بازگشت به صفحه اول مقالات اطلاعيه ها صفحات ويژه روزنه آرشيو شماره هاى قبل سايتهاى ديگر گوناگون - شعر و ادبيات
 

 

کودکان بی‌شناسنامه!

 

ruben.markarian@rahekargar.net

 

 روبن مارکاریان                                                            

 

 

آیا می‌دانید معنای کودک بی‌شناسنامه چیست؟ او کسی است که به جرم آن که مادرش با یک غیرایرانی ازدواج کرده  از داشتن شناسنامه محروم بوده و میان زمین و آسمان معلق است؛ با این که در خاک ایران و از مادر ایرانی زاده شده اما موجودیتش فاقد وجهه قانونی و نامطلوب است؛ علیرغم آن که خود هیچ نقش و اراده‌ای برای پا نهادن در کائناتی که رژیم جمهوری اسلامی نامیده می‌شود نداشته اما از همه حقوق انسانی محروم بوده و به عنوان یک فرد انسانی به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ برای او شناسنامه صادر نمی‌شود، او حق ندارد به مدرسه برود او اصلا" انسان نیست، هیچ قانونی از او حمایت نمی‌کند( حتی قوانین عصر شتربانی رژیم اسلامی!)، او اصلا" قاچاق به دنیا آمده و ناچار است که قاچاق زندگی کند... او سرباری برای جامعه است و  تنها فایده‌اش این است که به عنوان یک "کودک کار"بدون هیچ تامینی در حاشیه جامعه در زیر چرخ دهشناک استثمار مشتی بهره‌کش مورد انواع سوء استفاده‌ها قرار گرفته و له  شود!

مجلس رژیم اسلامی دو روز پیش  طرح اصلاح بند ٢‌ ماده ٩٦٤‌ قانون مدنی را رد کرد. براساس بند ٢ "كساني كه پدر آنها ايراني است اعم از اينكه در ايران يا خارج متولد شده باشند تابعيت ايران را دارند". طرح خواسته بود که در کنار پدر، عنوان " مادر" نیز اضافه شود تا بدین ترتیب هزاران کودکی که فاقد هویت و شناسنامه هستند بتوانند با اخذ تابعیت موفق به دریافت  شناسنامه شوند. همانطور که گفتیم این کودکان که از مادران ایرانی زاده شده‌اند به خاطر آن که پدرشان از پناهندگان و مهاجران افغانی و یا عراقی هستند شناسنامه نداشته و از ابتدائی‌ترین حقوق از جمله رفتن به مدرسه محروم هستند.

رژیم جمهوری اسلامی ایران قانون به غایت ارتجاعی تابعیت رضاخانی را که به هفتاد سال پیش مربوط می‌شود همچنان مبنای برخورد با مسئله تابعیت قرار داده است. بر اساس این قانون زنانی که با مردان غیرایرانی ازدواج می‌کنند تابعیت خود را از دست داده و به تابعیت کشور شوهرانشان  در می‌آیند. جوهر این قانون این است که تابعیت یا ملیت از طریق پدر منتقل می‌شود نه مادر و یا به زبان ساده‌‌تر این مرد است که صاحب و حامل ملیت است نه زن!جوهر این بخش از قانون پوسیده تابعیت چنان مردسالارانه و فوق ارتجاعی است که کاملا" با اصول آپارتاید جنسی رژیم اسلامی انطباق داشته و بنابراین رژیم اسلامی آن را مبنای برخورد خود با مسئله تابعیت قرار داده است.

هزاران کودک ایرانی که حتی آمار درست ودقیقی در مورد آنها وجود ندارد قربانی این قوانین ارتجاعی، ضدکودک، زن ستیز و ضدمهاجر  هستند. آنها به تهیدست‌ترین اقشار کارگری( کارگران مهاجر، فصلی، بیکار) تعلق داشته و خانواده‌هایشان نه فقط  به عنوان نیروی کار ارزان به شدیدترین شکل ممکن استثمارمی‌شوند بلکه کودکانشان که حتی فرصت شناخته شدن به عنوان یک انسان و سوادآموزی در ابتدائی‌ترین سطوح را ندارند ناچارند به عنوان کودکان کار  و یا پدیده کودکان خیابانی  توسط انواع واقسام بهر‌ه جویان به تباهی جسمی و روحی کشانده شوند .

باید از حقوق انسانی این کودکان، کودکان بی‌شناسنامه، حمایت کرد ؛ باید خواهان الغاء فوری قانون ضدکودک، ضدزن، ضدمهاجر و ضدانسانی "وابسته بودن اصل تابعیت به پدر ایرانی" شد. حمایت از "کودکان بی شناسنامه" امر مشترک جنبش‌ کارگری و جنبش‌های اجتماعی کشورمان است. آنها فرزندان بخشی از طبقه کارگر و خود از سر اجبار کارگران کودک بوده  و از سوی دیگر قربانیان مجسم قوانین مردسالارانه، شونیستی، ضدمهاجر( دست پخت  مشترک رژیم‌های پهلوی و اسلامی) هستند. تشکل‌های کارگری، بیکاران، زنان، "حمایت از کودکان"، دفاع از حقوق بشر ... باید فعالانه تلاش کنند تا با افشاء جنایتی که در حق"کودکان بی‌شناسنامه"،درسایه سکوت و سانسور رژیم سلامی انجام می‌شود،  با تباهی بخشی از نسل آینده کشورمان مقابله کنند!

 

۲۹ ارديبهشت ۱٣٨۵ -  ۱۹ می ۲۰۰۶

 


بازگشت به صفحه اول