MIME-Version: 1.0 Content-Location: file:///C:/09D67092/m6maziyar.htm Content-Transfer-Encoding: quoted-printable Content-Type: text/html; charset="us-ascii"
تأملاتی در
نظام زندان
ایران در سال=
204;های
دهه ٦٠
مازیار بهرو=
86;
استادیار
دانشگاه
ایالتی
سانفرانسیسª=
5;و
ترجمه
عطاالله
محمدی
دوشنبه ٣
مرداد ١٣٨٤
مقدمه
وقایع خرداد
١٣٦٠، نقطه
عطف مهمی در
تاریخ جمهور=
40;
اسلامی ایرا=
06;
محسوب میشو=
83;.
در این مقطع،
جناح عمدتاً
روحانی درون
بلوک قدرت
روند حذف
نیروهای
مخالف خارج و
داخل حکومت ر=
575;
که به «لیبرا=
604;های
اسلامی» شهر=
78;
داشتند (و در
این زمان حول
ابوالحسن بن=
40;
صدر گرد آمده
بودند) طی می=
1705;رد.
مقطع پس از
خرداد ٦٠،
علاوه بر
اینکه دوره
تثبیت جمهور=
40;
اسلامی تحت
حاکمیت همگو=
06;
تری از
روحانیون به
شمار میرفت=
48;
یکی از خشونت
بارترین و
دردناکتری =
6;
دورههای
تاریخ معاصر
ایران به شما=
585;
میرود.
جمهوری
اسلامی که در
این زمان در
جنگ با عراق و
تقابلی
طولانی با
ایالات متحد=
07;
به سر میبرد=
548;
تحت زعامت آی=
578;الله
العظمی خمین=
40;
به طرز مؤثری
تلاش میکرد
در هیات حاکم=
607;
هماهنگی
برقرار کرده =
608;
با حذف تمام
مخالفان،
قدرت خود را
تثبیت نماید.
در چنین زمین=
607;ای،
تقریباً تما=
05;
جناحهای
اپوزیسیون ا=
86;
کمونیستهای
چپگرا تا
رادیکالهای
مذهبی و لیبر=
575;لهای
مذهبی، به
تقابلی خشون=
78;
بار که به جنگ
داخلی بی
شبهات نبود،
کشیده شدند. ه=
1740;چ
کجا به انداز=
607;
زندانهای
جمهوری
اسلامی، باز=
78;اب
دهنده خشونت
گستردهای
نیست که طی
سالهای
٦٤-١٣٦١ جان
هزاران و چه ب=
1587;ا
دهها هزار
مرد و زن را
گرفت. تابستا=
606;
سال ١٣٦٧، پا=
740;ان
این مقطع بود
که طی آن
همزمان با
پایان جنگ
ایران و عراق
و یک سال پیش
از درگذشت آی=
578;الله
خمینی،
زندانهای
ایران شاهد ی=
705;
کشتار سراسر=
40;
بود.
در فاصله
سالهای
٦٧-١٣٦٠، شکل
گیری جناح
بندیهای تاز=
07;
در جمهوری
اسلامی و نقش=
740;
که آیتالله
العظمی
منتظری،
جانشین آیت=
75;لله
خمینی، در
ایران ایفا
نمود،
پیامدهای مه=
05;ی
برای جان
هزاران
زندانی به
همراه داشت.
این نوشته با
بحث پیرامون
نقش جناح
بندیها و نقش
آیتالله
منتظری در ای=
606;
دوره به بررس=
740;
زمینهها و
روند بهبود
شرایط
زندانها در
خلال دورها=
40;
که آیتالله
منتظری برسر
کار قرار
داشت، خواهد
پرداخت و سپس
نگاهی به
سرنوشت مصیب=
78;
بار زندانیا=
06;،
پس از برکنار=
740;
منتظری خواه=
83;
داشت.
جناح
بندیهای
داخلی در
جمهوری
اسلامی
درحالیکه
تلاش برای
تثبیت جمهور=
40;
اسلامی تا حد
زیادی محقق
شده بود، سمت
و سوی وقایع
نشان میداد
که عملاً
زمینهای
برای یک دست
کردن حاکمیت
وجود ندارد.
بلافاصله بع=
83;
از سال ١٣٦٠
که تصور بر
این بود که
اپوزیسیون ا=
86;
صحنه به در
شده است،
شکافها در
درون ائتلاف
نیروهای
عمدتاً روحا=
06;ی
درون حاکمیت
که همگی خود
را وفادار به =
1570;یتالله
خمینی میدا=
06;ستند،
شروع به شکل
گرفتن کرد. تا
زمان درگذشت
آیتالله
خمینی در
١٣٦٨، سه جنا=
581;
کاملاً مشخص
در درون
جمهوری
اسلامی شکل
گرفته بود.
اختلافات آن=
07;ا
بر سر مجموعه=
204;ای
از مسائل
داخلی و خارج=
740;
تعریف میشد:
یک جناح موسو=
605;
به رادیکال/
چپ بود که
مدافع نقش
گسترده تری
برای دولت در
سیاست داخلی
بود و در عرصه
سیاست خارجی
سیاستهای
رادیکال تر و
ستیزه جویان=
07;
تری را،
خصوصاً در
مقابل ایالا=
78; متحده،
پیگیری میک=
85;د.
در سالهای جن=
711;
ایران و عراق=
548;
این جناح در
مجموع دست
برتر را در عر=
1589;ه
سیاسی ایران
حفظ کرد.
دومین جناح،
جناح پراگما=
78;یک/
میانه رو بود
که خصوصاً با
پایان جنگ، ا=
586;
کاسته شدن نق=
588;
دولت در عرصه=
204;های
داخلی و تنش
زدایی در
روابط خارجی
به منظور
فراهم آمدن
زمینههای
رشد داخلی
حمایت میکر=
83;.
جنبش اصلاحی
دهه ١٩٩٠
برآمده از
عناصری از ای=
606;
دو جناح بود.
جناح سوم،
موسوم به
راست/ محافظه
کار، نمایند=
07;
منافع و علای=
602;
طبقه تجار
بازار به شما=
585;
میرفت. این
جناح در داخل
مدافع نقش قو=
740;
برای دولت در
تحمیل اصول
اسلامی بر
جامعه و در
عرصه خارجی
مدافع یک
سیاست خارجی
انزواگرایا =
6;ه
بود.
هر سه این
جناحها به طو=
585;
مشخص مخالف
برقراری دمو=
05;راسی
سیاسی بودند =
608;
بر سر سرکوب
اپوزیسیون
اتفاق نظر
داشتند. آیت=
575;لله
خمینی به این
جناح بندیها
وقوف کامل دا=
588;ت
و سعی میکرد
تعادل را با
ایجاد فضای
رقابت برای ه=
585;
سه جناح،
برقرار کند؛
هر چند در اوا=
1582;ر
عمرش، او به
روشنی برسر
اکثر مسائل
طرف جناح چپ
قرار گرفت(١).
منتظری
در دهه ١٩٨٠،
آیتالله
العظمی
حسینعلی
منتظری برای
همه به عنوان
یک انقلابی
پیشگام و
پرسابقه،
شاگرد و محرم
آیتالله
خمینی از
سالهای قبل ا=
586;
انقلاب و یکی
از معماران
جمهوری
اسلامی بعد ا=
586;
١٩٨٧ شناخته
شده بود.
منتظری به
دلیل سن، سطح
تحصیلات
حوزوی و
جایگاهش به
عنوان مجتهد =
608;
همچنین به
دلیل اعتبار
انقلابی
گستردهای ک=
07;
داشت، از هما=
606;
ابتدا در
بالاترین
سلسله مراتب
جمهوری
اسلامی قرار
گرفت. در
نوامبر ١٩٨٥=
48;
او به جانشین=
740;
آیتالله
خمینی و رهبر
آینده انقلا=
76;
تعیین شد و
این جایگاه ر=
575;
تا برکناریش
در مارس ١٩٨٩
حفظ کرد.
انتخاب
منتظری به
قائم مقامی
رهبری
پیامدهایی ب=
07;
دنبال داشت و
مشخصاً یک
اقدام سیاسی
به شمار میر=
601;ت.
هر چند در این
زمان او
مجتهدی با
اعتبار انقل=
75;بی
بالا و گسترد=
607;
بود، ولی مرج=
593;
تقلید به شما=
585;
نمیرفت.
مرجعیت یکی ا=
586;
پیش شرطهای
قانون اساسی
برای رهبری
انقلاب بود
(این پیش شرط
در تابستان ١=
635;٦٨
پس از درگذشت
آیتالله
خمینی از
قانون اساسی
حذف گردید). به
همین خاطر، د=
585;
ماههای پیش
از انتخاب او=
548;
تلاش زیادی ش=
583;
تا موقعیت او
از این لحاظ
مطرح و ارتقا
داده شود.
از دید بسیار=
740;
از ناظران،
منتظری کسی
بود که راه آی=
1578;الله
خمینی را
ادامه داده و
در آینده ضام=
606;
تداوم خط
روحانیت در
رهبری جمهور=
40;
اسلامی به شم=
575;ر
میرفت. اما
در فاصله
سالهای ١٩٨٥
تا ١٩٨٩
تقابلهای
آشکاری میان
او و رهبر و
استاد سابقش
روی داد که به
برکناری وی
انجامید. به
مانند آیتا=
04;له
خمینی،
منتظری تلاش
داشت تا ورای
جناح بندیها=
40;
داخلی عمل
نماید؛ اما
بسیار بیشتر =
608;
زودتر از
خمینی به جنا=
581;
چپ تمایل پید=
575;
کرد. این نزدی=
1705;ی
خصوصاً در
زمینه سیاست
خارجی بسیار =
662;ر
رنگ بود. در
سایر مسائل ا=
608;
خط مستقل خوی=
588;
را داشت و این
نقطه نظرات ر=
575;
نیز همواره
بیان میکرد.
انتقادات او
به عنوان فرد=
740;
صریح الهجه، =
575;غلب
مقامات
جمهوری
اسلامی را می=
204;رنجاند
و البته آیت=
575;لله
خمینی نیز از
این قاعده
مستثنی نبود.
مجموعهای ا=
86;
مسائل مرتبط
به هم؛
برکناری آیتR=
04;الله
منتظری را رق=
605;
زد: مخالفت وی
با قضیه ایرا=
606;-
کنترا در ١٩٨=
638;،
سیاست خارجی
جمهوری
اسلامی، نحو=
07;
اداره و ادام=
607;
جنگ با عراق،
تغییرات
قانون اساسی
که توسط آیت=
575;لله
خمینی در
٨٩-١٩٨٨ مطرح
شد و کشمکش با
احمد خمینی،
فرزند آیتا=
04;له
خمینی و مسؤل
بیت او که به
واسطه پدرش ت=
576;دیل
به یک مرکز
قدرت عمده در
آن زمان شده
بود.
یکی از محوره=
575;ی
دیگری که باع=
579;
بروز اختلاف
میان منتظری =
608;
آیتالله
خمینی شد،
وضعیت حقوق
بشر جمهوری
اسلامی و
مساله آزادی
بیان بود. در
واقع، در مور=
583;
وضعیت حقوق
بشر، او را به
توجه بیش از
حد به گزارشه=
575;ی
عفو بین المل=
604;
متهم میکرد=
06;د
و در مورد
موضوع دوم
(آزادی بیان)
به نزدیکی بی=
588;
از حد به
لیبرالهای
اسلامی (که در
رأسشان مهدی
بازرگان قرا=
85;
داشت و در این
زمان یگ گروه
اپوزیسیون
نیمه قانونی
تلقی میگشت)
متهم بود.
نظام قضایی
در جمهوری
اسلامی
به دنبال
سرکوب خرداد
٦٠، نظام
قضایی ایران =
576;ا
تعداد انبوه=
40;
از زندانیان =
608;
بازداشتیها®=
0;
گروههای
مختلف سیاسی
جبهه
اپوزیسیون
مواجه شد؛ به
طوری که
سریعاً
نیازمند چار=
07;ای
برای کاستن ا=
586;
تعداد
زندانیان بو=
83;.
سرکوب خرداد
٦٠، تنها
اندکی بیش از
دو سال بعد از
انقلاب رخ
داد. در این
زمان هنوز
دستگاههای
دولتی جمهور=
40;
اسلامی تثبی=
78;
نشده بودند. ا=
1711;ر
در نظر بگیری=
605;
که همین امرو=
586;
بعد از ٢٥
سال، نظام
قضایی کشور ه=
606;وز
در وضعیتی
بحرانی قرار
دارد، میتو=
75;ن
به راحتی به
وخامت شرایط
دادگاهها و
زندانها در آ=
606;
مقطع پی برد.
بعد از
انقلاب، نظا=
05;
جدید در پی
برپایی یک نظ=
575;م
قضایی اسلام=
40;
بود و این در
حالی بود که
کمبود قضات
اسلامی و
مجتهد و کنار
گذاشتن قضات
سکولار و
قوانین قضای=
40;
مربوط به رژی=
605;
پیشین به این
بحران دامن م=
740;زد.
در ١٩٨١، که
نظام قضایی ا=
586;
قضات با
صلاحیت خالی
بود، بسیاری
از افراد
غیرمجتهد در
رأس دادگاه=
07;ا
و به عنوان
قاضی منصوب
شدند. در
حالیکه اصول =
608;
خط مشی واحدی
بر کار دادگا=
607;ها
حاکم نبود،
این افراد
شروع به صدرو
احکامی کردن=
83;
که درستی و
نادرستی آن ر=
575;
خود تشخیص می=
204;دادند.
بی صلاحیتی
اکثر این قضا=
578;
و شور انقلاب=
740;
و مذهبی آنها=
548;
بحرانی فاجع=
07;
آمیز در پی
داشت. هرج و
مرج، اقداما=
78;
خودسرانه و
تعداد بالای =
575;عدامها
و موارد بسیا=
585;
از نقض حقوق
بشر ابعادی ا=
586;
این بحران بو=
583;
که گستردگی
آن، روحانیو=
06;
حاکم را به
چاره اندیشی
واداشت.
منتظری در
خاطراتش به
این موضوع و
اقداماتی که
برای بهبود آ=
606;
انجام شد،
اشاره مینم=
75;ید(٢).
ظاهراً بعد ا=
586;
١٩٨٣، به آیت=
204;الله
خمینی
مراجعاتی در
زمینه
اعدامهای خو=
83;سرانه
در زندانها
صورت میگیر=
83;.
خمینی نیز از
منتظری میخ=
08;اهد
تا برای حل
مساله اقدام
نماید. بنا به
اظهارت
منتظری، دو
مساله در این
رابطه وجود د=
575;شت.
نخست، به دلی=
604;
بی سامانی
عمومی و
دادگاههای
محلیی که وجو=
583;
داشت، نه تنه=
575;
صدور احکام خ=
608;دسرانهء
اعدام گسترد=
07;
بود، بلکه
دربسیار از
موارد قضات
برای افرادی
که مرتکب جرم
یکسانی شده
بودند، احکا=
05;
مختلفی صارد
میکردند؛ ک=
07;
این حکم، بست=
607;
به قاضی از یک
زندان کوتاه
تا اعدام می=
578;وانست
باشد(٣). مساله
دوم دارای
ابعاد فنی بو=
583;
و پیرامون ای=
606;
موضوع قرار
داشت که چه
کسی مستحق
دریافت حکم
اعدام است.
مفهوم اساسی =
583;ر
این مجادله،
«حرب» و «مفس=
583;
فی الارض»
بود(٤). بسیاری
از قضات،
هرگونه اقدا=
05;
«حرب علیه خد=
575;»
و «عمل
مفسدانه» را
از مصادیق
«مفسد فی الا=
585;ض»
دانسته و حکم
اعدام صادر م=
740;کردند.
لازم است
خاطرنشان کر=
83;
قبل از آنکه
منتظری در جر=
740;ان
قرار گرفته و
وارد عمل
گردد، هزارا=
06;
تن از مردم
تحت چنین
شرایطی به
«دستان
عدالت» سپرد=
07;
شده بودند.
اصلاحات
منتظری در ای=
606;
رابطه، ساده =
608;
سریع بود. او
دستورالعمل®=
0;
صادر کرد که د=
1585;
آن آمده بود
همه
«مفسدین»،
«مفسد فی
الارض» نبود=
07;
و بنابراین
مشمول حکم
اعدام نمیش=
08;ند.
او همچنین،
همانگونه که
بعداً بیشتر =
578;وضیح
داده خواهد
شد، استدلال
میکرد که فق=
591;
مردان و نه
زنان زندانی=
40;
که مصداق «حر=
576;
علیه خدا» می=
204;شوند،
مشمول حکم
اعدام قرار
خواهند گرفت.
جدا از
اقدامات فوق=
48;
منتظری در
١٩٨٣ پیشنها=
83; تشکیل
دادگاهی
عالیی را داد
که احکام
اعدام در آنج=
575;
مورد بررسی و
ارزیابی قرا=
85;
گیرند. به این
ترتیب دادگا=
07;
عالیی در قم
تشکیل گردید
که چون تحت
نفوذ آیتال=
04;ه
منتظری قرار
داشت و از
صدرو احکام
اعدام برای
بسیاری از
زنان زندانی=
48;
جوانان و
کسانی که در
ترورها
مستقیماً دس=
78;
نداشتند،
خودداری می=
08;رزید،
میزان
اعدامها کاه=
88;
پیدا کرد(٥).
زندانها و
دستگاه
امنیتی
جمهوری
اسلامی
زندانهای
جمهوری
اسلامی از
لحاظ مسائلی
که پیشتر
اشاره شد،
اوضاع
وخیمتری
داشتند. بنا
به گفته آیت=
575;لله
حسین موسوی
تبریزی،
دادستان کل
انقلاب در
سالهای
١٩٨٣-١٩٨١، ن=
607;
تنها برای
اسکان هزارا=
06;
فردی که تازه
به زندان
آورده شده
بودند، امکا=
06;ات
کافی موجود
نبود؛ بلکه
بسیاری از
آنها ناپدید =
588;ده
یا حتی قبل از
آنکه دادگاه=
40;
برایشان
برگزار گشته
یا اسمشان ثب=
578;
گردد به جوخه
اعدام سپرده
میشدند. به
علاوه،
شکنجه،
زندانهای
طولانی مدت ب=
583;ون
صدور احکام
قضایی و نگه
داشتن زندان=
40;
بیش از مقدار
تعیین شده در
حکم وی، رایج
و متداول
بود(٦).
بنا به اظهار=
578;
موسوی
تبریزی،
زمانی که وی،
به دنبال ترو=
585;
سلفش، در ١٩٨=
633;
به این سمت
گمارده شد،
وضعیت ترسنا=
05;
و وخیمی بر
نیروهای
امنیتی و همی=
606;طور
زندانهای
کشور حاکم
بود. تا آنجا
که به نیروها=
740;
امنیتی مربو=
91;
میگشت، حل
مساله آسانت=
85;
بود. بنا به اظ&=
#1607;ارت
موسوی
تبریزی،
نیروهای
مختلف امنیت=
40;
(که شامل سپاه
پاسداران،
پلیس، کمیتهR=
04;های
انقلاب،
نیروهای تحت
امر دادستان=
40;
کل و مراکز
دیگر بود)
مستقل از
یکدیگر عمل
کرده و گاه با
یکدیگر رقاب=
78;
داشته و حتی
هنگام گشتها=
40;
خیابانی به
اشتباه با
یکدیگر
درگیری
مسلحانه پید=
75;
میکردند. ای=
606;
مساله با
تشکیل یک مرک=
586;
فرماندهی هم=
75;هنگی
و اتخاذ
اقدامات دیگ=
85;
حل گردید. این
فرایند،
سرانجام به
تشکیل وزارت
اطلاعات جمه=
08;ری
اسلامی و قرا=
585;
گرفتن همه
نیرویهای
انتظامی در ی=
705;
سازمان ملی
تحت امر وزار=
578;
کشور در دهه ١=
1641;٩٠
انجامید. ولی
یافتن راه حل=
740;
برای مساله
زندانها،
بسیار پیچید=
07;
تر بود. در
١٩٨١، به
مانند
نیروهای
امنیتی، هیچ
سازمان مرکز=
40;
هماهنگ کنند=
07;ای
بر زندانها
نظارت نمیک=
85;د.
آنچه وجود
داشت، مجموع=
07;ای
از زندانهای
به جا مانده
از زمان شاه
بود که حالا
هر کدام در
دست یکی از
نیروهای
امنیتی قرار
داشتند. فردی =
1705;ه
تا سال ١٩٨٥
مسؤل
بزرگترین
زندان جمهور=
40;
اسلامی، یعن=
40;
زندان اوین،
بود اسدالله
لاجوردی نام
داشت. وی فردی
بسیار خشن بو=
583;
که یک تیم امن=
1740;تی
ویژه در
اختیار داشت
که تحت
فرماندهیش د=
85;
اوین فعالیت
میکردند.
لاجوردی خود=
88;
به عنوان
زندانی سیاس=
40;
مدتی را در
زندانهای شا=
07;
سپری کرده
بود. او از
لحاظ گرایش
سیاسی و فکری =
1576;ا
جناح راست یا
محافظه کار
پیوند نزدیک
داشت. تسلط او
بر بزرگترین =
608;
مهمترین
زندان کشور ب=
607;
معنی تسلط ای=
606;
جناح بر
سرنوشت اکثر
زندانیان سی=
75;سی
بود.
موسوی تبریز=
40;
خاطرنشان میR=
04;کند
که در میانه
شرایطی که
شبیه به جنگ
داخلی بود،
مساله برخور=
83;
با اپوزیسیو=
06;
با دستگیریه=
75;
و قتلهای
خودسرانها®=
0;
که تحت نظارت
لاجوردی
جریان داشت،
پیوند خورده
بود. به هر
صورت، شرایط
چنان وخیم
گرید که
گزارشهای آن
به آیتالله
خمینی رسیده =
608;
وی سه تن از
نمایندگان
مجلس را مسؤل
پیگیری موضو=
93;
میکند. نتیج=
607;
آنکه آنها
توصیه میکن=
06;د
لاجوردی از
کار برکنار
شود. شخص
موسوی تبریز=
40;
نیز همین نظر
را ابزار می=
705;ند.
ظاهراً جناح
راست خمینی ر=
575;
قانع کرد تا ل=
1575;جوردی
را برکنار
نکند؛ با این
حال وی از
موسوی تبریز=
40;
خواست بر
لاجوردی
نظارت داشته
باشد(٧).
منتظری و
نظام
زندانهای
کشور
این وضعیت،
توصیفگر
شرایط عمومی
آن دروهای
است که منتظر=
740;
و نمایندگان =
608;
فرستادهها®=
0;ش
درگیر وضعیت
زندانهای
کشور شدند.
این سرآغاز
فرایندی بود
که تا حدی
بعداً در
بحرانی شدن
روابط وی و
آیتالله
خمینی مؤثر
واقع شد. دفتر
منتظری که در
این زمان رهب=
585;
آینده انقلا=
76;
محسوب میشد=
48;
به زودی با
انبوه مراجع=
07;
کنندگان و
مردمی مواجه
شد که دستشان
از مقامات
کوتاه بود و
ملجاء و پناه
دیگری برای
تظلم خواهی و
رسیدگی به شک=
575;یاتشان
نداشتند. حتی
بسیاری از
مقامات که به
دلایل مختلف
نمیتوانست =
6;د
به حضور آیت=
575;لله
خمینی برسند=
48;
به منتظری
مراجعه کرده =
608;
از او درخواس=
578;
مداخله میک=
85;دند.
منتظری با
نوشتن نامه ب=
607;
مقامات کشور=
48; نصب
افرادش به
منظور نظارت
بر جریان امو=
585;
و همینطور با
مراجعه
مستقیم به آی=
578;الله
خمینی و طرح ص=
1585;یح
مسائل و
تخلفات، در
بسیار از
موارد اقدام =
608;
مداخله مین=
05;ود.
بنا به گفته
منتظری، او ب=
607;
آیتالله
خمینی مراجع=
07;
کرده و شکایت
مینمایند ک=
07;
حتی سالها بع=
583;
از آنکه
اپوزیسیون د=
85;
عمل وجود
ندارد، هنوز
تخلفات زیاد=
40;
در زندانها
جریان دارد.
از جمله
اعدامهای
بدون حساب و
کتاب، شکنجه
(به اسم تعزیر)
برای کسب
اطلاعات و از
همه شایع تر
احکام
غیرلازم طوی=
04;
المدت زندان
برای تنبیه
افراد و
خودداری از
آزاد کردن
زندانیها بع=
83;
از پایان
یافتن دوره
زندانشان(٨).
مساله اعدام
زنان زندانی=
48;
یکی دیگر از
موضوعات مور=
83;
بحث این دو
بود. منتظری
استدلال می=
05;رد
که بنا به
شریعت اسلام=
48;
تنها آن زنان=
740;
که مستقیماً
در کشتار و
ترور دست
داشتهاند
مستحق کیفر
مرگ هستند. او
پیشنهاد می=
05;ند
که حکم اعدام
برای آن زنان=
740;
که متهم به «ح=
1585;ب
با خدا» هستن=
583;
ولی مستقیما=
11;
در قتل کسی
دخیل نبوده=
75;ند،
صادر نشود و
احکام سبکتر=
40;
برای آنها در
نظر گرفته
شود(٩).
جالب است که
آیتالله
خمینی که
بعداً دستور
اعدام گسترد=
07;
زندانیان را
در تابستان
١٩٨٨ صادر
کرد، با تمام
پیشنهادات
منتظری
موافقت کرده =
608;
از او میخوا=
607;د
مسؤلیت
انجامشان را
بر عهده گیرد.
منتظری از
سالها پیش از
آنکه به
جانشینی آیتR=
04;الله
خمینی تعیین
شود، به مسال=
607;
زندانیان
توجه داشت و
نسبت به وضعی=
578;
زندانها
حساسیت نشان
میداد.
ظاهراً وی در
این مدت
درباره شرای=
91;
زندانها
تحقیق و
اطلاعاتی
راجع به آنها
تهیه میکرد=
07;
و تلاش میکن=
583;
حتی در اوج
تقابل و
برخوردها با
اپوزیسیون
مانع از رفتا=
585;
وحشیانه و خش=
608;نت
آمیز با
زندانیان شو=
83;.
ذکر نمونها=
40;
در این باره
گویاست: پس از
آنکه آیتال=
04;ه
دستغیب در
پاییز ١٩٨١ د=
585;
شیراز ترور
گردید،
محافظان
خشمگین زندا=
06;
اوین به
بندهای زندا=
06;
هجوم میبرن=
83;.
وضعیت بسیار
غیر عادی می=
588;ود؛
چرا که تعداد
نگهبانان و
محافظان که د=
585;
حالتی عصبی س=
604;احهایشان
را در دست
گرفته بودند=
48;
به طور کم ساب=
1602;های
زیاد بوده اس=
578;
( آنها در حالت
عادی از حمل
سلاح در میان
زندانیان خو=
83;
داری میکرد=
06;د).
در نتیجه هر
لحظه احتمال
میرفت که یک
قتل عام دست
جمعی از
زندانیان رخ
دهد. اما در
این زمان
رادیو به طور
زنده سخنان آ=
740;تالله
منتظری را پخ=
588;
میکند که
خواستار صبر =
608;
خودداری از
انتقام میش=
08;د
و به دنبال آن
وضعیت رو به
عادی شدن می=
585;ود(١٠).
در مورد دیگر=
740;
در اواخر
١٩٨٥، یکی از
نیروهای سپا=
07;
پاسدارن به ی=
705;
زندانی سیاس=
40;
که در بیمارس=
578;ان
زندان اوین ب=
585;
روی تختی
بستری بوده
نزدیک شده و
درباره اوضا=
93;
داخل زندان
سوالاتی می=
62;رسد.
فرد زندانی ک=
607;
متعجب شده بو=
583;
وقتی از آن پا=
1587;دار
میپرسد که و=
740;
کیست و چرا
چنین سوالات=
40;
میپرسد، او
جواب میدهد
که برای دفتر
منتظری کار
کرده و از
آنجا که امکا=
606;
دسترسی به
داخل زندان ر=
575;
ندارند، از آ=
606;چه
در آنجا جریا=
606;
دارد بی خبر ه=
1587;تند.
در ١٩٨٥،
منتظری وارد
عمل شده و
مسؤلیت کار ر=
575;
با دستوری
مبنی بر توقف
اعدام زنان
زندانی که
مستقیماً در
قتل و ترور
دست نداشته=
75;ند
و تشکیل یک
شورای عفو
برای بررسی
آزادی افراد
واجد صلاحیت
آغاز مینما=
40;د.
وی همچنین
اولین
سنگبنای
سازمان زندا=
06;ها
را گذاشته و ا=
1586;
همان ابتدا ب=
575;
برکناری
لاجوردی،
افرادش را
برای نظارت ب=
585;
وضعیت اداره
زندانها
تعیین مینم=
75;ید.
برکناری
لاجوردی بعد
از اعدام
نزدیک به ٢٥٠=
632;
زندانی صورت
میگرفت که
پیشتر توبه
کرده و با او
همکاری میک=
85;دند(١١).
بنا بر اکثر
گزارشها و
اطلاعات، وض=
93;یت
عمومی
زندانها از
١٩٨٥ تا
تابستان ١٩٨=
40;
شروع به بهبو=
583;
مینماید. از
جمله این
تحولات میت=
08;ان
به کاهش شدید
تعداد
اعدامها،
آزادی بسیار=
40;
از زندانیها=
48;
بهبود عمومی
شرایط زندان=
07;ا
(ابعاد
تفریحی،
دسترسی به
کتاب، ملاقا=
78;
با خانواده)،
کاهش موارد
سلول
انفرادی،
کاهش استفاد=
07;
از شکنجه برا=
740;
کسب اطلاعات =
608;
انحلال
کلاسهای
اجباری ایدل=
08;لوژیک
اشاره کرد.
تغییرات و
تحولات مثبت=
40;
در شرایط
زندانهای سر=
75;سر
ایران در حال
شکل گرفتن
بود. بسیاری
از زندانیان
سیاسی آن زما=
606;
عنوان کرده=
75;ند
که زندگی آنه=
575;
بعد از آنکه
منتظری
مسؤلیت امور
را برعهده
گرفت از خطر
نجات یافت(١٢).
بیش از دهها
کتاب خاطرات
توسط
زندانیان آن
دهه نگاشته و
منتشر شده
است. درحالیک=
607;
برخی از این
نویسندگان ب=
07;
بهبود شرایط
زندان در آن
سالها اشاره =
606;کرده
یا آن را
صرفاً
ظاهرسازی
تلقی کردها=
06;د،
سایرین به
بیان آن
پرداختهان=
3;.
به طور مثال
شهرنوش پارس=
40;
پور، یک زن
برجسته رمان
نویس که در آن
زمان در زندا=
606;
به سر میبرد=
607;،
در خاطراتش
بعد از تصدیق
تحولات رخ دا=
583;ه
مینویسد: «
به این ترتیب
روشن شد که
اصلاحات اخی=
85;
[در زندان] تحت
نظارت دفتر
آیتالله
منتظری انجا=
05;
شده است. من
آنچنان به جن=
711;
جناحی میان
این آقایان
وارد نیستم، =
575;ما
در یک سال نیم
گذشته که این
آقایان عهده =
583;ار
مسؤلیت شده=
75;ند،
وضعیت زندان
١٨٠ درجه فرق
کرده است.(١٣)» =
منیره
برادران، یک
زن زندانی
دیگر است که
به تغییراتی
که آیتالله
منتظری به
وجود آورد
اذعان میکن=
83;(١٤).
به این ترتیب
بایستی گفت ک=
607;
تسلط منتظری
بر نظام قضای=
740;
و زندانهای
جمهوری
اسلامی،
سرآغاز
دورانی مشخص
از کاهش
چشمگیر وحشت =
608;
خشونت در
زندانها، و ن=
607;
پایان کامل
آن، بود. تلاش
وی در جهت
زمینه سازی
برای ایجاد
نهادها، اصو=
04;
فرهنگی و یک ب=
1587;تر
قانونی برای
اجرای عدالت
اسلامی و در
عین حال
محافظت از
انقلاب پیش م=
740;رفت.
این دوره با
از میان رفتن
تسلط وی بر
این نهادها ب=
607;
پایان رسید و
در نتیجه خیل=
740;
زود وحشت و
خشونت بار
دیگر مستولی
گردید.
تا آنجا که به
اوضاع داخل
زندانها
مربوط میشد=
48;
تا تابستان
١٩٨٨ اثری از
منتظری در
عرصه به چشم
نمیخورد. بع=
583;
از پایان جنگ
با عراق، در
تابستان ١٩٨=
40;
فرمانی مبنی
بر اعدام
زندانیان
مجرم و زندان=
740;ان
اصلاح ناپذی=
85;
و آزادی
سایرین صادر
شد. در ماهها=
1740;
بعد، بیش از
٤٥٠٠ زندانی
اعدام شدند.
اکثریت آنها
پیشتر احکام
زندان خود را
دریافت کرده =
608;
یا دوران
زندان خود را
سپری کرده و
بایستی از
زندان آزاد م=
740;شدند.
به نظر میرس=
583;
سرانجام ١٥
هزار زندانی
دیگر آزاد
شدند(١٥).
افراد و گروه=
204;های
مختلف در
ایران شروع ب=
607;
ابراز نگران=
40;
و مخالفت خود
با این
اقدامات
کردند. یکی از
این گروهها
نهضت آزادی
ایران متعلق
به نخست وزیر
پیشین مهدی
بازرگان بود
که در این
زمان آیتال=
04;ه
خمینی آن را
غیر قانونی
اعلام کرده
بود. منتظری
نیز با ارسال
پیغام و نوشت=
606;
نامه به خمین=
740;
به این جریان
پیوست. منتظر=
740;
را متهم به
ساده لوحی و
همدستی با
بازرگان و
قرار گرفتن
تحت القائات
دیگران و
همچنین تأثی=
85;
پذیری از گرو=
607;های
حقوق بشر
خارجی کردند.
خمینی در یکی
از آخرین
سخنرانیهای=
8;
در مارس ١٩٨٩=
548;
به کسانی که
به وسیله
لیبرالها و
منافقین
گمراه شدها=
06;د
حمله برد که
اشاره روشنی
به منتظری
بود. از این
مقطع به بعد،
حمله گسترده =
608;
عمومی به منت=
592;ری
آغاز شد(١٦).
بدون مداخله =
608;
مخالفتهای م=
06;تظری،
شاید هیچگاه
میزان خشونت
درون زندانه=
75;
و بازداشتگا=
07;ها
در سطح بین
المللی آشکا=
85;
و علنی نمیش=
583;.
این روند
سرانجام به
«استعفا» (به
عبارت دیگر
برکناری)
منتظری در
مارس ١٩٨٩ و
خانه نشین شد=
606;
و بعداً حصر
وی انجامید.
جمع بندی و
نتیجه گیری
چرا منتظری
چنین موضعی
اتخاذ کرد و
به این طریق
عمل نمود؟ به
خصوص که او
یکی از مدافع=
575;ن
سرسخت انقلا=
76;
و معمار قانو=
606;
اساسی جمهور=
40;
اسلامی به
شمار میرفت =
608;
از سرکوب سال
١٩٨١ دفاع می=
204;کرد.
او پدری بود
که یکی از
فرزندانش را
در جریان ترو=
585;
از دست داده
بود و محرم و
شاگرد خمینی =
576;ه
حساب میآمد.
خمینی در
آخرین نامه ا=
588;
به منتظری که
«استعفا»ی
جانشینش را
پذیرفت، به
شکاف و جدایی
دردناک میان
خود و منتظری
که « حاصل
عمرم» خطابش
کرده اشاره م=
740;کند(١٧).
در هنگام
برکناری،
منتظری یکی ا=
586;
قدرتمندتری =
6;
چهرهها در
ایران و
شخصیتی با
اعتبار مذهب=
40;
و سیاسی بدون
خدشه بود. او
میتوانست ب=
07;
عنوان جانشی=
06;
خمینی چشمان
خود را بر
وقایع بسته و
تا زمان رسید=
606;
به رهبری
کشور، سکوت
پیشه نماید.
به نظر میرس=
583;
پاسخ این سؤا=
604;
را بایستی در
ویژگیهای شخ=
89;یتی
وی، جایگاهی
که منتظری
برای خویش در
انقلاب قائل
بود و تصویری
که وی از یک
جامعه اسلام=
40;
و عملکرد آن
داشت، جستحو
کرد.
منتظری یک
سیاستمدار
تشنه قدرت
نبود که همه
چیز را در
مسیر رسیدن ب=
607;
قدرت قربانی
نماید. این
البته مرضی
است که بسیار=
740;
از انقلابیو=
06;
بدان مبتلا
بودهاند و
انقلابیون
ایران نیز از
آن مستثنی
نیستند.
منتظری ایده
آلیستی بوده =
608;
هست که قدرت
را وسیلهای
در جهت تحقق
عدالت، درست=
40;
و اخلاق در
بستر جامعه=
75;ی
اسلامی،
آنگونه که خو=
583;
تصویر میکن=
83;،
میبیند. اگر
واقعیت
انقلاب چیز
غیر از این
برای او بود،
این انقلاب و
نه اصول
اسلامیش بود
که کنار میر=
601;ت.
درست است که
او از سرکوب
اوایل دهه
١٩٨٠ دفاع کر=
583;ه
است، ولی
منتظری از
همان ابتدا ب=
575;
آنچه معتقد
بوده که فرات=
585;
رفتن و تخطی
از اصول
انقلاب است،
مخالفت نشان
داده است. در
طول تاریخ
معدودی از
انقلابیون و
شاید عده
بسیاری از
آنها بودها=
06;د
که بر سر دو
راهی چنین
انتخاب دشوا=
85;
و دردناکی
قرار گرفته
اند: حفظ قدرت
و مقام یا
پیگیری اصول
پیشین؟
به عنوان یکی
از ستونهای
اصلی انقلاب=
48;
دفتر منتظری
از همان ابتد=
575;
ملجاء و مرکز =
1585;جوع
انبوه کسانی
بود که صدای
اعتراض و
شکایتشان را
نمیتوانست =
6;د
به گوش سایر
مقامات
برسانند.
منتظری عملا=
11;
تبدیل به
مجرایی برای
تحت کنترل
درآوردن این
تخطیها و
زیاده رویها =
588;ده
بود. هنگامی
که او کنار
گذاشته شد،
باردیگر موج
تازهای از
خشونت و ترور
آغاز شد که در
هیچ کجا به ان=
1583;ازه
زندانهای
جمهوری
اسلامی چهره
خود را آشکار
نکرده است.
تاکید وی بر
اجرای عدالت
اسلامی در
تضاد با افکا=
585;
و اعمال افرا=
583;
و گروههایی
بود که به
دنبال سرکوب
هر چه بیشتر
بودند. دوران
تصدی وی دورا=
606;
توقف نسبی
خشونت و ترور
بود. برای
منتظری خشون=
78;
تنها برای
دفاع از نظام=
548;
اجرای عدالت=
48;
حمایت از بی
گناهان معنا
داشته و قابل
قبول است و نه
برای انتقام
گیری از
مخالفان. برا=
740;
او، کشتار دس=
578;ه
جمعی
زندانیان،
اعدام افراد=
40;
که جرم کوچکی =
1605;رتکب
شده بودند،
استفاده از
شکنجه و توبه
گرفتن از
افراد، و سخت
گیری بر
زندانیان به
معنای عدالت
اسلامی نبود.
شاید بتوان
جنبه دیگری
نیز برای این
مساله قائل
شد. نهادینه
شدن قانون
گریزی،
اقدامات
خودسرانه و
خشونت میتو=
75;ند
سرانجام به
انقلاب و چشم
اندازهای آن =
590;ربه
بزند. در چنین
شرایطی به
راحتی امکان
دارد که
زندانبانان
امروز
زندانیان
فردا باشند.
بنابراین
برای تحقق
نیافتن چنین
امری، نهادی=
06;ه
ساختن قانون =
608;
قانونگرایی
امری لازم اس=
578;.
در مقام
جلوگیری از
زیاده روی و
تندروی میت=
08;ان
به وضوح تلاش
در جهت حاکمی=
578;
قانون (مبتنی
بر شریعت) و
قانونگرایی
را در اقداما=
578;
آیتالله
منتظری دید.
سرانجام
اینکه بایست=
40;
گفت تعجبی
ندارد که می=
576;ینیم
جنبش اصلاح
طلبی در ایرا=
606;
امروز تا حد ب=
1587;یار
زیادی با
منتظری پیون=
83;
خورده است.
درست است که
هیچ یک از
جناحهای فعا=
04;
در عرصه سیاس=
740;
دهه ١٩٨٠ به
مفاهیم و
مباحثی چون
جامعه مدنی، =
570;زادی
فردی، آزادی =
576;یان
و دموکراسی
آنگونه که در
غرب شناخته
شده هستند،
نمیپرداخت =
6;د؛
ولی نبایستی
فراموش کرد ک=
607;
زمزمههای
اصرار بر
قانونمداری =
08;
پایان خشونت=
48;
از همین مقطع
بود که از
میان جناحها=
40;
حاکم شروع به
شنیده شدن
کرد.
---------------
Source: Behrooz, Maziar.
Reflections On Iran’s Prison System During=
The Montazeri Years (1985-1988).
اصل این مقال=
607;
تحت عنوان
نگاهی به
وضعیت زندان=
40;ان
سیاسی ایران
در دوران
منتظری(88-1985) در
نشست انجمن
مطالعات خاو=
85;میانه
(MESA)
تحت این عنوا=
606;
ارائه شده
است:
“Responses to State Terror: Twentieth-Century Iran’=
;s
Political Prisoners,” San Francisco, November 20-23, 2004.
پانوشتها و
منابع:
1) For more on factional politics in=
the
IRI see Mehdi Moslem, Factional Politics in
Post-Khomeini Iran (
2) Hosein Ali Montazeri,
Khaterat [Memoirs] (
3) Ibid., 308.
4) Ibid., 298.
5) This was the assessment of a former political prisoner, Reza Fani-yazdi (interview
with author,
6) Interview with Ayatollah Sayyed Hosein Musavi-tabrizi, Chashmandaz (
22 (September-October 2003), 41.
7) Ibid.
8) One former political prisoner, who has to remain anonymous, told this au=
thor
that
when he asked his captors what were the criteria for implementation of ta’zir (i.e.,
beating prisoners), the answer was that it was implemented when a prisoner =
lied
about a
certain question; of course, as I was told, that was only one criterion amo=
ng
many
(anonymous, telephone interview with author, Berkeley, CA, March 29, 2005).=
9) Montazeri, Khaterat
[Memoirs] (
10) Anonymous former political prisoner.
11) Ibid. This is the source for both the account of the encounter with the
guard in Evin
hospital and the rough estimate of those executed by L=
ajevardi.
12) Both the anonymous former political prisoner and Reza Fani-yazdi,
as well as another
former prisoner, Hamid Kar=
amyar
(interview with author,
2005), attested to this observation.
13) Shahrnush Parsipur,
Khaterat-e Zendan [=
Prison
Memoirs] (
14) Monireh Baradaran (M. Raha), Haqiqat-e Sadeh [Simple Truth] (Hannover=
span>,
Germany, 1997), 163.
15) The number of executed prisoners is based on a list provided by a numbe=
r of
exiled
political opposition organizations. See Anan keh Goftand Na [Those Who Said No]
(
conducted.
16) The text of Khomeini’s speech can be found in the following: Moha=
mmad
Mohammadi-reyshahri, Khate=
rat-e
Siyasi 1365-66 [Political Memoir 1986-87] (
1990), 289.
17) Ibid., 292.