|
|
|||||||
|
|
مردم و کانال جدید بخشی از پیام های دریافتی تا 25 جون 2008 این ستون، متن پیاده شده پیام های تلفنی بینندگان تلویزیون کانال جدید است که انعکاس طبیعی ترین و زمینی ترین خواسته ها و مطالبات مردم بشمار می رود. شنیدن (و اینجا در واقع خواندن) صحبت ها و درد دل های صمیمانه مردم در تماس با کانال جدید و حزب کمونیست کارگری برای شما حتما جالب است. بدون هیچ شرح دیگری با هم می خوانیم. هادی وقفی
ــ (خانم میانسالی از ایران) سلام و عرض خسته نباشید خدمت خانم دانشفر عزیز. ما مردم ایران واقعاً داریم با بدبختی زندگی می کنیم و با مشکلاتی مواجه ایم که اگر بشنوید، خنده تان می گیرد! در کجای دنیا دیده اید که آب و برق را سهمیه بندی کنند؟ نانی که می خوریم را سهمیه بندی کنند؟ واقعاً برای ما زشت است. واقعاً دیگر نمی دانیم که از دست این آخوند ها چکار کنیم. این رژیم ــ باید ــ عوض شود. باید عوض شود! هر چه بدبختی می کشیم از این رژیم است.
ــ (آقای میانسالی از ایران) آقا اینها پدر ما را درآوردند! روزگار ما را سیاه کردند! خواهش می کنم حتماً اینرا پخش کنید تا همه دنیا بدانند. خیلی ممنون.
ــ (آقای میانسالی از ایران) سلام. من می خواهم همین الآن با کاظم نیکخواه صحبت کنم که برنامه زنده دارد راجع به زندانیان سیاسی. در سال شصت و شصت و دو خودم شاهد این بودم که در زندان دو نفر را تیر باران کردند و کسی بود از پاسداران بنام زَندی که بعد از تیر باران، آنرا برای ما تعریف می کرد و می گفت که اینها نتوانستند مقاومت کنند و آنقدر بی شعور بود که فکر می کرد انسان می تواند در برابر گلوله مقاومت کند. شعور این را نداشت که اینها انسان اند و گوشت با گلوله جور در نمی آید. من خودم در زندان بودم و شاهد آدم های بسیاری که اینها شبانه و بطور دسته جمعی اعدام کرده اند، بوده ام که یکی از اینها برادرم بود بنام ... و یکی از آنها هم که اسم اش یادم است بنام رئوف ظاهری بود و آدم های دیگری که الآن حضور ذهن ندارم. در سال های پنجاه و هشت و پنجاه و نه هم، خودِ خلخالی یک گروه نُه نفره را مثل ناصر سلیمی، یدالله پولادی و غیره، در فرودگاه، دسته جمعی و جلو چشم مردم تیرباران کرد! کشتاری که این دولت جمهوری اسلامی از مردم کرده، در تاریخ سابقه نداشته است. خون تمام جوانان این مملکت را در شیشه کرده اند و هنوز هم ادامه دارد. هنوز هم دارند کشتار می کنند و فکر می کنم تاریخ هیچوقت یک جنایتکارانی مثل اینها نشان نخواهد داد!اینها واقعاً یک رژیم فاشیستی اند. ضد مردم. ضد زن. رژیمی که تا دندان مسلح است و قصد دارد هر کسی را که حرف برابری طلبی و آزادیخواهی داشته باشد، هر کسی را که صدایش را بلند کند، بکُشد، سرکوب کند و صدای مردم را خفه کند. اما خوشبختانه مبارزات مردم شروع شده و کارگران دارند مبارزات خودشان را افزایش می دهند. حرف های زیاد دارم و امیدوارم در تماس های بعدی باز هم بتوانم با شما صحبت بکنم. خیلی ممنون.
ــ (دوست جوانی از کردستان) باسلام. من یک سئوالی داشتم درباره ملیت ها و آن اینکه اگر در آینده حزب کمونیست کارگری ایران قدرت را در دست بگیرد، در مورد حقوق ملیت ها و اقلیت های قومی چه موضعی خواهد داشت؟ بخصوص منظور من زبان اقلیت های قومی است. آیا آنها می توانند با زبان خودشان درس بخوانند یا هر کار دیگر؟ با کمال تشکر.
ــ (یکی از کارگران شرکت نیشکر هفت تپه) با عرض سلام خدمت خانم دانشفر. خانم دانشفر، من یک لُر و لُر زبان هستم و حاضرام جانم را بخاطر هموطن تُرک، کرد، بلوچ و آذربایجانی ام فدا کنم. من کارگر نیشکر هفت تپه هستم و دل ام پُر است. خیلی خسته ام. شرمنده ام و نمی دانم چه بگویم. از زن و بچه ام شرمنده ام. بیست سال سابقه کاری دارم و پول شش عدد نان ندارم و نمی دانم چه بگویم. چهل و پنج روز است که به خیابان می رویم و یا می زنند مان یا فُحش به ما می دهند. خیلی دل مان از این روزگار و از این دور و زمانه پُر است. واقعاً دل ام گرفته است ولی حق گرفتنی است. این را می دانم و امیدوارم حق مان را بگیریم. خیلی ممنون از شما.
ــ (آقای میانسالی از ایران) با سلام و تبریک می گویم به شما که با جدیت و پشتکار تان تلاش می کنید تمام فجایع این جنایتکاران را افشاء کنید و به مردم کمک می کنید که هر چه بهتر، چهره پلید این آخوندها را بشناسند. می خواهم از دو تا از دوستان عزیزم که در دوران انقلاب اسیر این جنایتکاران شده و اعدام شدند، نام ببرم. قدرت فُرادی و ایرج فُرادی که دو تا از بچه های خوب شهرستان اندیمشک بودند. با تشکر از شما و امیدوارم خدا به شما کمک کند تا بتوانید هر چه بیشتر چهره پلید این حکومت را به مردم نشان بدهید. با تشکر
ــ (دوست میانسالی از خوزستان) ــ آقا امروز پنجشنبه از ساعت هفت بعدالظهر تا شب دیر وقت پارازیت انداخته اند بروی شبکه شما در منطقه خوزستان! می خواستم اینرا اطلاع بدهم. متشکرم.
ــ (آقای میانسالی از ایران) با سلام. می خواستم بگویم که اینها در سال شصت، نوجوانی را که اعلامیه های مجاهدین را پخش می کرد، اعدام کردند. این نوجوان چهارده سال بیشتر نداشت! موقعی که مقابل جوخه اعدام قرار گرفت، از شدت ترس به خود ادراری افتاد. گناه اش این بود که چند تا اعلامیه پخش کرده بود و آقا خلاصه بگویم که تُف بر این رژیم کثافت باد! خداحافظ
ــ (دوستی از مشهد) با سلام. می خواستم راجع به این تظاهرات در مشهد صحبت کنم. هشت هزار نفر در صد متری کمربندی مشهد اعتراض کرده بودند. خیلی ها را گرفتند. آقا ما درد دل مان را به چه کسی بگوییم؟ هر حرفی که می زنیم، بازداشت می کنند. این مشکلات را باید به چه کسی بگوییم؟ متشکرم. خداحافظ.
ــ (دوست جوانی از یزد) سلام. می خواستم راجع به اعدام صحبت کنم. آقا جنایت های اینها فقط مربوط به سال های شصت یا شصت و دو نیست. یکی از دوستان ام را در شهر یزد بعد از اینکه چندین سال در زندان نگاه اش داشتند، هنوز بیست سال اش نشده بود که اعدام کردند! نمی دانم چرا! چرا این کارها را می کنند؟ خداحافظ.
ــ (آقایی از کرمانشاه) آقا سلام. من از کرمانشاه زنگ می زنم. یکی از دوستان مان که سن اش هم کم است، بجرم مشارکت در قتل (که البته فقط شاهد یک قتل بوده است) محکوم به اعدام شده است. خواهش می کنیم کمک کنید و اینرا پخش کنید. پنج سال است که در زندان نگاه اش داشته اند و حالا می خواهند اعدام اش کنند. اسم اش محمد است. خیلی ممنون.
ــ (آقایی از ایران) آقا اینها این همه اعدام می کنند و اصلاً با اینکه چرا یک نفر یک جُرمی را مرتکب می شود، کاری ندارند. هر کسی را که بگیرند اعدام می کنند! خیلی ممنون از شما.
ــ (دوست جوانی از ایران) سلام. می خواستم راجع به مسئله گرانی صحبت کنم. گرانی بیداد می کند. برنج، چای، قیمت همه چیز چندین برابر شده است. واقعاً چرا این بلاها را به سر مردم می آورند؟ چرا مردم می ترسند؟ چرا بلند نمی شوند؟ متشکرم. خداحافظ شما.
ــ (آقایی از ایران) آقا سلام عرض می کنم. از ایران تماس می گیرم و چند تا سئوال داشتم. یکی اینکه می خواستم بدانم که وقتی حزب کمونیست کارگری حکومت را بدست گرفت، کدام نیروهای خارجی از آن حمایت خواهند کرد؟ آیا این فقط اندیشه ای است که فقط مخصوص ایران است یا در خارج از ایران هم حرکت شما مورد حمایت واقع خواهد شد؟ چه نیروهایی از شما حمایت خواهند کرد؟ سئوال دیگر ام اینکه چرا شما اصلاً جنبه های مثبت دگر اندیشان را مطرح نمی کنید؟ چرا از کسانیکه ممکن است مخالف شما فکر می کنند ولی دو تا حرکت درست هم انجام می دهند، حمایت نمی کنید؟! چرا همه اش فکر می کنید که خودتان باید حکومت را در دست بگیرید؟ اگر معتقد به دموکراسی هستید، چرا این را مطرح نمی کنید؟ شما از کجا می دانید که چقدر طرفدار دارید؟ ممنون از شما. خداحافظ.
ــ (خانم میانسالی از ایران) درود بر شما. درود بر کانال جدید. آقا خیلی ممنون از برنامه هاتان. واقعاً موفق باشید. فقط می خواستم اینرا بگویم. با آرزوی موفقیت برای همه تان. خداحافظ.
ــ (دوست جوانی از ایران) با سلام. من برنامه های شما را نگاه می کنم و با صحبت هایی که راجع به سوسیالیسم می کنید، موافق ام. اگر ممکن است این برنامه ها را بیشتر کنید تا مردم هر چه بیشتر راجع به آن بدانند. خیلی متشکر.
ــ (دوستی از تهران) ــ با سلام خدمت آقای کاظم نیکخواه. من برنامه زنده شما را راجع به اعدام دیدم. بسیار عالی و بجا بود. لازم می دانم که در اینجا یاد و خاطره رفیق محمد یزدانیان را که از رهبران آرمان بود و پس از قائله دستگیری شهرام، توسط رژیم دستگیر شد و ما با اینکه در آن شرایط برای رهایی او خیلی تلاش کردیم و سعی کردیم به مردم بگوییم که او یکی از رهبران کمونیست بود، با این همه، رژیم اسلامیِ خونخوار او را تیرباران نمود. محمود برزین، کارگر کمونیست چیت سازی تهران، یکی دیگر از کسانی بود که پس از شش ماه شکنجه و بازجویی، مقاومت کرد و کارگران چیت سازی را و ما را که در پارک ها آواره بودیم، حفظ نمود. یاد و خاطره او را هم گرامی می داریم و به خانواده و کسانی که راه او را ادامه می دهند، تسلیت می گوییم.
ــ (آقای میانسالی از ایران) می خواستم بگویم که نارضایتی عموم مردم، بخصوص کارگران بیکار و اخراجی و شاغل هم گسترش یافته و اکثر کارگران گرسنه هستند. همانطور که در مورد کارگران هفت تپه هم اعلام شد، رهبری حزب، حرف دل کارگران و کمونیست ها را می زند. حال سئوال ام این است که چگونه باید بتوان بعد از سی سال یک پیوند زنده و زمینی میان کارگران و رهبران حزب ایجاد کرد؟ من در سال پنجاه و نه در کارخانه و با آشنایی با گروه "آرمان" کمونیست شدم. سال شصت اخراج شدم و پس از دستگیریها و گرفتاریهای متعدد، آدرس رادیو انترناسیونال را پیدا کردم و با نام محمود بحرینی گزارشات کارگران را می دادم. علیرغم آنکه کمونیست بودم، هیچگاه نتوانستم یک رابطه جدی با حزب داشته باشم و خودم را مرتبط کنم. می خواستم در اینموارد صحبت کنید لطفاً. با تشکر.
ــ (دوستی از ایران) با عرض سلام خدمت دوستان کانال جدید. آقا می خواستم بگویم از زاهدان، خوزستان یا هر شهر دیگری که مسافرت کنید و به هر کجا بروید، این ایست های بازرسی در وسط راه نگاه می دارند و هزار تا سؤال و بی حُرمتی می کنند. از کجا می آیید؟ کجا می روید؟ چرا ماشین فلان دارید؟ باید امشب بمانید! نمی توانید بروید! و هزار تا حرف و حدیث دیگر. آقا با شکنجه های اینها نقص عضو شدیم و هر روز هم شاهد از بین رفتن جوانان مان هستیم. خیلی ممنون. خداحافظ شما.
ــ (بهمن از تهران) با سلام. الآن داشتم برنامه ویژه اعتصاب کارگران نیشکر هفت تپه را می دیدم و قبلاً هم خودم در این رابطه صحبت کرده ام. سئوالی داشتم که می خواستم از حمید تقوایی که در آن میزگرد شرکت دارند، بپرسم. می خواستم بدانم این روحیه محافظه کاری که در کارگران نفت دیده می شود، بخاطر چیست؟ علیرغم اینکه نفت شریان حیاتی جمهوری اسلامی است. آیا جمهوری اسلامی موفق شده کارگران نفت را بخرد؟! یا کنترل اش و دستگاه های سرکوب اش در آنجا بیشتر است؟ چرا کارگران نفت در حمایت از کارگران هفت تپه یا قزوین یا کارگران شرکت واحد، حرکت و جنب و جوشی از خود نشان نمی دهند؟ آن شور و فعالیتی که در زنان، جوانان و بخش های مختلف طبقه کارگر هست، در کارگران نفت وجود ندارد. می خواستم ببینم آیا حمید تقوایی تحلیل یا صحبتی در اینمورد دارند؟ خیلی ممنون. |