|
|
|||||||
|
|
انترناسیونال ۲۶۹ حمید تقوائی از میان سئوالات جلسه اینترنتی هفتگی
انقلاب سوسیالیستی در ایران چه تاثیری بر جهان بحرانزده سرمایه داری خواهد داشت؟
جمشید هادیان: حمید تقوایی، در تایید صحبتهای شما دیشب با چندتا از دوستان در یک جلسه اتحادیه ای در کانادا شرکت داشتیم و در آنجا فعالین اتحادیه باطلاع ما میرساندند که این بیکارسازیها و بسته شدن کارخانه ها از فوریه امسال در سطح بسیار نگران کننده و وسیعی شروع شده است! ببینید این دولتها بسیاری از حقایق را چطوری از مردم مخفی کرده اند و چطور با پررویی تمام صرفا اعلام میکنند که بحران فقط مالی و اعتباری است! حتی در آمریکا هم که در همان اول گفته بودند که یک میلیون نفر بیکار شده اند ما دیدیم که با یک فاصله کوتاهی آمدند و این بحران باصطلاح مالی و اعتباری شان را طوری مطرح کردند که انگار این دو تا هیچ ربطی بهم ندارند! در مورد دیگری هم در کانادا کارگرانی که حتی تا ۲۵ سال کار کرده بودند صبح که وارد کارخانه میشوند میبینند که کارفرما درب کارخانه را بسته و به همه کارگران اعلام میکند که (کار تمام شده و بروید پی کارتان و ما ورشکست شده ایم!) و سپس دولت آمده و بدهی این کارفرما و کارخانه را به بانکها پرداخت کرده اما به کارگران کارخانه که مثل کارگران ایران چندین ماه حقوق عقب افتاده دارند هیچ چیزی نپرداخته اند، و الان اتحادیه های کانادا در ۲۲ نوامبر تازه میخواهند جلسه بگیرند و به این مطالبه رسیدگی کنند! این در واقع نقش دولت را بطور آشکار نشان میدهد که چه بهنگام استثمار روتین کارگران و چه موقع اعتصابات کارگری و صف بستن پلیسها و چه در هنگام ورشکستگی، در تمامی این موارد دولت چگونه از کارفرمایان پشتیبانی میکند. بنظر من ما شاهد صحنه هایی خواهیم بود که اگر یادتان باشد من و شما در اوایل دهه ۷۰ در انگلستان شاهدش بودیم و بخصوص در مورد معدنچیان میدیدیم که چگونه تمام ارتش و پلیس انگلستان برای سرکوب آن اعتصاب بسیج شده بودند و میدیدم که ابتدایی ترین حقوق دمکراتیک کارگران آنهم در مهد دمکراسی جهان زیر پا گذاشته میشد و آزادی رفت و آمد را از کارگران سلب کرده بودند.! یعنی زمانی که فعالین اتحادیه ها میخواستند از معدن یک شهر به معدن دیگری بروند مجبور شده بودند که بزنند به جنگلها و کوهها و بدانصورت اخبار مبارزه را به بقیه کارگران برسانند، اما میدیدیم که پلیس متوجه شده بود و در جنگلها و کوهها هم پخش شده بود. میخواهم بگویم که ما داریم میرویم بسمت یک اعتصابات کارگری و سرکوب شدن کارگران توسط نیروهای ضد شورش دولتها، و اگر طبقه کارگر نجنبد و تشکیلات و مقاومتی را سازمان ندهد همانطوری که تا اینجا هم چنین سازماندهی را از جانب سازمانهای چپ باصطلاح کارگری غرب ندیده ایم آنوقت با تلفات زیادی روبرو خواهند بود. و اما این بحران بطور صد درصد با عواقب بسیار وخیم تری گریبان کشورهای عقب افتاده و موسوم به جهان سوم از جمله ایران را خواهد گرفت و سئوال مشخصم هم اینست که وقوع یک انقلاب سوسیالیستی در ایران برهبری حزب کمونیست کارگری که طبقه کارگر و مردم بتوانند پوزه سرمایه داری را بخاک بمالند آنموقع تاثیر این انقلاب سوسیالیستی بر بحرکت در آوردن کارگران و جنبیدن مردم غرب برای اینکه از نفس زندگیشان دفاع کنند چه خواهد بود؟ اینکه گفتم نفس زندگیشان، درواقع چند شب پیش در یک جلسه حزبی خودتان چند مثال زدید و گفتید که چندین خودکشی در ارتباط با مردم آمریکا که نتوانسته بودند وامهایشان را پرداخت کنند و خانه هایشان را از دست داده بودند صورت گرفته است. میخواهم بگویم که خوب جنبیدن مردم ایران برای سرنگون کردن هارترین حکومت سرمایه داری جهان چه تاثیر خاصی میتواند برای جنبیدن و تلاش مردم غرب در مقابل حکومتهای باصطلاح دمکراتیک داشته باشد؟
حمید تقوایی : بله ابتدا اجازه بدهید که این نکته را منهم بیشتر توضیح بدهم که تاثیرات این بحران بر کشورهای غیر صنعتی مثل ایران چه خواهد بود. بنظر من این درست است که کارگران و زحمتکشان این کشورها باید قیمت بسیار بیشتری بپردازند. اگر یادتان باشد در چند ماهه گذشته اعلام کردند که خطر قحطی و گرسنگی دنیا را تهدید میکند و بانک جهانی پیش بینی کرده بود که در بیش از ۳۰ کشور دنیا که عقب مانده ترین کشورها هستند با خطر انقلاب گرسنگان روبرو خواهیم بود، و ایران هم جزء همین کشورهاست، و زمانی هم که این بحران وال استریت پیش آمد دوباره بر این نکته تاکید میکنند که خطر شورش گرسنگان تشدید شده است و اینبار در کشورهای بیشتری رخ میدهد! طبعا همانطوری که شما گفتید اینها قبلا اعلام کرده بودند که با یک بحران مالی مواجه هستند ولی درواقع از ماهها قبل این بحران خودش را در کمبود و قحطی و گرانی دنیا نشان داده بود. این دررواقع بروشنی نشان میدهد که این بحران صرفا مالی نیست و من همیشه هم گفته ام که این تنها فرم و شکل بروز بحران است که در بانکها و سرمایه مالی خود را نشان میدهد اما بانکها صرفا نمایانگر سرمایه مالی نیستند! بانکها منبع سرمایه و اعتباراتی هستند که در همه بخشهای تولیدی و تجاری فعالیت میکنند. و به همین دلیل بحران بانکها یعنی بحران کل سیستم سرمایه داری. نکته دیگر اینکه برای مردم بحران مدتها قبل از سقوط وال استریت شروع شد. نقطه اوج این بحران برای سرمایه داردن سقوط وال استریت بود ولی برای مردم دنیا از ۶-۵ ماه قبل بحران به شکل بیکاریهای وسیع و قحطی و گرسنگی خودش را نشان داده بود. سرمایه داران نگران ورشکستگی سرمایه ها، سقوط قیمت سهام و غیره هستند و کارگران و مردم نگران گرسنگی و گرانی و قحطی و بیکاری و بیخانمانی. و این تاثیرات در کشورها ی عقب مانده بمراتب شدید تر است. اگر جامعه ایران را مد نظر قرار بدهیم این تاثیر را خیلی روشن میبینیم. خب ما میدانیم که اقتصاد جامعه ایران قبلا هم بحران زده بود و بورژوازی و جمهوری اسلامی در آن جامعه مدتهاست با بی ثباتی و بحران سیاسی دست بگریبان است. یک نتیجه این وضعیت اینست که سرمایه ها هیچ تضمین سیاسی و امنیتی ندارد و کسی حاضر نیست در میان مدت و حتی برای سه یا چهار سال در آن مملکت سرمایه گذاری کند! یک مافیای چپاول و بدزد و بخور و ببر در ایران در قدرت است که همه اقتصاد را کنترل میکند. نمونه اش هم همان آیت الله های میلیاردی بودند که دو سه ماه پیش خودشان دست خودشان را رو کردند و معلوم شد که چگونه از پول نفت گرفته تا جنگلها و صنایع و معادن، و تا ثمره و دسترنج کارگران و مردم را میخورند و غارت میکنند. به این معنی آن جامعه هیچوقت یک جامعه متعارف برای تولید سرمایه داری نبوده است.
این شرایط با بحران جهانی سرمایه بمراتب بدتر خواهد شد. بحران در جامعه ایران خود را بشکل عمیقتر و فجیعتری نشان خواهد داد و همین حالا هم با بالا رفتن وحشتناک سطح تورم و طولانی شدن حقوق های عقب افتاده و تشدید و گسترده شدن اخراج سازیها خود را نشان میدهد. بقول شما زمانی که در خود کانادا چند ماه حقوق کارگر اخراج شده را نمیدهند طبعا در ایران هم تاثیر این بحران صد درجه شدیدتر از این خواهد شد. منتهی اینرا هم باید بگویم که تفاوت جامعه ایران اینست که در آن جامعه نیروی چپ و کمونیست کارگری بسیار قویست و حزبی مثل حزب کمونیست کارگری فعال است و کارگران و توده مردم معترضند و نه تنها هیچ نوع توهمی به این حکومت ندارند بلکه بشدت از این دستگاه حکومتی متنفرند و میخواهند هرچه زودتر از شرش خلاص شوند.
بنظر من برای ما و برای طبقه کارگر و مردم ایران این بحران بمعنی انقلاب است! این بحران یعنی اینکه بیش از پیش برای سازماندهی یک انقلاب اجتماعی باید بکوشیم و تلاش کنیم. این دیگر کاملا روشن شده است که نظام سرمایه در همه جای دنیا مسئول چنین وضعیتی است، و این روشن شده است که نه تنها در ایران بلکه در تمامی نقاط جهان هم اگر مردم بخواهند که از این فقر و فلاکت نجات پیدا کنند باید بلند شوند و نظام سرمایه داری را درهم بکوبند و یک نظام سوسیالیستی را پایه ریزی کنند. در ایران چنین جنبشی وجود دارد و قدرتمند است، در خیابانها هست و حزب سیاسیش را دارد، و نظرات و سیاستها و شعارها و اهداف و برنامه اش را دارد. بهمین خاطر من فکر میکنم که جامعه ایران برای بورژوازی جهانی ضعیفترین حلقه است و برای طبقه کارگر قوی ترین جبهه تعرض به سرمایه داری است. جمهوری اسلامی عصاره و جرثومه توحش و ارتجاع و رذالت سرمایه داری نظم نوینی است و گندیدگی سرمایه داری عصر ما را نمایندگی میکند، و در مقابلش یک جنبش کمونیسم کارگری قوی و عظیمی شکل گرفته است که بعنوان مظهر آرمان انسانیت و آزادیخواهی و برابری طلبی در جامعه پایه و نفوذ دارد و محبوبیت دارد. حزب ما حزب این جنبش است. ما ضعیفترین حلقه زنجیره سرمایه داری را بزودی در هم خواهیم شکست و با پیروزی انقلاب و بر روی کار آمدن یک دولت سوسیالیستی و دخالت مستقیم مردم در سرنوشت خودشان و خلع ید سیاسی و اقتصادی از سرمایه داری یک مدل و نمونه ای در ایران بوجود خواهد آمد که بنظر من وضع کلی جهان را دگرگون خواهد کرد. ببینید، جواب نظری و سیاسی به این دنیا یک حرف است و جواب اجتماعی و تجربی و تاریخی هم حرف دیگریست. انقلاب ایران یک جواب اجتماعی و تاریخی به وضعیت دنیا خواهد بود و راه واقعی برون رفت از این جهان جنگزده و بحرانزده را در برابر چشمان کارگران و مردم زحمتکش جهان خواهد گذاشت. بنظر من انقلاب سوسیالیستی در ایران بسیار بسیار بیشتر از انقلاب اکتبر در در سرنوشت دنیا تاثیر خواهد داشت.
این متن را ناصر احمدی پیاده و تایپ کرده است |