|
|
|||||||
|
|
جدال بر سر اول مه
چند هفته قبل از اول مه امسال جدال جنبش كارگری از یك طرف و جمهوری اسلامی و سرمایه داران از طرف دیگر شدت بیشتری گرفت. دو صف انقلاب و ارتجاع، انسانیت و توحش، سوسیالیسم و بربریت، در مقابل هم صف آرایی كردند. صف بردگان كار مزدی با رهبرانی شناخته شده فقط با اتكا به نیروی طبقاتیشان و صف ارتجاع اسلامی با اتكا به پلیس، دادگاه، سازمان اطلاعات و امنیت و رسانه ها و كل دم و دستگاه سركوب در مقابل هم آرایش گرفتند. نبردی نابرابر اما امیدوار كننده بر سر حقوق پایه ای انسان در ابعاد كل ایران شدت بیشتری گرفت. در شهرهای كردستان ما شاهد گوشه ای از این نبرد سراسری بودیم.
مقامات دولتی در همه شهرها اعلام كردند كه مجوز برگزاری مراسم اول مه به كارگران داده نمیشود. برای زهر چشم گرفتن و ایجاد جو ترس و وحشت قبل از اول مه در سنندج شیث امانی یكی از رهبران شناخته شده كارگری را دستگیر و رونه زندان كردند. در جریان مذاكره رهبران اتحادیه آزاد كارگران ایران با فرمانداری سنندج بر سر مجوز برگزاری اول مه، فرماندار اعلام كرد "مجوزی در كار نیست، شما غیر قانونی هستید"، كارگران جواب دادند "برگزاری مراسم اول مه حق هر كارگری است و بدون اجازه هم این مراسم را برگزار میكنیم". جواب فرماندار این بود كه: "نمیگذاریم، دستگیرتان میكنیم، همتان را جمع میكنیم" علیرغم این فشارها روزهای قبل از اول مه و روز اول مه هم پلیس و نیروهای امنیتی با رهبران اتحادیه تماس گرفتند و آنها را تهدید كردند كه نباید مراسم مستقل كارگری برگزار كنند.
اما با وجود تهدید و فشار پلیس، كارگران مراسمشان را برگزار كردند. اگر چه تهدید و عدم مجوز ابعاد این مراسم را محدود كرد اما كارگران سنندج صبح روز اول مه در خیابان سیروس و بعد از ظهر در خارج از شهر دومراسم برگزار كردند و قطعنامه هایشان را خواندند و سخنرانیهای پرشوری كردند. جمهوری اسلامی موفق شد ابعاد این مراسم را محدود كند، اما نتوانست تمامأ جلو آنرا بگیرد.
زور آزمایی و كشمكش بر سر اول مه جدالی جدی و مهم بود. جمهوری اسلامی تلاش كرد كه جلو حضور كارگران را بگیرد و كارگران با جسارت و اتكا به قدرت طبقاتیشان موفق شدند در این جدال به جمهوری اسلامی و سرمایه داران بفهمانند كه آماده مقابله هستند و جواب مقامات دولتی را با اتكا به قدرت خود خواهند داد. كارگران علیرغم همه مشكلاتی كه تهدیدشان میكرد، با برگزاری این مراسمها جواب دولت و سرمایه داران را دادند. كوتاه نیامدند، تسلیم زورگویی دولت سرمایه داران نشدند.
در روز اول مه نیروهای امنیتی شهر سنندج را قرق كرده بودند كه كارگران نتوانند حركتی از خود نشان بدهند. اما وقتیكه متوجه شدند كارگران مراسمشان را برگزار كرده اند مثل مار زخم خورده بعد از پایان مراسم 7 نفر از فعالین شهر سنندج را دستگیر و روانه بازداشتگاه كردند.
در مریوان و سقز و كامیاران و... مراسمهایی برگزار و اقداماتی در این راستا انجام گرفت. در شهرهای دیگر از جمله كرمانشاه و عسلویه همین زورآزمایی اتفاق افتاد. در عسلویه سه نفر از رهبران كارگری را دستگیر و روانه بازداشتگاه كردند. اما كارگران در این زور آزمایی علیرغم هزینه ای كه پرداخت كردند موفق شدند در مقابل زورگویی رژیم سرمایه داران بایستند. كارگران و تشكلهای كارگری قطعنامه و بیانیه هایی كه به مناسبت این روز تصویب و منتشر كردند، خواسته های پایه ای كل جامعه را نمایندگی میكرد. جنبش كارگری نشان داد كه با روشن بینی و تشخیص درست از تعادل قوا و با اتكا به رهبرانی با كفایت و با افق علیرغم هر مانعی كه دولت و سرمایه داران ایجاد میكنند به جلو میروند.
اول مه امسال باوجود موانع و مشكلات متعددی كه در مقابل فعالین و تشكلهای كارگری ایجاد شد، نقطه عطفی جدی بود. بخش قابل توجهی از رهبران و فعالین كارگری به عنوان سخنگویان جامعه برای رهایی از این مناسبات نابرابر پا پیش گذاشتند و جلو آمدند. در راس این تحرك امیدوار كننده، رهبران و فعالین اتحادیه آزاد كارگران ایران نقش مهمی ایفا كردند. اگر چه تعدادی ازرهبران و فعالین این اتحادیه دستگیر شدند اما پرچمی را به اهتزاز در آوردند كه پرچم حق طلبانه و آزادیخواهانه كل جامعه است. فعالین كارگری در اول مه امسال نبردی را پیش بردند كه سرنوشت ساز است.
این زورآزمای و این مقطع فقط لحظاتی از تاریخ مبارزه طبقه ما را نشان میدهد. اما تلاش برای متشكل شدن و متحد شدن برای تغییر این تعادل قوا و بزیر كشیدن قدرت سرمایه در ایران، كاری فوری و حیاتی است. باید تدارك نبرد نهایی را از همین حالا شروع كرد. فعالین و دوستانی كه به هر دلیلی نتوانستند و یا به دلیل تنگ نظری نخواستند در كنار این تلاش مهم در این مقطع بایستند، اكنون باید نگاهی به روزهای گذشته بیندازند و متوجه كمبودهای خود بشوند. اگر همه ما در یك صف واحد میتوانستیم متحدانه در كنار همدیگر باشیم چه بسا دستاوردها بسیار بیش از این میتوانست باشد.
جنبش كارگری برای رسیدن به پیروزی تنها یك اسلحه دارد و آنهم اتحاد و همبستگی طبقاتی و متحد شدن حول یك پلاتفرم كارگری است. حزب كمونیست كارگری پرچمدار این پلاتفرم كارگری است. كارگران برای پیروزی به چنین حزبی احتیاج دارند. كارگر بدون حزب مانند جنگجوی بدون اسلحه است. من همه كارگران، فعالین و رهبران كارگری را به پیوستن به حزب خودشان، حزب كمونیست كارگری فرامیخوانم. كسی كه این مهم را نبیند و حزب را ازان خود نكند، به طور قطع یا اسیر تنگ نظری است و یا هنوز از سیاستهای كمونیستی و كارگری فاصله دارد. محمد آسنگران 2مه 2008 |