|
|
|||||||
|
|
انترناسیونال ۲۵۲ حمید تقوائی از میان سئوالات جلسه هفتگی اینترنتی حمید تقوائی
آیا در پیوستن به حزب عقاید افراد مهم است؟ چرا باید اقشار میانی به حزب بپیوندند؟
جمشید هادیان: همانطوری که پیشگفتار صحبت امروزتان بود یعنی چه باید کرد تا از شر این رژیم خلاص شد و از تمام بدبختیهایی که سرمایه داری سر انسانها میاورد راحت شد، بقول خودتان یک جواب ساده و دقیقش اینست که مردم به حزب بپیوندند، و شما هم در صحبتهایتان این پیوستن به حزب را توضیح دادید و یک لیست مفصل و بلند بالایی از مجموعه کارهایی که هر کسی خودش در پیوستن به حزب میتواند انجام دهد را مطرح کردید. اکنون خواهش من اینست که شما این لیست را یکبار دیگر تکرار کنید تا شاید بخشی از بینندگان و شنواندگان کانال جدید که از ابتدا پای برنامه نبودند بشنوند. اما سوال مشخص من اینست که این پیوستن به حزب تاجایی که به عقیده و فکر افراد برمیگردد معنیش چیست؟ منظور مشخص من اینست که آیا افراد قبل از اینکه به حزب بپیوندند لازمه اش اینست که کمونیست شوند و یا اینکه یک انسان مذهبی معتقد به خداهم میتواند عضو حزب شود؟ و سوال دیگری هم که در مورد اقشار خرده بورژوا دارم. در جوامعی مثل ایران قشر عظیمی از جمعیت خرده بورژواست و تا آنجایی که به طبقه برمیگردد جامعه این درجه قطبی نشده است یعنی بین طبقه کارگر و سرمایه دار اقشار میانی هستند و اینها در انقلاب نقش بسیار مهمی ایفا میکنند، میخواستم ببینم که آیا شیوه برخورد حزب کمونیست کارگری ایران به این اقشار میانی خرده بورژوا چی و چگونه است؟ این قشر متوسط را به چه امری دعوت میکنید؟ آیا این قشر متوسط را هم به پیوستن به حزب دعوت میکنید؟ و اساسا چرا باید این اقشار به حزب بپیوندند بخاطر اینکه اینها که کارگر نیستند و چرا خیر و منفعتشان در اینست که به حزب بپیوندند؟
حمید تقوایی: در جواب به این بخش سئوال شما که پیوستن به حزب چقدر به عقیده افراد مربوط میشود باید بگویم پیوستن به حزب قبل از هرچیز یک تصمیم عملی است که یک شهروند جامعه و یک فرد میگیرد، یعنی تصمیم میگیرد که بلند شود و همت کند و برای تغییر وضع موجود کاری بکند. مردم به حزب میپیوندند، خود من و شما هم عضو این حزب هستیم و کسانی هم که کادرهای همین حزب هستند علت پیوستن همه شان به این حزب اینست که به این نتیجه رسیده اند که باید آستین بالا بزنند و برای رها شدن از این دنیای پر از فقر و فلاکت و تبعیض موجود دست به کاری بزنند. بنظر من همین نقطه شروع حزبی شدن است. اینطور نیست که اول افراد به تئوریها جذب میشوند و قانع میشوند و نظرات و عقایدی را می پذیرند و بعد به حزب می پیوندند. بنظر من قضیه کاملا برعکس است. کسی که ازوضع موجود ناراضی است، به حزب می پیوندد تا کاری برای تغییر این وضع فلاکتبار دنیا بکند. و مواضع و سیاستهای حزب را قبول میکند برای اینکه ریشه دردها راروشن میکند و به او راه نشان میدهد. پیوستن یک فرد به حزب به این معنا است که این دنیا را نمی پسندد، معنیش این است که نابرابریها را قبول ندارد و معنیش اینست که این تبعیض و فقر و این شکاف عظیم طبقاتی بین فقر و ثروت را قبول ندارد. مردم به حزب میپیوندند چونکه حزب علیه همه اینهاست. حزب کمونیست کارگری برنامه اش معلوم است، سیاستها و شعارهایش معلوم و شناخته شده است، از اسمش، از برنامه اش، از سیاستهایش، از فعالیتهایش و از تک تک اقدامات عملیش معلوم است که امر دفاع از انسانیت و امر مبارزه با سرمایه داری و علیه هرنوع تبعیضی که در این جوامع بشری هست محور اصلی اهداف و سیاستهای حزب است و این خودش را را در تمامی کارهای روزانه حزب کاملا نشان میدهد. بنابرین کسی که میخواهد بلند شود و کاری بکند، کسی که برنامه های کانال جدید را دنبال میکند و تلفن میزند و نظرش را میگوید ودر مقابل این حزب این سوال را میگذارد که چه باید بکنیم، به اندازه کافی با نقد و اعتراض حزب آشنا هست. و شعار ها و سیاستهای حزب را لااقل در آن عرصه معینی که مور اعتراض خود او هم هست میشناسد و قبول دارد. برای شروع کار حزبی همین اندازه آشنائی با برنامه و سیاستهای حزب کافی است.
حال اینکه این شخص چه عقیده و فکری دارد و آیا خود را کمونیست میداند یا نه، آیا نماز میخواند یا نه، آیا عقایدش راجع به مسائل مختلفی چون هنر و طبیعت و موضوعهای مختلف اجتماعی چی هست و چی نیست همه اینها دیگر کاملا نقش فرعی را بازی میکنند. کسی که با هر عقیده ای از این دنیا ناراضی هست و بخاطر امیال انسانی خودش و بخاطر بهبود وضع جامعه ای که در آن زندگی میکند به این نتیجه میرسد که برای زیر و رو کردن این دنیا باید بلند شود و کاری بکند، بنظر من جای این انسانها در حزب کمونیست کارگری است. ما هیچ پیش شرط دیگری نداریم، ما مدتهاست که اعلام کرده ایم که کسانی عضو ما هستند که خودشان را حزبی بدانند. البته این به این معنی نیست که پیوستن به حزب صرفا مربوط به ارادت قلبی است و هر کسی که در قلبش بگوید که من عضو حزبم پس او عضو حزب است! نه! این مرحله هم حتما اتفاق میافتد اما برای شروع این کافی نیست بلکه هر کس به این نتیجه رسیده باشد که علیه نابرابریها و مصائب و ستمهای موجود باید به حزب نزدیک شود و کاری بکند آنجاست که این شخص دیگر حزبی است. و اساس حزبیت همین است.
اما قبل از اینکه مشخصا در مورد کارهائی که مبتوان کرد بیشتر توضیح بدهم اجازه بدهید به سوالی که راجع به اقشار میانی جامعه کردید بپردازم. اقشار میانی یعنی اقشارغیر کارگر و غیر سرمایه دار و بقول شما بسیاری افراد جامعه از این اقشارهستند.
بگذارید ابتدا اینرا روشن کنم که در جامعه ای که قطبی شده باشد و حزبی مثل ما پرچم سوسیالیسم و انسانیت را بلند کرده باشد آنموقع کاملا این امکان و احتمال وجود دارد که اکثریت مردم به طبقه کارگر و حزبش بپیوندند. چرا که اکثریت مردم منفعتی در حفظ استثمار ندارند.
معمولا به مردم غیر کارگر و غیر سرمایه دار خرده بورژوا میگویند اما اجازه بدهید کمی در این مفهوم دقیق بشویم. معنی اقتصادی طبقه سرمایه دار چیزی جز این نیست که شما مالک ابزار تولید باشید و عده ای را استثمار بکنید، یعنی برایتان کار کنند و شما هم سود ببرید. و کارگر هم کسی است که مالک هیچ ابزار تولیدی نیست و برای گذران زندگی اش ناگزیر باید نیروی کارش را بفروشد. خرده بورژوا به معنی کلاسیک کلمه صاحبان کارگاههای کوچک و مغازه داران خرد و امثالهم هستند که خود هم کار میکنند و هم سرمایه کوچکی دارند. بخش دیگری از اقشار میانی کارمندان دولتی و غیر دولتی و کلا کارکنانی هستند که از قبل کارشان ـ حال ممکن است که این کار درکارخانه ودر مزرعه نباشد و یا کار تولیدی مستقم نباشد ـ گذران میکنند.
در هر حال اقشار میانی جامعه چه به معنی کارمندان و کارکنان و چه به معنی مالکین خرد مستقمیا منفعتی در حفظ استثمار و سودآوری سرمایه داری ندارند و لذا این اقشار در صورتیکه طبقه کارگر در سیاست نمایندگی شود بالقوه میتوانند به طبقه کارگر بپیوندند. میگویم بالقوه بخاطر آنکه جهتگیری سیاسی اینان بستگی دارد به اینکه حضور سیاسی طبقه کارگر در جامعه چقدر برجسته باشد و بخصوص اینکه مضمون و اهداف انسانی شعارها واهداف و سیاستها حزب کارگری چقدر در جامعه معرفه و شناخته شده باشد. اگر سوسیالیسم و آرمانهای انسانی سوسیالیستی شکل تحزب گرفته باشند و حزبی مثل حزب کمونیست کارگری وجود داشته باشد که آنها را نمایندگی کند آنوقت بنظر من این اقشار به حزب و مبارزه طبقه کارگر علیه سرمایه داری خواهند پیوست. البته عکس این قضیه هم صادق است. یعنی درصورتی که طبقه کارگر ضعیف باشد و نیروهای ارتجاعی قوی باشند آنموقع این اقشار میانی به آن سمت خواهند رفت. بطوری که در انقلاب ۵۷ هم دیدیم که با پرچمی که خمینی بلند کرد خیلی از اقشار میانی را بطرف خودش کشید چرا که طبقه کارگر ایران در سطح مبارزه سیاسی و حزبی بسیار ضعیف بود و حضور نداشت. بنابراین اقشار میانی این خصلت را دارند که بسته به این که در عرصه سیاسی کدام قطب سرمایه دار یا کارگر قویتر باشد به آن متمایل بشوند چراکه نه مستقیما استثمار میشوند و نه در استثمار نقش مستقیم دارند.
اما همانطور که در ابتادا گفتم به نطر من برای رجوع به مردم و فراخواندن مردم لزومی ندارد وارد لایه شناسی خرده بورژوازی و اقشار میانی بشویم. زمانی که ما در یک سطح عمومی راجع به مردم صحبت میکنیم بنظر من هر کسی که خودش صاحب ابزار تولید نیست و در هر سطحی کار میکند حالا ممکن است که جامعه او را کارگر خطاب کند یا به او کارمند بگوید، همه اینها منفعتی در سودآوری سرمایه ندارند و بنابراین میتوانند به صف طبقه کارگر و به صف سوسیالیسم ملحق شوند. حزب ما زمانی که به انسانیت اتکا میکند و اعلام میکند که اساس سوسیالیسم انسان است بنظرم زمینه را فراهم میکند که نود درصد جامعه خود را متعلق به این مبارزه و این جنبش ببیند و حزب کمونیست کارگری را انتخاب کند. چراکه نود درصد جامعه مالک ابزار تولید نیست و در استثمار و سود سرمایه سهمی ندارند.
در بخش آخر صحبتم خیلی خلاصه به سئوال شما در مورد فعالیتهای مشخصی که با پیوستن به حزب میتوان انجام داد میپردازم. وقتی ما میگوییم به حزب کمونیست کارگری بپیوندید یعنی در جهت اهداف و آرمانهای انسانی خودتان دست بعمل سیاسی بزنید. این کار از جمع آوری کمکهای مالی برای تلویزیون کانال جدید گرفته تا چاپ و پرینت کردن نشریات حزب که روی سایتها می بینید، تا تشکیل جمعهایی حول کانال جدید، تا بحث و تبادل نظر حول سیاستهای حزب با اطرافیانتان، تشکیل جمعهای مطالعاتی و معرفی ادبیات حزب و فراخواندن دوستانتان به حزب، تا دیوار نویسی شعارهای حزب در خیابانها و شرکت کردن در تظاهراتها و اعتصابات، همه اینها را در بر میگیرد. و در سطح دیگری نیز اگر فعال اجتماعی هستید میتوانید در محل کارتان در کارخانه یا دانشگاه و غیره برای ایجاد تشکل ها و تشکیل سازمانهایی که حزب در آن عرصه معین مبارزه توصیه میکند و رهنمود میدهد فعال شوید و اقدامات مشخصی را که حزب اعلام کرده است در دستور کارتان بگذارید. اینها مجموعه رهنمودهایی هستند که من صرفا رئوسش را در اینجا اشاره کردم. فراخوان من اینست که با حزب مستقیما در تماس باشید و آنموقع لیست وسیعی از فعالیتهایی که هر کسی بسته به توانائیها و امکاناتش میتواند در پیش بگیرد با شما در میان خواهیم گذارشت. و بدین ترتیب شما هم خواهید توانست در مبارزه برای رسیدن به آزادی و برابری و رهایی و برای رسیدن به جامعه انسانی سهیم شوید. این حزب حزب شماست به حزب کمونیست کارگری بپیوندید.*
متن مبنای این نوشته بوسیله ناصر احمدی از روی نوار ویدئو پیاده شده است. |