|
انترناسیونال ۱۵۲
"روزی باشد که در ایران یک زندانی سیاسی نداشته باشیم"
"کمکون بکنید که بتونیم از دست این خون آشامها خلاصی پیدا کنیم"!
گفتگوی تلویزیون
انترناسیونال
با یکی از مادران
امضا کننده بیانیه
"فرزندان و عزیزان
ما را آزاد کنید"
کیوان جاوید: خیلی
ممنون که دعوت ما را پذیرفتید.
مادر: سلام خسته
نباشید. امیدوارم که همیشه موفق باشید. این روزها هم که خیلی سرگرم هستید.
تلاش میکنید. ازتون ممنونیم.ا
کیوان جاوید: خواهش
میکنم. شما یکی از مادرانی هستید که بیانیه "فرزندان و عزیزان ما را آزاد
کنید" را امضا کرده اید. هدفتوون چیه؟ چرا این بیانیه را امضا کرده اید؟
مادر: برای اینکه با
محمدیها برنامه کشتار جوانهای ایران تمام نمیشه. هدفمان اینه که جگر گوشه
های ما بیشتر از این تو گوشه زندانها فدای برنامه های جمهوری اسلامی نشوند.
بچه ها را بزرگ نکرده ایم که جمهوری اسلامی با یک تیر آنها را ازمان بگیره
و زیر خاک بسپاره. بچه هامون را برای این بزرگ کردیم که مملکمتان را
بدستشان بسپاریم و زندگی خودشان را روز بروز بهتر کنند ... (نامفهوم) در
زیر اختناق، در زیر کشتار، در زیر فشار، با این برنامه هایی که شماها شاهدش
هستید، این ۲۷ سال در ایران و قبل از آن جوانهای ما، بچه های ما، جگرگوشه
های ما زیر حکومتهای فاشیست و خونخوار بودند. الان اگر ما تلاش کردیم صدای
خودمان را بگوش شماها برسونیم و شما از طرف ما به گوش جهانیان برسانید برای
اینکه دیگه بس باشد. توجه فرمودید؟ بیشتر از این دل مادرها، خواهرها،
برادرها، فرزندان این مملکت را نسوزانند.
من مادر محمدی را
خودم سه سال پیش دیدم در سالروز۱۸ تیر، سه چهار سال پیش بود که من دیدمش تو
خیابان بلوار کشاورز. آنجا نشسته بود. باور بفرمایید اصلا آدم چیه بگم
واقعا گریه اش میگیره، این خانم چنان بیحال گوشه خیابان نشسته بود، یکی
میدوید یک قطره آب بیاره، گناهش چی بود؟ گناهش فقط این بود که یک بچه باشرف
داشت. خلاصه منظورم اینه که بلکه بتونید صدای ما را به گوش همه آن کسانی که
این حکومت اسلامی را تو ایران به این صورت هار و گرگ صفت کرده، صدای ما را
به گوش اینها برسونید.
کیوان جاوید: شما
خودتون عزیزی را از دست داده اید؟
مادر: ممکنه از دست
نداده باشیم؟! شما نباید این سئوال را از یک مادر ایرانی بکنید. ممکنه از
دست نداده باشیم؟! ممکنه جمهوری اسلامی همه عزیزان ما را ازمان نگرفته
باشد؟ همه شماهایی که دارید فعالیت میکنید، همه شماهاییکه دارید برای این
مملکت، برای آزادی انسانها، برای ارتقا انسانها فعالیت میکنید، همه تون
عزیزان ما هستید. چه ببینیمتون، چه بشناسیمتون، چه نشناسیمتون، همینکه
میبنیم شما مشغول این تلاش هستید علاوه بر بچه های خودمون، از بچه هامون
برامون عزیزترید. اینو بدونید. اینو با تمام وجودم بهتون میگم. به عنوان یک
مادر، به عنوان یک خواهر، به عنوان یک عزیز از دست داده، عزیز از دست
نداده، هرچی که اسمشو بذارین، برامون عزیزین. دلمون میخواد موفق باشین.
دلمون میخواد کمکمون بکنید. یاریمون بکنید، راهنمائی مان کنید که
بتونیم از دست این خون آشامها خلاصی پیدا کنیم.
کیوان جاوید: تجمعی
به یاد اکبر محمدی در پارک استقلال برگزار شد. به یاد همه جانباختگان راه
آزادی و سعادت مردم. نیروهای انتظامی آنجا را به محاصره خودشان درآوردند
...
مادر: به محاصره در
آورده بودند و نذاشتند بچه ها کارشون را انجام بدهند. که اعتراضشون را به
گوش جهانیان برسونند. این نه فقط دفعه اول است که جمهوری اسلامی این کار را
کرده. هر دفعه شما میدانید تو پارک لاله تو پارک استقلال، تو میدون آزادی،
حتی استادیومهای ورزشی، دم سینماها، همیشه اینها سر بچه ها سرازیر میشند،
با باتومها، با اسیر کردن بچه ها، با سوار کردن آنها تو اتوبوسها، ما باید
سه چهار روز دنبال بچه هامون بگردیم، ببینیم از چه سوراخ سنبه ای میتونیم
بچه هامونو پیدا کنیم. اینها فقط مخصوص میدان استقلال، یا فقط مختص سالروز
یا هفته اکبر محمدی نیست. مربوط است به تمام مدتی است که توی این مملکت این
برنامه ها ادامه دارد. منتهی صداش به گوش کسی نمیرسه. دفعه اول نیست.
کیوان جاوید: الان
احمد باطبی هم در زندان است. فکر میکنید که مادران چه نقشی دارند؟ چه کاری
بکنند که همه زندانیان سیاسی آزاد بشند. از جمله احمد باطبی، ناصر زرافشان
و بقیه آنها. شما چه کار میتوانید انجام بدهید؟
مادر: فقط به نظرم من
میتونند باهم دیگه کمترین کاری که میتونند بکنند اینه که یک تحصنی دم زندان
شهر شان داشته باشند. رادیوهایی که وجود دارند در خارج از ایران میتونند
کمک بکنند صدای اینها را به گوش جهان برسونند که اینها معترضند به این
برنامه. این چیزی نیست که مورد رضایت مردم باشه. دقیقا در همین موقع باید
اکبر محمدی از بین بره. در این موقع که سر ملت را، سر مردم جهان را گرم
کرده اند با این برنامه های لبنانشون، فلسطینشون، تو همین بساط دوباره تو
ایران کشتار راه افتاده. حالا تکه تکه شروع میشه. فقط با اکبر محمدی هم
خاتمه پیدا نمیکنه. اینو من مطمئنم. هر دفعه که جمهوری اسلامی میخواد
برنامه ای را پیاده کنه دقیقا تو همین وقتها بوده. فقط میتونیم با اینکه
صدامون را بلند کنیم، بگوش مردم برسونیم، با اینکه باهم همکاری بکنیم،
نذاریم بیشتر از این جگرگوشه هامون را از بین ببرند میتونیم کاری بکنیم.
کیوان جاوید: چطور
میشه این خانواده ها همه باهم آشنا بشوند؟ شاید خیلیها همدیگر را نشناسند.
یا باهمدیگر ارتباط نداشته باشند. چطور میشه همه این خانواده ها همه در
ایران باهم آشنا بشوند. با همدیگر یک کاری بکنند. اعتراض بکنند. همان
اعتراضاتی که شما الان اشاره کردید.
مادر: به نظرم توسط
... شما ها میتونید بلندگوی خیلی خوبی باشید برای ما مادرها. شما میتونید
خیلی راحت اطلاع بدین به همه مون، یعنی اینکه از طریق رادیو اعلام میشه،
از طریق تلویزیون اعلام میشه. درسته که مثلا در جایی مثل سنندج ما تلویزیون
شما را نمیتونیم ببینیم. هی تند تند میان جمع میکنند. الان دوباره دارند
آنتن ها را جمع میکنند. منتهی در جاهای مختلف مثلا تهران، برنامه ها را
میتونن ببینن. مردم میشنوند از طریق رادیو، از طریق تلویزیون، از طریق
نشریات.
کیوان جاوید: شما
خودتان باهم دیگر تلاش میکنید ارتباط بگیرید؟ با خانواده ای دیگر زندانیان
سیاسی در شهرهای دیگر؟ شما گفتید که سه سال پیش مادر اکبر محمدی را دیدید.
آیا تلاش میکنید بیشتر در شهرهای دیگر با مادرهای دیگر تماس بگیرید؟ تشکل
در واقع درست کنید؟ این بیانه ای که امضا کردید را همه امضا کنند؟ همه
کسانیکه عزیزانشون در زندانند؟
مادر: قاعدتا. این
وظیفه هر مادری است. هر انسانی است. نه فقط هر مادری، من فکر میکنم وظیفه
تک تک انسانهاست. قاعدتا باید انیجوری باشه.
کیوان جاوید: به
عنوان آخرین سئوال: شما چه پیامی به دیگر مادران دارید؟
مادر: البته من در
جایگاهی نیستم که بخودم اجازه بدم پیامی بدهم. اما تنها تلاشی که همه ما
مخصوصا مادران باید در این مملکت انجام بدهیم این است که دل مان را به
چیزهای الکی خوش نکنیم. یعنی فکر نکنیم یک نماینده به مجلس رفت و حق زن
گرفته شد. حق یک مادر گرفته شد. اینکه یک نماینده برود به مجلس جمهوری
اسلامی هیچ دردی از ما دوا نمی کند. ما فقط می توانیم با برنامه های
خودمان، با شناختمان از این زندگی و از این حاکمیت جمهوری اسلامی ... چیزی
که بدستمان آمده این است که مادرها و زنها و دخترها با هم برنامه مان باید
طوری باشد که بتوانیم دست اینها را رو کنیم که بیشتر از این اسیر خرافات و
چیزهای واهی که در مجلس کاری می کنند نشویم. اینها که می گویند برای من
چیزهای واهی است. دردی از من دوا نمی کند. بچه مرا به من برنمی گرداند.
اینها فقط قانونی را اجرا می کنند که این قانون گلوله را به قلب بچه های ما
می زند. این قانون منوچهرمحمدی را به این روز می کشاند که حتی جنازه اش را
به خانواده اش ندهند که دفنش کنند. اینها اینقدر وحشت از یک جنازه دارند.
برای این است که زنان ما باید خیلی بیشتر از اینها به خود نگاه کنند. خیلی
بیشتر از این از خود انتظار داشته باشند که دنبال جمهوری اسلامی بدوند و
ببینند که چه کسی را به مجلس اسلامی بفرستد و چه کسی را به شوراهای فرمایشی
بفرستد. باید تشکل های مستقل خودشان را داشته باشند.
کیوان جاوید: ممنون
از اینکه این فرصت را به ما دادید که پای صحبت شما بنشینیم . واقعا
صحبتهای آموزنده ای بود و ما صدای شما را به گوش همه مادران و همه انسانهای
آزادیخواه می رسانیم و از شما هم می خواهیم که از همه مادران بخواهید که
آنها هم با ما تماس بگیرند و درد دل کنند، راه نشان بدهند تا ما بتوانیم
امیدوار باشیم که هر چه سریعتر همه زندانیان سیاسی را نجات بدهیم.
مادر: این آرزوی من
است و اطمینان دارم که شما می توانید و آرزویم این است که همیشه برقرار
باشید و بتوانید دشمنتان را، دشمن مان را، دشمن انسانها را از بین ببریم و
روزی باشد که در ایران یک زندانی سیاسی نداشته باشیم. امیدوارم به آن روز
برسیم.
|