بازگشت به صفحه اول

اطلاعيه ها

مقالات

سايتهاى ديگر

آرشيو شماره هاى قبل

منتخبی از آثار منصور حکمت

 

 

 

 

انترناسيونال ۱۵۷

گفتگوي راديو شراره ها با مادر و پدر کبري رحمانپور و مينا احدي

 

توضيح: اين گفتگو را ناصر احمدي پياده کرده و در اختيار انترناسيونال قرار داده است. با تشکر فراوان از ناصر احمدي. انترناسيونال

سئوال: آقاي رحمانپور لطفاً بعنوان يک پدر خلاصه اي از احساستان را براي وضعيتي که براي دخترتان خانم کبري رحمانپور پيش آمده به شنوندگان ما بفرماييد.

پدر کبري: احساس يک پدر چي ميتواند باشد و قتيکه بچه اش ٧ سال توي زندان و زير اعدام است. ما به تمام دنيا چنگ زده ايم، فقط خواهش داريم که کمک کنند و اين بچه را نجات دهند. آيا با کشته شدن اين بچه آن خانواده تسلي پيدا ميکنند؟! من نميدونم! آيا دردي از آنها دوا ميشود؟! من نميدونم! بارها از آنها درخواست کرده ايم گفته اند که  عذر خواهي نکرده ايم. چه جور بايد عذر خواهي کنيم؟! ما راضي به اين امر نبوديم، اين مشکل پيش آمده و اين بچه گرفتار شده و به بدبختي انداختنش و به وضعي افتاده که ٧ سال توي زندان و زير اعدام و بلاتکليف است. حالا احساس يک پدر چه ميتواند باشد! درخواست و تمني دارم که بداد اين بچه برسند. من ٥٤ سالم است و عمرم را کرده ام و از من ديگه گذشته.

سئوال: شما زمانيکه با همسرتان کنار هم مي نشينيد و جاي خالي کبري را ميبيند بيشتر چه صحنه هايي از دوران کودکي را بياد مياوريد؟

پدر: براي پدر و مادر از بدو تولد تا آخر خاطره است. توي بيمارستان من ٢ شب بالا سر مادرش بودم تا بالاخره سزارينش کردند و بچه بدنيا آمد. اذان صبح بود و من خوشحال شدم و خدا را شکر کردم اما ديگر فکر چنين بدبختيهايي نميتوانست بذهنم بياد. وقتيکه بيرون پدر و مادران را با بچه هايشان ميبينيم آه ميکشيم و دلمان ميسوزد.

سئوال: خانم مينا احدي، اکنون کبري در چه وضعيتي است و چه اقداماتي صورت گرفته؟

مينا احدي: از نظر من وضعيتش خيلي خطرناک است و ما دوباره يکسري اقدامات بين المللي براي نجات کبري تدارک ميبينيم. خود کبري قرباني شرايط زندگي و فقر و نداري و سيستمي بوده که در ايران حاکم شده و ما زندگي و سرنوشت او را بزبانهاي مختلف دنيا ترجمه و پخش کرده ايم و و عکسش را در ابعاد هزاران عدد پخش کرده ايم و نامه هاي زيادي هم گرفته ايم و الان اسم و عکس او را بسياري از نهاد ها و دولتهاي سراسر دنيا ميشناسند بطوريکه فقط در کشورهاي اروپايي هزاران نفر طومار اعتراضي براي لغو اعدام کبري را امضا کرده اند. نجات کبري مخصوصاً از اين نظر براي ما بسيار مهم است که اسم و عکس خود کبري سمبلي براي مبارزه عليه اعدام شده است و هيچ دولتي حق ندارد انسانها را اعدام کند و انسانها مخالف اين هستند و در سراسر دنيا اعتراض ميکنند. الان که ميگويند خانواده مقتول بايد رضايت دهد. شخصاً با "همسر" قبلي کبري چند بار حرف زدم و همين ديروز هم با او و دوتا از برادرانش که در آمريکا هستند تلفني صحبت کرديم اما در مجموع همه شان طرفدار اعدامند لذا اکنون راه بسته شده و ما به مردم سراسر دنيا روي کرده ايم و ميگوييم که براي نجات کبري فقط ٢٠روز وقت مانده.

سئوال: آيا اگر خانواده مقتول رضايت دهند کار تمام ميشود و در غير اينصورت چه کانالهايي براي اقدام وجود دارند؟

مينا احدي: اينکه در چنين اتفاقاتي خانواده مقتول بايد تصميم بگيرد قانون قرون وسطي است که حکومت ايران حاکم کرده . ما فکر ميکرديم که برادران مقتول مخالف اعدامند ولي بعد از صحبت ديديم اينجور نيست. اکنون بنابر حرفهاي حکومت همه راه ها بسته شده و بنظرم تنها راه آمدن مردم به خيابان است که اعتراض کنند و بکمک کبري بشتابند. همان دولتي که تو زندان نگه داشته و رها نميکند با اعتراض مردم آزادش ميکند. ما قبلاً هم از اين کارها کرده ايم و ديده ايم که زمانيکه مردم در سرتاسر دنيا اعتراض ميکنند و دولتهاي مختلف دنيا اعتراض ميکنند و کميسيونهاي بشر و پارلمان اروپا و سازمان ملل اعتراض بکنند حکم را لغو ميکنند و ميتواند آزاد شود.

سئوال: آقاي رحمانپور شما براي آن خانواده که اين گفتگو را ميشنوند چه پيامي داريد.

پدر: من خواهش ميکنم بخاطر انسانيت و بشريت و هر چيزيکه به آن معتقدند از اين بچه بگذرند. ما نميگوييم کار خوبي کرده ولي بخدا قسم برادر اينها اين بساط را درست کرد و نامردي کرده که خودشان هم ميدانند. يک بچه مدرسه اي بيگناه را توسط آن خاله فريب دادند و قرصهاي خواب آور قرصهاي مختلف خوراندند و به اين بدبختي کشاندند و مصيبتها به اينجا رسيد. اصلاً چطور بگويم قابل توصيف نيست که! يک آدمي که قبلاً مأمور ساواک بوده با دروغ و ريا آمد و خود را مهندس کشاورزي جا زد. با خاله اش بچه را فريب دادند، گفت که ما برايت جواز و پاسپورت آمريکا ميگيريم و اينطوري مخ بچه را زدند و کبري را فريب دادند و وادارش کردند و تو روي من ايستاد و خودش را به اين دام انداخت و گرفتار کرد، منهم که يک کارگر بودم و صبح ميرفتم و شب ميامدم وقتي براي رسيدن نداشتم. اينها با قرص و دوا چه بلاهاييکه سر اين بچه نياوردند تا اينکه کارش را به اينجا کشاندند. آخه يک دختر بچه که فقط مدرسه ديده چه ميفهمد و چي ميداند آنوقت يک آدم دوره ديده ساواک ..!! چي بگويم آخه چه بگويم!! واقعاً چطور توضيح بدهم! نميدونم!!

سئوال: آقاي رحمانپور، آيا کبري را ملاقات کرده ايد؟ روحيه اش چطور است؟

پدر: من حدود يکسال است که بچه ام را نديده ام چون اگر کار نکنم نميتوانم زندگيشان را بچرخانم. تو جامعه ايران اگر يک روز کارت را ترک کني فردايش دو نفر گرسنه تر از خودت جا را ميگيرند ولي مادرش مرتب سرميزند. از روحيه او چيزي نمونده ، آخه يک بچه مدرسه ايکه يکسال هم در خانه آنها با بدبختي و فلاکتي بدتر از خودمان زندگي کرده و ٧ سال هم در زندان زير اعدام بوده ديگر چيزي برايش باقي نميماند که.

سئوال: اگر طبق گفته خانم احدي خانواده آنها رضايت ندهند تنها راه نجات اعتراض کردن به حکومت ميماند، آنوقت بنظر شما ماها که خارج از کشوريم چه ميتوانيم بکنيم؟

پدر : تقاضا دارم جلوي اين حکم بياستند چراکه قاضي ايکه حکم را داد در مقابل بچه من جبهه گيري کرد، چونکه همان روز اولي که رفتم تو دادگاه جلوي ٢٠ نفري که تو اتاقش بودند بمن دري وري گفت و توهين کرد منهم جوابش را دادم و گفتم آخه تو که وضع ما را نميداني و نميداني که چه بلايي سر ما آورده اند چرا پيش مردم دري وري ميگويي و آبرويمان را بيشتر ميبري! آخه بي فهم کي بتو گفته قاضي باشي! و اين مرد از همانجا بود که در قبال پرونده ما جبهه گيري کرد و کار را به اينجا کشاند. اگر پرونده بچه من را بررسي ميکردند و موشکافي ميکردند ميديدند که واقعاً و وجداناً مقصر نبود. شما اگر با کسي حرفتان بشود و از دماغش خون بيايد سعي ميکنيد يکجوري سرو ته قضيه را حل کنيد و برويد، چطور ميشود که يک بچه اي يکي را بکشد و بعد هم خونسرد و راحت بماند. اين اگر جنون نباشد و ديوانگي نباشد پس چه ميتواند باشد.

سئوال : خانم احدي آيا طبق قوانين جمهوري اسلامي بلحاظ قضايي اين امکان هست که قاضي ديگري مسئول اين پرونده شوند؟

مينا احدي: ابداً. اين راهها ديگر بسته هستند و قانوناً هم در آن حکومت چنين امکاني وجود ندارد. بهر حال سيستم قضايي آنجا موضوع ديگري است که در فرصت ديگري ميتوان به آن پرداخت. مسئله سر اينست که با وجود اعتراضات بين المللي و با وجود نامه هاي زيادي که گرفته ايم و باوجود اينکه هزاران نفر گفته اند و امضا کرده اند و حتي تو ايران هم به موضوع مهمي تبديل شده (که از خود آقاي رحمانپور هم ميتوانيد بپرسيد که چطور روزنامه ها در باره اش نوشته اند و چطور مردم از آزادي کبري استقبال ميکنند و چطور خانواده کبري تو حلقه محبت مردم زندگي ميکنند)، ميتوان به طور جدي اقدام کرد. مادر و پدر کبري اينرا ديده اند و ميتوانند بگويند. اعتراضات خيلي خيلي گسترده اي وجود دارد منتها شايد در مقابل اين اعتراضات دارند مقاومت نشان ميدهند. من کماکان تاکيد ميکنم و روي اين نکته اصرار ميکنم که با توجه به سيستم قضايي و حرفهاييکه زده شد تنها راهي که الان مانده همين است که مردم بيايند به خيابان و بخواهند که کبري فوراً آزاد شود. يعني اگر جمع شوند و اگر طوماري امضا کنند و اگر نامه اي بنويسند حتماً بگويند که نه تنها نبايد کبري را اعدام کرد بلکه بايد آزاد شود. او باندازه کافي عذاب کشيده و ٧ سال زندان کشيده لذا اگر يک چنين فشاري ممکن شود فوراً مجبور ميشوند عقب نشيني کنند و ناچار ميشوند پا روي قوانيني بگذارند که خودشان اعلام کرده اند، و ما اينرا بارها ديده ايم. الان تنها راه اينست که در همين ١٥-١٠ روز آينده در ايران و در دنيا وسيعاً و متحدانه کارهايي بکنيم که بچشم بيايد تا بخاطر همين کارها و اعتراضات حکومت عقب بنشيند و آزادش کنند.

سئوال: خانم احدي آيا اين امکان هست که شما يک روزي را مشخص کنيد و بهمراه پدر و مادر کبري و همسايه و هم محله اي ها و ايرانياني که وضعيت کبري را شنيده اند بگوش همه برسانيد و در يک روز و يک زمان مشخصي حرکت اعتراضي کرد و خواهان آزادي شد؟

مينا احدي: حتماً بايد اين کار را بکنيم. خود کبري نامه اي نوشته و تقاضا کرده و توي نامه هم همين را گفته که نجاتم دهيد چونکه دست او ديگر بجايي بند نيست که از مردم ميخواهد که نجاتش دهند و اين نامه کم کم روي سايتها ميايد و خودش تبليغي است که مردم خبردار شوند که اوضاع چقدر حساس است. در عين حال بايد همت کرد و شکل مناسب را بررسي کرد. مثلا توي روزنامه ها و رسانه ها بزنند که مردم امضا کنند و يا پدر و مادرش با عکسي در دست در يکجايي بايستند و فقط بگويند که کبري نبايد اعدام شود و مردمي که طرفدار اين موضوع هستند ميتوانند آنجا جمع شوند. تا آنجاييکه به خارج از کشور برميگردد تظاهراتهاي وسيعي را در کشورهاي مختلفي سازمان خواهيم داد از جمله تو شهر شما استکهلم و گوتنبرگ، و در شهرهاي مختلف آلمان و آمريکا و کانادا و اتريش و سويس سازمان خواهيم داد. در مورد روزش هم صحبت ميکنيم مثل ٣٠ شهريور و احتمال دارد که همين امشب تصميم بگيريم و روزش را اعلام خواهيم کرد که بطور هماهنگ بياييم تو خيابان و شب همبستگي با کبري رحمانپور را اعلام کنيم. در عين حال ملاقات و مذاکراتي هم خواهيم داشت با پارلمان اروپا و همانطوريکه گفتم از همه توان و امکاناتمان در خارج از کشور استفاده خواهيم کرد تا بتوانيم اعتراض وسيعي را سازمان دهيم. در ايران هم مجموعه اي از کارها را بايد در دستور گذاشت که شايد يکي از آنها هم همين باشد که پدر و مادر کبري عکسي دردستشان در جايي بايستند و بگويند که کبري بايد آزاد شود.

سئوال: آقاي رحمانپور آيا شما هم حاضر هستيد که براي نجات دخترتان در کنار سايريني که اعتراض ميکنند که صرفاً هم براي نجات جان دختر شماست شرکت کنيد؟ البته براي شما خطر جاني ندارد اما بهر حال خودتان بايستي پيشقدم باشيد و جلو بيافتيد و سايرين را هم تشويق کنيد تا پشت سر شما بيايند. در ضمن اگر ممکن است با خانم رحمانپور هم صحبتي داشته باشيم.

پدر: بله مسلم است که حاضرم. من از همه چي ميگذرم حتي از جانم هم حاضرم بگذرم.

مادر کبري: سلام دارم و ممنونم از شما و تشکر بسيارم دارم.

سئوال: منهم سلام عرض ميکنم. ما خانم مينا احدي را هم با خودمان داريم که هميشه پيگير وضع کبري بوده اند و در رابطه با موردهاي مشابه زيادي هم که کمکهاي زيادي کرده اند و تجارب و تاًثيرات خوبي داشته اند. شما نخست براي ما بگوييد که وقتي ياد دخترتان ميافتيد چه دوراني از کبري يادتان ميافتد؟ ميخواهم احساستان را بپرسم.

مادر کبري: هميشه بفکرش هستم و هميشه فقط گريه ميکنم بياد بدبختيهايم و بياد گرفتاريهايم که هيچ کاري نتوانستم براي بچه ام بکنم. بچه ام اگر يکجاي راحتي داشت هيچوقت چنين مشکلي پيش نميامد. مگر من اجازه ميدادم که زن يک پير مرد بشود! البته او که شوهرش نبود يک صيغه محرميت بود. عقد نامه نداشتند و فقط ميخواستند که تو آن خانه اخلاق هم را بدست بيارند چونکه يک بچه ١٤-١٣ ساله داشت که از کبري فقط چند سال کوچکتر بود. کبري ١٩-١٨ ساله بود رفت توي آن خانه و ٢٠ساله هم بود که رفت توي زندان. ياد بدبختيهايم ميافتم، ياد مشکلاتم ميافتم و ياد اين ميافتم که هيچکاري نتوانستم براي دخترم انجام بدهم، نتوانستم آسايشش را فراهم کنم و شرايط تحصيلاتش را فراهم کنم، هيچکاري نتوانستم بکنم، خيلي دلم ميسوزه و خيلي ناراحتم.

سئوال: فکر ميکنيد دليلش چه بود که دلتان ميخواست کاري انجام دهيد اما نتوانستيد؟ پيام شما به مادرانيکه در ايران وضع مشابه شما و دختران مشابه شما را دارند چيست؟

مادر کبري : فقط وضع مالي، فقط وضع اقتصادي علتش بود. بنظرم پدران و مادران بچه هايشان را درک کنند و هرکاري که از دستشان بر ميايد براي بچه هايشان انجام دهند، با بچه هايشان دوست باشند و رفيق باشند، نه فقط مادر باشند و پدر باشند بلکه با بچه هايشان همدل و همدرد باشند. ما فقط فکر کار بوديم کار کار کار، و بهيچ جا هم نرسيديم و نتوانستيم به بچه هامون کاري بکنيم.

سئوال: خانم رحمانپور، همين الان که ما صحبت ميکرديم به اين نتيجه رسيديم که در کنار صحبتي که خانم مينا احدي ميکردند که بايستي يک روز مشخصي را تعيين کنيم و در داخل و خارج کشور تجمعي داشته باشيم و به وضعيت کبري اعتراض کنيم و خواهان آزادي باشيم. همانطور که شما گفتيد وضعي که شما و کبري داشته ايد وضعيتي است که جامعه و حکومت ايران براي شما تحميل کرده اند. بقول آقاي رحمانپور کبري کسي نبوده که از بدو تولد فطرتاً انگيزه اي در فکرش داشته باشد. آيا شما حاضريد که بهمراه همسرتان در کنار ديگرانيکه خواهان آزادي کبري هستند قرار بگيريد و اعتراض کنيد؟

مادر: بله، پر مسلم است که جونم را هم بخواهند حاضرم و هر کاري را براي آزادي و رهاييش انجام ميدهم. من از مردم خارج از کشور در آمريکا ميخواهم که با اين خانواده صحبت کنند. دلم ميخواهد که دختر مرا ببخشند. به بچه گيش به جوانيش ببخشند. کبري توي خانه مادر و برادرش وضع خيلي بدي داشت و او را به جنون کشيدند. قرصهاي خواب به او ميدادند و هروقت ميامد بيهوش بود. ميگفتم علي رضا مگر از شهر ري تا نياوران چقدر راهست که بچه من بيهوش است ميگفت قرص اعصاب ميخورد. گفتم کبري که قرص اعصاب نميخورد. گفت که من برايش گرفتم و او همينطور از دکتري که آشنا بود قرص ميگرفت و به بچه من ميداد. بچه را قرص خور کرده بودند و بيهوشش کرده بودند و توي خانه اش همه اش کار بود و کار کار کار. يعني اگر کلفتي توي خانه يکي کلفتي ميکرد عزت و احترامش بيشتر از بچه من بود. آخه شما چرا! برادرشان را در آمريکا ميشناسم و مادرشان را ميشناسم، ولي تاکيد کردند که فقط اعدام کنند. آخر شما که بايد بيشتر از ما باز باشيد! مثل ما نيستيد که در جنوب شهر تهران زندگي ميکنيم! خودتان ميگفتيد که ما بالا شهر نشينيم و فرهنگمان بالاست! آنها که نياوران بودند گفتند که فرهنگ ما بالاست! شما که تو آمريکا زندگي ميکنيد! شما که بايد بچه مرا درک کنيد که برادرتان با او چه کرد.

سئوال: خانم رحمانپور اگر برادر هاي همسر سابق رضايت ندهند بنظر شما مردمي که به اين حرفها گوش ميکنند و از مصيبتهاي شما باخبر ميشوند چي فکر ميکنند؟

مادر: من نميدونم مردم چي فکر ميکنند، نميتوانم از طرف آنها حرف بزنم، هميشه ميگويند گذشت از بزرگتر است، با هرکس حرف ميزنم ميگويند کبري جاي اولاد آنهاست بايد گذشت کنند، ميگويند يک اشتباهي بود شده يک اتفاقي بود نميبايست ميافتاد افتاده. من الان ٧ سال است که ميروم زندان از شاکيها خيلي گذشت ميبينم، اتفاقات و حادثه هاييکه افتاده اغلب رضايت داده اند و آزاد شده اند و رفته اند. منهم ميگويم شما هم بياييد گذشت کنيد، بخدا لذتي که در بخشش است در انتقام نيست، بخدا اگر کبري را اعدام کنند هم خودشان آرامش و آسايش ندارند و هم ما را نابود ميکنند بعدش هم پشيمان ميشوند که اين دختر توي خانواده ما چي کشيد.

سئوال : خانم رحمانپور، تو ملاقاتهاييکه داشتيد کبري چي ميگفت و چه صحبتي ميکرد؟

مادر: آخه سه نفر آدم مسن دختر مرا اغفال کردند و مغزشو شستند. ميگويد مادر خيلي پشيمانم. اي کاش به حرف تو گوش کرده بودم. اي کاش به حرف شما گوش کرده بودم و با زندگي سخت شما ميساختم. من نميدانستم که اينها که وضعشان خوب بود و بالا شهر نشين بودند اينقدر ما را تحقير ميکنند وگرنه تن به اين زندگي نميدادم. ما خرد شديم و له شديم. کبري پشيمان بود ولي چه سود. بخدا درب و داغان شده، پوست و استخوان شده و تمام دندانهاي پشتيش پوسيده و بخاطر زير اعدام و قصاص بودن نميتواند حتي با خرج خودمون به بيرون بيايد و دندانهايش را پر کنند. بچه من در اين ٧ سال از بين رفت، ديگه چيزي برايش باقي نمانده!

سئوال : همسايه ها و هم محلي ها چي ميگويند؟

مادر: تا موقعي که توي محل قديمي بوديم دلداري ميدادند و الآن هم همه ميگويند خدا بزرگست و اميد همه اين هست که کبري آزاد شود.

سئوال: شما ميدانيد که خانم مينا احدي هم الان هم پشت خط هستند و صحبت خواهند کرد؟

مادر: بله ميشناسمشان. تشکر دارم از ايشان واز سازمان ملل که مال همين خانم احدي ديگه؟ بسيار ممنونم.

سئوال: بله خانم احدي که در اين رابطه فعاليتهاي بسياري کرده اند و ميکنند و حرفهاي شما را به گوش نمايندگان اتحاديه اروپا و پارلمان اروپا خواهند رساند.اگر شما آنجا بوديد چه ميگفتيد؟

مادر: من از همه دنيا، از عفو بين الملل که کمک کبري کرده اندتشکر ميکنم، از همه شان ممنونم، از خانم مينا احدي بسيار ممنونم که به دختر من کمک کردند، البته از آقاي شاهرودي هم بسيار ممنونم که دو بار اعدام کبري را متوقف کرده اند وگرنه کبري سالها پيش رفته بود.

سئوال: اما خانم رحمانپور اينرا بدانيم که حکم اعدام همچنان سرجايش است و دو هفته ديگر ميتواند اجرا شود. اجازه دهيد ببينيم خانم احدي چه پيامي دارند. خانم احدي، اکنون بلحاظ کارهاي حقوقي در داخل کشور چه کارهاي ديگري مانده که پدر و مادر کبري انجام دهند؟ بغير از حرکت اعتراضي چه کار ديگري ميتوان انجام داد؟

مينا احدي : يک نکته ايکه بهتر است اول بگويم اين است که مادر کبري هيچوقت نبايد خودش را مقصر بداند. يعني خانواده کبري چه مادرش و چه پدرش هيچوقت نبايد اينجور فکر کنند و بگويند که ما اشتباه کرديم و چرا اينطوري شد! و يا حتي خود کبري، بخاطر اينکه هميشه بايد بدانند که زندگي بسيار سخت و پرزحمتي را اداره ميکردند. تازه مادر کبري يک پسر معلولي هم در خانه داشته و تمام مدت زحمت کشيده و پدرش هم براي چرخاندن زندگي تمام مدت کار کرده اند. لذا بايد متوجه باشند که با توجه به شرايط فوق العاده سختي که در زندگيشان پيدا شده ديگر درست نيست که بار عذاب وجدان هم روي سرشان باشد. چونکه اگر آدم فرصت داشته باشد که دقيق صحبت کند ميبيند که مادر و پدر کبري و خود کبري هيچ تقصيري نداشته اند. بلکه آن شرايط زندگي سخت مقصر است. پدرش با زحمت زياد و دستمزد کم و فشارهاي مختلف و انواع قوانين سختي که در آن مملکت وجود دارد از صبح تا شب رفته کار کرده، و خود کبري هم درس خوانده است. ما که تماس داريم با معلمين قبلي اش و پرونده را با ابعاد مختلفش پيگيري ميکنيم ميبينيم که درسش هم خيلي خوب بوده و در محيط مدرسه همه از کبري راضي بودند و خيلي هم دختر دوست داشتني بوده و هدف رفتن به دانشگاه هم داشته و خيلي هم زحمت ميکشيده است. ولي زمانيکه ديگر شرايط زندگي اجازه نداده پدرش چکار ميتوانست بکند بجز اينکه روزي ١٢ ساعت کار کند. هنوزهم با اين سن و سال ميرود سرکار و بجز اين ديگر چکار ميتوانست بکند؟ درآمدش کم بوده و شرايط زندگي اينطور است که فرزندانيکه در خانواده هاي کارگري متولد ميشوند ديگر شرايط رفتن به دانشگاه را نمييابند چراکه درآمدشان کفايت اينرا ندارد. همه اينها مشکلاتي است که به آن جامعه و شرايط زندگي و آن سيستم برميگردد. ميخواهم اينرا بگويم که ديگر مادر کبري توي اين شرايط فوق العاده سخت يک فشار ديگري هم روي سرشان نگذارند.

هميشه بايد برگشت و نگاه کرد و ديد که چه شرايط و مشکلات و اوضاع سختي بوده که چنين شد! ما در مورد کبري رحمانپور در سطح بين المللي خيلي تبليغات کرده ايم و هميشه گفته ايم که فقر و نداري، بيحقوقي و ستم در آن جامعه زندگي کبري را به اينجا رسانده و زماني هم که ميرود خانه ديگري زندگي کند باز آنجا هم قوانين مردسالار است و اينکه نميتواند به کسي و جايي متوسل بشود و بگويد که از طرف مرديکه از پدرش هم بزرگتره کتک ميخورد و مورد آزار قرار ميگيرد. کسي نيست که به دادش برسد. ميخواهم بگويم که اينها مشکلات اجتماعي هستند و مادر کبري حتماً بايد توجه کند و مدعي باشد و کمتر به خودش فشار بياورد. الان با توجه به تمام اين اتفاقاتيکه افتاده، و اينکه چند سال است که پرونده کبري را دنبال ميکنيم، دلم ميخواهد مادرش يکبار ديگر بداند که در سطح دنيا کبري رحمانپور يک چهره شناخته شده و يک چهره محبوب در سطح بين المللي است. کبري در عين حال يک سمبل است و مردم در تمام دنيا، ميليونها نفر ميشناسند و مخالف اعدامش هستند.

باتوجه به مجموعه اوضاع و شرايطي که در ايران وجود دارد، با توجه به اينکه الان همه راه ها رسيده به اينکه خانواده مقتول رضايت دهد و آنها هم که حرفهاي خودشان را دارند و ميگويند که در مطبوعات عليه ما خيلي حرف زده اند و در عين حال ميگفتند که کبري ميبايست معذرت خواهي ميکرد و ما هم با آنها بحث ميکرديم و جواب ميداديم و با اين وجود در مجموع مخالفند و ميخواهند که اين حکم اجرا شود، تنها يک راه ميماند. وقتيکه اوضاع اينطوره من فکر ميکنم که اينرا ديگر بايد بگذاريم کنار چون ديگر وقتي نداريم با اين خانواده جر و بحث کنيم. چهار سالست که ما داريم اينکار را ميکنيم. من فکر ميکنم اساس مسئله روي حکومت است و اساس فشار را هم بايد روي حکومت گذاشت. قبلا هم گفتم همان حکومتي که کبري را زنداني کرده و نگه داشته زير فشار اعتراض همان حکومت مجبور ميشود و در را باز ميکند و آزادش ميکند. ما قبلا هم اين موارد را داشتيم و الان هم همينکار را بايد کرد. الان بنظرم تنها راه همين است. از مردم بايد خواست که بياند به ميدان. بيايند و کمک کنند چه توي ايران و چه در سطح بين المللي. تو ايران فکر ميکنم مردم ميتوانند بکبار ديگر طومار امضا کنند و اساسا نه تنها در تهران که توي شهرستانها و هرجا که ميتوانند در يکجايي جمع شوند و يکروزي را که خودشان مناسب ميدانند و يا خانواده کبري مناسب ميدانند جمع شوند و با عکس کبري بگويند که کبري بايد از زندان آزاد شود و نبايد اعدام شود. ما هم در سطح بين المللي کارهاي خودمان را ميکنيم و اميدوارم که کبري هرچه سريعتر آزاد بشود.

مادر کبري: انشاالله . ممنونم.

سئوال: خانم احدي شما ميدانيد که بهرحال با توجه به فعاليتهاييکه شما داشتيد و داريد در خارج از کشور بالاخص در کميته اقدام عليه اعدام که کميته شناخته شده اي است، در سازمانهاي دفاع از حقوق بشر و در سطح سازمان ملل شناخته شده است و ارگانهاي ديگر اتحاديه اروپا و امثالهم، در کنارش خوانندگاني هستند که تحت تاثير شرايط و اين فعاليتها آنها هم بسهم خودشان دارند صداي کبري ها را از طريق هنر خودشان بگوش مردم ميرسانند و خواهان برچيده شدن اين قوانين هستند. در کنار اين خواننده ها کساني مثل خانم رامش که عليه سنگسار خوانده و آقاي داريوش و آقاي ابي و شهريار قنبري و سياوش قميشي هستند. آيا فکر ميکنيد که خانم رحمانپور پيامي داشته باشند براي اينها. اينها بعنوان هنرمندان متعهد بايستي که در کنار اين حرکت اعتراضي بنوعي همدرديشان را نشان دهند و در کنار کبري و پدر مادر کبري و اين کمپين که شما راه انداخته ايد قرار بگيرند؟ آيا فکر ميکنيد که مثبت باشد که چنين پيامي داده شود؟

مينا احدي: خيلي بنظر من مثبت است. شايد مادر کبري خبر نداشته باشند که ما در سطح بين المللي شب همبستگي با کبري رحمانپور اعلام کرديم و عکس کبري را بزرگ کرديم و در قاب عکس بزرگ برديم تو مراکز شهرها و آنجا ايستاديم و تظاهرتهاي مختلف سازمان داديم. ميخواهم بگويم اسم کبري شناخته شده است، براي همين هنرمنداني هم که شما ميگوييد. من براي خودم مثلا جالب بود که وقتي ميروم مثلا پارلمان اروپا و اسم کبري رحمانپور را ميگويم، فلان نماينده پارلمان که از کشور بلژيک است اسمش را شنيده است. آخر اسمهاي فارسي هم خيلي سختند ولي اسمش برايشان آشناست و عکسش آشناست و بخصوص عکسش براي خيليها آشناست. ما توي مرکز شهر کلن که يکبار ميز اطلاعاتي بود، يک کسيکه از سازمان عفو بين الملل آمد و عکس را که ديد گفت من ميشناسم و سرگذشتش را هم ميدانم. اينها همه اش نمونه هاي تيپيکي را نشان ميدهند. کبري الان خيلي تو دنيا معروف است و خيلي مردم ميخواهند کمکش کنند. بنابراين من الان از همين فرصت استفاده ميکنم و از همه هنرمنداني که شما اسم برديد خواهشم اينست که شب همبستگي سازمان بدهند. ميتوانند مردم را دعوت کنند و جمعيت زيادي ميتوانند بيايند آنجا و امضا کنند و ميتوانند براي همان جمعيت بخوانند و پول جمع کنند و به اين کمپين کمک مالي کنند. ما در اين فعاليت به هر نيرويي احتياج داريم.  خود من دو هفته آينده تمام وقت روي کيس کبري و براي نجات کبري تلاش خواهم کرد. من فکر ميکنم که ما با امکاناتي که داريم، کميته بين المللي عليه اعدام با توجه به آشناييهايي که در سطح بين المللي دارد ميتواند اين حرکت را سازمان بدهد و از همگان دعوت ميکنم که در اين حرکت بما کمک کنند تا هم بتوانيم کبري را نجات دهيم و يک جنبش عليه اعدام راه بياندازيم.

راديو : خانم رحمانپور همانطور که شنيديد خانم احدي گفتند چه کارهايي ميتوان کرد.

مادر کبري : من از ايشان ممنونم، از همه مخصوصا از خانم احدي و همين خوانندگاني که معرفي کردند و از مردم دنيا و از همه دنيا ممنونم، تشکر ميکنم، از روزنامه هاي ايران و از همه تشکر دارم که در اين راه  ما را ياري کردند. از همه تشکر دارم.  

توضيح: به خاطر تراکم مطلب و کمبود جا فقط بخشی از این گفتگو در این شماره  چاپ شد. انترناسيونال

 

 

 

       سایت حزب  www.wpiran.org  سایت روزنه     www.rowzane.comنشریه انترناسیونال  www.anternasional.com 

 

رادیو انترناسیونال هرشب ساعت ٩ تا  ٩:٣٠ روی طول موج کوتاه ٤١ متر برابر با ۷٤٩٠کیلوهرتز

سایت کانال جدید www.newchannel.tv         آدرس تماس با حزب markazi@ukonline.co.uk

تلفن و فاکس برای تماس با حزب      Tel:0044-7779898968  Fax: 0044-8701 351 338

 

Fax:004670619905

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول