|
انترناسيونال ۱۶۳
در حاشيه رويدادها
کاظم نيکخواه
باتلاق جنگ عراق
براي
دولتهاي بريتانيا و ايالات متحده جنگ عراق به باتلاق يا مردابي بدل شده كه
راه پس يا پيشي در چشم انداز مشاهده نميشود. نه براحتي ميتوانند از آن
بيرون بكشند و نه به موفقيت و پيشرفتي ميتوانند اميدوار باشند. اين واقعيت
بلبشويي را در ميان مقامات و اليت سياسي اين كشورها ايجاد كرده است. در
بريتانيا توني بلر ميگويد دولت اين كشور هيچ جدول زماني اي براي خروج از
عراق تعيين نخواهد كرد. اما "ژنرال دانات" فرمانده ارتش بريتانيا ميگويد
"ما بايد در آينده نزديك از عراق خارج شويم" او گفته است حضور نيروهاي
بريتانيايي در عراق اوضاع را بدتر كرده است. جان ريد وزير دفاع بريتانيا
نيز تعداد ٧٠٠ نفر از نيروهاي اين كشور را
بعنوان قدم اول از عراق
خارج كرده و گفته است اين كاهش تا ماه مه ادامه خواهد يافت. او گفته است
اين كاهش به اين دليل است كه نيروهاي ارتش عراق كه شمارشان به ٢٣٥ هزار نفر
ميرسد اكنون از عهده وظايف خود بر مي آيند و از روحيه قوي اي برخوردارند.
اما از سوي ديگر برخي از مقامات ارتش بريتانيا مخالف كاهش نيروهاي نظامي در
اين كشور هستند و ميگويند اين اقدام پيام غلطي را به بيرون ميدهد و ارتش
عراق در شرايط فعلي در وضعيت مناسبي كه بتواند اوضاع را كنترل كند قرار
ندارد. از سوي ديگر نتيجه يك نظرسنجي كه توسط روزنامه گاردين صورت گرفته
نشان ميدهد كه ٦١ درصد مردم اين كشور طرفدار خروج ارتش بريتانيا از عراق
هستند.
در مورد دولت بوش در آمريكا
وضعيت از اين هم بدتر است. دولت بوش بعنوان مسبب اصلي جنگ و خونريزي در
عراق زير فشار بيشتري از سوي مردم و رسانه ها و افكار عمومي است. از يك سو
مخالفت با ادامه جنگ در عراق به سرعت در آمريكا افزايش مي يابد و از سوي
ديگر در ميان سياسگزاران اين كشور انتقاد به سياستهاي بوش در عراق شدت
گرفته است. و اين در شرايطي است كه انتخابات ميان دوره اي در اين كشور
نزديك است و مساله جنگ در عراق به موضوع اصلي رقابتهاي انتخاباتي تبديل شده
است. اين روزها جرج بوش، رامزفلد، ديك چيني و كسان ديگري از سياسگزاران
آمريكا موفقيت در جنگ عراق را امكان پذير خواندند، اما آلبرتو فرناندز رئيس
بخش سياستگزاري آمريكا در امور خاور نزديك در مصاحبه اي در "تلويزيون
الجزيره" به شدت از سياست دولتش در عراق انتقاد كرد و گفت "ما در عراق با
تكبر و حماقت عمل كرديم". يك بحث داغ در رسانه ها و مردم آمريكا در اين
روزها مقايسه جنگ ويتنام با جنگ در عراق است. جنگي كه در آن ارتش آمريكا با
سرشكستگي بيرون رانده شد و جنايات بي سابقه و بيرحمانه ارتش آمريكا عليه
مردم ويتنام، جهان را تكان داد و اعتراضات گسترده اي را در سطح جهان دامن
زد.
واقعيت اينست كه تا آنجا كه به
معضل دولت و ارتش آمريكا و بريتانيا و متحدينشان مربوط ميشود، وضعيت در
عراق با وضعيت در ويتنام ميتواند قابل مقايسه باشد. اما تا آنجا كه به مردم
يعني قربانيان مستقيم جنگ مربوط ميشود مساله بسيار پيچيده تر است. يك چيز
را كه هيچكدام از طرفين اين بحث نميخواهند بروشني اعتراف كنند و چندان
مشغله شان نيست اينست كه در ويتنام اين فقط يك سوي جنگ بود كه مردم را
بيرحمانه و با آخرين تكنيكها كشتار ميكرد و آن ارتش آمريكا بود، اما در
عراق هردوسوي اين جنگ كثيف مردم اين كشور را در كوچه و خيابان نشانه ميروند
و با بيرحمي تمام كشتارميكنند. در ويتنام يك تك گزارش مستقل نيز از اينكه
ويتكنگها مردم را ترور و قتل عام كرده اند منتشر نشد. اما در عراق هردو سوي
اين جنگ براي كشتار هرروزه زن و مرد و كودكان مسابقه گذارده اند. مشغله
سياستگزاران آمريكا و بريتانيا نجات خود از مهلكه جنگ در عراق است كه خود
خلق كرده اند. اما براي بشريت متمدن مساله اينست كه چگونه ميتوان به ترور و
جنگ و كشتار هرروزه مردم پايان داد. ارتشهاي
اشغالگر
در عراق بايد از عراق
خارج شوند اما بي ترديد اين مساله جنگ و ترور و كشتار را در اين كشور خاتمه
نخواهد داد. رقابت خونين دستجات قومي و مذهبي و ترورهاي بي رحمانه در كوچه
و خيايان حتي با خروج اين ارتشها نيز ادامه خواهد يافت. و نتيجه آن ميتواند
تكه تكه شدن اين كشور به قلمروهاي نفوذ دستجات مافيايي اسلامي و قومي و ملي
و ادامه جنگ و كشتار مردم در ابعاد گسترده تري باشد. اين آن مساله مهمي
است كه در بحثهاي تند كنوني در كشورهاي غربي بر سر مساله عراق چندان مورد
توجه قرار نميگيرد. و اين كار مردم متمدن وشريف جهان است كه به معضل اصلي
يعني گرفتار شدن ميليونها مردم بي دفاع در ميان آتش جنگ ارتشهاي كشتار گر و
دستجات تروريستي فكر كنند و به مردم زجر ديده عراق براي خروج از اين وضعيت
كمك كنند. كشور عراق در بحراني عميق و تراژيك گرفتار شده است. راه حل
انساني ساده و كوتاه مدتي متاسفانه براي اين بحران مشاهده نميشود. اما راه
حل روشني وجود دارد. راه حل آن خروج ارتشهاي اشغالگر از يك طرف و خلع سلاح
دستجات جنايتكار و تروريست از سوي ديگر و ايجاد فضايي است كه مردم بتوانند
آزادانه در مورد سرنوشت و آينده خود تصميم بگيرند. اجراي اين كار دشوار و
سترگ و غول آسا، امر هيچكس جز مردم زجر ديده عراق و ميليونها مردم شريف
جهان نيست و نميتواند باشد. اين كار جبهه سوم يعني جبهه انسانيت است كه
فارغ از تنگ نظريهاي ناسيوناليستي و مذهبي با تمام قدرت اعتراض و مبارزه
خويش به تروريسم نظم نويني و تروريسم اسلامي و قومي نه بگويد، آنها و
دولتهاي حامي آنها را زير فشار مبارزه قدرتمند و بين المللي قرار دهد، و از
زندگي و حقوق انساني مردم عراق قاطعانه دفاع كند.
تصويب "طرح سامان دهي مد و
لباس" توسط مجلس اسلامي
اين هفته مجلس اسلامي كليات
طرحي بنام "طرح ساماندهي مد و لباس" را به تصويب رساند. اين طرح مدتها بود
در جريان بود و با مخالفتهايي در درون حكومت همراه بود و بعد از اصلاحاتي
در آن به تصويب رسيد و قرار است شوراي نگهبان آنرا بطور نهايي تاييد كند تا
بتواند جنبه اجرايي پيدا كند. در ماده اول اين طرح چنين آمده است "
به منظور حفظ و تقويت فرهنگي
و هويت ايراني - اسلامي، ارج نهادن تثبيت و
ترويج الگوهاي پوشش
ملي، هدايت بازار توليد و عرضه البسه و پوشاك براساس طرح ها و
الگوهاي داخلي و نيز
در جهت ترغيب عموم مردم به پرهيز از انتخاب و مصرف الگوهاي
بيگانه و غيرمانوس با
فرهنگ و هويت ايراني، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي مكلف است
جهت پي ريزي ساختار
مديريتي موضوع اين قانون كميته اي متشكل از يك نفر نماينده
تام الاختيار از
هركدام از وزارتخانه هاي فرهنگ و ارشاد اسلامي، بازرگاني و صنايع و
معادن و سازمان هاي
صدا و سيماي جمهوري اسلامي ايران و مديريت و برنامه ريزي كشور و
يك نفر نماينده از
كميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي تشكيل دهد"
در ادامه اين طرح تاكيد شده
است كه صدا و سيماي جمهوري اسلامي مكلف است طرحها و نمادها و پارچه هاي
مورد تاييد اين كميته را مورد تبليغ قرار دهد، وزارت فرهنگ و بازرگاني بايد
جشنواره ها و نمايشگاههاي ملي و بين المللي براي تبليغ اين طرحهاي ملي
اسلامي برپا كنند، از گسترش طرحها و مدهاي غربي جلوگيري كنند، دولت موظف
است به طراحان ايراني سوبسيد بدهد، طرحها و مدهاي اسلامي و ملي توليد شده
مورد حمايت قانوني قرار خواهند گرفت، و در آخر گفته شده است كه "نيروهاي
انتظامي جمهوري اسلامي ايران، وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشكي مكلفند از
فروش لباسهاي خارجي دست دوم كه به صورت قاچاق وارد كشور ميشود ممانعت بعمل
آورند"
اينكه دولت و مجلس در يك
كشور وظيفه خودش را اين تعريف كند كه براي مد ولباس زنان طرح تصويب كند، و
نهادهاي انتظامي را به اجراي اين طرح موظف كند، و زنان را به پوشيدن
لباسهايي با طرحهاي دولتي ملزم كند، پديده جالبي در اين قرن است. اما كسي
كه جمهوري اسلامي و اوضاع ايران را كمي از نزديك بشناسد از اين طرح تعجب
نخواهد كرد. روشن است كه اين دخالت دولت در خصوصي ترين جنبه هاي زندگي مردم
است. اما اين اولين بار نيست كه اين حكومت در نحوه لباس پوشيدن زنان و حتي
مردان رسما دخالت ميكند. اين حكومت با حجاب اجباري اسلامي وارد صحنه سياست
ايران شد. داستان حجاب اجباري اسلامي را همه مردم دنيا ميدانند. امروز اگر
اين طرح را با حجاب اجباري اسلامي مقايسه كنيد، متوجه ميشويد كه اين اعتراف
اين حكومت به شكست حجاب اسلامي است. حجابي كه دهها نهاد مسلح و نيمه مسلح
براي اجراي آن برپا شده اند و هرروز براي پياده كردن آن عليه زنان لشكركشي
كرده اند. ٢٦ سال جمهوري اسلامي يك محور مهم حاكميتش را تحميل حجاب اجباري
به زنان تعريف كرده و در اين جهت هزاران تن از زنان و دختران شلاق زده،
زنداني كرده و از مدرسه و دانشگاه و محل كار اخراج كرده است. حجاب اسلامي
نماد حاكميت اسلامي در ايران است. و هر خبرنگاري كه به ايران سري زده است
متوجه شده كه زنان در ايران عليرغم تمام فشارها و اسيد پاشي ها و تهاجم
دختران كثيف زينب و حزب اللهي ها و قمه كشان رنگارنگ، در برابر حجاب اسلامي
مقاومت ميكنند و جنگي در اين زمينه در جريان است. طرح اخير "ساماندهي مد و
لباس" اعترافي به اين جنگ و به اين مقاومت است. جمهوري اسلامي با اين طرح
رسما گامي از حجاب سياه و خاكستري و يك دست اسلامي عقب نشسته، رنگ و مد و
طرحهاي ملي و محلي لباس را وارد سياست رسمي خود كرده است. تا از يك طرف آن
واقعيتي را كه در خيابان ها قابل مشاهده است، يعني دهن كجي زنان به حجاب
اسلامي را لاپوشاني كند، و از سوي ديگر با اين طرح تقلايي تازه و مضحك را
به جريان انداخته است كه از طريق آن شايد بتواند روي آوري زنان و دختران به
تنوع لباس و رنگ و مد را كنترل كند و در چارچوبي قرار دهد كه با قوانين و
سنتهاي اسلامي در تقابل كامل قرار نگيرند. "عماد افروغ" نماينده تهران و
رئيس "كميسيون فرهنگي مجلس اسلامي" كه طراح اصلي اين طرح به شمار
مي آيد در مورد اين
طرح ميگويد "برخلاف تصورات القا كننده اي كه وجود دارد ما به استقبال تنوع
و تغيير مد ميرويم" و بعد اضافه ميكند "ما به دنبال تنوع هستيم در حاليكه
سرمايه داري مخالف تنوع و تكثر اجتماعي است زيرا سرمايه داري به دنبال
توليد انبوه و سود است".
مهم نيست كه اين حرف از جانب
اين شخص چقدر مضحك و مسخره است. نفس سخن گفتن اين جانوران عهد عتيقي از "
مد" و "طرح لباس" و "تنوع و رنگها" و سليقه ها، از جام زهري كه خميني نوشيد
برايشان تلخ تر است. اين گفتن غلط كردم از جانب مدافعان متحجر "حجاب واحد و
بي بروبرگرد اسلامي" در پيشگاه زنان است. روشن است كه نيرويي كه بسياري از
قوانين و مقدسات اين حكومت را به تمسخر گرفته و عملا بي خاصيت كرده است،
يعني جنبش آزادي زن در ايران، به طرحهاي مسخره و تحمليي اي مثل طرح كذايي
"ساماندهي مد ولباس" نيز گردن نخواهد گذاشت و همه را به زباله دان خواهد
ريخت. *
|