MIME-Version: 1.0 Content-Location: file:///C:/150B2D12/m07fatemi-sher.htm Content-Transfer-Encoding: quoted-printable Content-Type: text/html; charset="us-ascii"
پا= 1585;يس- آبانماه ۱۳۸= 77;
<=
/span>
خ =
8;ن
و خاطره
=
&nb=
sp; =
&nb=
sp; =
&nb=
sp;
=
6;رای
شهيد پيشتاز :
دکتر حسين
فاطمی
به
نوجوانی من
اتفاق می
افتاد
تو را
به جانب ميدا=
606;
تير می بردند =
span>
تنت ز
دشنه دژخيم،
همچنان مجرو=
81;
زبان
به روزه و
جانت ز هرم
تب، می سوخت
خبر،
بريده به مشه=
583;
رسيده بود
تو را
به جانب ميدا=
606;
تير می بردند =
span>
غروب
بود و چه
پائيز
ارغوانی
محزونی
و من
دويده بودم و
از زير خاک
باغچه بيرون
کشيده بودم
باز،
کتاب
ها و مجلات،
خاک خورده خو=
583;
را
و
روزنامه های
بی تو را،
سرمقاله های =
578;و
را
که سا =
4;
پيش چنان با
غرور می
خوانديم
سر
کلاس به هنگا=
605;
درس اجتماعی =
608;
انشاء
و بحث
می کرديم
و عکس
های تو را در
کنار تخت "
پدر"
که سخ=
8;
دوست شان
داشتم ،
ز
گردوخاک به
تندی زدوده
بودم و اطراف
خويش چيده
بودم شان
درون
خلوت تنهائی
اطاقک درسم
و شام
بود و چه
پائيز بغض
کرده خاموشی
صدای
گرم تو در ذهن
من طنينی داش=
578;
طنين
آن سخنانی که
در مراسم بعد
از فرار شاه
ميان
خلق، به هنگا=
605;
مهرو موم
کاخهای
سلطنتی می
گفتی
تو را
به جانب ميدا=
606;
تير می بردند =
span>
و
برگهای خيس
کبود درخت ها=
740;
خانه ما می
ريخت.
و روز
بعد،
سراسيمه، ما=
83;رم
پرسيد:
چه پي=
8;
آمده بودت که
تا سحر ديشب، =
span>
به ها®=
0;
های، چنان می
گريستی در
خواب؟
و بيس=
8;
سال همی بيش
نيز از آن روز
و روزگار گذش=
578;
و
همرهان تو ام=
575;
نه، پيروان ت=
608;
آری
به جد =
08;
جهد، چنين را=
607;
سنگلاخ پر از
پرتگاه را،
به پا®=
0;
خسته و مجروح =
span>
و گاه
نيز به دندان
و چنگ، طی
کردند
به سا =
4;
های پياپی به
کندی و تندی
و در
تمامی اين سا=
604;
ها حضور تو می
بود
که می
شکفت به
هنگامه ها و
ميدان ها
و در
تقاطع سلول
هها و زندان
ها
به
واپسين
لحظاتی که
اشکبوسه
بدرود دوست،
بدرقه می کرد=
548;
شهيد
لحظه ديگر را =
span>
و اين =
70;نينان
بود
و
کاروان
شهيدان، مدا=
05;
سوی تو می آمد <=
/span>
و نبض
اين مبارزه م=
740;
کوفت تا گريخ=
578;
سرانجام دشم=
06;
اين خلق
نخست
مرحله طی شد. <=
span
lang=3DAR-SA>
به چه =
4;
سالگی ام
اتفاق می افت=
583;
پس از
گذار ز دالان
جان فشانی يک
نسل-
که
سالروز به خو=
606;
خفتن تو را
بتوانيم بر
مزار تو،
اينگونه، گر=
83;
هم آئيم
و باز
می بينم
چه سا =
4;
های دگر در
نبرد بايدما=
06;
بگذرد
که تا
سراسر اين
سرزمين ميهن
خونبار را
به قه=
5;
خلق، ازين گن=
583;
ريشه های آفت
ديرينه پاک
کنيم
و اين
ستمزده گان،
اين برادران
ديگرمان را
به
تيره های
فراوان قوم
ايرانی
ز بند
رسته و همدوش
و سرفراز
بيابيم
به زي=
5;
آبی اين آسما=
606;
ايرانشهر
<= o:p>
اب=
1606;
بابويه،
هفدهم
آبانماه ۱۳۵=
84;
خورشيدی=