه نگفتند حرف آخر را ما زدیم و تمام شد؛ ویا اول منتقدین باید بروند کلی کتاب مطالعه کنند بعد به نقد ما برخیزند. نه ، بدین گونه کسی تئوریهایش ثابت نکرده و جا نینداخته که رفیق خسرودر پیش گرفته است. یاشار سهندی 9/8/85 |