نوشته ها و مطالب بيشتری در
زمينه سايت ديدگاه و هادی خرسندی
پاسخ به هادى خرسندى
آينده شما در گذشته است!
سياوش دانشور
باز هم آقای خرسندی!
علی جوادی
جوابی کوتاه به هادی خرسندی
حسن صالحی
من هم محكوم ميكنم!
ناصر اصغري
شما مسئول هستيد
امير توکلى
على ناظر عزيز - با سلام و تبريک سال نو
-
امير توکلى
در
جواب به هادی خرسندی
-
محسن قاسم خانی
دیدگاه وخرسندی وتهمت
وناروا گوئی وخطی که
از مجاهدین میاید
علی شمس
تنها چند نکتهی
کوتاه راجع به پاسخ
آقای خرسندی:
آرش
سرخ
مگسهای دنیای سیاست و آرشی به سرخی ارتش سرخ!
هادی خرسندی باز ساکت ننشست
گزارشی
به خرسندی
جلیل جلیلی
به: هادی خرسندی سابقا عزیز
بابک یزدی
http://www.redarash.com/
arash_redcat@yahoo.com
آقای هادی خرسندی, طنزنویس شهیر ایرانی,
مدتی پیش مطلبی در سایت دیدگاه نوشته اند
که فکر کردم در موردش چند کلمه باهاشان
صحبت کنم!
آقای خرسندی
سلام, من آرش سرخ هستم. نوجوانی از ایران
و هوادار حزب کمونیست کارگری.
از بچگی در روزنامه های قبل از انقلاب و
کتاب هایی که داشتیم و سایت های اینترنتی
دنبال مطالب شما می گشتم و آن ها را می
خواندم. بامزه و خوب بود. شعرهاتان گاها
عالی بود. با خودم خشنود می شدم که یک
طنزنویس برجسته ی ضد رژیم و تا حدودی ضد
مذهب داریم. تا این که مدتی پیش شما باعث
شدید من سه هزار تومان از دست بدهم! قضیه
از این قرار بود که تعریف شما را پیش یکی
از دوستانم (که از مخالفان جدی حککا بود)
کردم و گفت تو چرا این را می گویی , "آن
خرسندی که لمپنی بیش نیست!" پرسیدم او چرا
این طور فکر می کند و مطلبی از شما راجع
به علی جوادی را به من داد و من با او شرط
بستم که این مطلب مال هادی خرسندی نیست.
جدا از نظرش سطح او بالاتر از این توهین
های ضدزن و ضدانسانی به یکی از محبوب ترین
کمونیست های ایران است. خوب آن دفعه من
شرط را باختم. ولی با خودم گفتم حتما شخصا
عصبانی شده و قصدی نداشته. (گرچه متاسفانه
بعدا مثال آن نوشته را زیاد دیدم)
اما این مطلب آخرتان….
هادی جان! یکی از رایج ترین ادبیات سیاسی
در ایران ادبیات آنتی حککا وآنتی حکمت
است. "رابطه ی حکمت با اسرائیل" که اولین
بار نه توسط طنزپردازان بامزه که توسط
روزنامه ی کیهان (16 تیر 1381, ستون اخبار
ویژه, "رقاصان ضدانقلاب بی پدر شدند")
ساخته و پرداخته شد نقل محافل بسیاری است.
اما چیزی که راجع به نویسندگان همه ی آن
سبک مطالب صدق می کند بی هویتی و سخیف
بودن جایگاه نویسندگان آن هاست. کسی نباید
آن ها را جدی بگیرد. اما در مورد شما قضیه
فرق می کند.
شما ,حداقل از نگاه من, طنزنویس با ارزشی
بودید. طنزهاتان خوب است. نویسنده ی بنامی
هستید. اما فقط یک لحظه و یک لحظه نام
خودتان را از پای این مطلب اخیر
بردارید….. چشمهاتان را ببندید و این حرف
ها را برای خودتان تکرار کنید. آیا این
حرف های یک لمپن سیاسی (یا غیر سیاسی!)
نیست؟ آیا این سخیف ترین فحاشی های ممکن
نیست؟ آیا یک کلمه نقد جدی یا حتی طنز
بامزه در این حرف ها هست؟ اگر کسی در
دانشگاه این حرف ها را بنویسد و دست ما
بدهد باور کنید اصلا نگاهی هم به آن ها
نمی کنیم.
شما اگر با حککا اختلاف دارید و حتی اگر
علیه اش طنزهای بامزه بنویسید من ناراحت
نخواهم شد. گرامشی و رهبران حزب کمونیست
ایتالیا هم از دست "وامبا" (طنزنویس
ایتالیایی) ناراحت نمی شدند. اما این مطلب
شما نه طنز است, نه نقد است و نه ذره ای
حقیقت.
با کمال تاسف سخیف ترین فحاشی ها و نازل
ترین دروغ هاست.
شما گفته اید که خدای ما بوش است و
پیامبرمان شارون و امام مان حکمت . حزب ما
صدها صفحه علیه فاشیسم اسرائیل و تروریسم
بوش دارد و نوشته است. اثر حکمت "جهان پس
از 11 سپتامبر" تابحال بر کمونیست های
بسیاری از سوئد تا اسکاتلند تاثیر گذاشته
است. باب هیکن, نویسنده ی انگلیسی, در
مورد این نوشته ها گفت: "این کمونیست
ایرانی از کجا آمده که با شمشیر نقد
اینچنین محکم مقابل هر دو سوی تروریسم
جهانی از بوش تا اسلامی های عراق می
ایستد؟ .....کتاب کاپیتال را انجیل طبقه ی
کارگر می نامند و الحق که باید اثار این
کمونیست ایرانی در مورد جنگ های آمریکا را
انجیل انسانیت نامید!" جواب آقای هاکین را
چی دارید بدهید؟ جواب آن چند صد دانشجو که
به خاطر فوت منصور حکمت از فرط ناراحتی دو
واحد هم پاس نکردند را چه می دهید؟ جواب
من و صدها نفر از دوستانم که با نقد حکمت
و با نوری که او به راه مان تاباند
فهمیدیم که هیچ کجای این دنیا پیغمبر و
امامی نیست و نباید باشد و یاد گرفتیم که
جلوی لیدر حزب هم بایستیم و از حق مان
دفاع کنیم؟ آیا مدرکی پنهانی دال بر حمایت
ما از آمریکا و اسرائیل دارید؟ پس کجاست؟
نشان مان دهید تا ما هم هدایت شویم.
آقای خرسندی! در صحنه ی سیاست ایران
بزرگترین حزب چپ و حتی بزرگترین حزب
سکولار ما هستیم. شما خوب می دانید که ما
مظهر مبارزه با مذهب و اسلام هستیم. جدا
از جایگاه حزب ما, منصور حکمت مارکسیستی
برجسته در سطح جهانی است. او تنها
مارکسیست ایرانی و فارسی زبان است که در
لیست صد مارکسیست برتر قرن (از سوی ام آی
ای) انتخاب شده است.
شما این ها را نقد نکرده اید. با سخیف
ترین فحاشی ها به آن ها حمله کرده اید. با
لحنی که من به جرات می گویم ما در تاریخ
حزب مان علیه هیچ کس ننوشته ایم. مسئولید
که جواب این حرف های مرا بدهید. مسئولید
که بگویید چرا این حرف ها را زده اید و
مسئولید که اگر نتوانید ثابت کنید که ما
"طرفدار" بوش هستیم در همین سایت دیدگاه
از همه معذرت بخواهید!
اینجا می خواهم از مسئولان سایت دیدگاه که
می دانم بعضی هاشان احترام عمیقی برای حزب
ما و منصور حکمت قائل هستند نیز خواهش کنم
که به عنوان یک آدم بی طرف در این مورد
بنویسند. لحنی که آقای خرسندی نوشته است
باید محکوم شود. این لحن ضد انسانی و دروغ
وار و ریاکارانه است. این لحن شایسته ی
هیچ انسانی نیست.
آقای خرسندی! به حرف هایی که زدم, رفیقانه
و صمیمانه, فکر کنید. جایگاه شما, نه پیش
هواداران ما که پیش اکثریت دانشجویان
دانشگاه های تهران, پس از این نوع نوشته
ها کاملا پایین آمده است. بیایید کمی سطح
خودتان را بالا بیاورید. شما می توانید
طنزنویس برجسته ای به یاد بمانید اما نه
با این نوع نوشته ها. دور نیست آن روزی که
حزب ما در توده های میلیونی مردم محبوب
شود و آثار منصور حکمت را در همه ی
دانشگاه های جهان بخوانند و احزاب
"کمونیست کارگری" را در تمام دنیا تاسیس
کند. آن روز شما باید این طنزهایتان را یک
جایی قایم کنید.
گذشته تان را کمی اصلاح کنید! کمی به
آینده تان فکر کنید!
بالای صفحه
هادی
خرسندی و ترمیم ضایعات!
سعید مدانلو
saeed_modanlou@yahoo.com
ماه گذشته هادی خرسندی در
لس آنجلس مهمان انجمن یهودیان ایرانی بود∙ در
برنامه دیگری بنام خرسنداپ کمدی که اختصاص به
گروه و یا جمعیت خاصی نداشت و ورود برای عموم
به قید خرید بلیط آزاد بود٬ نامبرده با
فراخواندن هما سرشار نویسنده مقیم لس آنجلس و
مۇلف کتاب و یا بقولی تطهیر نامه « شعبان
جعفری » به روی صحنه٬ مراتب قدردانی و تمجید
خود از ایشان را به نمایش در آورد∙ میگویند در
همین برنامه خرسندی در ابراز خود شیرینی و
چاپلوسی برای عده خاصی آنچنان افراط نمود که
بخش اعظم حضار را مطلقاً از این عمل خوش
نیامد٬ ترش کرده بودند و به جوکهایش
نمیخندیدند!
روز آخر هم اعلام میشود که
خرسندی به اتفاق ابراهیم نبوی با رادیو مرتجع
٦٧٠ لس آنجلس که از سر تا کمرش توی آخور
جمهوری اسلامیست٬ مصاحبه دارند!
اینکه هادی خرسندی به لس
آنجلس آمد و رفت٬ مهمان چه محافلی بود٬ چه
برنامه هایی داشت٬ با که مصاحبه کرد٬ چه گفت و
راجع به رفتار و کردارش در اینجا چه گفتند و
غیره٬ جزوه اتفاقات روزمره لس آنجلس است که هر
کسی اینجا زندگی کند و فارسی بداند کم و بیش
از طریق رسانه ها و اعلامیه ها مطلع میشود و
یا از این و آن میشنود∙ شخصاً ذرّه ای علاقه
به بازگو کردن آن نداشتم∙ اینها اتفاقات مهمی
نیستند∙ نه من اهمیتی میدهم و نه اشکالی در
این کار ایشان میبینم که بخواهم ایرادی به
رفتنشان به هرگونه انجمن و محفلی گرفته باشم∙
تنها ذکر آن به این دلیل به میان می آید که
یکماه نشده « هنرمند روی صحنه » ما یادش
میافتد٬ ای دل غافل! در جهت مبارزات « ضد
امپریالیستی - ضد صیهونیستی» پاک ضایع کردند!
و با دست خود به هرچه
مبارزات « ضد امپریالیستی- ضد صیهونیستیِ »
خودشان آفتابه گرفتند! پس لازم آمد محافل « ضد
امپریالیستی - ضد صیهونیستی- ملّی مسلکی- ضد
کمونیست کارگری» که یک جورهایی هوای ایشان را
دارند تا دیر نشده به نحوی از دلخوری حاصل از
ماوقع لس آنجلس دربیایند!
از این روست که آن جوان
تصمیم میگیرد نامه ای به « هنرمند روی صحنه »
ما بنویسد و نظرشان را نسبت به حزب کمونیست
کارگری جویا شود!
با مقداری فحش و فضیحت
همردیف بوش و شارون و امثالهم نثار حزب
کمونیست کارگری و رهبرانش نمودن٬ میتوان از
خجالت دوستان « ضد امپریالیستی ∙ ∙ ∙ ∙ » در
آمد و جبران مافات و ترمیم ضایعات نمود!
منتها من از آن جوان تقاضا
میکنم٬ حالا که نظر خرسندی را دانستند٬ لطف
کنند از همانهایی که ایشان در لس آنجلس تعریف
و تمجید مبسوطی ازشان به عمل آوردند و از سران
همان محافل شارون دوست و یا دوستدارانِ دولت و
حکومت اسرائیل که ایشان مهمان مخصوصشان بودند٬
سۇال کنند که آیا بالاغیرتاً آنها هیچگونه
سنخیّت و قرابتی بین حزب کمونیست کارگری ایران
با شارون و بوش و دول اسرائیل و آمریکا
میبینند یا جناب خرسندی تنها برای آرامش خاطر
و رفع آزردگی دوستانی که احساسات « ضد
امپریالیستی-ضد صیهونیستی » شان جریحه دارشده
از این جور حرفها میزنند؟!
ممکن است سوال کنید که
خرسندی با موضعگیری ضد شارونی- بوشی از
جهتی دوستان محافل بوشیست و شارونیست را پکر
نموده اند٬ تکلیف آنها چه میشود؟! راستش تا
دفعه دیگر که ایشان تشریف بیاورند آمریکا٬ یک
کاریش میکنند! تا آن موقع کی مرده کی زنده؟!
٣١ دسامبر ٢٠٠٥
بالای صفحه
من هم محكوم ميكنم!
ناصر اصغري
جناب آقاي علي ناظر!
ميخواستم در باره كپي نامه
آقاي خرسندي از وبلاگشان و درج آن در سايت
ديدگاه و حاشيه نويسي هاي شما نظرم را در چند
خط بنويسم. اميدوارم آن را درج كنيد.
حساب آقاي خرسندي معلوم
است. اما شما طلبكارانه ميگوئيد كه: "آيا بهتر
نيست که به پچ پچ هاي موجود علنا پاسخ گفت؟"
آيا شما حاضريد هر كسي چيزي درباره جريان و يا
شخصيت ديگري گفت، برويد دنبال آن در سايتها و
وبلاگها كپي كنيد و بر روي سايتتان بگذاريد؟
معلوم است كه اين كار را نميكنيد! شما حتي
نوشتههاي بسيار متين و سياسياي كه كوچكترين
برخورد غيرسياسي و شخصي هم در آن پيدا نميشود
و مشخصا هم به سايت ديدگاه ارسال ميگردد، درج
نميكنيد! شما تمام فحاشيهاي مجاهدها را بر
عليه نوشته و فعاليتهاي حزب كمونيست كارگري
زير نورافكن خاصي قرار ميدهيد؛ اما اين چگونه
است كه وقتي نوبت به حزب كمونيست كارگري
ميرسد، معيارهايتان فرق ميكنيد؟ شما چه
كينهاي از حزب كمونيست كارگري را در دل داريد
كه به ديگران و خوانندگانتان نميگوئيد؟ حزب
كمونيست كارگري چه كاري كرده و چه نظراتي دارد
كه شما اينقدر نسبت به آن كينه در دل داريد؟
آقاي علي ناظر محترم!
مسئول سايت ديدگاه
آيا شما هيچ ميدانيد كه
جمهوري اسلامي ٢٥ سال است با منتصب كردن
مخالفين خود به آمريكا و اسرائيل كرور كرور
اعدام كرده و به زندان افكنده است؟ اتهاماتي
را كه آقاي خرسندي امروز از كيهان شريعتمداري
و حجاريان به عاريه گرفته است، از همان نوع
پاپوشدوزيها است كه ما از آن عكس گرفتهايم.
شما بايد بتوانيد در مقام مسئول يك سايت اين
را تشخيص بدهيد.
٣١ دسامبر ٢٠٠٥
بالای صفحه
شما مسئول هستيد
امير توکلى
آقاى على ناظر
خواستم نظرم را درباره حاشيه
نويسى هاى شما که در پاى نامه هاى
جوابيه به هادى خرسندى نوشته ايد
بيان کنم و از اين مجرا موضع شما
و سايت ديدگاه را نقد کنم.
در اولين حاشيه
نويسى در پاى جوابيه سياوش دانشور
شما مى نويسيد:" هادي خرسندي حرفي
در باره يک نهاد فعال سياسي زده
است، و ديدگاه هم آن را براي
اطلاع همگان درج کرده است".
دوست گرامى حرفى
که خرسندى زده است نه نقدى سياسى
است و نه طنزى انتقادى به حزب
کمونيست کارگرى٬ ايشان با چند خط
فحاشى و بيان اتهاماتى از نوع
شناخته شده اسلامى خواسته است
جوابى از سر استيضال به جوانى
بدهد که از قدرت حزب از او سوال
کرده است.
اما انتقاد من
به شماست. شما در مسئوليت يک سايت
سياسى در چند ساله اخير بايد
تفاوت بين نقد سياسى و فحاشى را
تميز دهيد. حساسيت من بویژه از آن
جهت است که بنا به نوشته خود شما
هادى خرسندى اين مطلب را براى درج
در سايت ديدگاه ارسال نکرده است
بلکه شما آگاهانه آنرا از ميان
دهها نامه در سايت خرسندى انتخاب
کرده ايد. من به اين انتخاب شما
انتقاد دارم. شما اين فحشنامه را
انتخاب کرديد آنرا از سايت خرسندى
کپى کرديد و در سايت ديدگاه درج
نموديد.
اما حتی اگر
هادی خرسندی مطلبش را برای درج در
سایت شما هم فرستاده بود باید
تصمیم میگرفتید که میخواهید سایت
تان را با فحاشی و افترا به
دیگران پر کنید٬ یا نه.
شما متاسفانه نه
تنها بعنوان کسی که سالهاست سایتی
را اداره میکنید فرق بین نقد
سیاسی و فحاشی و تهمت و افترا به
دیگران را تمیز نداده اید بلکه
حتی طلبکارانه این مزخرفات را
تائید کرده اید. در حاشیه نامه
سیاوش دانشور نوشته اید که : "آيا
بهتر نيست که به پچ پچ هاي موجود
علنا پاسخ گفت؟".
شما با درج
فحشنامه اى لمپنى از هنرمندى که
باید نانش را به نرخ روز بخورد، و
با توضیحاتی که عذر بدتر از گناه
است، متاسفانه میزان وفاداری
خودتان را به حداقل پرنسیپ های
سیاسی نشان داده اید و من فقط
برایتان اظهار تاسف میکنم.
لطفا اين مطلب
را در سايت تان درج کنيد
امير توکلى
٣١ دسامبر ٢٠٠٥
بالای صفحه
على ناظر عزيز
با سلام و
تبريک سال نو
جوابيه تان را خواندم اما
متاسفانه در نامه تان به اصل
مسئله
اى که من مطرح کرده بودم٬
نپرداخته ايد. لذا لازم دانستم که
بار ديگر نکته اصلی نامه قبلى ام
را تاکيد کنم. اعتراض من اين بود
که شما مرزى بين فحاشى و نقد
سياسى قائل
نشده ايد.
شما نه نقد
سياسى و يا طنزى گزنده را بلکه
فحاشى و تهمت خرسندى را چاپ کرده
ايد و از بازدید کنندگان سايت تان
میخواهید راجع به آن اظهار نظر
کنند! و این قابل تاسف است.
اعتراض من به همین نکته است. سایت
و نشریه ای که محل درج تهمت و
فحاشی به اپوزیسیون باشد فاتحه
خود را خوانده است. در این صورت
تفاوتی بین آن و برنامه هویت صدا
و سیما باقی نخواهد ماند. ديدگاه
سايتى سياسى است٬ و نبايد محلى
براى تهمت زنى و فحاشى علیه افراد
و جریانات اپوزیسیون، هر
اپوزیسیونی با هر ایدئولوژی و
مرامی، باشد. اين حداقل پرنسيپى
است که از یک سایت یا نشریه
اپوزیسیون باید انتظار داشت.
متاسفانه سايت
ديدگاه اين حداقل پرنسيپ را در
اين مورد رعايت نکرد و موضوع قابل
توجیه نیست.
برایتان آرزوی
شادی و تندرستی میکنم.
امير توکلى
١ ژانويه ٢٠٠٦
بالای صفحه
در
جواب به هادی خرسندی
.
محسن قاسم خانی
هادی خرسندی طنز نویس
وخیال پرداز
ناسیونالیسم یک بار
دیگر شمشیر کند وبی
رمق ضد کمونیستی خود
را در جواب به نامه
جوانی بیرون کشیده و
در لوای طنز به مداحی
علیه حزب کمونیست
کارگری پرداخته است .
قبل
از هر چیز باید بگویم
از هادی خرسندی
وبرادر طنز نویس ،
دوم خردادی ایشان
جناب ابرهیم نبوی
بعنوان یک طنز نویس
باید بخوبی یاد
کرد،
هرچند این دو برادر
محصول سیستم سرمایه
داری وآنتی کمونیست
هستند ولی در بستر
طنز تاکنون بخوبی
توانسته اند فعالیت
نمایند ، خصوصأ هادی
خرسند ی که نیم نگاهی
به سکولاریسم ولائیک
بودن هم دارد. اما
اگر به پرخاش های
اخیر هادی خرسندی
نگاهی داشته باشیم
متوجه میشویم که
ایشان در پی کوچک
ترین بهانه ها برای
پرخاش وبی پرنسیبی به
حزب کمونیست کارگری
است که من این حرکت
زشت وناپسند، این اصغر
آقا نه چندان معروف
را نشانه قوت حزب
کمونیست کارگری
میدانم .
ولی
من هم میخواهم به
عنوان یک جوان چند
سئوال از جناب خرسندی
داشته باشم .
1-
آیا میدانید چه کسی
دادگاه های شریعه در
کانادا را عقب راند .؟
2-آیا میدانید
سکولاریست سال انگلیس
چه نام دارد .؟
3-
آیامیدانید چهره
شناخته شده کمیته
عليه
اعدام وسنگسار چه نام
دارد .؟
حتما میدانید! ولی من
برای اینکه عموما شما
را با مو وریش بلند
دیدم وفکر
کنم
حتی زياد هم
وقت حمام وبهداشت
را نداشته
باشيد!
واسه
همین برایتان توضیح
میدهم .
دادگاه شریعه توسط
هما ارجمند ، عقب
رانده شد ، سکولار
سال انگلیس مریم
نمازی است وچهره
شناخته شده کمیته
علیه اعدام وسنگسار
هم مینا احدی نام
دارد، آیا به نظر
شما دولت کانادا
وانگلیس نمیدانند که
هما و مریم کمونیست
ودر بین اعضای رهبری
این حزب فعالیت
میکنند ویا جوامع بین
الملل شناختی به
پیشینه مینا احدی
ندارند که تریبون در
اختیار او میگذارند .
آقای خرسندی این طنز
شما هیچ تفاوتی با
مداحی ندارد چرا که
بجای خنده گریه هر
انسان فهمیده
ورادیکالی را نسبت به
این نظر شما در
میاورد .
در
قسمت دیگری از پرخاش
شما ما چپ آمریکایی
شدیم وخدایمان هم
آریل شارون شده است ،
من واقعا نمی دانم
این چه خدا وپیغمیر
دیوانه ای است که
مدام در حال کمک کردن
به بزرگ ترین منتقد
خود میباشد ومن در
عجبم که ما از آمریکا
واسرائیل پول میگیريم
ولی شما به آنجا
میروید وحتی برای
دریافت جیره ای به
حمام میروید وریش
وموی خود را هم اصلاح
میکنید.
بسیار خوشحال که علی
جوادی خاری به چشم
شما
شده وچنان به شما
فشار آورده که حتی در
موقع خواب هم به او
فکر میکنید ودرمواقع
فوران ذهنیاتتان از
اسم علی غافل نمی
مانید ولی
" استاد"خرسندی فعالیت چند
دهه اخیر خود را کنار
فعالیت علی جوادی
قرار دهید آنوقت
متوجه میشوید که شما
قدرت هم طرازی با وی
را ندارید به خودتان
زحمت ندهید. بیشتر به
این مطلب نمی پردازم
چرا که اگر لازم باشد
علی جوادی حال شما را
خواهد پرسید.
آقا
خرسندی شما نمی
توانید آینده خود را
را با پرخاش به حزب
کمونیست کارگری تضمین
کنید جوانان ایرانی
در حال تصفیه حساب با
مذهب هستند و
سخره های
سخت مذهب در حال
فروپاشی است اگر کسی
مدعی سکولاریسم
وآزادیخواهی است
باید با
اين جریانها
پیوند اجتماعی داشته
باشد! پرچم این پیوند
اجتماعی در دست ماست، حالا آینده چه چیز
را میخواهد از زدوبند
ما پرده پوشی کند
حتما نماینده آقا
امام زمان جناب احمدی
نژاد برشما نازل شده
که شما پیشاپیش از
همه چیز مطلع هستید .
در
آخر امید وارم سیستم
آمریکایی مثل صدای
آمریکا همچنان آنقدر
به شما پول بدهد که
همیشه سر وصورت خود
رااصلاح کنید و
همچنین آینده خود را
هم مد نظر داشته
باشید .
محسن قاسم خانی .
کادر ح ک ک ا
کادر س ج ک
|
بالای صفحه
بالای صفحه
|