|
در باره آتش بس در لبنان
از صبح دوشنبه ١٤ اوت براساس قطعنامه ١٧٠١ شورای امنیت و
پذيرش آن از سوی دولت اسرائیل و حزب الله، جنگ و کشتار مردم بيگناه متوقف
شد. قطع فورى جنگ و کمک به مردم آواره و بيگناه که قربانى اصلى اين جنگ
بودند، يک خواست و فشار قوى مردم آزاديخواه جهان بود. حتى آنجا که دولتها
اين خواست را مطرح ميکردند، عمدتا فشار افکار عمومى و بيزارى شان از کشتار
مردم بيدفاع در هر دو سوى جنگ را انعکاس ميدادند. جنگ فعلا در ابعاد قبلى
متوقف شد، اما مردم بيدفاع لبنان با کشورى ويران شده و قربانيان زياد و
نابودى زندگى شان روبرو هستند. پيامدهاى انسانى و اجتماعى اين جنگ و
تاثيرات مخرب سلاحهائى که در آن بکار گرفته شده، گريبان نسل بعدى را هم
خواهد گرفت. رسيدگى فورى به قربانيان اين جنگ و پرداخت غرامت به آنها و
بازسازى سرپناه مردم بايد يک خواست مردم آزاديخواه دنيا باشد. دولتهاى
آمریکا و اسرائیل باید بخاطر جنایت جنگى در لبنان و فلسطین محاکمه شوند.
در مورد نتايج تاکنونى اين جنگ بايد از تبليغات جنگى و پوچ
طرفين درگير فراتر رفت. برنده اين جنگ هر کسى باشد، بازنده واقعى اما مردم
لبنان و بشريتى بود که منافع حال و آتى آنها در اين جنگ نمايندگى نميشد.
بازنده مردم فلسطين و پروسه صلح بود که تا اطلاع ثانوى به محاق رفته است.
نتايج تاکنونى اين جنگ به تقويت راست افراطى در هيت حاکمه اسرائيل و
تروريسم اسلامى در لبنان و منطقه منجر شده است و ايندو عليه منافع و سرنوشت
مردم در کل خاورميانه و جهان است. اين جنگ تنها برسر سرنوشت حزب الله و يا
تامين امنيت اسرائيل و يا آينده قدرت سياسى دولت لبنان نبود. اين جنگى
محدود به مسائل مشخص و تاريخى در منطقه نبود. اين جنگ يک پرده از سناريوى
شومى است که آمريکا براى مردم خاورميانه تدارک ديده است. آتش بس در لبنان
پايان جنگ و بحران در خاورميانه نيست. مستقل از تعيين تکليف قدرت سياسى در
لبنان و موقعیت حزب الله، که خود ميتواند منشاء تداوم جنگ چه با سوريه و چه
در درون خود لبنان باشد، جنگ و فضای جنگی وتخاصم نظامی در خاورمیانه
ادامه خواهد داشت. تروريسم اسلامى و تروريسم دولتى در خاورميانه صف
آرائى کرده اند. اصطکاک و تضاد منافع قدرتهای سرمایه داری غرب و بویژه
آمریکا که خواهان تامین هژمونی خود بر خاورمیانه بزرگ است با اسلام سیاسی
که هدف دست یافتن بقدرت سیاسی و برپائی جوامع اسلامی در خاورمیانه را دنبال
میکند یک منشاء جنگ و بحران در منطقه است. جنگ طلبی و جنگ افروزی جزئی از
استراتژی این هر دو قطب تروریستی است و خاورمیانه مساعد ترین عرصه مقابله
نطامی این نیروهای سیاه است. عراق به ميدان جنگ تروريستها تبديل شده است.
رودرروئى با جمهورى اسلامى هر روز محتمل تر میشود. و اسرائیل در چارچوب
تقابل جهانی میان دو قطب تروریستی و بعنوان نماینده میلیتاریسم غرب محمل
مساعدی برای ادامه سیاستهای میلیتاریستی و تجاوزگرانه خود علیه مردم
فلسطین یافته است.
جنگ را بايد بشريت متمدن و کارگران جهان خاتمه دهند. اين
کار ماست. امروز پرجم حل صلح آمیز مساله فلسطین و تشکیل و برسیمت شناسی
دولت مستقل و متساوی الحقوق فلسطیین در دست نیروها چپ وآزادیخواه و سکولار
است. بايد استراتژى ارتجاعى آمريکا را شکست داد و ماشين نظامى آن را متوقف
کرد. بايد تروريسم اسلامى را در خاورميانه شکست داد و منزوى کرد. قطب سوم
بايد راه حل آزاديخواهانه خود را مطرح کند و نيروى آن را به ميدان آورد.
باید از یکسو حماس و حزب الله را در فلسطین به عقب راند و حاشیه ای کرد و
از سوی دیگر آمريکا و اسرائيل را براى برسميت شناسى دولت مستقل و متساوى
الحقوق فلسطين زير فشار قرار داد. بايد از تمايلات سکولار و مدرن و
آزاديخواهانه مردم در خاورميانه دفاع کرد. بايد از مبارزه عادلانه و
انقلابى مردم ايران براى سرنگونى جمهورى اسلامى دفاع کرد. حل مسئله فلسطين
و سرنگونى انقلابى جمهورى اسلامى توسط مردم ايران، ضربه کاری و فلج کننده
ای به کل جنبش تروريستى اسلام سياسى در سطح جهانی و در خاورمیانه خواهد
بود. مردم ایران اين ظرفيت را دارند که با سرنگونی جمهوری اسلامی و
برقراری يک جامعه باز و آزاد، در پیشاپیش صف بشریت متمدن قرار گیرند.
حزب کمونيست کارگرى يک صلح پايدار را در گرو به ميدان آمدن
چپ و آزاديخواهى عليه هر دو اردوى تروريستى بين المللى ميداند و براى شکل
دادن و سازماندهى جبهه بشريت متمدن تلاش ميکند. حزب کمونيست کارگرى مردم
آزاديخواه جهان و در راس آنها طبقه کارگر جهانى را به اتحاد در جبهه سوم و
يک مبارزه گسترده عليه سياستهاى ارتجاعى و ميليتاريستى آمريکا و جنبش
تروريستى اسلام سياسى فراميخواند.
حزب
کمونيست کارگرى ايران
١٦ اوت ٢٠٠٦، ٢٥ مرداد ١٣٨٥
|