|
|
|||||||
|
|
تعرض دولتهای ارتجاعی به نیروهای سازمان مجاهدین محکوم است! مصاحبه تلویزیون انترناسیونال با حمید تقوائی در مورد تحویل قرارگاه مجاهدین بدولت عراق
ناصر اصغری: حمید تقوایی به برنامه ما خوش آمدید. در اخبار چند روز گذشته آمده بود که کنترل قرارگاه اشرف (که مهم ترین قرارگاه مجاهدین خلق است) از دست آمریکایی ها درآمده و به نیروهای عراقی واگذار شده است. می دانم که حزب کمونیست کارگری، فشار به اپوزیسیون ایرانی را از جانب هر رژیمی که صورت گرفته، محکوم کرده است. در این مورد معین همانطور که گفتم مسئله این است که کنترل مهم ترین قرارگاه مجاهدین به نیروهای عراقی انتقال داده شده و این مسئله نگرانی های بسیاری را در میان نیروهای مجاهدین موجب گشته است. آیا این نگرانی ها به جا است؟ نگرانی برای چیست؟! حمید تقوایی: بله، اینطور بنظر میرسد بین دولتها و نیروهای ارتجاعی بر سرِ نیروهای مجاهد معامله ای صورت گرفته است. و این مسئله کاملاً نگران کننده و از نظر ما محکوم است! همانطور که شما هم اشاره کردید، ما همیشه هر نوع تعرض به نیروهای اپوزیسیون را (علیرغم هر اختلاف نظری که با اپوزیسیون داشته باشیم) محکوم کرده ایم و معتقدیم که باید در مقابل این تعرضات ایستاد و اجازه نداد نیروهای مخالف جمهوری اسلامی تحت فشار قرار بگیرند. در این مورد بخصوص، همانطور که خودِ مجاهدین و نیروهای سیاسی دیگر خبر می دهند، بیش از سه هزار نفر امروز در قرارگاه اشرف اسیر هستند و تحویل این نیروها به دولت مالکی که می دانیم روابط خیلی نزدیکی با جمهوری اسلامی دارد و ممکن است آنها را به جمهوری اسلامی تحویل بدهد اقدامی است کاملاً ارتجاعی و ضد انسانی و از نظر ما محکوم است! باید جلو این تحرکات نیروهای ارتجاعی گرفته شود و به هیچ وجه نباید اجازه داد که چنین اتفاقی صورت بگیرد. بنظر من وظیفه همه نیروهای اپوزیسیون این است که یکصدا به این امر اعتراض کرده و آنرا محکوم کنند. ناصر اصغری: همانطور که گفتید، بیش از سه هزار نفر در این اردوگاه تقریباً نیمه اسیر هستند! و حتی به خاطرم می رسد که یکی از وزرای عراق هم اعتراف کرده بود که اطراف این اردوگاه را یک حلقه حفاظتی و یک حصار کشیده اند! بنظر شما چه آینده ای در انتظار اینهاست؟ آیا در این ارتباط می توان مسئولیتی را متوجه کشورهای اروپایی و آمریکا دانست؟ حمید تقوایی: بنظر من ابتدا باید دولت های اروپایی اینها را بعنوان اپوزیسیون جمهوری اسلامی برسمیت شناخته و قبول کنند که این عده باید بتوانند به هر کجا که می خواهند، پناهنده شوند! این بسیار روشن است که اینها اساساً جان و زندگی شان تحت تنظیمات نیروهای آمریکائی، دولت عراق و جمهوری اسلامی در خطر است و باید حق داشته باشند به هر جا میخواند پناهنده بشوند. اینها اسیر جنگی نیستند، اپوزیسیون یک حکومت فوق ارتجاعی و جنایتکار هستند و پناهندگی حق مسلم آنها است. باید با پناهندگی شان موافقت بشود تا بتوانند یک زندگی انسانی قابل تحملی داشته باشند! از نظر من، این حداقل چیزی است که باید در رابطه با این عده ای که آنجا اسیرند ــ و حتی خودِ دولت های غربی هم به اینها بعنوان اسیر نگاه می کنند ــ از این دولت ها مطالبه کرد! اینها، مستقل از مواضع و سیاست های رهبری مجاهدین، قربانی این شرایط هستند. تنها "جُرم" شان این است که مخالف جمهوری اسلامی بوده اند و به همین دلیل، اولین اقدام این است که آنها باید فوراً از آن قرارگاه خارج شوند و به هر کجا که خودشان می خواهند، تقاضای پناهندگی بدهند و کشورهای مربوطه هم موظف اند که اینها را بپذیرند! در واقع، این حداقل وظیفه و انتظار از دولت های غربی است که اجازه بدهند اینها از عراق خارج شده و هر کجا که می خواهند ساکن شوند و حقوق شان هم برسمیت شناخته شود! ناصر اصغری: حمید تقوایی، یک روزنامه رسمی عربستان سعودی گفته است که این شرایط در پیِ توافقاتی بوده که میان آمریکا و جمهوری اسلامی حاصل شده است! آیا این بدین معناست که آمریکا در کِشاکش اش با جمهوری اسلامی از درِ سازش درآمده و دیگر به فکر حمله نظامی به ایران نیست؟! آیا این وضعیت حاصل یکسری زد و بندها بین ایران و آمریکاست؟ آیا می توان گفت که اساساً حاصل آن وضعیتی است که خودِ مجاهدین یک زمانی به پیشوازش می رفتند؟ حمید تقوایی: بنظر من، به احتمال زیاد این حاصل مذاکرات و توافقاتی است که میان سه محورِ آمریکا، دولت عراق و جمهوری اسلامی در حال جریان است! همیشه یکی از خواست های جمهوری اسلامی بصورت علنی این بوده است که باید این نیروهای مجاهد بعنوان تروریست محکوم شوند و به رژیم ایران تحویل داده شوند و غیره. اکنون بنظر می رسد بر همین اساس توافقاتی صورت گرفته و به همین دلیل است که می بینیم آمریکا کنترل قرارگاه اشرف را به دولت عراق واگذار می کند. احتمالاً قدم بعدی شان هم این است که دولت عراق اینها را تحویل جمهوری اسلامی بدهد! این حرکت شروع شده و باید مقابلش ایستاد. اما نکته مهم اینستکه مستقل از اینکه پشت پرده توافقاتی صورت گرفته است یا نه باید صریحاً و قویاً خواست که اولاً این نیروها به هیچ وجه نباید به جمهوری اسلامی تحویل داده شوند و ثانیاً همانطور که گفتم بتوانند بعنوان پناهنده سیاسی به هر کشوری مایلند منتقل بشوند. دولت های غربی باید این امر را برسمیت بشناسند. حتی اگر اینها به جمهوری اسلامی تحویل داده نشوند وضعیت آنها بعنوان اسیر و یا نیمه اسیر در زیر دست نیروهای ارتجاعی در منطقه سخت و غیر انسانی است و باید زودتر به این وصعیت خاتمه داده شود. تاکید من اینست که مستقل از اینکه توافقاتی پشت پرده صورت گرفته است و یا این تصمیم خودِ دولت عراق و آمریکا است یا با جمهوری اسلامی زد و بَندی داشته اند یا نداشته اند، مستقل از همه ی اینها، نفسِ این حرکتی که شروع شده با ابتدائی ترین معیارهای انسانی قابل پذیرش نیست و باید با آن مقابله شود. اما راجع به نکته دیگری که اشاره کردید یعنی اینکه این وضعیت تا چه اندازه نشأت گرفته از شرایطی است که خودِ مجاهدین بوجود آورده اند، بنظر من متأسفانه باید گفت که این یکی از نتایجِ کاملاً قابل پیش بینیِ سیاست هایی است که مدتهاست رهبری مجاهد در پیش گرفته است و ما همیشه مخالف و منتقد این سیاستها بوده ایم و آنرا افشا کرده ایم. و هنوز هم موضع مان همین است! با اینحال این موضوع را به هیچ وجه نباید در اینجا بعنوان یک قید و شرط و تبصره ای وارد کرد! سیاست های رهبری مجاهدین هر چه بوده باشد، واقعیت این است که الآن زندگی بیش از سه هزار انسان در خطر است! باید کاملاً از اینها دفاع کرد و به هیچ وجه نباید اجازه داد که این نیروها به ایران بازگردانده شوند! ناصر اصغری: بله، همانطور که اشاره کردید جمهوری اسلامی هم منتظر چنین فرصتی بوده و باصطلاح دندانش را تیز کرده است! از طرف برخی اعضایی که از اینها جدا شده اند، اظهار خوشحالی شده است که بالاخره کارِ اینها تمام است و به ایران بازگردانده می شوند! سئوالی که وجود دارد این است که چرا خودِ مجاهدین برای انتقال این نیروها تصمیمی نگرفته است؟ چرا چندین سال است که همینطور اینها را نگاه داشته و هیچ اقدامی در این جهت صورت نداده است؟! حمید تقوایی: اینطور بنظر می رسد که بعد از حمله به عراق، کنترل این نیروها دیگر دست مجاهدین نبوده است و در واقع، کلاً تحت تنظیمات آمریکا و آن نیروهایی قرار داشته اند که در منطقه به قدرت رسیدند! از سوی دیگر رهبری مجاهد، حتی آن زمان که کنترلی بر این نیروها داشت، استراتژی اش را بر اساس نزدیکی به صدام و کمک گرفتن از دولت صدام قرار داده بود و بعد از سرنگونی صدام هم، سیاست شان بر این اساس استوار شد که بعنوان یک نیروی مسلح در سیاستهای آمریکا جائی برای خود پیدا کنند و دولت آمریکا روی شان حساب باز کند! همانطور که گفتم ما این سیاستها را همیشه مورد انتقاد قرار داده و افشا کرده ایم. و امروز متأسفانه این فجایعی که پیش می آید به یک معنا، نتیجه همان سیاست هاست! لذا، از این رهبری مجاهد این انتظار را داشتن که چرا قبل از این مسائل فکری نکرده و تلاش نداشته که چنین وضعیتی بوجود نیاید، متأسفانه انتظار نابجایی است، چون سیاست هایی که پیش برده است، کاملاً عکس این بوده است! با اینحال، اکنون که آن سیاست ها به جایی نرسیده اند و الآن که خودِ اینها و کسانیکه سالهاست در اردوگاه اشرف زندگی می کنند، قربانی این قضایا شده اند، امروز باید تمام نیروهای انسانی و مترقی، همه نیروهای اپوزیسیونِ جمهوری اسلامی، از حق زندگی انسانیِ اینها دفاع کنند! نیروهای اپوزیسیون می توانند روی سیاست های مجاهدین هر انتقادی داشته باشند و بطور مشخص حزب ما همیشه از یک موضع رادیکال و انسانی انتقادات عمیقی به سیاستهای مجاهدین داشته است و علنا مطرح کرده است. اما همه اینها نباید باعث شود تا نیروهای اپوزیسیون از حقوق انسانی کسانی که قربانی این شرایط هستند بی قید و شرط دفاع نکنند. سیاست ما این است و ما از همه نیروهای سیاسیِ اپوزیسیون هم می خواهیم که مستقل از هر انتقادی که نسبت به سیاست ها و رهبری مجاهدین دارند، از حقوق انسانی ای قربانیان دفاع کنند. به هیچ وجه نباید اجازه داد این افراد عملا بعنوان اسیر جنگی در چنگال نیروهای ارتجاعی در عراق باقی بمانند و یا به جمهوری اسلامی تحویل داه شوند. ناص اصغری: شما بعنوان لیدر حزب کمونیست کارگری که بنظر می رسد امروز دیگر همگان این را قبول کرده اند که نیروی اصلیِ مخالف جمهوری اسلامی است و برنامه مشخصی هم دارد، چه راه حلی را به رهبری مجاهدین پیشنهاد می کنید تا از این وضعیت خلاص شوند؟ پیشنهاد شما به آنها چیست؟ حمید تقوایی: شاید امروز دیگر نتوان برای رهبری مجاهد، سیاستی را توصیه کرد یا پیشنهادی را پیش رویشان گذاشت چون سیاستی را ادامه داده اند که به این وضعیت منجر شده است! با اینحال، امیدوارم امروز خودشان متوجه شده باشند که باید از حق برخورداری از یک زندگی انسانی برای کسانیکه در اردوگاه اشرف اسیر هستند دفاع کرد. تا آنجا که اطلاع دارم دارند در دفاع از اینها یک پتیشِن و طوماری جمع می کنند. این حرکت مثبتی است. در عین حال حزب ما مستقل از برخورد رهبری سازمان مجاهدین به این مساله موضع خودش را دارد که رئوس آنرا توضیح دادم.
ناصر اصغری: اما متأسفانه بر اساس اخباری که خوانده ام، ظاهراً موضوع خود کُشی ها و خود سوزی ها هم در میان است! و ... حمید تقوایی: این بنظر من سیاست کاملاً غلطی است! باید تعرض سیاسی کرد! باید یک کمپین و یک حرکت اعتراضیِ وسیعی را در مقابل این اقدامات و این سیاست های ارتجاعیِ دولت عراق در روابطش با جمهوری اسلامی براه انداخت. خود زنی، خود سوزی و خود کُشی راه حل نیست. اینها راهش نیست! بله، ممکن است اینها با آن فرهنگ سیاسیِ مذهبیِ مجاهد خوانایی داشته باشد اما راه حل این نیست. راه حل کسانی که در آنجا گرفتار شده اند این است که حمایت جهانی را جلب کنند. باید بطور سیاسی اعتراض کنند و از حقوقشان دفاع کنند. از سوی دیگر وظیفه تمام نیروهای اپوزیسیون این است که از آنها دفاع کنند تا بتوان در سطح سیاسی و انسانی راه حل قابل دفاعی برای این مسئله پیدا کرد. بنظر من، مظلوم نمایی و شیوه هایی از این دست (که همانطور که گفتم جزئی از فرهنگ اسلامی است)، کاملاً ارتجاعی و عقب مانده است! راه حل، اعتراض سیاسی و توسل به نیروهای مترقی جهانی است! ناصر اصغری: بنظر می رسد سیاست های مجاهدین در ارتباط با نزدیکی به صدام یا به پیشواز سیاست های آمریکا رفتن و غیره، در نزد هیچ نیرویی طرفداری نشده است و با این همه، شاید آن نیروهایی که تمام هدفشان را و همه چیز را در معاملات پشت پرده می بینند، از کسانیکه در آنجا گرفتار و اسیر شده اند، حمایت نکنند. در این رابطه نظرتان چیست؟ حمید تقوایی: باز هم تأکید می کنم که باید اینها را تفکیک کرد. بنظر من، هیچ کس و هیچ نیرویی مثل حزب کمونیست کارگری تا کنون سیاست های رهبری مجاهدین را عمیقا نقد و افشا نکرده است. ما از مدتها پیش از این پیش بینی کردیم که آن سیاست ها به همینجا می رسد. به نظر ما حرکات و سیاست های سازمان مجاهدین، نه فقط از نظر سرنوشت اعضای این سازمان، بلکه همانطور که همیشه گفته ایم بعنوان عملکرد یک نیروی سیاسی در صحنه سیاسیِ ایران، سیاستهائی فرقه ای و باندسیاهی است. با اینحال، ما همواره این موضوع را از مسئله ی دفاع انسانی که باید از نیروهای اپوزیسیون ــ با هر عنوانی ــ بعمل آورد، تفکیک کرده ایم. بنظر من، از نیروهای اپوزیسیون، سلطنت طلب باشد، مجاهد یا چپ و یا راست باشد، در برابر جمهوری اسلامی باید حمایت کرد، و اگر این نیروهای اپوزیسیون در چنگال جمهوری اسلامی گیر بیافتند یا معامله ای، سازش و توطئه ای بر سرِ آنها صورت بگیرد و یا سیاستی وجود داشته باشد که بخواهد اپوزیسیون را تحویل جمهوری اسلامی بدهد، باید در مقابل این روند ایستاد! اینجا و در دفاع از حقوق انسانیِ اپوزیسیون، این دیگر مهم نیست که این اپوزیسیون راست است، چپ است، مجاهد است یا نیمه مذهبی، سلطنت طلب است یا غیره! در حرکت و مبارزه ما بر سر حقوق انسانی نیروها هیچگاه این موضوع بحساب نیامده است. درست همانطور که ما همواره از آزادی بی قید و شرط زندانیان سیاسی دفاع کرده ایم، در آنجا هم دیگر تفکیک نمی کنیم که موضع آن زندانی سیاسی چیست. بی قید و شرط دفاع می کنیم و بنظر من، در اینجا هم باید بگونه ای بی قید و شرط از حق کسانیکه در این مخمصه گیر افتاده اند و این چند هزار نفری که در این منطقه اسیر شده اند، برای برخورداری از یک زندگی آزاد و انسانی دفاع کرد. بخصوص باید در مقابل سیاستِ تحویل اینها به جمهوری اسلامی ایستاد! اعتراض کرد و یاد آور شد که نباید اینها را بعنوان نیروی اپوزیسیونِ رژیم، به چنگال آن ارتجاع انداخت! این نیروها باید اجازه داشته باشند که به کشورهای غربی پناهنده شوند و هر کجا را که خودشان می خواهند، برای زندگی انتخاب کرده و ساکن شوند. ناصر اصغری: حمید تقوایی، خیلی ممنون از اینکه در این مصاحبه شرکت کردید. حمید تقوایی: من هم متشکرم.*
این مطلب را هادی وقفی پیاده و تایپ کرده است |