بازگشت به صفحه اول

اطلاعيه ها

مقالات

سايتهاى ديگر

آرشيو شماره هاى قبل

منتخبی از آثار منصور حکمت

 
   

پاسخ به هادى خرسندى

آينده شما در گذشته است!

siavash_d@yahoo.com


سياوش دانشور

 

هادى خرسندى و ابراهيم نبوى در سياست و جايگاه اجتماعى طنزنويسهاى دوقلو هستند. هر دو محصول اختناق اند و هر دو نانشان در بازارى بدست مى آيد که ناسيوناليسم و آنتى کمونيسم و شرق زدگى و اخلاقيات دلبخواهى و فرهنگ ضد زن مشخصه آنست. دومى بسيجى و امامش خاتمى بود و نهايتا بربام رفسنجانى فرود آمد. اولى، يعنى هادى خرسندى، هرچند ضد رژيم است اما منافع و دنياى صنفى اش او را کنار اولى ميگذارد. هادى خرسندى هنوز سرگردان است، اما براى نشستن يک جهت مشترک با ابراهيم نبوى دارد؛ هر دو در ليچارگوئى به حزب کمونيست کارگرى دست در يک کيسه ميبرند، کيسه جنبش ملى اسلامى. او ميخواهد جائى بنشيند اما قبل از هرچيز بايد نشان دهد که ضد حزب کمونيست کارگرى است که بزعم ايشان در غياب "چپ واقعى" مشغول "بمباران تبليغات انحرافى" است. او به بهانه "پاسخ" به يک جوان در اظهار نظرى بيمزه و سبک براى حزب کمونيست کارگرى پرونده سازى و به اعضاى رهبريش فحاشى ميکند و سايت ديدگاه هم آنرا روى چشم ميگذارد و منتشر ميکند.

 

ميخواهم از جناب خرسندى بپرسم که منبع اطلاعات ذيقيمت ايشان کجاست که اظهارات ابراهيم نبوى  و سعيد حجاريان و فريبرز رئيس دانا و سحابى و جلال طالبانى و نشريات دو خرداد و کيهان و رسالت را تکرار ميکنند؟ آيا هادى خرسندى که ما را "هوادار بوش و شارون" ميداند براى ادعايش ميتواند چند کلمه استدلال محکم سياسى نشان مردم بدهد؟ اگر نميتواند، آيا اين فقط عقده ترکاندن و نرخ گذاشتن در مقابل کسانى ديگر نيست؟ آيا هادى خرسندى که به ما "چپ آمريکائى" ميگويد، دلش براى چپ روسى و استالينى لک زده است؟ حزب کمونيست کارگرى کوهى از ادبيات در مورد نقد سرمايه و نظم نوين جهانى و محکوميت رفتارهاى حکومت فاشيست اسرائيل با مردم فلسطين دارد. و هادى خرسندى بعيد است تا اين حد لاابالى باشد که بدون اطلاع به کاهدان زده باشد! پس ميداند چه ميگويد، و اينجاست که به موضع اسلامى ملى شرق زده هم صنف عزيزش ابراهيم نبوى و منابع مورد رجوع ايشان ميرسد.

 

هادى خرسندى از موضعى مردسالار و ضد زن و لومپنيستى به رفقاى زن کمونيست حزب توهين ميکند. همين يک قلم کافى است که چهره و فرهنگ کلاه مخملى شما را براى هر انسان منصف و آزاديخواه، حتى مخالف حزب کمونيست کارگرى، عيان کند. آيا معضل شما اينست که چهره ها و کادرهاى زن حزب کمونيست کارگرى پشيزى براى اين فرهنگ شرقزده و پوسيده مردانه اسلامى نوع شما ارزش قائل نيستند؟ 

 

هادى خرسندى مينويسد: " خيلي احزاب و سازمان ها هستند که «آينده» پرده از زدوبندهاشان برميدارد. از اين نظر حزب کمونيست کارگرى اکنون در آينده خويش است!" يعنى پرده ها در مورد حزب کمونيست کارگرى برداشته شده است و جناب خرسندى دستش "پر" است! انگار هادى خرسندى تخصص نويافته اى در مورد کشف اسرار و "زد و بند" پيدا کرده است. من از هادى خرسندى ميخواهم که اين اطلاعات ذيقيمتش را نشان مردم بدهد و مچ اين "حزب مذهبى طرفدار شارون و بوش" را باز کند. اگر او موفق به اينکار شد، ما دسته جمعى عطاى اين حزب را به لقايش مى بخشيم. اما اگر او نميتواند، مثل کسى که فقط يک جو شرف برايش باقى مانده اين ادعاى خود را ثابت کند، آنوقت من به حقارت چنين موجودى ميگريم و با تاسفى از کنارش رد ميشوم.

 

آقاى خرسندى!

 

انسان ميتواند مخالف هر کس و هر جريان و هر حزبى باشد و مخالفتش را مستدل و حتى با غريو احساساتش بيان کند. شخصا براى مخالفين جدى و سياسى احترام قائلم و با دقت نظرشان را براى پيدا کردن حقيقتى مطالعه ميکنم. اما شما از اين جنس نيستيد. هويت شما و کاراکتر سياسى شما تابع بازار و مستعمينى است که قرار است سالنهايتان را پر کنند. آخر شما هم بايد نان بخوريد. همين به سياليت در رفتار سياسى شما، که خيلى اوقات از جوک و طنز و مزه ريختن قابل تفکيک نيست، شکل داده است. جدى باشيد، اگر حرفى براى زدن داريد صريح و روشن بزنيد و پاى آن بايستيد. اما شما و نوع شماها حرفى براى زدن نداريد. ما که مى شناسيم. هرچه هواى چپ و کمونيسم و اعتراض راديکال بيشتر در ايران ميوزد و الگوهاى کمونيسم غربى و مارکسيستى منصور حکمت بيشتر جان ميگيرد، نوع شما و اظهار نگرانى از تبليغات و سازماندهى کمونيستى و ترور شخصيت رهبران کمونيست بيشتر ميشود. شما هم دراين اوضاع ميخواهيد جائى فرود بيائيد و به کمپى ملحق شويد. اين ايراد ندارد. اما نميدانم چرا از بيداگاه جمهورى اسلامى تا مطبوعات دو خردادى و تا اصغر آقا و نبوى و ناسيوناليستها و قوم پرستان و اسلاميهاى اپوزيسيون بايد بدوا همين اراجيف شما را در مورد حزب کمونيست کارگرى و منصور حکمت و على جوادى و رهبرى اين حزب سرهم کنند؟ فکر نميکنيد کل اين تبليغات ضد کمونيستى امثال شما به اهداف مشترک و منافع مشترکى خدمت ميکند؟

 

و بالاخره بايد عرض کنم شما و تفکر نوع شما آينده اى ندارد. آينده شما در گذشته است. اگر با نوستالژى و نان قرض دادن و خود شيرينى براى چپ ناسيوناليست و پرو سويت و جمهوريخواه و نيمه سلطنت طلب و نيمه مذهبى دردى دوا ميشد، تا حالا شده بود. برويد شغل شرافتمندانه اى پيدا کنيد. اگر ميخواهيد سياسى باشيد لااقل از میکیس تئودوراکيس بياموزيد نه از ابراهيم نبوى.

٣٠ دسامبر ٢٠٠٥

 

 
 

Fax:004670619905

Email:rowzane@yahoo.com

بازگشت به صفحه اول