|
|
|||||||
|
|
نگاهى به اوضاع سياسى ايران فرشاد حسينى
ايران و اوضاع سياسى در ايران مركز و محور مسائل و مشكلات خاورميانه است. خاوميانه نيز به گره گاه و حل و فصل بسيارى از مسائل و معضلات جهانى، هم از نقطه نظر راست و ارتجاع جهانى و هم از زاويه چپ و كمپ بشريت متمدن، تبديل شده است. سياست در ايران به اين اعتبار يك سياست فرا محلى و منطقه اى و جهانى است. ايران يكى از كانونهاى مهم جدال جهانى دو قطب تروريستى.
اوضاع سياسى در ايران با سرعت در حال تغييرات مهمى است. در صحنه سياست ايران عوامل مهمى نقش ايفا ميكنند. اين عوامل مانور ميدهند. قدرت و توازن يكديگر را ميسنجند و آزمايش ميكنند و هر چند گاه توازن قواي تازه اى ايجاد ميشود. اين عوامل در دو جبهه فعاليت دارند. كمپ بالايي ها و كمپ پايينى ها. كمپ بالايي ها عبارتند از: خود جمهورى اسلامي، غرب و آمريكا و رابطه آنها با جمهورى اسلامى، احزاب و جریانات اپوزیسیون راست. در كمپ پايينى ها نيز اين عوامل به قرار زيرند: ١- كارگران، مردم و مبارزات آنها ( يا بعبارتى جنبش سرنگوني)، چپ و حزب كمونيست كارگرى.
در هر دو فاكتور تغييرات جدى و قابل توجهى ايجاد شده است. تغييراتى كه سير روند تحولات اجتماعي در ايران را مشخص ميكنند. اما اين تغييرات در اين دو جبهه چه ميباشند:
بالايي ها در چنبره تناقضات
بحران سياسى اقتصادى جمهورى اسلامى در اينروزها به اوج خود رسيده است. افزايش سرسام آور گرانى و تورم از يكسو و كمپين جناحى رو كردن چپاول و غارت ثروت جامعه، از سوى ديگر در رشد اعتراضات كارگري و اجتماعي،عملا رژيم جمهورى اسلامى را در سخت ترين سربالايي قرار داده. به جايي رسيدند كه گردنهاي همديگر را گاز ميگيرند.
از طرف ديگر موقعيت جمهورى اسلامى در سطح بين المللى و به ويژه در خاورميانه بشدت شكننده شده است. كشمكش بين دول غربى و جمهورى اسلامى در حال يك طرفه شدن است. تغييرات جديد بين المللى بيشتر اين سمت و سو را دارد كه آمريكا و دول غربى ميخواهند با جمهورى اسلامى تعيين تكليف نهايي كنند. جمهورى اسلامي يا بايد تسليم خواسته هاي سياسى آمريكا و دول غرب شده، يا تن به حمله نظامى دهد. دست اندازهاي ويرانگر جديدي در مقابل جمهورى اسلامى ايجادشده است. تسليم شدن به خواسته هاي سياسي آمريكا و دول غربى به معنى دست كشيدن از جوهره ضد آمريكايي گري و رهبري جنبش اسلام سياسى در منطقه خاورميانه است. دامه اين تسليم به تعليق سازى اورانيوم خلاصه نشده و دستهاي جمهورى اسلامي را از دخالت در فلسطين و لبنان و عراق كوتاه ميكند. اسرائيل و اتحاديه اروپا براي اين پروسه خلع يد جمهورى اسلامى از خاورميانه تلاش خود را آغاز كرده اند. مذاكرات و معاملات بين اسرائيل و سوريه و حماس و حزب الله، آغاز پروسه منزوى ساختن جمهورى اسلامى از خاورميانه است.
گزينه دوم حمله نظامى است. اگر جمهورى اسلامى تن به به خواسته هاي دول غربى ندهد حمله نظامي به شكل غير مستقيم بعنوان يك گزينه بر فراز سر جمهوري اسلامى قرار گرفته است. حمله نظامى نه به شكل جنگ جبهه اي كه در قالب حمله به مناطق بقول بالایی ها استراتژيك.
برون رفت از اين چنبره تناقضات از سوى بالايي ها اعم از جمهوري اسلامي يا آمريكا و دول غربى بعيد است. نه آمريكا ميتواند حضور آشكار و علنى جمهورى اسلامى در خاورميانه و در زير نفوذ و اقتدار سياسي نظامى غرب تحمل كند و نه جمهورى اسلامى ميتواند تن به سازش ولو تاكتيكى دهد و هنوز جمهوری اسلامی باقی بماند.
پايينى ها: تقابل سياسى گسترده
اوجگيرى جنبش سرنگونى يك عامل مهم در بهم ريختن انواع فرمولها چه از جانب آمريكا و غرب و چه از جانب اپوزيسيون راست بوده است. حركت اعتراضي مردم و و نقش و تحرك چشمگير چپ در جنبش سرنگونى مناسبات ميان غرب و جمهورى اسلامى را تحت تاثیر قرار داده و راست را نيز از سير تحولات منزوى كرد. نشان داد كه بازيگر اصلى نه بوش است، نه رضا پهلوى، نه اروپا و نه رژيم و جناحهايش، بلكه اعتراض وسيع و گسترده مردم حول محور چپ است.
با گسترش فقر و گرسنگى در ايران و افشا شدن ذره اى از غارت و چپاول آيت الله هاي ميلياردر، موضوع تعيين تكليف نهايي با حكومت در دستور روز مردم قرار گرفته شده است. موج قوى اين تغييرات عملا و مستقيما در جبهه جنبش سرنگونى نيز تاثير گذار بوده و جامعه را وارد يك فاز سياسى تقابل گسترده با رژيم جمهورى اسلامى ميکند. هر گزينه محتمل در جبهه بالايي ها، تقابل و مصاف و رويارويي مردم با جمهورى اسلامي را آشكارتر و گسترده تر ميسازد.
جايگاه حزب کمونیست کارگری
تنها جبهه اي كه ميتواند تمام اين سناريوها را منتفي كند جبهه مردم و جنبش سرنگوني است. راه حل انسانى برون رفت از اين اوضاع دست جبهه مردم دست كمونيستها و فعالين سوسياليست است. پاسخ هر احتمال حمله نظامى و تحريم و جنگى تنها در سرنگونى رژيم بدست مردم و بدست گرفتن امور جامعه توسط مردم است.
اوضاع جديد وظايف حاد وجدى ترى را در مقابل چپ و كمونيستها قرار ميدهد. سير روند اوضاع اتومات اوضاع را به نفع چپ نميچرخاند. حتما شيرين عبادى ها و شمس الواعظين هايي بلند ميشن كه مردم را به خانه نشيني و دفاع از مام ميهن دعوت كنند. حتما نوريزاده ها و شهرام همايون ها تلاش ميكنند در بطن اين تقابلات سياسي خود را رهبر مردم جا بزنند. اين اوضاع را بايد كمونيستها و فعالين كمونيست جنبش كارگري جنبش دانشجويي جنبش زنان و ساير جنبشهاي اجتماعي با دخالت وسيع خود به نفع چپ بچرخانند. هر چه مردم بيشتر متشكل باشند هر چه رو آوري به حزب كمونيست كارگرى وسيع تر باشد هر چه شبح كمونيسم در جامعه وسيعتر و گسترده تر باشد تضمين جلوگيرى از خون پاشيدن به صورت جامعه بيشتر ميشود. راه حل انسانى تمام شدن اين كشمكش ها و برداشتن سايه جنگ و بمباران و فقر گرسنگى تنها و تنها به زير كشاندن جمهورى اسلامى است و برقراري جمهورى سوسياليستى است. حزب كمونيست كارگرى نماينده عيني و سازمان يافته اين راه حل انسانى است. |