|
|
|||||||
|
|
مصاحبه در رابطه با اول ماه مه
ایسكرا: جمهوري اسلامي با اتکا به نيروهاي سرکوب خود تلاش زيادي کرد که جلو برگزاري اول مه را بگيرد، دلايل اين توحش و هراس رژيم چيست؟ در شهرهاي کردستان چه گذشت و نتيجه روياروئي کارگران و حکومت چيست؟ محمد آسنگران: همچنانكه شما گفته اید جمهوری اسلامی نهایت تلاش خودش را كرد كه جلو مراسمهای اول مه را بگیرد. هراس رژیم از كارگران است. جمهوی اسلامی میداند كه زیر پایش داغ شده است. جنبش كارگری تنها نیروی تعیین كننده است كه برای به زیر كشیدن جمهوری اسلامی دارد وارد میدان میشود. سران رژیم میدانند بدون سیاست سركوب حتی چند روز هم نمیتوانند به عمر خود ادامه بدهند. اما این سیاست سركوب سیاستی همیشگی برای رژیم بوده است. سران جمهوری اسلامی میدانند بدون اعمال سركوب در جامعه عمری برای رژیمشان متصور نیست. اما علیرغم فشارهای سیاسی و اقتصادی كه كل جامعه و بویژه طبقه كارگرا با آن روبرو است، راهی بجز اعتراض برای رسیدن به مطالبات حق طلبانه وجود ندارد. رژیم هم اینرا میداند اگر جنبش كارگری تمام قد به میدان بیاید معنیش پایان عمر این رژیم است. بنابر این معلوم است كه ترس رژیم از كجا ناشی میشود. اما بخش دوم سوالتان به كشمكش بر سر اول مهم امسال اشاره دارد. جمهوری اسلامی برای ایجاد ترس و وحشت از قبل از اول مه در سنندج شیث امانی را دستگیر كرد. همچنانكه پارسال قبل از اول مه محمود صالحی را دستگیر كرد. واقعیت این است كه فعالین كارگری و فعالین اتحادیه آزاد كارگران ایران در شهرهای كردستان تلاش زیادی كردند كه برای مراسمهای اول مه كسب مجوز كنند. اما فرماندار سنندج نه تنها مجوزی صادر نكرد، بلكه كارگران را تهدید به دستگیری كرد. اما كارگران در سنندج كوتاه نیامدند. یك مراسم در داخل شهر و یك مراسم در خارج شهر برگزار كردند. طبعأ جمهوری اسلامی هم برای ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه علاوه بر شیث امانی كه قبل از اول مه دستگیر شده بود، 7 نفر از شركت كنندگان مراسم سنندج را بعد از پایان مراسم دستگیر كرد. چهار نفر در شهر اشنویه قبل از برپایی مراسم دستگیر شدند . طبق گزارشات رسیده سه نفر از فعالین كارگری همزمان با دستگیریهای كردستان در اسلویه دستگیر شده اند. تا كنون دستگیر شدگان روز اول مه سنندج و یك نفر از دستگیر شدگان اشنویه و یكی از دستگیر شدگان اسلویه آزاد شده اند. با این حساب دو نفر از بازداشتیهای اشنویه و شیث امانی در سنندج و جوانمیر مرادی و ژه آزادی در عسلویه هنوز در بازداشت هستند. امیدوارم كه تلاش برای آزادی این عزیزان به زودی نتیجه بدهد و آنها به صف همكارانشان برگردند.
ایسكرا: کارگران چند قطعنامه را در مراسم های خود تصویب کردند. مضمون اين قطعنامه ها چه بود؟ اين قطعنامه ها چه تصويري از موقعيت جنبش طبقه کارگر و اوضاع سياسي دارد؟ محمد آسنگران: بله تا جایی كه من در جریان هستم 3 قطعنامه در شهرهای كردستان منتشر شده است. قطعنامه ای به امضا اتحادیه آزاد كارگران ایران و انجمن صنفی برق و فلز كار كرمانشاه، قطعنامه كمیته برگزار كننده اول مه در سنندج و قطعنامه كارگران بخش خدمات و ... سقز. این سه قطعنامه با تفاوتهایی جزیی كه با هم دارند یك خط و جهر سیاسی برجسته را نمایندگی میكنند. نقد سرمایه به عنوان عامل همه محرومیتها و مصایب جامعه و طرح خواسته ها و مطالبات فوری كارگران و بخش عظیم جامعه . بنابر این مضمونأ این قطعنامه ها بسیار رادیكال انسانی و مترقی مطالبات جامعه را بیان كرده اند. اما همه آنها به روشنی بیان میكنند كه فقر و دستمزدهای زیر خط فقر را تحمل نمیكنند. اعلام كرده اند كه كارگران باید متحدانه برای رسیدن به مطالباتشان اقدام كنند. تاكید بر حق تشكل و اعتصاب و دفاع از آزادی بیان و خواست آزادی زندانیان سیاسی و... مضمون مشترك همه این قطعنامه ها است.
ایسكرا: طبق گزارشات رسیده تاکنون ۱۴ نفر از فعالین کارگری در جريان اول مه امسال دستگیر شده اند. اکنون اوضاع چگونه است و برای آزادی کارگران و فعالین دستگیر شده چه اقداماتي باید کرد؟ محمد آسنگران: همچنانكه قبلأ هم گفتم از این 14 نفر دستگیر شده سه نفر از رهبران اتحادیه: شیث امانی، جوانمیر مرادی، طه آزادی و سه نفر از دستگیر شدگان اشنویه همچنان در بازداشت بسر میبرند. تلاش برای آزادی دستگیر شدگان وظیفه همه احزاب چپ، مترقی و همه انسانهای آزادیخواه است. تلاش برای آزادی دستگیر شدگان در داخل و خارج ایران هماهنگ باید پیش برده شود. در ایران فعالین و تشكلهای كارگر باید با صدور بیانیه، جمع آوری تومار امضا، تجمع و اعتراض به دستگیری همكارانشان دست بكار شوند. از مجامع بین المللی سازمانهای كارگری و اتحادیه ها و احزاب مترقی و سازمانهای مدافع حقوق انسانی بخواهند برای آزادی اینكارگران جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند. خانواده های دستگیر شدگان میتوانند و باید متحدانه برای آزادی عزیزانشان اقدام كنند. در مقابل ادارات دولتی و بازداشتگاه ها تجمع كنند. به اسم خودشان بیانیه صادر كنند و از همه انسانهای آزادیحواه كمك بخواهند. تلاش كنند جامعه را در جریان شرایط دستگیر شدگان قرار دهند. تا جای كه به خارج كشور مربوط میشود باید تلاش كنیم همه مراجع بین المللی سازمانهای كارگری همه سازمنهای مترقی و انسان دوست را مطلع كنیم و از آنها بخواهیم این اعمال جمهوری اسلامی را محكوم كنند. باید با سازمان دادن تجمع و اعتراض جمهوری اسلامی را به عنوان یك رژیم ضد كارگر و یك رژیم ناقض حقوق انسانی بیش از پیش به افكار عمومی معرفی كنیم. حزب كمونیست كارگری تلاش میكند علاوه بر این موارد با تمام قدرت صدای اعتراض كارگران، خانواده ها و مردم آزادیحواه را منعكس كند. نباید اجازه بدهیم جمهوری اسلامی دستگیری فعالین و رهبران كارگری را به امری عادی تبدیل كند. ما باید تضمین كنیم كه این بار هم جمهوری اسلامی را به عقب نشینی وادار میكنیم و ناچارش میكنیم كه همه دستگیر شدگان اول مه را آزاد كند.
ایسكرا: بنظر شما مهمترین درسهای اول ماه مه امسال چه بود ؟
محمد آسنگران: تجربه اول مه امسال یك بار دیگر ثابت كرد كارگران و فعالین كارگری احتیاج به نیروی بیشتر، متحد تر و انسجام و هماهنگی بیشتری دارند. اگر چه فعالین كارگری در مقابل تعرض و تهدید رژیم اسلامی ایستادند و كوتاه نیامدند، اما واقعیت این است كه در مقابل صف متحد سرمایه داران و دولت فعالین و تشكلهای كارگری در یك صف متحد قرار نداشتند. گرایشات و تشكلهای كارگری به دلیل تنگ نظری و عدم تشخیص درست اوضاع نتوانستند بر خرده اختلافات خود فایق آیند.
در حالیكه جناح چپ فعالین و جنبش كارگری علیرغم هر اختلاف سیاسی و سایه روشنی كه با هم دارند میتوانستند با تشخیص درست اوضاع سیاسی و با احساس مسولیت بیشتری در كنار هم و در یك صف متحد قرار گیرند. حتی گرایشات سندیكالیستی و رفرمیستی میتوانستند برای برگزاری یك اول مه قدرتمند در كنار همدیگر قرار گیرند. اگر چه در آن صورت هم ممكن بود همین مشكلات پیش بیاید، اما تفاوت این بود كه جمهوری اسلامی و سرمایه داران در مقابل یك صف وسیعتری از كارگران و فعالین كارگری قرار میگرفت. چنانچه میبینیم تا كنون بجز اتحادیه آزاد كارگران و فعالین این تشكل بقیه تشكلها نه به عنوان صاحب خانه و نه به عنوان كسانی كه همكاران و دوستان و رفقایشان را دستگیر كرده اند. بلكه به عنوان همسایه و كمی با فاصله وقایع بعد از اول مه را نظاره گر هستند. در بهترین حالت اطلاعیه ای و بیانیه ای بی ویتامین صادر كرده و منتظر وقایع بعدی نشسته اند. در حالیكه سرمایه داران و دولتشان تعدادی از همكاران آنها را به زندان برده اند. در یك شرایط مناسب اكنون باید ما شاهد به میدان آمدن یك صف وسیع از فعالین و تشكلهای كارگری میبودیم كه برای آزادی همكارانشان دنیا را متوجه خود و اوضاع جنبش كارگری در ایران میكردند. اما متاسفانه به دلیل تنگ نظری و عدم تشخیص درست اوضاع سیاسی از حداقل فعالیتی كه انتظار میرفت هم تا كنون خبری نیست. امید وارم كه این تذكر فعالین كارگری حاشیه این وقایع را متوجه این حقیقت بكند كه حسابگریهای خرد و غیر سیاسی را كنار بگذارند و وارد میدان دفاع از دستگیر شدگان شوند. كسانیكه احتمالأ فكر میكنند با سكوت و عدم دخالت خطری آنها را فعلأ تهدید نمیكند باید بدانند كه جمهوری اسلامی و سرمایه داران اگر بتوانند یك قدم جلو بیایند بخش بسیار وسیعتری از كارگران و فعالین آزادیخواه را زیر ضرب میبرند. البته نباید از یاد برد آن هنگام تلاش برای جبران عدم دخالت و سكوت امروز دیگر دیر شده است. |