|
انترناسیونال ۱۴۶
٢٨ ژوئن
متن پیاده شده میزگرد تلویزیون
انترناسیونال با حمید تقوائی و اصغر کریمی
به مناسبت هیجده تیر
این میز گرد توسط کیوان جاوید
برای چاپ در انترناسیونال پیاده شده است.
شیوا محبوبی: ۱۸ تیر امسال در
شرایطی شروع می شود که جمهوری اسلامی مجددا دستگیری ها و بگیر و ببند ها،
سنگسار و اعدام را گسترش داده است و از طرف دیگر اعتراضات زیادی هم در
جریان است. اعتراضات در دانشگاه ها، زنان و اعتراضات کارگری و ... از جمله
اعتراضات مردم هستند. حمید تقوائی، ارزیابی شما در رابطه با ۱۸تیر امسال
چیست؟
حمید تقوائی: ۱۸ تیر امسال هم
همچون سالهای گذشته برای مردم ظرف مناسبی است که اعتراض و نارضایتی
عمیقشان را اعلام کنند. هر سال همینطور بود. اولین ۱۸ تیری که اتفاق افتاد
در واقع یک شورش به تمام معنی و وسیعی علیه جمهوری اسلامی بود که پایه های
این رژیم را واقعا به لرزه در آورد و از آن به بعد سالگرد ۱۸ تیر تبدیل شد
به روزی که بخشهای مختلف جامعه، از کارگران و زنان و جوانان، یا دیگر اقشار
معترض به میدان بیایند و اعتراض و نارضایتی خودشان را اعلام کنند. اعلام
کنند که جمهوری اسلامی را نمی خواهند و این حکومت باید برود. در دوره ای که
هنوز جناح ها مطرح بودند، برای اپوزیسیون دوم خردادی و خیلی های دیگر همان
شعار معروف اصلاحات و تغییرات تدریجی و گام به گام مطرح بود. اما یک ویژگی
امسال این است که با روی کار آمدن دولت احمدی نژاد و یک دست شدن حکومت
اسلامی زیر پرچم "ولی فقیه" دیگر جایی برای چنین توهمات و عوامفریبی هایی
باقی نمانده و این را هم مردم و هم حکومت می دانند و به نظر من یک دلیل
هراس حکومت از این وضعیت همین است که می داند دیگر هیچ ابزار توهم پراکنی و
عوامفریبی برایش باقی نمانده است. در واقع با شکستی که دوم خرداد خورد و با
وضعیتی که حکومت اسلامی امروز پیدا کرده است مردم این ابزار را از دستش در
آوردند.
در رابطه با ۱۸ تیر امسال هم
مثل مواردی که در این یک سال اخیر داشتیم، حکومت از یک طرف می خواهد مردم
را مرعوب کند و بترساند و می گوید سرکوب می کنم، میزنم، می کشم، سنگسارها
و اعدام ها را بالا می برد و از طرف دیگر می بینیم که هیچ کدام از این
اقدامات باعث نمی شود که جامعه اختناق زده بشود و بترسد و به خانه برود.
وقتی می گویم جامعه به این دلیل که واقعا جنبش اعتراضی مردم وسیع است. به
جنبش کارگری اگر نگاه کنیم می بینیم تعداد اعتصابات و اعتراضات کارگری و
مطالبات و شعارها و اعتراض عمیقی که بیان می کنند در همین دوره احمدی نژاد
از نظر کمی و کیفی بسیار رشد داشته است. همینطور اعتراضات دانشجویان و زنان
که آخرین نمونه اش ۲۲ خرداد بود که گر چه باز با سرکوب و چماق کشی خواهران
زینب و غیره روبرو شد ولی با این حال بهیچوجه این باعث نشد زنان آرام
بگیرند یا به این شرایط تمکین کنند. یا کارگران به خانه هایشان برگردند و
بگویند دستمزدهای عقب افتاده و آزادی تشکل کارگری و حقوقمان را نمی
خواهیم. جنبش کارگری را که مشخصا نگاه می کنیم میبینیم که رو در رو و سینه
به سینه دارد با شوراهای اسلامی می جنگد، در اعتصابات این پدیده جدیدی است،
کارگران اعلام می کنند اینها را نمی خواهیم، اینها تشکلهای ما نیستند و
جمهوری اسلامی نماینده ما نیست. کاری که ما امسال در کنفرانس سازمان
جهانی کار (آی ال او) کردیم واقعا منعکس کننده و زبان کارگران بود که اعلام
می کنند این حکومت را بعنوان حکومت خودشان نمی پذیرند. یا مبارزه ای که
زنان علیه حجاب و آپارتاید جنسی می کنند و مبارزه ای که دانشجویان علیه
بیرون راندن مذهب لااقل از ساختمان اداری دانشگاه ها شروع کردند و می
گویند آخوند و مرجع تقلید و شیخ و غیره ربطی به دانشگاه ندارند، دانشگاه
جای علم است. این شعار جنبش دانشجوئی در حال حاضر است. این مبارزات را که
کنار هم قرار می دهید می بینید که ۱۸ تیر روزی است که این مبارزات باید سر
بهم بیاورند و در کنار هم قرار بگیرند و علیه این حکومت ضد کارگری، برای
آزادی تشکل های کارگری، برای رفاه و علیه فقر، علیه حجاب اجباری، علیه بی
حقوقی که به کل جامعه تحمیل شده است و برای جامعه ای سکولار و آزاد و برای
رسیدن به یک زندگی مرفه و برای خلاصی فرهنگی که خواست جوانان است، همبسته
بشوند و ۱۸ تیر روز ملاقات این بخشهای معترض جامعه با همدیگر است که ثمره و
تبلور همه این خواست ها این است که جمهوری اسلامی باید برود. چون اساس و
مانع و ریشه این مسائلی که جامعه را فراگرفته است برای همه روشن است که
مسببش جمهوری اسلامی است و همانطور که گفتم دیگر این جناح بدتر است و آن
یکی بهتر است وجود ندارد و همه می دانند این رژیم از آخوند و به اصطلاح
کراواتی و عمامه ای اش چه کاره است
. مردم علیه کل این
حکومت هستند و بنابراین ۱۸ تیر امسال می تواند و باید به یک روز اعتراض هر
چه گسترده تر زنان و کارگران و دانشجویان و بخشهای دیگر جامعه تبدیل بشود.
شیوا محبوبی: شعارهای زیادی است
که اگر توجه کنید در اعتراضات بخشهای مختلف جامعه مطرح است که حمید تقوائی
به دو موردش یعنی آزادی و برابری و مرگ بر جمهوری اسلامی اشاره کرد. اما
وقتی که می گوئیم ۱۸ تیر می تواند نقطه تلاقی برای جمع کردن همه این
مبارزات باشد چه شعارهایی می تواند اینها را فرموله کند و بتواند تعداد
هرچه بیشتری را حول خود جمع کند؟
اصغر کریمی: شعارهای مختلفی را
می توان طرح کرد اما قبل از آن من می خواهم به نکته ای در ادامه صحبت حمید
تقوائی اشاره کنم. روزهای تاریخی را مردم با اعتراض و مبارزه خودشان می
سازند و به آن شکل می دهند. اول ماه مه و ۸ مارس و ۱۸ تیر و ۱۶ آذر و حالا
هم ٢٢ خرداد روزهایی است که بخشی از جامعه هجوم می آورند به حکومت یا علیه
بی عدالتی یا علیه یک جنایت. روزهائی که عموما با خونریزی و سرکوب و کشتار
و اذیت و آزار مردم همراه بوده است. یک خاصیتی که این روزها دارند کمک به
اتحاد و مبارزه مردم است. بطور مثال ۱۶ آذر یا روز جهانی کارگر و ۸ مارس
که فرا می رسد همه میدانند باید کاری صورت بگیرد. حتی اگر کسی فراخوانش را
هم ندهد محافل و مراکز و جمع های مختلف به میدان می آیند. ۱۸ تیر هم یکی
از آن روزها است که از چند سال پیش دانشجویان و مردم آنرا ساختند و این
روز به روز اتحاد مبارزاتی مردم تبدیل شد و همه می دانند که در این روز
باید کاری کرد و تحرکی داشت و به فکر طرح شعاری یا اعتراضی بود.
تا آنجائی که به این سئوال مشخص
شما مربوط می شود، جوهر، عصاره و چکیده همه خواسته هایی که امروز مردم
ایران دارند به درجه زیادی در شعار آزادی و برابری فرموله شده است و بسیاری
از مطالبات مردم حول مسئله آزادی و برابری و علیه تبعیضات و فقر و بی
حقوقی است که در این شعار پاسخ می گیرد و به این معنا شعار آزادی و برابری
که جا افتاده و جایش را در قلب مردم باز کرده است، بنظر من کماکان یکی از
مهمترین شعارهائی است که این روزهای مهم تاریخی را به هم وصل می کند و به
هم پیوند می زند و در عین حال نشانگر به میدان آمدن چپ جامعه در برابر راست
جامعه است. نشان دهنده به میدان آمدن نیرویی در مقابل جریانات اسلامی و قوم
پرست و در مقابل تهدیدات نظامی آمریکا است و به این معنی شعار آزادی و
برابری در عین حال که مطالبات آزادیخواهانه و برابری طلبانه و اقتصادی و
رفاهی و سیاسی مردم را بیان می کند، صف مردم را از صف جریانات ارتجاعی که
یک روز به اسم اسلام و یک روز دیگر با لباس قومیت میخواهند مبارزه مردم
را منحرف کنند و شکاف های کاذب بین مردم ایجاد کنند، جدا میکند. در اوضاع
و احوال کنونی شعار آزادی و برابری از اهمیت بیشتری برخوردار شده است. شعار
مرگ بر جمهوری اسلامی یکی دیگر از آن شعارهایی است که تحقق همه مطالبات
مردم به آن گره میخورد. اما علاوه بر اینها شعارهای مهم دیگری نیز در جنبش
دانشجوئی و مبارزات مردم مطرح است و بخش های مختلف مردم را به یک کاری
فرامی خواند مثل لغو آپارتاید جنسی و لغو حجاب اجباری. اینها دو شعار مهم
دیگر هستند که نه فقط دانشجویان آزادیخواه بلکه کلیه جوانان، زنان و کلا هر
کسی که آرزوی آزادی و رفع تبعیض و رفع محرومیت از حقوق زن را دارند، به آن
جلب میشوند. شعار آزادی زندانیان سیاسی نیزهمیشه تحت رژیم های سرکوبگر یک
شعار محوری است. مبارزه حول این شعار نیز یک موضوع بسیار محوری در مبارزات
مردم است. تعداد زیادی از مردم از شهرهای آذربایجان در زندان اند، در
دانشگاه ها تعداد زیادی را طی این ماه ها یا دزدیده اند یا زندانی کرده اند
و بسیاری بعنوان روزنامه نگار و وب لاگ نویس و فعال سیاسی زندانی شده اند،
هزار کارگر واحد را گرفتند و اسانلو همچنان زندانی است، بسیاری از فعالین
کارگری دائما احضار می شوند و به این معنا خواست آزادی زندانیان سیاسی یک
خواست سراسری است که امروز برای توده وسیع تری از مردم ملموس و قابل درک
است و بخشی از اعتراض و هجوم مردم به جمهوری اسلامی را تشکیل می دهد.
همینطور مساله مهم دیگری که در سالهای اخیر در جنبش دانشجوئی مرسوم شده است
یعنی دفاع از کارگران امسال هم باید با صدای بلند اعلام شود. خواست آزادی
اسانلو و بازگشت به کار کارگران اخراجی شرکت واحد و به یک معنی دفاع از
کارگران واحد در برابر سرکوب آنها یک موضوع مهم در دفاع از طبقه کارگر و
پاسخی سیاسی به سرکوب آنها توسط رژیم است. خواستهای مردم و شعارها زیاد است
ولی اینها بخشی از آن مطالباتی است که بنظر من هر روز حول آن اعتراض است.
روز ۱۸ تیر روز همه مردم است
ولی در عین حال مرکز ثقل آن هنوز محیطهای دانشجوئی است. به یک معنا باید
گفت متاسفانه، چون انتظار می رود و باید به سمتی برویم که در مراکز و
میادین شهرها همه مردم، از کارگر بیکار و کارگری که حقوقش را نمی دهند تا
معلم و پرستار و دانشجو این روز را روز خودشان بدانند و به فکر اجتماع کردن
و تظاهرات باشند. منتهی حالا مرکز ثقل ۱۸ تیر دانشگاه است و من فکر می کنم
مهم است که دانشجویان این مطالبات را به اشکال مختلف به میان مردم ببرند و
بخش های مختلف مردم را حول این شعارها به شرکت در ١٨ تیر فراخوان دهند. این
شعارها را باید بطور برجسته بلند کرد تا این اعتراض چهره انسانی خودش را
بویژه در تقابل با جریانات قومپرست و ارتجاعی نشان بدهد. باید این شعارها
به گوش افکار عمومی مردم در سراسر دنیا برسد تا همه ببینند که هیجده تیر
روزی در دفاع از انسانیت و برابری و بخاطر خواستهای عمیق انسانی است. این
شعارها بخشهای مختلف مردم را متحد می کند و به طرف ۱۸ تیر می کشاند، ۱۸ تیر
به همه مربوط است و اگر بخواهیم این روز توده ای باشد از همین حالا باید
تمام مردم بدانند که قرار است از چه چیزهایی دفاع بشود و چه شعارهایی بالا
برود و به این معنا مردم در همه جا سعی کنند با این افق به استقبال ۱۸تیر
بروند.
شیوا محبوبی: این سئوال مشخصا
مربوط به ۱۸ تیر نمی شود. اما اگر ناظری که به وقایع ایران نگاه می کند که
ممکن است ایرانی هم نباشد، می بیند که سالها است مبارزات مردم ادادمه دارد
و رژیم هم دارد سرکوب می کند. مخصوصا در سالهای اخیر به همان اندازه که
جمهوری اسلامی دستگیر و اعدام کرده اتفاقا اعتراضات هم بیشتر شده است و
احساس می شود که سرکوب و مبارزه به موازات هم دارد پیش می رود. می خواهم
بپرسم در این پروسه به نظر شما چه عاملی وجود دارد که یکی را به نفع آن
دیگری عقب می راند.
حمید تقوائی: موضوع این است
همانطور که شما گفتید سالها است که اعتراضات مردم ادامه دارد. چیزی که ما
از همان موقع اسمش را جنبش سرنگونی گذاشتیم. جنبش عظیمی در ایران وجود دارد
که خواسته ها و مطالبات متعددی دارد ولی مجموعه این خواسته ها را که نگاه
می کنید و به کل این حرکت توجه می کنید می بینید که برای تحقق هر خواستش
لازم است جمهوری اسلامی برود. مردم و حکومت این را میدانند. مثلا مسئله به
ظاهر کوچکی مثل حجاب و اینکه چقدر موی زنان بیرون باشد موضوع سیاسی است.
زنانی که دست به این عمل می زنند و جمهوری اسلامی که در مقابلش می ایستد می
دانند که در نهایت شیشه عمر جمهوری اسلامی در دست زنانی است که یک روزی
بدون حجاب به خیابان می آیند. یا کارگرانی که بلند می شوند و می گویند ما
شوراهای اسلامی را نمی خواهیم و تشکلهای مسقل خودمان را می خواهیم. همه
اینها از نظر مردم و هدفی که اعلام می کنند جزئی از یک حرکت عظیم سرنگونی
طلبی است. این جنبش به پیش رفته است و مدام وسیع تر و رادیکالترو چپ تر
شده است و از طرف دیگر حزبی مثل حزب کمونیست کارگری ایران بیشتر در میان
مردم جایش را باز کرده و بیشتر محبوب شده است و ابزارهایی مثل همین
تلویزیون که ما داریم با آن کار می کنیم و اتفاقاتی مثل حضور فعالین حزب در
آی ال او یا در مقابل جمهوری اسلامی در خارج کشور ایستادن و طرد و افشای
رژیم که حزب نقش اساسی ای پیدا می کند و ما مستقیما با مردم حرف می زنیم.
مثل اعتصاب کارگران شرکت واحد که واقعا اتفاق یگانه و بیسابقه ای در جنبش
کارگری بود و یک گام به جلو بود و حزب ما هم نقش خودش را بخوبی بازی کرد و
بعد از آن کارگران هم در یک سطح دیگری خواسته هایشان را مطرح کردند،
مبارزه شان اشکال جدیدترو پیشرفته تری پیدا کرد. این جنبش به این معنی
مدام در حال پیشروی است. اما اینکه چه حلقه ای را باید بدست گرفت، حزب ما
در سطح جهانی جبهه سوم را مطرح کرد. یک بند اصلی جبهه سوم که به بحث حالا
مربوط می شود این است که دنیا را متوجه کنیم که مردم ایران این حکومت را
نمی خواهند و کارگران و مردم مترقی و سازمانهای مدافع حقوق زن در دنیا را
به حمایت از مبارزات مردم ایران و علیه جمهوری اسلامی فرابخوانیم که همین
کار دو مولفه اصلی دارد: ۱- باید سازمانهای هر چه بیشتر و توده مردم شریفی
که در دنیا اکثریت عظیم جامعه را تشکیل می دهند؛ سازمانهای کارگری؛
سازمانهای مدافع حقوق بشر و سازمانهای سکولار و انساندوست و سازمانهای
مدافع حقوق زن باید هر چه بیشتر متوجه بشوند که با همان شعارها و اهدافی که
دارند، یک مبارزه زنده و هر روزه در ایران درجریان است و بنابر این باید از
آن حمایت کنند. ۲- مولفه دیگر اینکه کاری کنیم مردم دنیا و افکار عمومی
بفهمند که مردم ایران جمهوری اسلامی را نمی خواهند و بنابر این حکومت
نماینده مردم نیست و به این ترتیب در دنیا افشا و طرد بشود و از نهادها و
مجامع بین المللی بیرون رانده شود.
دو نمونه اخیر مقابله با
جمهوری اسلامی در عرصه بین المللی، افشای نمایندگان اعزامی او در آی ال و
شورای حقوق بشر سازمان ملل بود. عملا آنها را از این مجامع بیرون راندیم.
طرد جمهوری اسلامی یک حلقه اصلی است وبه نظر من مردم ایران کانون این
مبارزه اند . زنان و کارگران و جوانان ایران کانون و قلب این حرکت اند.
آنهاباید بلند بشوند. یک مناسبتش می تواند همین ۱۸ تیر باشد. علاوه بر این
شعارهایی که اصغر کریمی گفت و اینکه انتظار داریم مردم وسیعا به خیابان
بیایند و روز اعتراض همگانی و متحدانه مردم علیه جمهوری اسلامی است در عین
حال روزی باید باشد که مردم ایران خطاب به جهانیان صحبت کنند وبیانیه و
قطعنامه و فراخوان بدهند که ۱۸ تیر چه روزی بود و چه سابقه ای دارد. این
روزی است که ما به دنیا اعلام می کنیم که جمهوری اسلامی حکومت ما نیست و به
دنیا اعلام می کنیم که نباید جمهوری اسلامی را به رسمیت بشناسند و به دنیا
اعلام می کنیم که باید از مبارزات ما حمایت کنند. به نظر من جلب این حمایت
و همبستگی بین المللی با توجه به این تکنولوژی و با توجه به نزدیکی عملی که
مردم دنیا با هم پیدا کرده اند کاملا امکانپذیرشده.
فراخوان من به فعالین جنبش
کارگری و جنبش دانشجوئی و فعالین جنبش زنان این است که خطاب به اتحادیه های
کارگری دنیا و خطاب به سازمانهای جهانی که حتی بعضا فقط مدعی حقوق بشر هم
هستند پیام بدهید. این ادعای نهادهای بین المللی را باید به گردنشان آویخت
و بگوئید اگردر ادعایتان صادق هستید باید جمهوری سنگسار و شلاق و اعدام در
ایران را محکوم کنید و بگوئید این حکومت کسی را در ایران نمایندگی نمی کند.
این حرکت وصل کردن مبارزات مردم ایران با مردم دنیا شروع شده است اما جا
دارد که بسیار گسترش پیدا کند و به اسم کانون ها و نهادهای زنان و کارگران
و سندیکاها و نهادهای دانشجوئی خطاب به کارگران و دانشجویان و زنان دنیا،
حتی خطاب به امثال شخصیتهائی که بیانیه "جبهه سوم" را امضا کرده اند، مثل
تسلیه نسرین و فرد میوزین که سازمان کارگری بزرگی را در کانادا نمایندگی می
کند بگویند شما که این بیانیه را امضا کرده اید، بیائید و از ما حمایت
کنید. پیام ۱۸ تیر را شما هم به زبان خودتان خطاب به مردم جامعه خودتان
فریاد بزنید و از جنبش ما حمایت کنید.
بنظر من حالا که حول ۱۸ تیر
صحبت می کنیم و به مناسبت این روز، مردم باید بعنوان کسانی که این بیانیه
مال خودشان است اعلام کنند ما آزادی و رهائی می خواهیم و جمهوری اسلامی را
نمی خواهیم، تعیین حکومت از طرف دولت آمریکا مسئله ما را حل نمی کند، ارتش
و بمب آمریکا مسئله ما را حل نمیکند و نقطه اتکا و نقطه قدرت مان نه دولت
آمریکا و بمب ها و موشکهایش، که اتحادیه های کارگری و سازمانهای طرفدار
آزادی زن و اپوزیسیون در خود کشورهای غربی است. مردم باید به این نیرها و
سازمانها روکنند و از آنها حمایت بخواهند.
شیوا مجبوبی: اشاره کردید که در
۱۸تیر مرکز ثقل هنوز دانشگاه ها هستند انتظار دارید دانشجویان چه کار کنند؟
و همینطور لطفا بگوئید قطعنامه داشتن چقدر موثر است؟
اصغر کریمی: از نظر من کار
دانشجویان دو رکن بسیار مهم دارد. یک رکنش را که حمید تقوائی اشاره کرد و
یک رکن دیگرش هم بسیج بقیه مردم است. انتظار می رود جنبش دانشجوئی روزهائی
چون ۱۸ تیر که مرکز توجه جامعه است، خطاب به کارگرانی که بیکار اند، خطاب
به کارگرانی که دستمزد نمی گیرند و خطاب به معلمین و کارمندان فراخوان
بدهند و اهمیت و خواسته های ۱۸ تیر را مطرح کنند و بگویند چطور و در کجا به
این حرکت باید پیوست. صدها و هزاران دانشجو باید امروز راه بیفتند و خطوط
مطالبات و خواسته هایشان را بنویسند و در مراکز مختلف شهرها به دست مردم
بدهند. با این نیرو بخش قابل ملاحظه ای از مردم از جمله کارگران به حرکت در
می آیند. آن موتوری که امروز می تواند ۱۸ تیر را به حرکت در بیاورد هنوز در
دست دانشجویان، در دست دانشجویان کمونیست و پیشرو و آزادیخواه است که نمی
خواهند فضا در دست تحکیم وحدت و اسلامی ها و قوم پرستها باشد. تجمع و
تظاهرات، یک شکل بسیار مهم اعتراض مردم است. مردم باید جمهوری اسلامی را
بیندازند و در نتیجه جمع شدن و گرد آمدن و نیرو بسیج کردن همیشه اساس مسئله
است ولی پنجاه درصد هم شکل دادن به افکار مردم است. این اوراقی که پخش و
تبلیغ میشود و اینکه ما مرتبا آنها را ازاینجا منعکس کنیم و از این طریق
صدها هزار و میلیونها نفر آن را بشنوند و در جریان فراخوان دانشجویان قرار
بگیرند خودش بخش مهمی از هدف را برآورده می کند و ۱۸تیر را بیشتر توده ای
میکند. شرط برگزاری تجمعات موفق هم شکل دادن به ذهنیت مردم است، ایجاد فضا
در میان مردم است. باید ۱۸ تیر را بیشتر به میان کارگران و جوانان و محلات
فقیر نشین و بقیه مردم محروم برد. این یک رکن مهم مسئله است. اما نکته ای
که حمید تقوائی گفت باید ۱۸ تیر به افکار عمومی دنیا هم وصل بشود. جمهوری
اسلامی مبارزه مردم را سرکوب میکند و جریانات قوم پرست هم که دولت آمریکا
به آنها پول و رسانه میدهد تصویر تحریف شده ای از مبارزات مردم ارائه می
دهند و می خواهند مبارزه مردم ایران را دوباره به خاک و خون بکشند و اینبار
لباس قومی به تنش کنند. دانشجویان به این معنا هم وظیفه دارند و واقعا می
توانند افکار عمومی دنیا را بسیج کنند و بگویند خواست ما نه جنگ است و نه
سیاستی که دولت آمریکا و متحدین مرتجعش می خواهند پیش ببرند و نه حکومت
اسلامی و نه این بی حقوقی و خفقان است. دانشجویان باید خواست مردم ایران را
در متن این شرایط نمایندگی کنند و به تمام دنیا بگویند جنبش آزادیخواهی
مردم ایران، حسابش از قوم پرستی و جریانات اسلامی و نقشه های سیاه و شومی
که دولت آمریکا و شرکایش دارند جدا است. جنبش دانشجوئی می تواند بگوید که
من نقش مهمی بازی کردم و فضا را از دست مرتجعین در آوردم. حمید تقوائی در
مورد اهمیت این کار توضیح داد. در مقطع حمله به عراق نزدیک به ۴۰ میلیون
نفر در دنیا بیرون آمدند و اعتراض کردند، حالا هم دانشجویان می توانند نقش
فوق العاده محوری در بسیج مردم دنیا علیه جنگ و جمهوری اسلامی داشته باشند
که افکار عمومی بین المللی را خط و جهت بدهند و جبهه سوم، جبهه انسانیت در
برابر دو قطب تروریستی و ارتجاع را که در سطح بین المللی دارد مورد استقبال
واقع می شود دانشجویان می توانند صدها برابر ابعاد آنرا گسترش بدهند و هر
حرکت مترقیانه ای را وصل کنند به این جبهه سوم تا مردم دنیا هم به میدان
بیایند و مبارزات مردم ایران را مورد پشتیبانی قرار بدهند. این هم یک وجه
مهم ١٨ تیر است. *
|