|
|
|||||||
|
|
انترناسیونال ۲۴۲ در حاشیه رویدادها کیوان جاوید
همه مردم ایران مجرم سیاسی اند!
مسئولان عالی قضايی جمهوری اسلامی مصاديق جرم سياسی و مجازاتهای مرتبط با هركدام از اين جرائم را به تصويب رساندند. عجب اتفاق نادری. مشکل این آقایان احتمالا از این قرار بود که تا حال نمی دانستند چه چیز هائی جرم سیاسی محسوب می شود و حالا خیل آخوندها و غیر آخوندهای ریز و درشت دور هم جمع شده اند و همه عقل ها را روی هم ریخته و فهمیده اند این چند قلم کار جرم است:
يك ـ فعاليتهای تبليغی مؤثر عليه نظام
دو ـ برگزاری اجتماعات يا راهپيمايی های غيرقانونی
سه ـ نشر اكاذيب يا تشويش اذهان عمومی از طريق سخنرانی در مجامع عمومی، انتشار در رسانهها، توزيع اوراق چاپی و ...
چهار ـ تشكيل يا اداره جمعيت غيرقانونی يا همكاری مؤثر در آنها
پنج ـ تلاش برای ايجاد يا تشديد اختلاف بين مردم در زمينههای دينی، مذهبی، فرهنگی و نژادی
بعد از مشخص کردن جرم سیاسی هر کدامشان با خیالی راحت و آسوده از اینکه مردم نیز فهمیده اند جرم چیست و مشکل تا امروز نامعین و نامعلوم بودن جرم بود با خیال راحت سر بر بالین گذاشته یا پی کسب و کاسبی شریف و البته اسلامی خود رفته اند. به این می گویند حل مشکلات یک حکومت. اما چند اشکال جزئی در این مصوبات هست. کوتاه نگاهی با اشکالات بیندازیم.
فعالیت تبلیغی مؤثر علیه نظام. البته معلوم نکردند منظور از مؤثر یعنی چه. یعنی تا حد سرنگونی یا تا حد بی آبرو کردن همه مظاهر نظام. یا چه؟ لطفا آقایان قضات معلوم کنند تا مردم تکلیفشان معلوم شود تا بعدا به دلیل ندانستن، مرز بین فعالیت تبلیغی موثر و غیر موثر قاطی نشود.
تا حالا نمی دانستیم می شود اجتماعات و راهپیمائی های قانونی غیر حکومتی هم داشت. حالا که معلوم شد کارگران و دانشجویان و زنان بروند از جمهوری اسلامی اجازه بگیرند و در راهپیمائی های قانونی شان شعار بدهند "حکومت اسلامی نمی خواهیم" همان کاری که جوانان و مردم آریاشهر همین یکی دو ماه پیش کردند.
نشر اکاذیب! آدم دلش برای این حکومتی ها بدرد می آید. هی شبانه روز مردم حرف هائی علیه اینها می زنند که صد البته همه کذب محض است. مثلا علیرغم اینکه همه سران حکومت و نمایندگان مجلس و فرماندهان سپاه و بسیج و ارتش و کارخانه داران نازنین در خانه اجاره ای زندگی می کنند که حتی نمی توانند با ماهی ٢٠٠ هزار تومان حقوق شان از پس اجاره خانه بر بیایند؛ این مردم، مفتخور و دزد خطابشان می کنند. اصلا هم حالیشان نیست مملکتی که حوزه علمیه و مجتهد اسلامی نداشته باشد به چه کاری می آید. حالا گیریم این چند ده هزار نفر که در حوزه ها با خرج مردم زندگی می کنند، همیشه که اینطور نخواهد بود فردا می روند کارشان را روی منابر شروع می کنند و به مردم درس تقوا و وارستگی می دهند. مگر نه اینکه مردم نیاز دارند از نظر فرهنگی هم رشد کنند. همه اش که توجه به شکم و موسیقی غربی و رابطه خارج از ازدواج و ... نمی شود.
اما چه کسی دامن زننده اختلافات دینی و مذهبی و فرهنگی و ... بین مردم است؟ تا حالا شنیده بودیم حکومت اسلامی بهائی بودن را جرم می داند، یهودی و ارمنی و زرتشتی بودن افراد کافی است که از اکثر مشاغل دولتی و حتی غیر دولتی محروم باشند و هزار محرومیت و توهین و تهدید آشکار و پنهان دیگر. اگر اینها جرم است که هست پس همه شما باید به همین دلایل که خود تصوب کرده اید دادگاهی شوید. بد هم نیست ما همه مراجع قضائی و دولتهای جهان را تحت فشار بگذاریم وقتی پای یکی از شما ها به خارج رسید دستگیرتان کنند. مدرک هم میدانید که به اندازه کافی موجود است.
اگرآقایان قضات اسلامی ما اجازه بدهند، بگویم درد نظامشان چیست؟ مردم ایران علیه شما هستند. در خانه و کوچه و در مدرسه و دانشگاه و کارخانه و خلاصه هر کجا دو نفر جمع می شوند علیه شما "نشر اکاذیب" می کنند و دست به تجمع غیر قانونی می زنند. به این معنا همه مردم ایران مجرم سیاسی اند اما تصویب این قوانین دردی از شما دوا نمی کند، فکر اساسی تری بکنید. تسلیم مردم شود تا پرونده تان از این که هست سنگین تر نشود.
ساده و فهمیدنی!
دارائی ناقابل آقای لاکشمی میتال، معروف به سلطان فولاد جهان ۲۷ ميليارد و ۷۰۰ ميليون پوند يعنی در حدود ۵۶ ميليارد دلار است. فقط در سال ٢٠٠٧ هشت میلیارد پوند به ثروت ایشان افزوده شده است.
بر اساس فهرست منتشر شده درساندی تايمز، ثروتمندان بريتانيا، هيچ وقت به اندازه سال گذشته بر ثروت خود نيفزوده اند، به طوری که هزار مولتی میلیونر این کشور در سال ۲۰۰۷، حدود ۵۳ ميليارد پوند به ثروت خود اضافه کرده اند. ثروت اين افراد به ۴۱۲ ميليارد و ۸۰۰ ميليون پوند رسيده که طی يک سال ۱۵ درصد رشد داشته است.
ساندی تایمز برای اینکه بیش از این دل گرسنگان جهان را بسوزاند لیست ثروتمند ترین های جهان را نیز منتشر کرده است. بر اساس اين آمار، برادران آمبانی(موکش و آنيل) با ثروتی بالغ بر ۴۳ ميليارد پوند، خانواده والتون با ۳۸ ميليارد و ۴۰۰ ميليون پوند و بيل گيتس، صاحب مايکروسافت با ۲۹ ميليارد پوند دارایی، ثروتمندترين افراد جهان هستند.
وقتی این آمار نجومی ثروت را در کنار آمار سال قبل کنفرانس جهانی حقوق بشر قرار بدهید که اعلام می کند یک میلیارد و ٢٠٠ میلیون نفر در جهان در آمدی معادل یک دلار در روز دارند و ٨٠٠ هزار نفر گرسنه اند تازه می شود به ابعاد فاجعه اندیشید و اینکه در چه دنیائی زندگی می کنیم. بیاد داشته باشیم این گزارش در زمانی منتشر شده است که هنوز صندوق بین المللی پول سوت خطر را به صدا در نیاورده بود. یعنی از نظر این نهاد و همه همپالگی هایش "خطر شورش گرسنگان" در این ابعاد عظیم وجود نداشت.
یادتان هست؟ تقربیا یک ماه قبل بود که رئیس صندوق بینالمللی پول، تاکید کرد بود اگر قیمتهای مواد خوراکی به همین گرانی بمانند که اینک هستند، "صدها هزار تن از گرسنگی میمیرند و کودکان دچار سوءتغذیه میشوند." اما خطر مرگ "صدها هزار نفر" بیانگر همه ابعاد فاجعه نیست. آنهائی که با روزی یک دلار زندگی می کنند حالا نمی توانند از خطر مرگ جان سالم بدر برند، یعنی همان آمار یک میلیارد و ٢٠٠ هزار نفر بعلاوه ٨٠٠ میلیون نفر گرسنه. به همین سادگی ٢ میلیارد نفر ممکن است بزودی بمیرند تا ثروث آقای لاکشمی میتال که سال گذشته ٨ میلیارد پوند افزایش یافته است، در سال آینده احتمالا دو برابر شود. چرا که نه؟ اصلا چه کسی گفته است این خیل پا برهنگان و بی سر و پاها و بیکارها حق زندگی دارند. مگر نه اینکه آنها در هر کجا که جمع اند زشتی و کثافت و بی فرهنگی از سراپای محیط شان می بارد؟ با سه میلیارد کمتر جمعیت مگر نمی شود همین مقدار سود کسب کرد. بالاخره عصر حجر یا دوران برده داری یا فئودالی نیست که احتیاج به این همه نیروی کار باشد. حالا که تکنولوژی تا این حد اعجاز آفریده است و کار ده هزار کارگر را همین ابزار آلات پیشرفته و فوق مدرن در یک چشم به هم زدن انجام می دهند، برای حفظ محیت زیست هم که شده چه بهتر تعداد ناقابلی هلاک شوند. مگر نه اینکه آقای مالتوس "اقتصاد دان و کشیش" انگلیسی در قرن هیجدهم گفته است برای پيشگيری از اين انفجار جمعيت بايد زاد و ولد را كاهش داد و يكی از نظريات او اين است كه كمك به بينوايان و مستمندان توسط دولت كاری بيهوده است و بايد به جای اين كار جمعيت آنان را كنترل كرد؟ خب مرگ چند صد میلیون یا چند میلیارد نفر هم نوعی کنترل جمعیت است. مشکل اما آنجا است که این گرسنگان علیه وضع موجود قیام کنند. ساده و فهمیدنی است که چرا بیش از نیمی از جمعیت جهان باید در بدبختی مطلق بسر برند، کودکان گرسنه باشند و از پیش پا افتاده ترین بیماری ها جان بسپارند. حاکمان جهان و ایدئولوگهای سرمایه داری همین حکم ساده را آنچنان پیچده جلوه می دهند تا کسی از علل این همه سیه روزی چیزی دستگیرشان نشود. با یک نگاه ساده، اما، انسانی می شود مشکل را شناخت. این جهان در کنترل سیستم تبهکار سرمایه داری است. کافی است کنترل جهان از دست این جنایتکاران خارج شود و جامعه بشری بر سر درش بنویسد از هر کس به اندازه توانش و به هر کس به اندازه نیازش. کافی است گرسنگان و همه آنهائی که چیزی جزء زنجیرهای بردگیشان را ندارند که از دست دهند علیه وضعیت موضوع قیام کنند. * |